برنامه امتحانی

پودمان 4 رشته روابط عمومی کاردانی

ردیف

نام درس

روز

تاریخ

ساعت آزمون

 

1

 

اصول خبر نویسی

شنبه

11/3/92

17-15

2

 

اصول و فنون مصاحبه

دوشنبه

13/3/92

17-15

3

 

ارتباط با رسانه

پنجشنبه

16/3/92

17-15

4

افکار عمومی

شنبه

18/3/92

17-15

5

کاربرد وسایل سمعی و بصری

سه شنبه

۷/۳/92

17-15

اخلاق اسلامی

اخلاق اسلامی 16/12/91 استاد جعفری

نام کتاب: آئین زندگی (اخلاق کاربردی) احمد حسین شریفی، سوالها به احتمال 99% تستی می باشد. از صفحه 25تا 26(مقدمه) حتما یک سوال می آید.

 

مباحث اصلی کتاب: اخلاق در خانواده، اخلاق در اجتماع و اخلاق در زناشویی
اولین مقوله: بحث دانش اندوزی، ما باید به اهمیت علم و دانش واقف شویم. در اهمیت کسب علم و دانش همین بس که تمام انبیاء الهی وقتی مبعوث شدند نخستین مسئله که بشر را به آن دعوت کرده اند علم و دانش بود. قرآن را مثال می زنیم، پس از آفرینش بحث تعلیم و تربیت را به عنوان اولین گوهر ارزشی انسان بیان می کند. سوره 68 القلم انسان را به قلم سوگند می دهد. بعد از اینکه انسان از بهشت خارج شد همه معارف را از او گرفت (پرده جلوی علوم او را گرفت) پیامبر! تو فقط یادآور کننده ای. هرچه که به انسان آمورش می دهی ذاتا در وجود انسان هست. برای همین انسان امور فطری را خیلی سریع یاد می گیرد.  قرآن فقط یک تذکره (یادآوری کننده) است. علم را یاد بگیرید حتی از منافق یا کافر باشد. نگاه کنید چه کسی حرف می زند و چی دارد می گوید این مهم است.
 پیامبر فرمودند: زمینه عبادت علم و معرفت است. عبادت برخاسته از علم مفید است. در غیر اینصورت (کورکورانه) مفید نیست. نماز بخوانید آن طو که من نمازمی خوانم مناسک حج را از من یاد بگیرید.
در مسائل فروعات تقلید از کسی که به او اطمینان دارید، اشکالی ندارد. در مباحث فقهی چهار تا منبع معرفی کردند. کتاب، سنت، اجماع، عقل  منابع اصولی و استنباطی ما هستند.
ایدئولوؤی انسان عبارت است از نوع نگرش انسان به جهان و خدای  و آخرت. پیامبر می فرماید اهمیت علم بیشتر از عبادت است. عالمانه نماز خواندن ارزشمندتر از هفتاد سال نماز ناعالمانه است. عشق حقیقی عشق به خداست. حدیث است که کسی که چهل شبانه روز خود را خالصانه برای خدا در معرض اخلاص قرار دهد خداوند چشمه های حکمت را که در قلب هر انسانی هست  به زبان و عقلش جاری می سازد. مانند لقمان حکیم. یا داستان گوهر شاد و کارگر که نتبیجه علم و دانش است. عالم فاسد عالم را به فساد می کشاند.
ضرورت علم: اگر انسان با علم زندگی نکند با حیوان فرقی ندارد. مانند کسانی که ظاهرا گوش دارند ولی کرند. چشم دارند و لی کورند.... هر جسمی ذکاتی دارد. ذکات چشم عفیف بودن، زکات  زبان غیبت نکردن و حرفهای زشت و نامربوط به زبان نیاوردن... ضرورت علم به این است که  انسان از علمی استفاده کند که به علوم حقیقی دست پیدا کند.
دانش اندوزی و پارسایی: اگر تقوا داشته باشیم خداوند به ما قدرت تشخیص دادن خوب از بد و درست از نادرست را می دهد. انسان متقی سهل تر و آسان تر به سوی پذیریش نکات علمی می رود و آنها را فرا می گیرد.


فصل اول  (برداشتی از توضیحات استاد در کلاس)

-    معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق چیست؟ معنای لغوی جمع کلمه خلق و به معنای سرشت و سجیه است. هر انسانی دارای خلق است. (خلقیات، سجایا) خلق پسندیده یا نا پسند است. بنابراین انسان اخلاق مدار است. یا به سمت خوبی ها یا به سمت بدیها است. از نظر ریشه با کلمه خلق (آفرینش، ایجاد) هم ریشه است. فیزیک ظاهری ما خلق ماست؛ باطنی خلق ما. معنای اصطلاحی حالت نفسانی است. بدون هیچ تصمیم گیری و تامل به سوی کارهایی می رود. افراد با سرشت خوب به سوی کارهای خوب و با سرشت بد به سوی کارهای بد می روند.

   علم اخلاق در چه زمینه هایی بحث می کند؟ در زمینه انگاره های یک مکتب بحث و گفتگو می کند (بایدها و نبایدها) باید ها و نبایدهای مکتب ها با هم فرق می کند. به اقتضای مبانی ارزشی هر مکتب تعریف می شود.

رایج ترین معنای اصطلاحی "اخلاق" در میان دانشمندان اسلامی عبارت است از: صفات و ویژگی های پایدار در نفس که موجب می شوند کارهایی متناسب با آن صفات به طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تامل از انسان صادر شود.

ابن علی مسکویه در تعریف اخلاق می گوید: اخلاق حالتی نفسانی است که بدون نیاز به تفکر و تامل، آدمی را به سمت انجام کار حرکت می دهد.

اگر این حالت نفسانی به گونه ای باشد که کارهای زیبا و پسندیده از آن صادر شود آن را (اخلاق فضیلت) و اگر افعال زشت و ناپسند از آن صادر گردد، آن را (اخلاق رذیلت) گویند.

