مبانی هنر- تصویر و  تبلیغ- سوالهای خیلی مهم

سوال‌هايی که استاد در حین درس دادن به اهمیت آنها اشاره می کردند را بنده علامت زده و در اینجا برای استفاده شما دوستان عزیزم قرار می دهم باشد که مفید واقع شود. لطفا این سوالها و خود کتاب را با دقت بخوانید. ضمن این که جوابها را باز هم خودتان چک کنید. شاید بنده جوابی را طولانی و یا خیلی کوتاه نوشته باشم آنچه که خود تصور می کنید درست است را بخوانید. ممنونم 

 

1- يك تعريف از تبليع ارائه دهيد. (خيلي مهم) ص62 پاراگراف 2

 تبليغ در مفهوم كلي آن رساندن پيام به ديگران از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير در دانش، نگرش و رفتار شنوندگان است.در تبلیغ صرف رساندن یک ایده پایان کار نیست بلکه اقناع می تواند برای تسهیل در رسیدن به هدف ویژه مدنظر قرار گیرد.

2- نحوه برگزاري ميتينگ‌هاي سازمان‌هاي اداري را بيان كنيد. ص46 پاراگراف 2-3
 جلسات و ميتينگ‌ها راه بسيار مناسب و فوق‌العاده‌اي براي خلق ايده‌ها، تشديد اراده‌ها و فعاليت گروهي محسوب مي‌گردد. در صورتي كه مديريت صحيح بر جلسات حاكم شود نتيجه مناسب‌تري حاصل مي‌گردد.

3- تصميم سازي مهمترين بخش يك همايش است. براي اتخاذ آن بايد چه مواردي را رعايت كرد؟ ص47 پاراگراف5-3
1. سياست برنده و بازنده در جلسه حاكم نشود و در جستجوي قابل قبول‌ترين بخش اخذ تصميم باشند.
2. براي جلوگيري از تضاد نظرات به سهولت از نظر خود منصرف نشوند.
3. در اتخاذ تصميم به ويژه جلسات علمي راي گيري پسنديده نيست. بايد مسائل علمي را حتي اگر كمترين راي را داشته باشد پذيرفت.
4. پافشاري جهت تاييد يك بند بدون داشتن مناسب‌ترين پاسخ در واقع هدر دادن منابع محسوب مي‌گردد.

4- در اداره جلسات بايد از ابراز بعضي موارد پرهيز كرد. توضيح دهيد. (ص48 پاراگراف 2)

1.     سوالاتي كه پاسخي عالمانه و قابل قبولي ندارد.

2.     سوالاتي كه پاسخي جز آري و يا خير ندارد.

3.     از سولات مبهم و نامشخص بايد پرهيز كرد.

4.     در سوالات، موضعي انتخاب نشود تا باعث تضاد در گفتگو و در نهايت عدم دستيابي به نتايج منطقي و عالمانه گردد.

5- در اداره جلسات چه بايد كرد؟ و چه نبايد كرد؟ (5مورد) ص 53

بايدها:
1. جلسه را خوب شروع كنيد.                  
2. سوالات خوب و متناسب با موضوع مطرح گردد.
3. يك بحث خوب بايد پيش رونده باشد.
4. بين اعضا روحيه همكاري باشد.
5. كنترل خود و اعضا بايد حفظ شود.
6. جلسه سروقت آغاز و درست سر وقت پايان يابد.

نبايد‌ها:
1.
افكار گروه را نبايد زير سلطه درآورد.
2. به هيچ‌يك از اعضاي جلسه نبايد نسبت اشتباه داده شود.
3. سوالات القا كننده نبايد مطرح گردد.
4. مجادله در جلسه نبايد به وجود آيد.
5. از كسي  نبايد در جلسه جانبداري كرد.
6. كسي را نبايد در جلسه دست انداخت.

6- مناظره چيست؟ چه فرقي با مباحثه گروهي دارد؟ دراین نوع جلسه دو نفر در باره یک مسئله در جهت مخالف با هم مباحثه می کنند. موضوع مناظره باید قبلا تعیین شده باشد. در این صورت، ابتدا فردی که موافق با موضوع است، به عنوان طرح مثبت، مسئله را مطرح می کند و دلایل خود را ارایه می دهد. سپس طرف منفی بحث، شروع به طرح مطالب خود می کند و دلیل می آورد. در این گونه جلسات باید وقت طرفین برابر باشد. معمولا یک داور دانا و مطلع ناظر بر بحث می باشد. تفاوت آن: در مباحثه گروهي تعداد بيشتري از افراد در بحث شركت مي‌كنند اما در مناظره دو نفر.

 

7- تفاوت فدراسيون با كنفدراسيون را بنويسيد. (ص 58)

تفاوت فدراسيون و كنفدراسيون در اين است كه در فدراسيون دستگاه‌هاي دولت فدرال، حاكميت مستقيمي بر تبعه‌ي دولت عضو دارد.

