اخلاق اسلامی 16/12/91 استاد جعفری

نام کتاب: آئین زندگی (اخلاق کاربردی) احمد حسین شریفی، سوالها به احتمال 99% تستی می باشد. از صفحه 25تا 26(مقدمه) حتما یک سوال می آید.

 

مباحث اصلی کتاب: اخلاق در خانواده، اخلاق در اجتماع و اخلاق در زناشویی
اولین مقوله: بحث دانش اندوزی، ما باید به اهمیت علم و دانش واقف شویم. در اهمیت کسب علم و دانش همین بس که تمام انبیاء الهی وقتی مبعوث شدند نخستین مسئله که بشر را به آن دعوت کرده اند علم و دانش بود. قرآن را مثال می زنیم، پس از آفرینش بحث تعلیم و تربیت را به عنوان اولین گوهر ارزشی انسان بیان می کند. سوره 68 القلم انسان را به قلم سوگند می دهد. بعد از اینکه انسان از بهشت خارج شد همه معارف را از او گرفت (پرده جلوی علوم او را گرفت) پیامبر! تو فقط یادآور کننده ای. هرچه که به انسان آمورش می دهی ذاتا در وجود انسان هست. برای همین انسان امور فطری را خیلی سریع یاد می گیرد.  قرآن فقط یک تذکره (یادآوری کننده) است. علم را یاد بگیرید حتی از منافق یا کافر باشد. نگاه کنید چه کسی حرف می زند و چی دارد می گوید این مهم است.
 پیامبر فرمودند: زمینه عبادت علم و معرفت است. عبادت برخاسته از علم مفید است. در غیر اینصورت (کورکورانه) مفید نیست. نماز بخوانید آن طو که من نمازمی خوانم مناسک حج را از من یاد بگیرید.
در مسائل فروعات تقلید از کسی که به او اطمینان دارید، اشکالی ندارد. در مباحث فقهی چهار تا منبع معرفی کردند. کتاب، سنت، اجماع، عقل  منابع اصولی و استنباطی ما هستند.
ایدئولوؤی انسان عبارت است از نوع نگرش انسان به جهان و خدای  و آخرت. پیامبر می فرماید اهمیت علم بیشتر از عبادت است. عالمانه نماز خواندن ارزشمندتر از هفتاد سال نماز ناعالمانه است. عشق حقیقی عشق به خداست. حدیث است که کسی که چهل شبانه روز خود را خالصانه برای خدا در معرض اخلاص قرار دهد خداوند چشمه های حکمت را که در قلب هر انسانی هست  به زبان و عقلش جاری می سازد. مانند لقمان حکیم. یا داستان گوهر شاد و کارگر که نتبیجه علم و دانش است. عالم فاسد عالم را به فساد می کشاند.
ضرورت علم: اگر انسان با علم زندگی نکند با حیوان فرقی ندارد. مانند کسانی که ظاهرا گوش دارند ولی کرند. چشم دارند و لی کورند.... هر جسمی ذکاتی دارد. ذکات چشم عفیف بودن، زکات  زبان غیبت نکردن و حرفهای زشت و نامربوط به زبان نیاوردن... ضرورت علم به این است که  انسان از علمی استفاده کند که به علوم حقیقی دست پیدا کند.
دانش اندوزی و پارسایی: اگر تقوا داشته باشیم خداوند به ما قدرت تشخیص دادن خوب از بد و درست از نادرست را می دهد. انسان متقی سهل تر و آسان تر به سوی پذیریش نکات علمی می رود و آنها را فرا می گیرد.


فصل اول  (برداشتی از توضیحات استاد در کلاس)

-    معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق چیست؟ معنای لغوی جمع کلمه خلق و به معنای سرشت و سجیه است. هر انسانی دارای خلق است. (خلقیات، سجایا) خلق پسندیده یا نا پسند است. بنابراین انسان اخلاق مدار است. یا به سمت خوبی ها یا به سمت بدیها است. از نظر ریشه با کلمه خلق (آفرینش، ایجاد) هم ریشه است. فیزیک ظاهری ما خلق ماست؛ باطنی خلق ما. معنای اصطلاحی حالت نفسانی است. بدون هیچ تصمیم گیری و تامل به سوی کارهایی می رود. افراد با سرشت خوب به سوی کارهای خوب و با سرشت بد به سوی کارهای بد می روند.