جامع ترین تعریف علم اخلاق: علم اخلاق علمی است که با معرفی و شناساندن انواع خوبی ها و بدی ها، راه های کسب خوبی ها و رفع و دفع بدی ها را به ما می آموزد. یعنی هم بعد شناختی و معرفتی دارد و هم بعدی علمی و رفتاری.

انواع پژوهش های اخلاقی: سه حوزه پژوهشی در این راستا می توان نام برد.
مطالعات توصیفی، مطالعات هنجاری، و مطالعات تحلیلی یا فرا اخلاقی.

مباحث اصلی کتاب: اخلاق در خانواده، اخلاق در اجتماع و اخلاق در زناشویی (توضیحات استاد در کلاس)
اولین مقوله: بحث دانش اندوزی، ما باید به اهمیت علم و دانش واقف شویم. در اهمیت کسب علم و دانش همین بس که تمام انبیاء الهی وقتی مبعوث شدند نخستین مسئله که بشر را به آن دعوت کرده اند؛ علم و دانش بود. قرآن را مثال می زنیم، پس از آفرینش بحث تعلیم و تربیت را به عنوان اولین گوهر ارزشی انسان بیان می کند. سوره 68 «القلم » انسان را به قلم سوگند می دهد. بعد از اینکه انسان از بهشت خارج شد همه معارف را از او گرفت (پرده جلوی علوم او را گرفت) پیامبر! تو فقط یادآور کننده ای. هرچه که به انسان آمورش می دهی ذاتا در وجود انسان هست. برای همین انسان امور فطری را خیلی سریع یاد می گیرد.  قرآن فقط یک تذکره (یادآوری کننده) است. علم را یاد بگیرید حتی از منافق یا کافر باشد. نگاه کنید چه کسی حرف می زند و چی دارد می گوید این مهم است.  پیامبر فرمودند: زمینه عبادت علم و معرفت است. عبادت برخاسته از علم مفید است. در غیر اینصورت (کورکورانه) مفید نیست. نماز بخوانید آن طو که من نمازمی خوانم مناسک حج را از من یاد بگیرید.
در مسائل فروعات تقلید از کسی که به او اطمینان دارید، اشکالی ندارد. در مباحث فقهی چهار تا منبع معرفی کردند. کتاب، سنت، اجماع، عقل  منابع اصولی و استنباطی ما هستند.
ایدئولوؤی انسان عبارت است از نوع نگرش انسان به جهان و خدای  و آخرت. پیامبر می فرماید اهمیت علم بیشتر از عبادت است. عالمانه نماز خواندن ارزشمندتر از هفتاد سال نماز ناعالمانه است. عشق حقیقی عشق به خداست. حدیث است که کسی که چهل شبانه روز خود را خالصانه برای خدا در معرض اخلاص قرار دهد خداوند چشمه های حکمت را که در قلب هر انسانی هست  به زبان و عقلش جاری می سازد. مانند لقمان حکیم. یا داستان گوهر شاد و کارگر که نتبیجه علم و دانش است. عالم فاسد عالم را به فساد می کشاند.
ضرورت علم: اگر انسان با علم زندگی نکند با حیوان فرقی ندارد. مانند کسانی که ظاهرا گوش دارند ولی کرند. چشم دارند و لی کورند.... هر جسمی ذکاتی دارد. ذکات چشم عفیف بودن، زکات  زبان غیبت نکردن و حرفهای زشت و نامربوط به زبان نیاوردن... ضرورت علم به این است که  انسان از علمی استفاده کند که به علوم حقیقی دست پیدا کند.
دانش اندوزی و پارسایی: اگر تقوا داشته باشیم خداوند به ما قدرت تشخیص دادن خوب از بد و درست از نادرست را می دهد. انسان متقی سهل تر و آسان تر به سوی پذیریش نکات علمی می رود و آنها را فرا می گیرد.

ضرورت فراگیری علم از دیدگاه اسلام: ضرورتی مطلق است. نه قید افرادی دارد، نه قید زمانی، نه قید مکانی و نه هیچ قید و محدودیتی دیگر.

فراگیری علم مطلوبیت ذاتی ندارد؛ بر همین اساس اسلام در کنار دعوت به علم آموزی، به پارسایی، تقوا و همزمان با تعلیم، بر تزکیه و زدودن زنگار گناه و وسوسه شیطان از دل نیز تاکید می ورزد.

موانع دست یابی به علم حقیقی:
- پیروی از حدس و گمان،
- تقلید کورکورانه،
- شتاب زدگی،
- تمایلات نفسانی.

تفاوت های تقلید ممدوح و مذموم، تقلید مدموم تقلیدی است که رهزن اندیشه بوده و برگمراهی انسان می افزاید؛ اما تقلید ممدوح، تقلیدی است که عقل و فطرت انسان به آن حکم می کند.

آداب اخلاقی آموختن:
1. انگیزه الاهی (خالص)، کار اخلاقی و ارزشمند از دیدگاه اسلام کاری است ک صرفا برای رضایت خداوند انجام گرفته باشد.
2. انتخاب استاد شایسته، به دلیلی تاثیر گذاری آشکار و نهان استادان در روند زندگی، انتخاب معلمی شایسته و وارسته همواره مورد توجه و تاکید فراوان اولیای دین بوده است.
3. رعایت الویت ها، مهمترین وظیفه ی دانشجویان تحصیل دانش های سودمند برای جامعه و رشد و پیشرفت فراگیر جامعه ی اسلامی است.
4. خوب گوش دادن، یکی از آدابی که برای هرکسی به ویژه دانشجویان لازم است؛ هنر خوب گوش دادن به سخنان استاد است.
5. پرسش و پرسشگری، اگر برای کشف حقیقت و فهم واقعیت باشد؛ نه تنها از فضایل اخلاقی است، که در پاره ای اوقات از نظر شرعی و فقهی نیز واجب است.