8- هدف از تبليغ بر اساس نيت مبلغ را تبيين كنيد. ص (63) آخر پاراگراف 3

مي‌توان براساس نيت مبلغ آن را:
 اطلاع دهنده،خبر همان داده های خامی است که گوینده پیام منتشر می کند.
آماده سازي، منبع تبلیغ اذهان افکار عمومی را برای قبول پیام های خود آماده می کند.
 مرحله پیانی یا به خاطر آورنده، آگهی های یادآوری کننده یا خاطره ساز را منتشر می کند. و مخاطبان خود را شکار می کند.

9- تبليغات درون سازماني و برون سازماني را با ذكر مثال تشريح كنيد. (ص64) پاراگراف اول.

 درون سازماني: عبارت است از كليه فعاليت‌هاي تبليغاتي براي تاثير بر انديشه‌ها و باورهاي افراد و گروه‌هاي متشكله در يك سازمان، جهت نظارت و كنترل، همچنين هدايت افراد زير مجموعه آن سازمان.

مثال: اهتمام براي برآورده شدن مصالح سازماني، جلوگيري از تقويت زمينه‌هاي خرافي و عقايد و افكار مخرب.
برون سازماني: اين نوع تبليغات در دو حيطه جغرافيايي قابل بررسي است.
1. حيطه‌ي ملي: سياست‌هاي تبليغي در سطح ملي مي‌بايست داراي شرايطي باشد. مثال: هماهنگي با سياست‌هاي كلي كشور كه در سطح برنامه‌هاي ملي قابل تعريف باشد. تعيين محدوده‌ي تبليغي بر اساس زبان، گويش، و لهجه مردم كشور. يا آشنايي نسبتا مطلوب با علايق و نيازهاي مردم در سطح ملي.

2. حيطه‌ي بين‌المللي: اين نوع تبليغات مستقيما به سياست‌هاي خارجي كشور بستگي دارد. و با افراد، ملت‌ها، دولت‌ها و افكار عمومي متنوع و متعددي سروكار دارد.

10- مشكلات ارتباطات را به طور خلاصه بنويسيد. (ص68)
1. ناتواني بيان خواسته، خواسته‌هاي خود را به شكلي روشن و واضح نمي‌توانند بيان كنند.

2. اضطراب و تشويش، اضطراب و تشويش رد را از برقراري ارتباطات مناسب محروم مي‌كند.

3. اختلالات يا پارازيت، اختلالات مؤثر در فرايند ارتباطات مثل وحشت ناشي از نتيجه ارتباط، آشنا نبودن با مردم كه به تازگي با آنها ارتباط برقرار مي‌گردد. امنيت رابطه صحيح را به مخاطره مي‌اندازد.

11- برگشت ناپذيري يكي از اصول ارتباطات است. ضمن تشريح آن ساير اصول ارتباطات را نام ببريد. (خيلي مهم) ص70

برگشت ناپذيري: وقتي پيامي ارسال مي‌شود؛ هرگز نمي‌توانيم آن را  بي اثر بدانيم. چون مانند تيري است كه به هدف خورده است. براي بي اثر كردن پيام ارسالي هيچ راهي وجود ندارد. انسان‌ها خودآگاه و نا‌خودآگاه تحت تاثير پيام قرار مي‌گيرند.
1. پويايي 2. ارتباط فرايندي پيوسته 3. برگشت ناپذيري4. ارتباط فرايندي تعاملي 5. ارتباط فرايندي محتوايي

12- پيام‌هاي غيركلامي به طور كلي چهار وظيفه به عهده دارند؛ بنويسيد. (ص71)

1.تكميل پيامهاي كلامي

2. تاييد پيام‌هاي كلامي

3. رد پيامهاي كلامي

4. جايگزيني پيامهاي كلامي

13- برداشت‌هاي شش‌گانه افراد از ارتباط را تبيين كنيد.

1.     برداشتي كه ما از خود داريم.

2.     برداشتي كه ما از ديگران داريم.

3.     برداشتي كه ما فكر مي‌كنيم ديگران از ما دارند.

4.     برداشتي كه ديگري از خود دارد.

5.     برداشتي كه ديگري از ما دارد.

6.     برداشتي كه ديگري فكر مي‌كند ما از او داريم.

14- حريم هاي  چهارگانه خصوصي شخصي، اجتماعي و عمومي را معرفي كنيد.

1.     فاصله يا حريم خصوصي: اين فاصله كه تا حدود 45 سانتيمتر را شاملي مي‌شود در روابط صميمانه افراد مي‌پذيرد. مثل بغل كردن‌ و در گوشي صحبت كردن از اين فاصله است.

2.      فاصله يا حريم شخصي: از 45 تا 120 سانتي متر را شامل مي‌شود و عموما مصاحبه‌ها و گفتگو دو نفره در اين فاصله انجام مي‌شود.

3.     فاصله يا حريم اجتماعي: از 120 تا 360 سانتي متر را شامل مي‌شود و اغلب مذاكرات تجاري، سياسي، و مراودات اجتماعي اين گونه هستند.

