اصول سرپرستی روابط عمومی - استاد صباغی92/9/6 و 92/9/7
نهضت روابط انسانی: ابن نهضت به این علت ایجادشد که روش تیلور از نظر ایجاد هماهنگی در محیط کار و فرآیند تولید نتوانست به مقدار کافی کارآمد باشد.
روابط انسانی بر این باور است که انسان اجتماعی و خود شکوفاست.
هدف روابط انسانی این است که مدیران می توانند با زیردستان خود روابط متقابل ایجاد کرده و در صورتی عملکرد آن بهتر می شود که بتوانند در کارکنان ایجاد انگیزه کرده و رفتار شایسته آی با آنان داشته باشند.
نظریه بروکراسی: اعمال قدرت از نظر ماکس وبر،
۱. اعمال قدرت برمبنای سنتهای باستان است. مثل پدر سالاری، خان و رعیت.
۲. اعمال قدرت بر مبنای نفوذ شخصی رهبر، هنگامی که اعمال قدرت بر اساس نفوذ شخصی یک فرد باشد رهبری کاریزماتیک یا خدادادی ذاتی به وجود می آید. یعنی با او به وجود آمده و با او از میان می رود. مانند هیتلر
۳. اعمال قدرت بر مبنای قانون، مبنا مشروع بودن این نوع اعمال قدرت اعتقاد افراد جامعه به درست بودن قانون است. زیرا این قانون بر اساس روش منطقی به تصویب کسانی رسیده است که مورد قبول مردم می باشند.
مدیریت روابط انسانی، این نهضت به این علت ایجاد شد که روش تیلور از نظر ایجاد هماهنگی در محیط کار و فرآیند تولید نتوانست به مقدار کافی کارآمد باشد.
روابط انسانی بر این باور است که انسان اجتماعی و خود شکوفاست.
هدف روابط انسانی این است که مدیران می توانند با زیردستان خود روابط متقابل ایجاد کرده و در صورتی عملکرد آن بهتر می شود که بتوانند در کارکنان ایجاد انگیزه کرده و رفتار شایسته آی با آنان داشته باشند.
مطالعات هاثورن: این مطالعات به سه مرحله تقسیم می شود.
۱. آزمایشات روشنائی، دو گروه آزمایش و کنترل وجود داشتند که در فواصل زمانی میزان نور مورد استفاده در گروه آزمایش کاهش داده می شد در حالی که این میزان برای گروه کنترل ثابت می ماند؛ اما در کمال ناباوری مشاهده شد که عملکرد هر دو گروه به طور پیوسته افزایش می یافت.
۲. اتاق نصب، در این مرحله با دوره های استراحت گروه آزمایش بازی می شد اما برای گروه کنترل ثابت می ماند. باز در کمال ناباوری هر دو گروه به یک میزان افزایش تولید داشتند.
۳. اتاق سیم پیچی، در این آزمایشات ساختار اجتماعی گروه کار را بررسی کردند. در این اتاق ۱۴ نفر مرد که ۹ نفر سیم پیچ ۳ نفر لحیم کار و ۲ نفر بازرس بودند. با بررسی ساختار اجتماعی متوجه شدند که گروه یک ساختار اجتماعی غیر رسمی را همراه با هنجارها و ارزش هایی که بر اجرای کار اثر می گذاشت به وجود آورده بودند. به عبارتی دوستی ها و صمیمیت ها شکل گرفته بود. هنجارهای غیر رسمی مانند اینکه اگر کارگری بیش از حد کار می کرد به او حدنصاب شکن می گفتند.
همچنین هنجارهای آزار و اذیت وجود داشت. به طوری که هیچ عضوی نباید چیزی می گفت که هم گروه خود را اذیت کند که با زدن مشتی به بالای بازو که حالت سمبلیک داشت اعتراض گروه را نشان می دادند. اگر چه تولید بیشتر به معنای دستمزد بیشتر بود اما هنجارها ی گروهی مانع از آن بود که کارکنان مزد بیشتر را انتخاب کنند. چرا که افراد تابع هنجارهای گروهی بودند نه مشوق های اقتصادی.
نتایج مطالعات هاثورن:
۱. مشوق های اقتصادی تنها انگیزاننده نیستند.
۲. کارکنان بیشتر به عنوان گروه غیر رسمی در برابر مدیریت پاسخگو هستند تا به عنوان فرد.
۳. تخصص لزوما کارآمدترین سازمان را به وجود نمی آورد.
۴. حیطه نظارت محدود و خشک همیشه لازمه یک سرپرستی اثر بخش نیست.
۵. افراد عناصر فعالی می باشند نه مهره های بی اراده ماشین.
نگرش سیستمی یا مدیریت سیستمی: این نظریه بر این تفکر بنا شد که سازمان به عنوان یک کل نظام یافته است. تحلیل هر پدیده دز نظریه سیستمی با توجه به عناصر اصلی آن یعنی داده یا درونداد و فرایند یا رویداد و ستانده انجام می پذیرد.
مفهوم سیستم عبارت است از اینکه مجموعه ای از اجزای به هم پیوسته که برای کسب هدف مشترک بایکدیگر فعالیت دارند.
عناصر کلیدی نگرش سیستمی:
۱. سیستم های فرعی، اجزایی که کل سیستم را می سازند.
۲. سیستم های باز و بسته، سیستم هایی که با محیط اطراف خود در ارتباط و تقابل هستند باز و غیر از این بسته است.
۳. بازخورد: کلید نظارت سیستم می باشد و برای حفظ تعادل سیستم ضروری است.
۴. جریان: که عبارت است از داده یا درونداد که همان اطلاعات مواد و انرژی است.
۵. فرایند یا همان پردازش: آن اطلاعات و ستانده یا برونداد، شامل محصول.