اندیشه اسلامی 1 استاد جعفری92/10/06
بحث حیات الهی: صفات ثبوتی و جمالی خداوند،
حیات به معنای بودن، درک حیات خداوند مانند موجودات دیگر نیست.
لیس کمثله شئی: بعنی هیچ مثل و مانندی برای خدا نیست. نه در ذرات و نه در صفات. خدا را ما نمی توانیم درک کنیم آنگونه که هست. در واقع خداوند درکی است که نمی توان درک کرد. نه علم او را و نه ذات او را، و نه هیچیک از صفات او را.
امام رضا (ع): خدایا من ترا آنگونه که خود می دانی می ستایم نه آنگونه که خود می فهمم.
در بحث خداشناسی ما باید به وجود خدا فکر کنیم نه ذات خدا. زیرا ما محدود هستیم و خداوند نامحدود. محدود نمی تواند نامحدود را درک کند. حیات خدا به معنی بودن خدا و هستی خداوند است.
دو تا صفت علم و قدرت از نشانه های موجودات دارای حیات است. مثلا انسان موجودی که دارای شعور است، وقتی علم و قدرت دارد که حیات داشته باشد. علم و قدرت خدا ذاتی است از کسی نیاموخته و از کسی به او داده نشده است. علم و قدرت داشتن خدا یک دیگه از دلایل حیات خداوند است. عالم به ذات خویش و دیگر موجودات آفریده خودش است. حیات خداوند ابدی و ازلی است. نیازمندی موجودات در علم و قدرت به بی نیازی خداوند که عالم و قدرت محض است را ثابت می کند.
و توکل عل الحی الذی لایموت توکل کن بر آن کسی که همواره زنده است. هرگز نمی میرد.
کل شئی هالک الا وجهه الله: هر چیزی هلاک می شود مگر چیزی که وجه الهی داشته باشد.
صفات سمیع و بصیر بودن خدا: از آن جهت که همه چیز در نزد خداوند حاضر است هم بصیر و بینا و هم سمیع و شنواست و چیزی در این علم از خداوند پنهان نیست و به همه چیز آگاه است. صفت سمیع و بصیر به صفت علم برمی گردد. کسی که عالم است حتما سمیع و بصیر بوده که عالم شده است.
اراده خداوندی: انما امره اذا اراد شیئا آن یقول له کن فیکون: هر چیزی را خداوند اراده کند که به وجود آید کسی نمی تواند مانع آن شود.
وقتی انسان اراده می کند نفسانی است یعنی فکر می کند و تصمیم می گیرد و سپس اراده می کند اما خداوند چون خیر و شر را می داند و جز خیر نمی کند هر کاری که می کند عین خبر است و نیازی به تفکر و تعمق ندارد. و جز نیک از خدا صادر نمی شود. خدا راضی نمی شود که چیزی به وجود آید که در آن خیر نباشد.خیر حسن ذاتی و شر قبح ذاتی دارد. و کسی می تواند همه کارهای شما را خیر مطلق سازد که همه فضائل نیکو را می شناسد. و عالم به ذات حسن و قبح است. و لذا اراده خداوند همین است که رضایت دهد به وجود یک چیز که قطعا خیر است. خیر و شر از نظر انسان سود و ضرر است. اما خداوند ذاتا به خیر و شر آگاه است و حسن مطلق است.
امام صادق در پاسخ به این سوال که: آیا علم و مشیت یکی است یا دو معنا متفاوت دارد. می فرماید:علم همان مشیت و اراده نیست زیرا تو می توانی بگویی من فلان کار را می کنم اگر خدا بخواهد. ولی نمی گویی من فلان کار را می کنم اگر خدا بداند. علم دانستن است و اراده خواستن و راضی بودن به تحقق یک چیز. اراده انسان مساوی با تحقق نیست اما اراده خداوند فوری انجام می شود و نیازی به فعل ندارد.
اراده خداوند تکوینی و تشریحی: تکوینی یعنی شدن و به وجود آوردن.
اراده تشریحی رابطه خاص خداوند با برخی کارهای اختیاری انسان است که آیا انسان با اختیار خودش انجام بدهد یا ندهد و فعلیت ببخشد به تصمیم اش. تکوینی حتمی الوقوع و فقط در اختیار خداوند است.
تشریحی اختیاری است که خداوند به بندگان داده است.
معنی حکمت: یک وجودی که تمام کارهایش دارای نظم، دقت و اساس باشد دارای استحکام و بنیان محکمی است و هیچ کاری از روی عبث و بیهودگی انجام نمی دهد.
معنی حکمت: ۱. اتقان، و استحکام در امور و کننده کار در نهایت استواری و کمال باشد و بدون هیچ نقص و کاستی، و دومین معنای آن بیهوده و زشت و قبیح نبودن فعل و فاعل. بنابراین خدا را می گوییم حکیمه چون همه کارهای او محکم و استوار است و هیچ کاری را بیهوده انجام نمی دهد و همه از روی نظم است.
عدل صفت عدل از نظر مای یکی از اصول دین اسلام است و به معنی قرار گرفتن هر چیز در جای خودش است.
امام علی: به وسیله عدالت هر چیزی در جای خودش قرار می گیرد. ما معتقدیم خدا عادل است چون تمام امور عالم را اینگونه عادلانه قرار داده که هر چیزی در جای خودش قرار گرفته است. و هیچ چیز بی حساب و نادرست در جایی قرار نداده است.
انواع عدل الهی: عدل جزایی، خداوند به اندازه آسمان نیک و بد ما را پاداش و کیفر مقرر کرده
عدل تکوینی: خداوند هر موجودی را به هر اندازه که شایستگی و صلاحیت دارد هستی بخشیده و به وجود آورده
عدل تشریحی: یعنی قوانین و احکام و دستورات دینی تماما منطبق بر فطرت انسان و مطابق حکم عقل سلیم بشر و در حد توان و طاقت انسان مقرر کرده است.
از رابطه خاص خدا یا برخی اختیارات که خداوند به موجودات داده است.