4.      فاصله يا حريم عمومي: از 360 تا 600 سانتي متر فاصله عمومي ناميده مي‌شود. اين فاصله در سالن‌هاي سخنراني، كنفرانس، ... بين سخنران و شنوندگان رعايت مي‌شود.

15 اهميت ارتباط غير كلامي را در تشريفات شرح دهيد. (ص74 قسمت آخر)

1.     لبخند و خطوط چهره، گاه از ساعت‌ها گفت و گو معناي بيشتري را منتقل مي‌كند.

2.     لباسي كه هر كسي مي‌پوشد و اشيايي كه حمل مي‌كند. مبين شيوه تفكر و زندگي آدميان است.

3.     فاصله‌هايي ك افراد زمان برقراري ارتباط با يكديگر دارند؛ معنا و مفهوم جدي دارد.

4.     چهره‌ها به راحتي با ما سخن مي‌گويند و كمتر دروغ مي‌گويند.

5.     نگاه‌ها بيانگر مفاهيم درون آدميان است.

6.     حركات چهره، دهان، و ابروها و ديگر اعضاي بدن مفهوم دارند.

7.     طريقه ايستادن و راه رفتن پيام دارد.

16 رهبر كيست؟ فن رهبري چيست؟ ص80 بالاي ص، رهبر كسي است كه مسئوليت هدايت و رهبري افراد را در جهت نيل به اهداف سازمان را بر عهده مي‌گيرد. فن رهبري استعدادي ذاتي است كه با اعمال نظارت منطقي بر كارها و اداره صحيح افرادي كه آن كارها را انجام مي‌دهند به مورد اجرا در مي‌آيد.

17- نظام سايبرناتيك را با ذكر مثال تبيين كنيد.ص81 طرح ريزي، براي راه اندازي و كنترل سازمان در لغت به معناي راهنماي كشتي است و يايبرناتيك نظامي است كه راهنمايي فعاليت‌هاي هر كشتي را بر عهده دارد. سايبر ناتيك در هر سازماني به عنوان نيروي گريز از مركز در ماشين بخار و در حكم ترموستات براي ماشين‌هايي است كه كار قطع و وصل مرتب عمليات آن ماشين‌ها را بر عهده دارد.

18- تبليغ سفيد و خاكستري را با هم مقايسه كنيد. ص 83-84 هنگامي تبليغ را سفيد مي‌خوانند كه منبع آن را به درستي شناخته شده باشد.

خاكستري، هرگاه داراي هويت شناخته شده باشد و يا نباشد به عبارت ديگر دو پهلو باشد خاكستري است.

19- تفاوت كنفرانس و جلسه را بنويسيد.( ص 81 كنفرانس به جلسه‌ي مشورتي گفته مي‌شود كه چند نفر به منظور تبادل نظر و دريافت پاسخي مشترك از مشكل موجود، كنار هم مي‌نشينند و در زمان معيني به نتيجه‌اي قابل قبول دست مي‌يابند). (ص 83 بالا) هر كنفرانسي جلسه است ولي هر جلسه‌اي كنفرانس نيست. كنفرانس از يك سيستم عالمانه و برنامه ريزي شده و اهداف از پيش تعيين شده  برخوردار است و براي رسيدن به مقصدي مهم در سطح اجتماعي نسبتا بزرگ تشكيل مي‌گردد. تا سطح گسترده اي از فضاي اجتماعي را تحت پوشش قرار دهد. و لي هر نشستي را مي‌توان جلسه ناميد.

20- تبعيض در يك مهماني چه اثراتي دارد. ص 85، تبعيض آفت مهمانداري است و اعتبار تشريفات را خدشه‌دار مي‌كند. ميزبان نبايد به هيچ عنوان در جلسات به ويژه جلسات مشورتي و رسمي كسي را بر ديگري برتري دهد و يا يكي را ناديده بگيرد.

 

 

موفق باشيد

 

آیین زندگی (اخلاق کاربردی)

سوال‌هاي تستي را ننوشتم. ‌سوال‌هاي تشريحي كه استاد داده اند را برای استفاده شما دوستان خوبم در اينجا قرار می دهم. امیدوارم مفید باشد. از آنجا كه استاد تاكيد براي مطالعه داشتند سعي كردم به صورت مفهومي و نسبتا كامل بنويسم. لطفا خودتان هم بد نيست با كتاب مقايسه كنيد و كمي و كاستي را خود اضافه نمائيد. ممنونم

1- مقدمه دو صفحه اول تستی بطور کامل مطالعه شود.

مقدمه:   معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق چیست؟ معنای لغوی جمع کلمه خلق و به معنای سرشت و سجیه است. هر انسانی دارای خلق است. (خلقیات، سجایا) خلق پسندیده یا نا پسند است. بنابراین انسان اخلاق مدار است. یا به سمت خوبی ها یا به سمت بدیها است. از نظر ریشه با کلمه خلق (آفرینش، ایجاد) هم ریشه است. فیزیک ظاهری ما خلق ماست؛ باطنی خلق ما. معنای اصطلاحی حالت نفسانی است. بدون هیچ تصمیم گیری و تامل به سوی کارهایی می رود. افراد با سرشت خوب به سوی کارهای خوب و با سرشت بد به سوی کارهای بد می روند.