6. ضبط و نگارش مطلب، شایسته است که دانشجویان مطالب نو و جدیدی را که در هر درسی می آموزند، یادداشت نمایند.
7. تواضع در برابر استاد، احترام به عالمان نشانه ی بهره مندی از عقل و حرمت عالمان همانند حرمت شهیدان و صدیقان معرفی شده است.

استاد شایسته کیست؟ کسی است ک با رفتار خود دانشجو را به کسب فضایل ترغیب و از آلودگی به رذایل اخلاقی دور کند. دیدن او انسان را به یاد خدا اندازد و سخن گفتنش به علم دانشجو بیفزاید.

خودشناسی، یکی از دانش هایی است که آموختن آن بیش از هر دانش دیگری بر هر مسلمانی لازم است.
خودشناسی سودمندترین دانش هاست.
بزرگترین نادانی، نادانی انسان نسبت به امور نفس خودش است.

فصل دوم اخلاق پژوهش

جایگاه پژوهش: یکی از اهداف اصلی نظام های آموزشی در هر جامعه ای پرورش پژوهشگر و محقق است. یکی از شاخصه ها و مولفه های مهم برای ارزیابی میزان موفقیت نظام های آموزشی، شمار پژوهشگرانی است ک تربی کرده، رشد علمی در هر جامعه ای مرهون پژوهش های جدید و نو است. با پژوهش و تحقیق است که درخت دانش جان می گیرد؛ رشد می کند و به ثمر می رسد.

فضایل اخلاقی در پژوهش:
1. تصحیح انگیزه و نیت، انگیزه باید الاهی باشد و گرنه اگر به انگیزه شهرت و کسب ثروت باشد، ممکن است دنیای ما و دیگران را آباد کند، چون در راستای زندگی حقیقی ما نیست، فاقد ارزش حقیقی خواهد بود. همانگونه که حسن فعلی نیازمند حسن فاعلی است.
2. توجه به نقش پیش فرض های ارزشی، علوم انسانی و اجتماعی دارای بار ارزشی است. بعنی پژوهشگر نمی تواند فارغ از نظام ارزشی مورد قبولش دست به تحقیق بزند. اندیشه های فلسفی، عرفانی، دینی، اجتماعی و تاریخی محقق در ساختار هندسه علمی و پژوهشی او نقش تعیین کننده دارند. مثلا روانشناس مسلمان هرگز نمی تواند عوامل وراثتی را به عنوان علت تامه ی شکل گیری شخصیت انسان بپذیرد.

3. آشنایی با پیشینه پژوهش: در هر تحقیقی اگر می خواهیم دست به نوآوری بزنیم و افق های تازه تری را ببینیم، بایدبا پژوهش های پیشینیان در آن موضوع آشنا شویم. جمله مشهور "نیوتن": اگر توانسته ام افق را اندکی دورتر از دیگران بنگرم، برای این است که بر شانه های غولان ایستاده ام»
4. گزینش مسئله: انتخاب مسئله از مهم ترین و بنیادی ترین مراحل تحقیق است. مسئله ما باید به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی یا عملی جامعه را بر طرف سازد و مورد علاقه پژوهشگر نیز باشد؛ تا بتواند در برابر مشکلات و موانع احتمالی مقاومت کند.
5. شهامت در پژوهش: تجربه نشان داده و هم اولیای دین به ما توصیه می کنند که هرگز نباید از انجام کارهای بزرگ به دلیل ترس از ناتوانی و یا ترس از مشکلات احتمالی خودداری کرد.
6. امانتداری: امانتداری رکن مهمی از حیات علمی و تحقیقی است؛ هر نویسنده ای اخلاقا موظف است منبع هر مطلبی را که از هر کسی نقل می کند؛ دقیقا دکر کند. و از نقل تقطیعی پرهیز کنیم. نقل تقطیعی یعنی نقل یک مقدار از حدیث، یا متن تاریخی، یا متن فلسفی و غیره و مقدار دیگر را حذف کنیم.
7. حقیقت جویی: پژوهشگر باید همه ی هم و غم خود را کشف حقیقت بداند و هرگز از مشکلاتی که ممکن است دیگران برای او پیش آورند، نهراسد.
8. نشاط در تحقیق: محقق توانا و موفق کسی است که با شوق و ذوق و نشاط در پی حل مسئله خود باشد. و هرگز خستگی و کسالت به خود راه ندهد.
به تعبیر شهید مطهری: « انسان باید به کارش عشق داشته باشد... آن وقت است که شاهکارها به وجود می آورد که شاهکار ساخته عشق است؛ نه پول و درآمد. با پول می شود کار ایجاد کرد و نمی شود شاهکار ایجاد کرد
9. پژوهش گروهی: پژوهش فردی در جای خود مفید و ارزنده است. اما باید دانست که اتقان و استحکام پژوهش های گروهی به مراتب بیشتر از پژوهش فردی است. و درصد خطای کار گروهی کمتر از پژوهش فردی است به قول مولوی: «عقل ها مر عقل را یاری دهد»

آسیب شناسی اخلاقی پژوهش:
1.
شهرت زدگی، پژوهشگر باید بکوشد در تحقیقات خود، در دام بززگ و خطرناک شهرت زدگی گرفتار نیاید. مشهور بودن یک رای و عقیده، هرگز به معنای درست بودن آن نیست.
2. شتابزدگی، کمترین آفت شتابزدگی این است که مانع درک درست موضوع می شود.
3. دخالت دادن خواسته های شخصی، پژوهشگر منصف کسی است که اصل بی طرفی در تحقیق را رعایت کند و نباید دیدگاه ها و خواسته ها و اغراض شخصی خود را بر موضوع تحقیق تحمیل کند. تحقیق معتبر، تحقیق است که بی طرفانه و بدون حب و بغض های پیشین صورت بگیرد.
4. انتحال، انتحال دو معنای نزدیک به هم دارد. معنای شایع ان «سرقت ادبی» (حل شدن یا حل کردن) پژوهش را به نام خود ثبت کردن. و معنای دیگر آن « خود را به مذهبی بستن» (حرف خود را به فرد دیگری نسبت بدهیم) نویسندگانی که می کوشند برای درست جلوه دادن سخن خود، افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمی را مدافع نظریه خود معرفی کنند مرتکب عمل غیر اخلاقی انتحال شدند.