   علم اخلاق در چه زمینه هایی بحث می کند؟ در زمینه انگاره های یک مکتب بحث و گفتگو می کند (بایدها و نبایدها) باید ها و نبایدهای مکتب ها با هم فرق می کند. به اقتضای مبانی ارزشی هر مکتب تعریف می شود.

رایج ترین معنای اصطلاحی "اخلاق" در میان دانشمندان اسلامی عبارت است از: صفات و ویژگی های پایدار در نفس که موجب می شوند کارهایی متناسب با آن صفات به طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تامل از انسان صادر شود.

ابن علی مسکویه در تعریف اخلاق می گوید: اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به تفکر و تامل، آدمی را به سمت انجام کار حرکت می دهد.

اگر این حالت نفسانی به گونه ای باشد که کارهای زیبا و پسندیده از آن صادر شود آن را (اخلاق فضیلت) و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر گردد، آن را (اخلاق رذیلت) گویند.

جامع ترین تعریف علم اخلاق: علم اخلاق علمی است که با معرفی و شناساندن انواع خوبی ها و بدی ها، راه های کسب خوبی ها و رفع و دفع بدی ها را به ما می آموزد. یعنی هم بعد شناختی و معرفتی دارد و هم بعدی علمی و رفتاری.

انواع پژوهش های اخلاقی: سه حوزه پژوهشی در این راستا می توان نام برد.
مطالعات توصیفی، مطالعات هنجاری، و مطالعات تحلیلی یا فرا اخلاقی.

مباحث اصلی کتاب: اخلاق در خانواده، اخلاق در اجتماع و اخلاق در زناشویی (توضیحات استاد در کلاس)
اولین مقوله: بحث دانش اندوزی، ما باید به اهمیت علم و دانش واقف شویم. در اهمیت کسب علم و دانش همین بس که تمام انبیاء الهی وقتی مبعوث شدند نخستین مسئله که بشر را به آن دعوت کرده اند؛ علم و دانش بود. قرآن را مثال می زنیم، پس از آفرینش بحث تعلیم و تربیت را به عنوان اولین گوهر ارزشی انسان بیان می کند. سوره 68 «القلم » انسان را به قلم سوگند می دهد. بعد از اینکه انسان از بهشت خارج شد همه معارف را از او گرفت (پرده جلوی علوم او را گرفت) پیامبر! تو فقط یادآور کننده ای. هرچه که به انسان آمورش می دهی ذاتا در وجود انسان هست. برای همین انسان امور فطری را خیلی سریع یاد می گیرد.  قرآن فقط یک تذکره (یادآوری کننده) است. علم را یاد بگیرید حتی از منافق یا کافر باشد. نگاه کنید چه کسی حرف می زند و چی دارد می گوید این مهم است.  پیامبر فرمودند: زمینه عبادت علم و معرفت است. عبادت برخاسته از علم مفید است. در غیر اینصورت (کورکورانه) مفید نیست. نماز بخوانید آن طو که من نمازمی خوانم مناسک حج را از من یاد بگیرید.
در مسائل فروعات تقلید از کسی که به او اطمینان دارید، اشکالی ندارد. در مباحث فقهی چهار تا منبع معرفی کردند. کتاب، سنت، اجماع، عقل  منابع اصولی و استنباطی ما هستند.
ایدئولوؤی انسان عبارت است از نوع نگرش انسان به جهان و خدای  و آخرت. پیامبر می فرماید اهمیت علم بیشتر از عبادت است. عالمانه نماز خواندن ارزشمندتر از هفتاد سال نماز ناعالمانه است. عشق حقیقی عشق به خداست. حدیث است که کسی که چهل شبانه روز خود را خالصانه برای خدا در معرض اخلاص قرار دهد خداوند چشمه های حکمت را که در قلب هر انسانی هست  به زبان و عقلش جاری می سازد. مانند لقمان حکیم. یا داستان گوهر شاد و کارگر که نتبیجه علم و دانش است. عالم فاسد عالم را به فساد می کشاند.
ضرورت علم: اگر انسان با علم زندگی نکند با حیوان فرقی ندارد. مانند کسانی که ظاهرا گوش دارند ولی کرند. چشم دارند و لی کورند.... هر جسمی ذکاتی دارد. ذکات چشم عفیف بودن، زکات  زبان غیبت نکردن و حرفهای زشت و نامربوط به زبان نیاوردن... ضرورت علم به این است که  انسان از علمی استفاده کند که به علوم حقیقی دست پیدا کند.
دانش اندوزی و پارسایی: اگر تقوا داشته باشیم خداوند به ما قدرت تشخیص دادن خوب از بد و درست از نادرست را می دهد. انسان متقی سهل تر و آسان تر به سوی پذیریش نکات علمی می رود و آنها را فرا می گیرد.