   علم اخلاق در چه زمینه هایی بحث می کند؟ در زمینه انگاره های یک مکتب بحث و گفتگو می کند (بایدها و نبایدها) باید ها و نبایدهای مکتب ها با هم فرق می کند. و به اقتضای مبانی ارزشی هر مکتب تعریف می شود.

رایج ترین معنای اصطلاحی "اخلاق" در میان دانشمندان اسلامی عبارت است از: صفات و ویژگی های پایدار در نفس که موجب می شوند کارهایی متناسب با آن صفات به طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تامل از انسان صادر شود.

ابن علی مسکویه در تعریف اخلاق می گوید: اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به تفکر و تامل، آدمی را به سمت انجام کار حرکت می دهد.

اگر این حالت نفسانی به گونه ای باشد که کارهای زیبا و پسندیده از آن صادر شود آن را (اخلاق فضیلت) و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر گردد، آن را (اخلاق رذیلت) گویند.

جامع ترین تعریف علم اخلاق: علم اخلاق علمی است که با معرفی و شناساندن انواع خوبی ها و بدی ها، راه های کسب خوبی ها و رفع و دفع بدی ها را به ما می آموزد. یعنی هم بعد شناختی و معرفتی دارد و هم بعدی علمی و رفتاری.

انواع پژوهش های اخلاقی: سه حوزه پژوهشی در این راستا می توان نام برد.
مطالعات توصیفی، مطالعات هنجاری، و مطالعات تحلیلی یا فرا اخلاقی.

 

2- موانع دست یابی به علم حقیقی بصورت مفهومی مطالعه شود.(تشریحی)
- پیروی از حدس و گمان، یکی از لغزشهای فهم و اندیشه درست آن است که انسان به جای پیروی از یقین به گمان و حدس بسنده کند. این امر در مسائل اساسی و زیربنایی اندیشه ی بشر، مانند اعتقادات دینی، زیان های جبران ناپذیری به بار می آورد.
- تقلید کورکورانه،یکی دیگر از موانع داشتن اندیشه ی درست سپردن مهار تفکر به دست دیگران است. به جای آنکه آزادانه و محققانه بیندیشد.
- شتاب زدگی، گاه انسان به صرف فراهم آمدن اطلاعاتی اندک در باره ی یک موضوع نتیجه گیری می کند. و چنان می پندارد که به همه جوانب مسئله احاطه داشته و هیچ نکته ای در پس پرده ی ابهام نمانده؛ این گونه اظهار نظرها شتابزده یکی دیگر از لغزشهای اخلاقی اندیشه است.
- تمایلات نفسانی، حب و بغض ها و جهت گیری های تعصب آمیز، مسیر تعلیم و تفکر را منحرف کرده و انسان را از کشف حقیقت و درک درستی یا نادرستی امور باز می دارد.

3- آداب اخلاقی  وآموختن خوب را توضیح دهید.
 1. انگیزه الاهی (خالص)، کار اخلاقی و ارزشمند از دیدگاه اسلام کاری است ک صرفا برای رضایت خداوند انجام گرفته باشد.
2. انتخاب استاد شایسته، به دلیل تاثیر گذاری آشکار و نهان استادان در روند زندگی، انتخاب معلمی شایسته و وارسته همواره مورد توجه و تاکید فراوان اولیای دین بوده است.
3. رعایت الویت ها، مهمترین وظیفه ی دانشجویان تحصیل دانش های سودمند برای جامعه و رشد و پیشرفت فراگیر جامعه ی اسلامی است.
4. خوب گوش دادن، یکی از آدابی که برای هرکسی به ویژه دانشجویان لازم است؛ هنر خوب گوش دادن به سخنان استاد است.
5. پرسش و پرسشگری، اگر برای کشف حقیقت و فهم واقعیت باشد؛ نه تنها از فضایل اخلاقی است، که در پاره ای اوقات از نظر شرعی و فقهی نیز واجب است.

6. ضبط و نگارش مطلب، شایسته است که دانشجویان مطالب نو و جدیدی را که در هر درسی می آموزند، یادداشت نمایند.
7. تواضع در برابر استاد، احترام به عالمان نشانه ی بهره مندی از عقل و حرمت عالمان همانند حرمت شهیدان و صدیقان معرفی شده است.

4- ویژگی های استاد شایسته با توجه به سخنان پیامبر گرامی: پیامبر اکرم استاد شایسته را کسی می داند که شاگردان خود را:
1. از تکبر به تواضع دعوت کند.
2. از حیله گری و چاپلوسی به خلوص و خیرخواهی فراخواند.
3. از جهل به علم کشاند.
  استاد شایسته کسی است که با رفتار خود دانشجو را به کسب فضایل ترغیب و از آلودگی به رذایل اخلاقی دور کند. دیدن او انسان را به یاد خدا اندازد و سخن گفتنش به علم دانشجو بیفزاید.