فصل سوم اخلاق نقد (شیوه های اخلاقی مواجهه با اندیشه ها)

1.اهمیت و جایگاه: یکی از مهمترین قیود آزادی، قیود اخلاقی است. اخلاق حاکم بر آزادی است و آزادی در صورتی عاقلانه و ثمربخش خواهد بود که در چهارچوب اخلاق باشد.گفتگوهای علمی و آزادی در طرح اندیشه می تواند به عنوان یکی از نشانه ها و علایم برجسته ی رشد و پویایی علمی یک جامعه تلقی شود؛ اما هرگز نمی توان به صرف طرح گسترده ی نظریات علمی و رواج بازار نقد و نقادی در جامعه، سلامت علمی جامعه را نتیجه گرفت. اینها زمانی نوید بخش است که موضوعات مورد گفتگو، موضوعاتی مفید و ثمربخش باشند و در فضایی مناسب و به شیوه ای سالم با مراعات همه اصول معرفتی و اخلاقی انجام گیرند.
2. معنا شناسی نقد: نقد و انتقاد، به معنای ارزیابی منصفانه یک چیز است. و برای این ارزیابی، در بسیاری موارد لازم است در کنار بیان نقاط ضعف، نقاط قوت را نیز یادآور شد. کلمه ی انتقاد به معنای نکته گیری و عیب جویی نیست. بیشتر به معنای نکته سنجی و تحقیق است.
3. ضرورت نقد: نقد اندیشه های نادرست، از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر در حوزه ی معرفتی است. و یک وظیفه ی اجتماعی است. زکات ذکاوت و شکر نعمت خوش فهمی و تیزبینی این است که شخص تیزبین باید دست دیگران را بگیرد و در گلستان زیبایی که کشف کرده بچرخاند بلکه آنان را از باید خارها و سنگلاح ها آگاه سازد.

شرایط اخلاقی نقد:
1-
فهم سخن و تبحر در موضوع، هیچ کس اخلاقا مجاز نیست پیش از فهم درست دقیق یک مدعا و به صرف داشتن تصوری مبهم و اجمالی از یک نظریه به نقد آن بپردازد.
2- کنار نهادن حب و بغض، تاثیر حب و بغض تا آنجاست که می تواند هنر را عیب و عیب را هنر جلوه دهد.کسی که با نگاه عاشقانه و با با نگاه مغرضانه به مسئله ای می نگرد، به سختی می تواند همه ابعاد و جنبه های آن را به درستی درک کرده و سره و ناسره آن را تشخیص دهد.
3- پرهیز از نقد متقابل، عمل نکردن ناقد به سخنان خودش دلیل بی اعتباری نقد او نمی شود. تنها
ثمره و پیامد نقد متقابل، محروم کردن خود از هدایت ها و نصایح دیگران است.
4- نقد انگیخته به جای انگیزه؛ به گفته بنگر نه به گوینده، یکی دیگر از آفت های اخلاقی در عرصه ی نقد، خلط انگیزه و انگیخته است.(انگیزه درونی، انگیخته بیرونی) شخص یا حزب یا طبقه ای که مورد نقد فرد یا حزب دیگر قرار می گیرد. به جای بررسی محتوای سخن ناقد، و بررسی ادله ی او، به اکتشاف انگیزه های نهانی و پشت پرده ی ناقد پرداخته و با آلوده ساختن فضای نقد، خود را از پاسخگویی به آن بی نیاز می بیند.
5- تفکیک اندیشه و رفتار از فرد، کسی که اندیشه ای را نقد می کند، یا ناراستی های یک رفتار را نشان می دهد، می خواهد بیزاری خود را از ناراستی و نادرستی اعلام کند؛ نه از فردی که مورد نقد قرار گرفته است.
6- لزوم بردباری و نقدپذیری، مثل امام محمد باقر در مقابل مردی که به ایشان دشنام دادند، حلم و بردباری پیشه کنیم
7- پرهیز از برچسب زدن، یکی از شیوه های نادرست در نقد، برچسب زدن و انگ زدن به صاحبان اندیشه و یا به ناقدان است. برچسب هایی از قبیل ارتجاعی، قشری، علم زده، فاشیست و .. که برای تحقیر منتقد از سوی افراد مختلف در نقد دیگران و یا در پاسخ به دیگران به کار می رود.
8- آغاز کردن از خود، تاثیر اخلاقی گفتار و توصیه ای که خود فرد به آن عمل می کند، به مراتب بیشتر از توصیه هایی است که در کردار و رفتار فرد توصیه کننده خلاف آنها مشاهده می شود. (رطب خورد کی منع رطب کند).

فصل چهارم - اخلاق معیشت (متاسفانه این جلسه بنده حضور نداشتم)

1- اهمیت و جایگاه: کار کردن و داشتن شغلی آبرومند، نه تنها وسیله ای برای امرار معاش و تامین مایحتاج مادی زندگی است؛ بلکه از عوامل بسیار مهم در احساس شخصیت، عزت، استقلال و اعتماد به نفس است. در مقابل بیکاری موجب یاس و سرخوردگی و احساس ضعف و بی شخصیتی می شود. بیکار از نظر دیگران، یک عضو بی فایده جامعه تلقی می شود. به علاوه کار یک وظیفه و مسئولیت اجتماعی هم هست.

2- کار در سیره ی اولیای دین: همه ی پیامبران و امامان برای تامین مخارج زندگی خود و خانواده شان کار می کردند. هیچیک از آنان به رغم وجود کسانی که حاضر بودند با افتخار برای آنان کار کنند و با وجود داشتن منابع مالی خود را از کار و تلاش بی نیاز نمی دیدند.