ضرورت فراگیری علم از دیدگاه اسلام: ضرورتی مطلق است. نه قید افرادی دارد، نه قید زمانی، نه قید مکانی و نه هیچ قید و محدودیتی دیگر.

فراگیری علم مطلوبیت ذاتی ندارد؛ بر همین اساس اسلام در کنار دعوت به علم آموزی، به پارسایی، تقوا و همزمان با تعلیم، بر تزکیه و زدودن زنگار گناه و وسوسه شیطان از دل نیز تاکید می ورزد.

موانع دست یابی به علم حقیقی:
- پیروی از حدس و گمان،
- تقلید کورکورانه،
- شتاب زدگی،
- تمایلات نفسانی.

تفاوت های تقلید ممدوح و مذموم، تقلید مدموم تقلیدی است که رهزن اندیشه بوده و برگمراهی انسان می افزاید؛ اما تقلید ممدوح، تقلیدی است که عقل و فطرت انسان به آن حکم می کند.

آداب اخلاقی آموختن:
1. انگیزه الاهی (خالص)، کار اخلاقی و ارزشمند از دیدگاه اسلام کاری است ک صرفا برای رضایت خداوند انجام گرفته باشد.
2. انتخاب استاد شایسته، به دلیلی تاثیر گذاری آشکار و نهان استادان در روند زندگی، انتخاب معلمی شایسته و وارسته همواره مورد توجه و تاکید فراوان اولیای دین بوده است.
3. رعایت الویت ها، مهمترین وظیفه ی دانشجویان تحصیل دانش های سودمند برای جامعه و رشد و پیشرفت فراگیر جامعه ی اسلامی است.
4. خوب گوش دادن، یکی از آدابی که برای هرکسی به ویژه دانشجویان لازم است؛ هنر خوب گوش دادن به سخنان استاد است.
5. پرسش و پرسشگری، اگر برای کشف حقیقت و فهم واقعیت باشد؛ نه تنها از فضایل اخلاقی است، که در پاره ای اوقات از نظر شرعی و فقهی نیز واجب است.

6. ضبط و نگارش مطلب، شایسته است که دانشجویان مطالب نو و جدیدی را که در هر درسی می آموزند، یادداشت نمایند.
7. تواضع در برابر استاد، احترام به عالمان نشانه ی بهره مندی از عقل و حرمت عالمان همانند حرمت شهیدان و صدیقان معرفی شده است.

استاد شایسته کیست؟ کسی است ک با رفتار خود دانشجو را به کسب فضایل ترغیب و از آلودگی به رذایل اخلاقی دور کند. دیدن او انسان را به یاد خدا اندازد و سخن گفتنش به علم دانشجو بیفزاید.

خودشناسی، یکی از دانش هایی است که آموختن آن بیش از هر دانش دیگری بر هر مسلمانی لازم است.
خودشناسی سودمندترین دانش هاست.
بزرگترین نادانی، نادانی انسان نسبت به امور نفس خودش است.

فصل دوم اخلاق پژوهش

جایگاه پژوهش: یکی از اهداف اصلی نظام های آموزشی در هر جامعه ای پرورش پژوهشگر و محقق است. یکی از شاخصه ها و مولفه های مهم برای ارزیابی میزان موفقیت نظام های آموزشی، شمار پژوهشگرانی است ک تربی کرده، رشد علمی در هر جامعه ای مرهون پژوهش های جدید و نو است. با پژوهش و تحقیق است که درخت دانش جان می گیرد؛ رشد می کند و به ثمر می رسد.