فصل دوم – اخلاق پژوهش

5- فضایل اخلاقی در پژوهش را توضیح دهید. (تشریحی)
1. تصحیح انگیزه و نیت، انگیزه باید الاهی باشد و گرنه اگر به انگیزه شهرت و کسب ثروت باشد، ممکن است دنیای ما و دیگران را آباد کند، چون در راستای زندگی حقیقی ما نیست، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود. همانگونه که حسن فعلی نیازمند حسن فاعلی است.
2. توجه به نقش پیش فرض های ارزشی، علوم انسانی و اجتماعی دارای بار ارزشی است. بعنی پژوهشگر نمی تواند فارغ از نظام ارزشی مورد قبولش دست به تحقیق بزند. اندیشه های فلسفی، عرفانی، دینی، اجتماعی و تاریخی محقق در ساختار هندسه علمی و پژوهشی او نقش تعیین کننده دارند. مثلا روانشناس مسلمان هرگز نمی تواند عوامل وراثتی را به عنوان علت تامه ی شکل گیری شخصیت انسان بپذیرد.
3. آشنایی با پیشینه پژوهش: در هر تحقیقی اگر می خواهیم دست به نوآوری بزنیم و افق های تازه تری را ببینیم، بایدبا پژوهش های پیشینیان در آن موضوع آشنا شویم. جمله مشهور "نیوتن": اگر توانسته ام افق را اندکی دورتر از دیگران بنگرم، برای این است که بر شانه های غولان ایستاده ام»
4. گزینش مسئله: انتخاب مسئله از مهم ترین و بنیادی ترین مراحل تحقیق است. مسئله ما باید به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی یا عملی جامعه را بر طرف سازد و مورد علاقه پژوهشگر نیز باشد؛ تا بتواند در برابر مشکلات و موانع احتمالی مقاومت کند.
5. شهامت در پژوهش: تجربه نشان داده و هم اولیای دین به ما توصیه می کنند که هرگز نباید از انجام کارهای بزرگ به دلیل ترس از ناتوانی و یا ترس از مشکلات احتمالی خودداری کرد.
6. امانتداری: امانتداری رکن مهمی از حیات علمی و تحقیقی است؛ هر نویسنده ای اخلاقا موظف است منبع هر مطلبی را که از هر کسی نقل می کند؛ دقیقا دکر کند. و از نقل تقطیعی پرهیز کنیم. نقل تقطیعی یعنی نقل یک مقدار از حدیث، یا متن تاریخی، یا متن فلسفی و غیره و مقدار دیگر را حذف کنیم.
7. حقیقت جویی: پژوهشگر باید همه ی هم و غم خود را کشف حقیقت بداند و هرگز از مشکلاتی که ممکن است دیگران برای او پیش آورند، نهراسد.
8. نشاط در تحقیق: محقق توانا و موفق کسی است که با شوق و ذوق و نشاط در پی حل مسئله خود باشد. و هرگز خستگی و کسالت به خود راه ندهد.
9. پژوهش گروهی: پژوهش فردی در جای خود مفید و ارزنده است. اما باید دانست که اتقان و استحکام پژوهش های گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش فردی است. و درصد خطای کار گروهی کمتر از پژوهش فردی است به قول مولوی: «عقل ها مر عقل را یاری دهد»

6- آفات اخلاقی پژوهش (تشریحی)
1. شهرت زدگی، پژوهشگر باید بکوشد در تحقیقات خود، در دام بززگ و خطرناک شهرت زدگی گرفتار نیاید. مشهور بودن یک رای و عقیده، هرگز به معنای درست بودن آن نیست.
2. شتابزدگی، کمترین آفت شتابزدگی این است که مانع درک درست موضوع می شود.
3. دخالت دادن خواسته های شخصی، پژوهشگر منصف کسی است که اصل بی طرفی در تحقیق را رعایت کند و نباید دیدگاه ها و خواسته ها و اغراض شخصی خود را بر موضوع تحقیق تحمیل کند. تحقیق معتبر، تحقیق است که بی طرفانه و بدون حب و بغض های پیشین صورت بگیرد.
4. انتحال، انتحال دو معنای نزدیک به هم دارد. معنای شایع آن «سرقت ادبی» (حل شدن یا حل کردن) پژوهش را به نام خود ثبت کردن. و معنای دیگر آن « خود را به مذهبی بستن» (حرف خود را به فرد دیگری نسبت بدهیم) نویسندگانی که می کوشند برای درست جلوه دادن سخن خود، افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمی را مدافع نظریه خود معرفی کنند مرتکب عمل غیر اخلاقی انتحال شدند.

7- انتحال به طور کامل مطالعه شود. خلاصه همان است که در بالا آمده است.