3- نقش نیت در ارزشمندی کار: اگر انگیزه افراد در کار، انگیزه الاهی و خدایی باشد، کار آنان از ارزش اخلاقی برخوردار خواهد بود، و گرنه دارای ارزش معنوی و اخروی نخواهد بود.

4- رابطه ی اخلاق و معیشت: در روایات متعددی اخلاق نیکو به عنوان یکی از عوامل گشایش در رزق و روزی و اخلاق بد به عنوان یکی از عوامل تنگدستی و فقر معرفی شده است. تجربه نشان می دهد که مشتریان بیشتر به خرید از فروشندگان خوش خلق و آراسته به فضایل اخلاقی تمایل دارند.

5- نقش کار در تربیت و بهداش روانی: یکی از مهم ترین عوامل سازنده ی شخصیت انسان، کار است. رابطه ی میان کار و شخصیت انسان، رابطه ای دوطرفه است؛ یعنی همان طور که کار، معلول چگونگی و نوع شخصیت انسان است، شخصیت انسان و چگونگی آن نیز معلول و محصول نوع کار و شغل اوست. یکی از مهمترین علل ارتکاب گناه، بیکاری است.
به قول پاستور« بهداشت روانی انسان در لابراتوار و کتابخانه است»
ولتر می گوید« هر وقت احساس می کنم که درد و رنج بیماری می خواهد مرا از پای درآورد به کار پناه می آورم و کار بهترین درمان دردهای درونی من است»
پاسکال می گوید « مصدر کلیه ی مفاسد فکری و اخلاقی، بیکاری است. هر کشوری که بخواهد این عیب بزرگ اجتماعی را رفع کند، باید مردم را به کار وادارد تا آن آرامش عمیق روحی که عده ی معدودی از آن آگاهند در عرصه ی وجود افراد برقرار شود»

6- کار و احساس شخصیت: درخواست کمک مالی از مردم و سربار دیگران بودن، به دلیل آفات اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی فراوانی که دارد؛ به شدت مورد مذمت و نکوهش اسلام و اولیای اسلام قرار گرفته است. از کوچکی کار نهراسید. نگویید این کار مرا پست می کند زیرا درخواست از مردم، خوار کننده تر است. زمانی که از دیگران بی نیاز باشی از همه مردم ارجمندتری.

فصل پنجم- اخلاق معاشرت صفحه 115

اهمیت و جایگاه: معاشرت و ارتباط سازنده با دیگران، یکی از مهمترین و اصلی ترین نیازهای روحی و روانی آدمیان است. انسان در معاشرت با دیگران است که می تواند خود را بهتر بشناسد، ویژگی ها و توانمندی ها و ناتوانایی های خود را دریابد و به تصوری درست و واقع بینانه از خود دست یابد. نکته ی دیگری که اهمیت و جایگاه معاشرت را در اخلاق نشان می دهد این است که بسیاری از فضایل و رذایل اخلاقی در ظرف معاشرت ظهور می یابند. فضایلی مانند عدالت انصاف احسان... و رذایلی مانند، ظلم، حق کشی، خودخواهی و ... آشنایی با تجارب دیگران و بهره مندی از آن، یکی دیگر از اموری است که جز با معاشرت به دست نمی آید. معاشرت با دیگر انسانها از بهترین ابزارهای تهذیب نفس و خودسازی است.

آنچه استاد در کلاس گفتند و در پاورقی کتاب نیز بود. به عقیده بسیاری از فیلسوفان، آدمیان مدنی بالطبع اند؛ یعنی دات و فطرت آدمی به گونه ای است که حتما باید زندگی اجتماعی داشته باشد. علامه طباطبایی معتقد است که انسان مدنی الاستخدام است؛ یعنی اگر تن به زندگی اجتماعی می دهد به خاطر این است که می خواهد از امکانات و نیروها و توانمندی های دیگران در جهت منافع خود بهره بگیرد. برخی دیگر از فیلسوفان مغرب زمین بر این باورند که انسان مدنی الاجبار است. یعنی ضرورت های زندگی و حیات بشری اقتضا می کند که زندگی اجتماعی را برگزیند و گرنه ذاتا هیچ تمایلی به زندگی اجتماعی ندارد.

انواع معاشرت:
1.
معاشرتهای انسانی، برخوردهایی است که با دیگران، به عنوان یک انسان همنوع داریم. به تعبیری دیگر، هر کسی به عنوان عضوی از خانواده ی انسانی در قبال سایر انسان ها وظایف و مسئولیت های اخلاقی بر عهده دارد.
2. معاشرت های آیینی،معاشرت و روابطی که هر فرد با سایر همکیشان و هم مسلکان خود دارد را «معاشرت آیینی» یا دینی می نامند. ما به عنوان یک مسلمان در برابر سایر مسلمانان مسئولیت ها و وظایفی بر عهده داریم.
3. معاشرت های شهروندی، هر کدام از ما با سایر شهروندان دارای روابط خاصی هستیم ک با غیر شهروندان چنان روابطی را نداریم. همین مسئله نیز مسئولیت ها و وظایف خاصی بر عهده ما می گذارد.
4. معاشرت های دوستانه، هر یک از ما از میان همنوعان، همشهریان یا همکیشان خود، کسانی را برمی گزینیم و با آنان روابط صمیمانه تری را برقرار می سازیم. همین موضوع وظایف اخلاقی خاصی بر عهده ما می گذارد.
5. معاشرت های خانوادگی، هر یک از ما از پدر و مادری خاص و عضوی از یک خانواده خاص هستیم. ممکن است برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله، دایی، پدر بزرگ و مادر بزرگ داشته باشیم و پس از ازدواج عضو خانواده ی همسر هم به شمار آییم. همه اینها مسئولیت ها و وظایف اخلاقی خاصی را بر عهده ما می گذارد.