فضایل اخلاقی در پژوهش:
1. تصحیح انگیزه و نیت، انگیزه باید الاهی باشد و گرنه اگر به انگیزه شهرت و کسب ثروت باشد، ممکن است دنیای ما و دیگران را آباد کند، چون در راستای زندگی حقیقی ما نیست، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود. همانگونه که حسن فعلی نیازمند حسن فاعلی است.
2. توجه به نقش پیش فرض های ارزشی، علوم انسانی و اجتماعی دارای بار ارزشی است. بعنی پژوهشگر نمی تواند فارغ از نظام ارزشی مورد قبولش دست به تحقیق بزند. اندیشه های فلسفی، عرفانی، دینی، اجتماعی و تاریخی محقق در ساختار هندسه علمی و پژوهشی او نقش تعیین کننده دارند. مثلا روانشناس مسلمان هرگز نمی تواند عوامل وراثتی را به عنوان علت تامه ی شکل گیری شخصیت انسان بپذیرد.

3. آشنایی با پیشینه پژوهش: در هر تحقیقی اگر می خواهیم دست به نوآوری بزنیم و افق های تازه تری را ببینیم، بایدبا پژوهش های پیشینیان در آن موضوع آشنا شویم. جمله مشهور "نیوتن": اگر توانسته ام افق را اندکی دورتر از دیگران بنگرم، برای این است که بر شانه های غولان ایستاده ام»
4. گزینش مسئله: انتخاب مسئله از مهم ترین و بنیادی ترین مراحل تحقیق است. مسئله ما باید به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی یا عملی جامعه را بر طرف سازد و مورد علاقه پژوهشگر نیز باشد؛ تا بتواند در برابر مشکلات و موانع احتمالی مقاومت کند.
5. شهامت در پژوهش: تجربه نشان داده و هم اولیای دین به ما توصیه می کنند که هرگز نباید از انجام کارهای بزرگ به دلیل ترس از ناتوانی و یا ترس از مشکلات احتمالی خودداری کرد.
6. امانتداری: امانتداری رکن مهمی از حیات علمی و تحقیقی است؛ هر نویسنده ای اخلاقا موظف است منبع هر مطلبی را که از هر کسی نقل می کند؛ دقیقا دکر کند. و از نقل تقطیعی پرهیز کنیم. نقل تقطیعی یعنی نقل یک مقدار از حدیث، یا متن تاریخی، یا متن فلسفی و غیره و مقدار دیگر را حذف کنیم.
7. حقیقت جویی: پژوهشگر باید همه ی هم و غم خود را کشف حقیقت بداند و هرگز از مشکلاتی که ممکن است دیگران برای او پیش آورند، نهراسد.
8. نشاط در تحقیق: محقق توانا و موفق کسی است که با شوق و ذوق و نشاط در پی حل مسئله خود باشد. و هرگز خستگی و کسالت به خود راه ندهد.
به تعبیر شهید مطهری: « انسان باید به کارش عشق داشته باشد... آن وقت است که شاهکارها به وجود می آورد که شاهکار ساخته عشق است؛ نه پول و درآمد. با پول می شود کار ایجاد کرد و نمی شود شاهکار ایجاد کرد
9. پژوهش گروهی: پژوهش فردی در جای خود مفید و ارزنده است. اما باید دانست که اتقان و استحکام پژوهش های گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش فردی است. و درصد خطای کار گروهی کمتر از پژوهش فردی است به قول مولوی: «عقل ها مر عقل را یاری دهد»

آسیب شناسی اخلاقی پژوهش:
1.
شهرت زدگی، پژوهشگر باید بکوشد در تحقیقات خود، در دام بززگ و خطرناک شهرت زدگی گرفتار نیاید. مشهور بودن یک رای و عقیده، هرگز به معنای درست بودن آن نیست.
2. شتابزدگی، کمترین آفت شتابزدگی این است که مانع درک درست موضوع می شود.
3. دخالت دادن خواسته های شخصی، پژوهشگر منصف کسی است که اصل بی طرفی در تحقیق را رعایت کند و نباید دیدگاه ها و خواسته ها و اغراض شخصی خود را بر موضوع تحقیق تحمیل کند. تحقیق معتبر، تحقیق است که بی طرفانه و بدون حب و بغض های پیشین صورت بگیرد.
4. انتحال، انتحال دو معنای نزدیک به هم دارد. معنای شایع ان «سرقت ادبی» (حل شدن یا حل کردن) پژوهش را به نام خود ثبت کردن. و معنای دیگر آن « خود را به مذهبی بستن» (حرف خود را به فرد دیگری نسبت بدهیم) نویسندگانی که می کوشند برای درست جلوه دادن سخن خود، افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمی را مدافع نظریه خود معرفی کنند مرتکب عمل غیر اخلاقی انتحال شدند.