فصل سوم – اخلاق نقد (شیوه های اخلاقی مواجهه با اندیشه ها)

8.مهمترین نشانه های شکوفایی علم و اندیشه در جامعه (مفهومی مطالعه شود).: یکی از مهمترین قیود آزادی، قیود اخلاقی است. اخلاق حاکم بر آزادی است؛ و آزادی در صورتی عاقلانه و ثمربخش خواهد بود که در چهارچوب اخلاق باشد.گفتگوهای علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود؛ اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه، سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت. اینها زمانی نوید بخش است که، موضوعات مورد گفتگو، موضوعاتی مفید و ثمربخش باشند؛ و در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم با مراعات همه اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند.

9- شرایط اخلاقی نقد در پژوهش را شرح دهید.

1- فهم سخن و تبحر در موضوع، هیچ کس اخلاقا مجاز نیست پیش از فهم  درست  دقیق یک مدعا و به صرف داشتن تصوری مبهم و اجمالی از یک نظریه به نقد آن بپردازد.
2- کنار نهادن حب و بغض، تاثیر حب و بغض تا آنجاست که می تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد.کسی که با نگاه عاشقانه و با با نگاه مغرضانه به مسئله ای می نگرد، به سختی می تواند همه ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره و ناسره آن را تشخیص دهد.
3- پرهیز از نقد متقابل، عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری نقد او نمی شود. تنها
ثمره و پیامد نقد متقابل، محروم کردن خود از هدایت ها و نصایح دیگران است.
4- نقد انگیخته به جای انگیزه؛ به گفته بنگر نه به گوینده، یکی دیگر از آفت های اخلاقی در عرصه ی نقد، خلط انگیزه و انگیخته است.(انگیزه درونی، انگیخته بیرونی) شخص یا حزب یا طبقه ای که مورد نقد فرد یا حزب دیگر قرار می گیرد. به جای بررسی محتوای سخن ناقد، و بررسی ادله ی او، به اکتشاف انگیزه های نهانی و پشت پرده ی ناقد پرداخته و با آلوده ساختن فضای نقد، خود را از پاسخگویی به آن بی نیاز می بیند.
5- تفکیک اندیشه و رفتار از فرد، کسی که اندیشه ای را نقد می کند، یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد، می خواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند؛ نه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است.
6- لزوم بردباری و نقدپذیری، مثل امام محمد باقر در مقابل مردی که به ایشان دشنام دادند، حلم و بردباری پیشه کنیم
7- پرهیز از برچسب زدن، یکی از شیوه های نادرست در نقد، برچسب زدن و انگ زدن به صاحبان اندیشه و یا به ناقدان است. برچسب هایی از قبیل ارتجاعی، قشری، علم زده، فاشیست و .. که برای تحقیر منتقد از سوی افراد مختلف در نقد دیگران و یا در پاسخ به دیگران به کار می رود.
8- آغاز کردن از خود، تاثیر اخلاقی گفتار و توصیه ای که خود فرد به آن عمل می کند، به مراتب بیشتر از توصیه هایی است که در کردار و رفتار فرد توصیه کننده خلاف آنها مشاهده می شود. (رطب خورد کی منع رطب کند).

فصل چهارم - اخلاق معیشت

10- مبحث مربوط به روزی و کسب درآمد و معیشت مطالعه شود.
کار کردن و داشتن شغلی آبرومند، نه تنها وسیله ای برای امرار معاش و تامین مایحتاج مادی زندگی است؛ بلکه از عوامل بسیار مهم در احساس شخصیت، عزت، استقلال و اعتماد به نفس است. در مقابل بیکاری موجب یاس و سرخوردگی و احساس ضعف و بی شخصیتی می شود. بیکار از نظر دیگران، یک عضو بی فایده جامعه تلقی می شود. به علاوه کار یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی هم هست.

2- کار در سیره ی اولیای دین: همه ی پیامبران و امامان برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده شان کار می کردند. هیچیک از آنان به رغم وجود کسانی که حاضر بودند با افتخار برای آنان کار کنند و با وجود داشتن منابع مالی خود را از کار و تلاش بی نیاز نمی دیدند.

3- نقش نیت در ارزشمندی کار: اگر انگیزه افراد در کار، انگیزه الاهی و خدایی باشد، کار آنان از ارزش اخلاقی برخوردار خواهد بود، و گرنه دارای ارزش معنوی و اخروی نخواهد بود.

4- رابطه ی اخلاق و معیشت: در روایات متعددی اخلاق نیکو به عنوان یکی از عوامل گشایش در رزق و روزی و اخلاق بد به عنوان یکی از عوامل تنگدستی و فقر معرفی شده است. تجربه نشان می دهد که مشتریان بیشتر به خرید از فروشندگان خوش خلق و آراسته به فضایل اخلاقی تمایل دارند.