معیار معاشرت:
هر چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. این قانون در حقیقت معیار و ملاکی کلی و عام برای اخلاق اجتماعی و نحوه معاشرت با دیگران است. این معیار را می توان در همه برخورد های اجتماعی به کار گرفت؛ اعم از برخورد با همسر، فرزند، پدر و مادر، اقوام، همسایگان، شهروندان و به طور کلی سایر انسان ها.

اهتمام به امور:
تصور عموم از بشر دوستی و اهتمام به امور مردم، مسائل مادی و رفاهی است. ولی روشن است که نه امور مردم منحصر در امور مادی و رفاهی است و نه سودرسانی و خدمت به آنان منحصر در خدمات و منافع مادی و دنیوی، بلکه امور معنوی و خدمات روحانی به مردم از اهمیت بیشتر و اساسی تری برخوردار است. کسانی که در جهت هدایت روحی و معنوی مردمان و ترویج معارف اسلامی و گسترش علمی و عملی توحید در سطح جامعه گام بر می دارند؛ سودمندی شان برای مردم به مراتب بیشتر از سودمندی مای و دنیوی است.

اصلاح میان مردم ص 128
یکی از بهترین و مطلوب ترین اخلاقیات اجتماعی «اصلاح ذات بین» است. در زندگی اجتماعی همواره ممکن است کدورت ها و ناراحتی هایی میان افراد پدید آید. در اینجا یکی از وظایف اخلاقی دیگران این است که آنان را آشتی داده و اجازه ندهند که اختلاف جزئی به اختلافات ریشه ای و عمیق تبدیل شود.

اصول و فنون مصاحبه، استاد آقای ملکی

به نام خدا

جلسه اول ۲۸/۱۱/۹۱
موضوعات تحقیق اصول و فنون مصاحبه:
۱- راهکارهای جلب اعتماد در مصاحبه
۲- ضرورت و اهمیت مصاحبه چهره به چهره یا رو در رو (فیس تو فیس) در گزینش و انتخاب افراد
۳- یک مورد مصاحبه با یک شخصیت علمی، مذهبی، خلاقیت یا کارآفرین
۴- بک موضوع دلخواه اما مرتبط با اصول و فن مصاحبه، قبل از آماده کردن، موضوع را با استاد در میان بگذارید.

مواردی که در تحقیق باید رعایت شود:
ذکر منابع،
مقدمه،
نتیجه گیری و حداقل ۵ صفحه باید باشد. ۱۵ دقیقه وقت برای ارائه در اختیار دارید.

۴. امتحان از ۱۵ نمره می باشد و حداکثر ۵ تا سوال سه نمره ای خواهد آمد. مدت پاسخگویی ۴۵دقیقه می باشد.

کتابی لازم نیست تهیه کنید استاد خود به شما جزوه خواهند داد.

در رابطه با اصول و فنون مصاحبه سوالی ندادند و فقط توضیحاتی در زمینه جلب اعتماد در بزرگسالان برای مصاحبه و ایجاد انگیزه در کودکان برای تشویق به مصاحبه اشاره کردند.

با آرزوی موفقیت همچون ترم های گذشته
رضوانی فر

جلسه دوم ۵/۱۲/۹۱
۱- تعریف مصاحبه از نظر "کاهن و کانل": گفتگوی حداقل دو نفر برای کسب اطلاعات به منطور رسیدن به اهداف معین که از طرف مصاحبه گر شروع شده و متمرکز بر یک موضوع و یا محتوا می باشد.

۲- مراحل اجرای مصاحبه:
۱. تهیه یا انتخاب  ابزار برای مصاحبه شامل: تلفن، پرسشنامه، جملات پرسشی، نمادها
۲. هدایت مصاحبه ( ایجاد انگیزه در مصاحبه) برای هر دو طرف
۳. ثبت پاسخ ها، یادداشت برداری از مصاحبه انجام شده که می تواند به صورت ضبط صوتی، الکترونیکی، اغذی یا قلمی باشد.
۴. تهیه و تنظیم کدهای عددی، سوالها در مصباحبه باید عددی باشد و براساس آن به تناسب درصد و یا فراوانی مقایسه شود.

جلسه سوم ۱۲/۱۲/۹۱

۳- اركان مصاحبه:۱. مصاحبه گر ۲. مصاحبه شونده ۳. موضوع مصاحبه (استخدامي، برطرف كننده اختلالات رفتاري دانش آموز يا حراستي...) ۴. هدف از مصاحبه ۵. ابزار مصاحبه (پرسشنامه، ميكروفن، تلفن) 

۴- دلايل مصاحبه: ۱. كسب اطلاعات و اخبار ۲. شناخت فرد مصاحبه شونده ۳. رفع ابهام ۴. ايجاد ارتباط صميمي براي رفع اشكال ۵. بزرگ كردن يك موضوع ۶. مستند كردن اخبار و اطلاعات ۷. آشنايي با بيوگرافي مصاحبه شونده ۸. براي تامين منافع و امنيت ملي ۹. كوچك كردن يك موضوع ۱۰. ايجاد فضاو جو ويژه (عصبي كردن يا خشود سازي) ۱۱. مخاطب يابي و مخاطب شناسي (بين ۱۰ نفر يكي را انتخاب كردن)

جلسه چهارم ۱۷/۰۱/۹۲

 انواع سوال‌ها در مصاحبه:
۱.سوال‌هاي بسته پاسخ،اين گونه سوالات بيشتر براي اطلاعات، نگرش‌ها، اعتقادات به كار مي‌رود.
مزاياي اين روش: سرعت عمل در استخراج، كدگذاري، نمره گذاري، و تحليل آنها مي‌باشد كه مي‌تواند به صورت دو گزينه‌اي و يا چند گزينه‌اي باشد. مثل آيا شما در كنكور شركت كرديد يا نه؟ يا ميزان تصيلات شما چقدر است؟الف) ابتدائي ب) راهنمائي ج) دبيرستان د) دانشگاه
در اين گونه سوالات، بايد سوالها با يكديگر هم پوشي داشته باشند. مثل كداميك از ميوه‌ها داراي كالري بيشتري است؟ الف) سيب ب) موز ج) گلابي د) انگور