فصل سوم اخلاق نقد (شیوه های اخلاقی مواجهه با اندیشه ها)

1.اهمیت و جایگاه: یکی از مهمترین قیود آزادی، قیود اخلاقی است. اخلاق حاکم بر آزادی است و آزادی در صورتی عاقلانه و ثمربخش خواهد بود که در چهارچوب اخلاق باشد.گفتگوهای علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود؛ اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه، سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت. اینها زمانی نوید بخش است که موضوعات مورد گفتگو، موضوعاتی مفید و ثمربخش باشند و در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم با مراعات همه اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند.
2. معنا شناسی نقد: نقد و انتقاد، به معنای ارزیابی منصفانه یک چیز است. و برای این ارزیابی، در بسیاری موارد لازم است در کنار بیان نقاط ضعف، نقاط قوت را نیز یادآور شد. کلمه ی انتقاد به معنای نکته گیری و عیب جویی نیست. بیشتر به معنای نکته سنجی و تحقیق است.
3. ضرورت نقد: نقد اندیشه های نادرست، از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزه ی معرفتی است. و یک وظیفه ی اجتماعی است. زکات ذکاوت و شکر نعمت خوش فهمی و تیزبینی این است که شخص تیزبین باید دست دیگران را بگیرد و در گلستان زیبایی که کشف کرده بچرخاند بلکه آنان را از باید خارها و سنگلاح ها آگاه سازد.

شرایط اخلاقی نقد:
1-
فهم سخن و تبحر در موضوع، هیچ کس اخلاقا مجاز نیست پیش از فهم درست دقیق یک مدعا و به صرف داشتن تصوری مبهم و اجمالی از یک نظریه به نقد آن بپردازد.
2- کنار نهادن حب و بغض، تاثیر حب و بغض تا آنجاست که می تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد.کسی که با نگاه عاشقانه و با با نگاه مغرضانه به مسئله ای می نگرد، به سختی می تواند همه ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره و ناسره آن را تشخیص دهد.
3- پرهیز از نقد متقابل، عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری نقد او نمی شود. تنها
ثمره و پیامد نقد متقابل، محروم کردن خود از هدایت ها و نصایح دیگران است.
4- نقد انگیخته به جای انگیزه؛ به گفته بنگر نه به گوینده، یکی دیگر از آفت های اخلاقی در عرصه ی نقد، خلط انگیزه و انگیخته است.(انگیزه درونی، انگیخته بیرونی) شخص یا حزب یا طبقه ای که مورد نقد فرد یا حزب دیگر قرار می گیرد. به جای بررسی محتوای سخن ناقد، و بررسی ادله ی او، به اکتشاف انگیزه های نهانی و پشت پرده ی ناقد پرداخته و با آلوده ساختن فضای نقد، خود را از پاسخگویی به آن بی نیاز می بیند.
5- تفکیک اندیشه و رفتار از فرد، کسی که اندیشه ای را نقد می کند، یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد، می خواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند؛ نه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است.
6- لزوم بردباری و نقدپذیری، مثل امام محمد باقر در مقابل مردی که به ایشان دشنام دادند، حلم و بردباری پیشه کنیم
7- پرهیز از برچسب زدن، یکی از شیوه های نادرست در نقد، برچسب زدن و انگ زدن به صاحبان اندیشه و یا به ناقدان است. برچسب هایی از قبیل ارتجاعی، قشری، علم زده، فاشیست و .. که برای تحقیر منتقد از سوی افراد مختلف در نقد دیگران و یا در پاسخ به دیگران به کار می رود.
8- آغاز کردن از خود، تاثیر اخلاقی گفتار و توصیه ای که خود فرد به آن عمل می کند، به مراتب بیشتر از توصیه هایی است که در کردار و رفتار فرد توصیه کننده خلاف آنها مشاهده می شود. (رطب خورد کی منع رطب کند).