5- نقش کار در تربیت و بهداشت روانی: یکی از مهم ترین عوامل سازنده ی شخصیت انسان، کار است. رابطه ی میان کار و شخصیت انسان، رابطه ای دوطرفه است؛ یعنی همان طور که کار، معلول چگونگی و نوع شخصیت انسان است، شخصیت انسان و چگونگی آن نیز معلول و محصول نوع کار و شغل اوست. یکی از مهمترین علل ارتکاب گناه، بیکاری است.
6- کار و احساس شخصیت: درخواست کمک مالی از مردم و سربار دیگران بودن، به دلیل آفات اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی فراوانی که دارد؛ به شدت مورد مذمت و نکوهش اسلام و اولیای اسلام قرار گرفته است. از کوچکی کار نهراسید. نگویید این کار مرا پست می کند زیرا درخواست از مردم، خوار کننده تر است. زمانی که از دیگران بی نیاز باشی از همه مردم ارجمندتری.

11- نکوهش افراد بیکار از دیدگاه روایات را شرح دهید.
 پیامبر اکرم می فرماید: کسی که بار زندگی خود را بر دوش مردم بیندازد ملعون است.
امام باقر می فرماید: حضرت موسی از خداوند سوال کرد: خدایا مبغوض ترین بندگان در نزد تو چه کسانی هستند؟ خداوند در پاسخ فرمود: کسانی که شب تا صبح همچون جسد مرده ای می خوابند و روز خود را به بطالت و بیکاری می گذرانند.
امام صادق می فرماید: کسی که نمی خواهد از راه حلال مالی را فراهم آورد که با آن آبروی خود را حفظ نماید و دینش را ادا کند و صله ی رحم را به جا آورد، خیری در او نیست.

12-عوارض بیکاری با توجه به فرمایشات امامان معصوم شرح دهید.
امیر مومنان در سخنی بسیار حکیمانه می فرماید: اگر تو نفس خود را مشغول نسازی او تو را مشغول خواهد کرد.
اصولا یکی از مهم ترین علل ارتکاب گناه، بیکاری است.
در یک رباعی منصوب به امیر مومنان می خوانیم:
اگر می خواهی آزاد زندگی کنی، مثل بردگان تلاش کن، آرزویت را از مال دیگران به طور کلی قطع نما؛ نگو این کار مرا پست می کند زیرا درخواست از مردم، خوار کننده تر است. زمانی که از دیگران بی نیاز باشی از همه مردم ارجمندتری.
شخصی به محضر امام صادق آمد و عرض کرد: من مردی فقیر و تنگدست هستم. که نه می توانم کار دستی انجام دهم و نه فن تجارت را می دانم. امام صادق فرمود: کار کن، با سرت باربری کن و خود را از مردم بی نیاز گردان.

فصل پنجم- اخلاق معاشرت صفحه 115

13-بحث مدنی بالطبع، بالاجبار ... و در پاورقی کتاب مطالعه شود. به عقیده بسیاری از فیلسوفان، آدمیان مدنی بالطبع اند؛ یعنی دات و فطرت آدمی به گونه ای است که حتما باید زندگی اجتماعی داشته باشد. علامه طباطبایی معتقد است که انسان مدنی الاستخدام است؛ یعنی اگر تن به زندگی اجتماعی می دهد به خاطر این است که می خواهد از امکانات و نیروها و توانمندی های دیگران در جهت منافع خود بهره بگیرد. برخی دیگر از فیلسوفان مغرب زمین بر این باورند که انسان مدنی الاجبار است. یعنی ضرورت های زندگی و حیات بشری اقتضا می کند که زندگی اجتماعی را برگزیند و گرنه ذاتا هیچ تمایلی به زندگی اجتماعی ندارد.

14-بهترین و مطلوبترین  اخلاقیات اجتماعی چه چیزهایی می باشد.
1.
معیار معاشرت
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. این قانون در حقیقت معیار و ملاکی کلی و عام برای اخلاق اجتماعی و نحوه معاشرت با دیگران است. این معیار را می توان در همه برخورد های اجتماعی به کار گرفت؛ اعم از برخورد با همسر، فرزند، پدر و مادر، اقوام، همسایگان، شهروندان و به طور کلی سایر انسان ها.

2.اهتمام به امور
تصور عموم از بشر دوستی و اهتمام به امور مردم، مسائل مادی و رفاهی است. ولی روشن است که نه امور مردم منحصر در امور مادی و رفاهی است و نه سودرسانی و خدمت به آنان منحصر در خدمات و منافع مادی و دنیوی، بلکه امور معنوی و خدمات روحانی به مردم از اهمیت بیشتر و اساسی تری برخوردار است. کسانی که در جهت هدایت روحی و معنوی مردمان و ترویج معارف اسلامی و گسترش علمی و عملی توحید در سطح جامعه گام بر می دارند؛ سودمندی شان برای مردم به مراتب بیشتر از سودمندی مادی و دنیوی است.

3.اصلاح میان مردم
یکی از بهترین و مطلوب ترین اخلاقیات اجتماعی «اصلاح ذات بین» است. در زندگی اجتماعی همواره ممکن است کدورت ها و ناراحتی هایی میان افراد پدید آید. در اینجا یکی از وظایف اخلاقی دیگران این است که آنان را آشتی داده و اجازه ندهند که اختلاف جزئی به اختلافات ریشه ای و عمیق تبدیل شود.