۲- سوال‌هاي باز پاسخ، اين گونه سوال‌ها داراي پاسخ‌هاي طولاني و تشريحي است و بيشتر فردي و شخصيتي است. مشكل عمده اين گونه سوالات، تفسير آنها مي‌باشد كه زمان بيشتري براي پاسخ دادن نياز دارد. پاسخ دهندگان خيلي راغب به پاسخ نيستند.
مزاياي اين گونه سوال‌هاي باز پاسخ، آزادي عمل براي پاسخگويي وجود دارد. امكان پيگيري از طرف مصاحبه گر وجود دارد.
معايب سوال‌هاي باز پاسخ، تفسير مشكل، نتيجه گيري مشكل، بي ثباتي در پاسخ.
جلسه چهارم ۲۴/۰۱/۹۲

اهداف مصاحبه:
۱. جمع‌اوري اطلاعات:بخش عمده‌اي از مصاحبه‌ها براي اخذ اطلاعات شخصي، شغلي و يا اجتماعي، سياسي و فرهنگي مي‌باشد.
۲. جهت ارزيابي و ارزشيابي: اين گونه مصاحبه براي شناخت ويژگي‌هاي شخصيتي و روحي و رواني‌افراد و همچنين ميزان توانمندي او در حوزه‌هاي علمي، سياسي و غيره مي‌باشد.
۳. مصاحبه اقناعي: هدف از مصاحبه ايجاد رضايتمندي در مخاطب براي ادامه كار و غيره مي‌باشد.
۴. مصاحبه راهنمايي و مشاوره: هدف از اين مصاحبه راهنمايي افراد به صراط مستقيم مي‌باشد.
۵. مصاحبه معارفه‌اي و يا توديعي: در اينگونه مصاحبه‌ها براي افرادي كه صاحب پست و مقام مي‌شوند و با بركنار مي‌شوند (توديعي) صورت مي‌گيرد.
۶. مصاحبه استخدامي: اينگونه مصاحبه ها در راستاي توانمندي جسمي و فكري افراد براي گزينش به تناسب شغلي كه انتخاب مي‌شود مثل معلمي كه بايد نابينا، كر و لال نباشد.

زمان و مكان مصاحبه
۱. مكان بايد براي مصاحبه گر و مصاحبه شونده رو در رو يا face to face باشد.
۲. هر دو طرف، لباس مناسب داشته باشند.
۳. همراه با لبخند باشد.
۴. سكوت باشد.
۵. همراه با شوخي باشد.
۶. اجازه صحبت كردن به او (مصاحبه شونده) داده شود.
از نظر زماني تفاوت نمي‌كند مگر اينكه نوع پرسش نامه براي مصاحبه جنايي - سياسي باشد. در غير اينصورت بهتر است زماني مصاحبه صورت گيرد كه مصاحبه شونده آمادگي لازم را داشته باشد.

سوال‌هاي پيگيري كننده: اين گونه سوال‌ها بيشتر براي كشف يك موضوع و رفع ابهام به صورت سلسله مراتبي از سوال‌هاي آسانتر تا به سوال‌هاي پيچيده‌ مي‌باشد. مثل تست "ري بن"

ويژگيهاي مصاحبه كننده: داشتن حس كنجكاوي، داشتن ذوق و استعداد نويسندگي مصاحبه‌گري، داشتن قدرت تفكر و تصميم گيري، صبور و بردبار بودن، داشتن اطلاعات و دانش و بصيرت در حوزه مربوطه،(مثل سوال‌هاي سياسي) پايبندي به اصول اخلاقي و حرفه‌اي، ريسك پذير بودن، غرور و تكبر نداشتن، متعصب نبودن، تحليل‌گر بودن.

ويژگيهاي محاصبه شونده: داشتن اطلاعات لازم، داشتن علاقه براي پاسخ‌گويي، احساس ذينفع بودن و به‌دست آوردن سود و درآمد.

مراحل فرايند يك مصاحبه: تعيين و مشخص كردن موضوع، مطالعه و شناخت موضوع، شناخت جايگاه حقيقي و حقوقي مصاحبه شونده، طراحي و تعيين پرسش‌ها، تعيين وقت مصاحبه.

موضوعات مصاحبه: كسب خبر، جمع‌آوري اطلاعات تكميلي، براي بايگاني،

هدف مصاحبه: كسب اطلاعات و روشن شدن ابهامات، هدف هر مصاحبه مي‌باشد.

ويژگيهاي پرسش در مصاحبه: پرسش‌ها بايد داراي هدف باشند، پرسش بايد صريح، روشن، و واضح باشد، شان و منزلت مصاحبه شونده رعايت شود، كلي گويي نباشد، پرسش‌ها بايد از يك نظم منطقي پيروي كند، سعي شود در پرسش‌ها فقط از گزينه بله و خير استفاده نشود، پرسش نبايد مركب باشد.

پرسش‌نامه‌ها از نظر كميت به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟ به دو دسته كلي و جزئي:كلي، كه هدف از مصاحبه گرفتن پاسخ كلي است. و جزئي، كه هدف، كسب اطلاعات از جزئيات مي‌باشد.

عوامل موثر در طراحي پرسش چيست؟ شناخت قبلي مصاحبه شونده، هدف از مصاحبه، نوع مصاحبه، تكنيك‌ و روش‌هاي مصاحبه، تجربه مصاحبه كننده، زمان، مكان و مدت مصاحبه.