فصل چهارم - اخلاق معیشت (متاسفانه این جلسه بنده حضور نداشتم)

1- اهمیت و جایگاه: کار کردن و داشتن شغلی آبرومند، نه تنها وسیله ای برای امرار معاش و تامین مایحتاج مادی زندگی است؛ بلکه از عوامل بسیار مهم در احساس شخصیت، عزت، استقلال و اعتماد به نفس است. در مقابل بیکاری موجب یاس و سرخوردگی و احساس ضعف و بی شخصیتی می شود. بیکار از نظر دیگران، یک عضو بی فایده جامعه تلقی می شود. به علاوه کار یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی هم هست.

2- کار در سیره ی اولیای دین: همه ی پیامبران و امامان برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده شان کار می کردند. هیچیک از آنان به رغم وجود کسانی که حاضر بودند با افتخار برای آنان کار کنند و با وجود داشتن منابع مالی خود را از کار و تلاش بی نیاز نمی دیدند.

3- نقش نیت در ارزشمندی کار: اگر انگیزه افراد در کار، انگیزه الاهی و خدایی باشد، کار آنان از ارزش اخلاقی برخوردار خواهد بود، و گرنه دارای ارزش معنوی و اخروی نخواهد بود.

4- رابطه ی اخلاق و معیشت: در روایات متعددی اخلاق نیکو به عنوان یکی از عوامل گشایش در رزق و روزی و اخلاق بد به عنوان یکی از عوامل تنگدستی و فقر معرفی شده است. تجربه نشان می دهد که مشتریان بیشتر به خرید از فروشندگان خوش خلق و آراسته به فضایل اخلاقی تمایل دارند.

5- نقش کار در تربیت و بهداش روانی: یکی از مهم ترین عوامل سازنده ی شخصیت انسان، کار است. رابطه ی میان کار و شخصیت انسان، رابطه ای دوطرفه است؛ یعنی همان طور که کار، معلول چگونگی و نوع شخصیت انسان است، شخصیت انسان و چگونگی آن نیز معلول و محصول نوع کار و شغل اوست. یکی از مهمترین علل ارتکاب گناه، بیکاری است.
به قول پاستور« بهداشت روانی انسان در لابراتوار و کتابخانه است»
ولتر می گوید« هر وقت احساس می کنم که درد و رنج بیماری می خواهد مرا از پای درآورد به کار پناه می آورم و کار بهترین درمان دردهای درونی من است»
پاسکال می گوید « مصدر کلیه ی مفاسد فکری و اخلاقی، بیکاری است. هر کشوری که بخواهد این عیب بزرگ اجتماعی را رفع کند، باید مردم را به کار وادارد تا آن آرامش عمیق روحی که عده ی معدودی از آن آگاهند در عرصه ی وجود افراد برقرار شود»

6- کار و احساس شخصیت: درخواست کمک مالی از مردم و سربار دیگران بودن، به دلیل آفات اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی فراوانی که دارد؛ به شدت مورد مذمت و نکوهش اسلام و اولیای اسلام قرار گرفته است. از کوچکی کار نهراسید. نگویید این کار مرا پست می کند زیرا درخواست از مردم، خوار کننده تر است. زمانی که از دیگران بی نیاز باشی از همه مردم ارجمندتری.

فصل پنجم- اخلاق معاشرت صفحه 115

اهمیت و جایگاه: معاشرت و ارتباط سازنده با دیگران، یکی از مهمترین و اصلی ترین نیازهای روحی و روانی آدمیان است. انسان در معاشرت با دیگران است که می تواند خود را بهتر بشناسد، ویژگی ها و توانمندی ها و ناتوانایی های خود را دریابد و به تصوری درست و واقع بینانه از خود دست یابد. نکته ی دیگری که اهمیت و جایگاه معاشرت را در اخلاق نشان می دهد این است که بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی در ظرف معاشرت ظهور می یابند. فضایلی مانند عدالت انصاف احسان... و رذایلی مانند، ظلم، حق کشی، خودخواهی و ... آشنایی با تجارب دیگران و بهره مندی از آن، یکی دیگر از اموری است که جز با معاشرت به دست نمی آید. معاشرت با دیگر انسانها از بهترین ابزارهای تهذیب نفس و خودسازی است.