4.نظارت اجتماعی: امر به معروف و نهی از منکر
از بهترین جلوه های اخلاق اجتماعی در اسلام امر به معروف و نهی از منکر است. انسان باید بکوشد خوبی ها را در سطح جامعه و جهان گسترش دهد و زشتی ها و بدی ها را در هرجایی می بیند، از بین ببرد. هیچ مسلمانی نمی تواند فقط به دنبال خیر خود باشد، بلکه بر او واجب است که دیگران را نیز به خیر فراخواند و از شر آگاه سازد.

15- شرایط امر به معروف و نهی از منکر
یکی از مهمترین و روشن ترین شرایط امر به معروف و نهی از منکر « شناخت معروف و منکر» است. کسی که معروف و منکر را نشناسد نمی تواند به معروف امر و از منکر نهی نماید. یکی دیگر از شرایط، اصرار بر انجام منکرات و نادیده گرفتن معروف هاست. بنابراین اگر فرد خودش متوجه خطا و اشتباه خویشتن شده و در صدد اصلاح بر آمده است در این صورت جایی برای امر به معروف و نهی از منکر باقی نمی ماند.

مراتب امر به معروف و نهی از منکر
برای امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله ذکر شده است.
مرتبه ی قلبی، زبانی و عملی.
منظور از مرتبه ی قلبی این است که انسان در درون خویش از منکر نفرت داشته و معروف را دوست بدارد.
منظور از مرتبه ی زبانی این است که به هنگام مشاهده ی منکر صرفا نباید به ناخشنودی قلبی و درونی بسنده شود بلکه باید این ناخشنودی خود را به زبان نیز آورده، اعتراض خود را به گوش فرد برساند.
 و بالاخره باید توجه داشت که این مرتبه نیز مرتبه ای ایده آل  و نهایی نیست. بلکه برای امر به معروف و نهی از منکر باید دست به عمل بزنیم. یعنی اگر مراتب و مراحل قبلی ناکافی و ناکارآمد بود، باید دست به اقدام زده و عملا برای برچیده شدن منکر و تحقق معروف وارد میدان شویم.

16- ویژگی های دوست خوب
1. ظاهر و باطن دوست باید یکسان باشد.
2. افتخارات دوستش را افتخار خود و شکست های او را شکست خود بداند.
3. ثروت و قدرت، رفتار او را با دوستش تغییر ندهد.
4. چیزی را از دوستش دریغ نورزد
5. در سختی ها دوست خود را رها نکند.

آسیب های معاشرت با دیگران
1. دخالت در امور خصوصی، کسانی که به حریم خصوصی افراد تجاوز کرده و نهانخانه ی ذهن و زندگی آنان را افشا می کنند، باید بدانند که خود مرتکب منکری بزرگ شده اند.
2. شایعه پراکنی، پیامبر می فرماید: ای ابوذر برای دروغگو بودن فرد همی بس که هر چه را می شنود بازگو نماید. با توجه به این سخن پیامبر، می توان شایعه پراکنی را از مصادیق دروغ دانست.
3. سوء استفاده از دیگران، هرگز نباید معاشرت با دیگران را به عنوان پلی برای رسیدن به مطامع و خواسته های شخصی خود قرار دهیم. امیر مومنان به امام حسن می فرماید: و حق برادرت را به اعتماد دوستی که با او داری ضایع مگردان، زیرا کسی که حق او را ضایع کنی دیگر برادر تو نخواهد بود.

آفات و آسیب شناسی معاشرت را شرح دهید. یکی از راه های شناخت دین و مذهب افراد، شناخت دوستان آنان دانسته شده است. و یکی از نخستین راه ها برای قضاوت در باره شخصیت افراد، شناخت معاشران و دوستان آنان شمرده شده است. بهره مندی از معاشران خوب، در کنار رازداری، مساوی با بهره مندی از خیر دنیا و آخرت معرفی شده است. در مقابل داشتن دوستان بد قطعه ای از آتش و آفت خیر و فضیلت دانسته شده است. معاشرت با دوستان بد، ناخواسته و ناخودآگاه، انسان را به بدی سوق می دهد. امام علی در این باره  می فرماید: با انسان های بدخواه معاشرت نکن، چرا که طبع تو، ناخودآگاه از طبع او می دزدد.

 

موفق باشید

برنامه امتحانی

پودمان 4 رشته روابط عمومی کاردانی

ردیف

نام درس

روز

تاریخ

ساعت آزمون

 

1

 

اصول خبر نویسی

شنبه

11/3/92

17-15

2

 

اصول و فنون مصاحبه

دوشنبه

13/3/92

17-15

3

 

ارتباط با رسانه

پنجشنبه

16/3/92

17-15

4

افکار عمومی

شنبه

18/3/92

17-15

5

کاربرد وسایل سمعی و بصری

سه شنبه

۷/۳/92

17-15