آنچه استاد در کلاس گفتند و در پاورقی کتاب نیز بود. به عقیده بسیاری از فیلسوفان، آدمیان مدنی بالطبع اند؛ یعنی دات و فطرت آدمی به گونه ای است که حتما باید زندگی اجتماعی داشته باشد. علامه طباطبایی معتقد است که انسان مدنی الاستخدام است؛ یعنی اگر تن به زندگی اجتماعی می دهد به خاطر این است که می خواهد از امکانات و نیروها و توانمندی های دیگران در جهت منافع خود بهره بگیرد. برخی دیگر از فیلسوفان مغرب زمین بر این باورند که انسان مدنی الاجبار است. یعنی ضرورت های زندگی و حیات بشری اقتضا می کند که زندگی اجتماعی را برگزیند و گرنه ذاتا هیچ تمایلی به زندگی اجتماعی ندارد.

انواع معاشرت:
1.
معاشرتهای انسانی، برخوردهایی است که با دیگران، به عنوان یک انسان همنوع داریم. به تعبیری دیگر، هر کسی به عنوان عضوی از خانواده ی انسانی در قبال سایر انسان ها وظایف و مسئولیت های اخلاقی بر عهده دارد.
2. معاشرت های آیینی،معاشرت و روابطی که هر فرد با سایر همکیشان و هم مسلکان خود دارد را «معاشرت آیینی» یا دینی می نامند. ما به عنوان یک مسلمان در برابر سایر مسلمانان مسئولیت ها و وظایفی بر عهده داریم.
3. معاشرت های شهروندی، هر کدام از ما با سایر شهروندان دارای روابط خاصی هستیم ک با غیر شهروندان چنان روابطی را نداریم. همین مسئله نیز مسئولیت ها و وظایف خاصی بر عهده ما می گذارد.
4. معاشرت های دوستانه، هر یک از ما از میان همنوعان، همشهریان یا همکیشان خود، کسانی را برمی گزینیم و با آنان روابط صمیمانه تری را برقرار می سازیم. همین موضوع وظایف اخلاقی خاصی بر عهده ما می گذارد.
5. معاشرت های خانوادگی، هر یک از ما از پدر و مادری خاص و عضوی از یک خانواده خاص هستیم. ممکن است برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله، دایی، پدر بزرگ و مادر بزرگ داشته باشیم و پس از ازدواج عضو خانواده ی همسر هم به شمار آییم. همه اینها مسئولیت ها و وظایف اخلاقی خاصی را بر عهده ما می گذارد.

معیار معاشرت:
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. این قانون در حقیقت معیار و ملاکی کلی و عام برای اخلاق اجتماعی و نحوه معاشرت با دیگران است. این معیار را می توان در همه برخورد های اجتماعی به کار گرفت؛ اعم از برخورد با همسر، فرزند، پدر و مادر، اقوام، همسایگان، شهروندان و به طور کلی سایر انسان ها.

اهتمام به امور:
تصور عموم از بشر دوستی و اهتمام به امور مردم، مسائل مادی و رفاهی است. ولی روشن است که نه امور مردم منحصر در امور مادی و رفاهی است و نه سودرسانی و خدمت به آنان منحصر در خدمات و منافع مادی و دنیوی، بلکه امور معنوی و خدمات روحانی به مردم از اهمیت بیشتر و اساسی تری برخوردار است. کسانی که در جهت هدایت روحی و معنوی مردمان و ترویج معارف اسلامی و گسترش علمی و عملی توحید در سطح جامعه گام بر می دارند؛ سودمندی شان برای مردم به مراتب بیشتر از سودمندی مای و دنیوی است.

اصلاح میان مردم ص 128
یکی از بهترین و مطلوب ترین اخلاقیات اجتماعی «اصلاح ذات بین» است. در زندگی اجتماعی همواره ممکن است کدورت ها و ناراحتی هایی میان افراد پدید آید. در اینجا یکی از وظایف اخلاقی دیگران این است که آنان را آشتی داده و اجازه ندهند که اختلاف جزئی به اختلافات ریشه ای و عمیق تبدیل شود.