۳۱/۲/۹۲

انواع مصاحبه های تخصصی:
۱. مصاحبه ی سیاسی در حوزه حکومتداری، دولت، مملکت داری
۲. مصاحبه ورزشی در حوزه های ورزشی مثل فوتبال، والیبال ، تنیس،..
۳. مصاحبه های ادبی مانند شعرا، ادبا، و شعر...
۴. مصاحبه های علمی در حوزه دانشمندان، فیزیکدانان و ...
۵. مصاحبه های اقتصادی در حوزه تورم.
۶. مصاحبه های فرهنگی در حوزه جشنواره ها، آداب و رسوم...
۷. مصاحبه های اجتماعی در رابطه با ازدواج و آسیب های اجتماعی
۸. مصاحبه های پزشکی در حوزه سلامت انسان در جامعه
۹. مصاحبه های آموزشی در حوزه کتابهای درسی
۱۰. مصاحبه های پژوهشی که برای کشف ابهامات و حل مسئله به کار می رود.
مصاحبه‌ها ممکن است تلفیقی از چند مورد مذکور باشد مثل مصاحبه علمی، ادبی، هنری....

انواع ارتباطات در مصاحبه:
۱. ارتباط كلامي، كه از طريق زبان و به صورت گفتگو و رو در رو يا فيس تو فيس.
۲. ارتباط غير كلامي، كه از طريق دست، گردن، و صورت و چشم و ابرو صورت مي‌گيرد. هدف آن در مصاحبه بيشتر براي تكميل مطالب يا رد مطالب، و يا تاييد مطالب و يا داراي منظوري مي‌باشد. اينگونه ارتباطات بيشتر نشانگر شخصيت و حالات روحي و رواني و اجتماعي افراد اعم از افسردگي، اخمو يا خنده‌رو داراي نگاه مثبت نسبت به جامعه مي‌باشد.
در مصاحبه هر دو طرف (مصاحبه شونده و مصاحبه كننده) مد نظر مي‌باشد. همچنين ارتباطات غير كلامي بستگي به برداشت فرد از خود و يا ممكن است از جامعه باشد. پيامبر اكرم هميشه در ارتباطات كلامي و غير كلامي تبسم بر لب داشتند.

سلام دوستان در اینجا سوال هایی که استاد به اهمیت آنها در کلاس موقع درس دادن اشاره کردند، را به طور جداگانه گذاشتم. فراموش نکنید که خواندن این سوالها فقط باعث قبولی شما می شود اما اگر می خواهید نمره ۲۰ بگیرید بهتر است که همه جزوه را بخوانید. این سوالها را با تاکید بیشتر بخوانید

با آرزوی توفیق همه شما عزیران

سوالهای خیلی مهم فنون مصاحبه استاد ملکی

1- مصاحبه را تعریف کنید و مراحل اجرایی آن را نام ببرید.
گفتگوی حداقل دو نفر برای کسب اطلاعات به منطور رسیدن به اهداف معین که از طرف مصاحبه گر شروع شده و متمرکز بر یک موضوع و یا محتوا می باشد.
مراحل اجرایی مصاحبه:
۱. تهیه یا انتخاب  ابزار برای مصاحبه شامل: تلفن، پرسشنامه، جملات پرسشی، نمادها
۲.
هدایت مصاحبه ( ایجاد انگیزه در مصاحبه) برای هر دو طرف
۳.
ثبت پاسخ ها، یادداشت برداری از مصاحبه انجام شده که می تواند به صورت ضبط صوتی، الکترونیکی، اغذی یا قلمی باشد.
۴. تهیه و تنظیم کدهای عددی، سوالها در مصاحبه باید عددی باشد و براساس آن به تناسب درصد و یا فراوانی مقایسه شود.

2- اركان مصاحبه را نام ببرید.
1.مصاحبه گر
۲. مصاحبه شونده
۳. موضوع مصاحبه (استخدامي، برطرف كننده اختلالات رفتاري دانش آموز يا حراستي...)
۴. هدف از مصاحبه
۵. ابزار مصاحبه (پرسشنامه، ميكروفن، تلفن) 

3- انواع سوال‌ها در مصاحبه را نام برده و یکی را شرح دهید.
۱.سوال‌هاي بسته پاسخ،اين گونه سوالات بيشتر براي اطلاعات، نگرش‌ها، اعتقادات به كار مي‌رود.
مزاياي اين روش: سرعت عمل در استخراج، كدگذاري، نمره گذاري، و تحليل آنها مي‌باشد كه مي‌تواند به صورت دو گزينه‌اي و يا چند گزينه‌اي باشد. مثل آيا شما در كنكور شركت كرديد يا نه؟ يا ميزان تصيلات شما چقدر است؟

الف) ابتدائي ب) راهنمائي ج) دبيرستان د) دانشگاه
در اين گونه سوالات، بايد سوالها با يكديگر هم پوشي داشته باشند. مثل كداميك از ميوه‌ها داراي كالري بيشتري است؟ الف) سيب ب) موز ج) گلابي د) انگور

۲. سوال‌هاي باز پاسخ، اين گونه سوال‌ها داراي پاسخ‌هاي طولاني و تشريحي است و بيشتر فردي و شخصيتي است. مشكل عمده اين گونه سوالات، تفسير آنها مي‌باشد كه زمان بيشتري براي پاسخ دادن نياز دارد. پاسخ دهندگان خيلي راغب به پاسخ نيستند.
مزاياي اين گونه سوال‌هاي باز پاسخ، آزادي عمل براي پاسخگويي وجود دارد. امكان پيگيري از طرف مصاحبه گر وجود دارد.
معايب سوال‌هاي باز پاسخ، تفسير مشكل، نتيجه گيري مشكل، بي ثباتي در پاسخ.


3. سوال‌هاي پيگيري كننده: اين گونه سوال‌ها بيشتر براي كشف يك موضوع و رفع ابهام به صورت سلسله مراتبي از سوال‌هاي آسانتر تا به سوال‌هاي پيچيده‌مي‌باشد. مثل تست "ري بن"

4. ويژگيهاي مصاحبه كننده یا مصاحبه شونده را بنویسید.
ويژگي هاي مصاحبه كننده: داشتن حس كنجكاوي، داشتن ذوق و استعداد نويسندگي مصاحبه‌گري، داشتن قدرت تفكر و تصميم گيري، صبور و بردبار بودن، داشتن اطلاعات و دانش و بصيرت در حوزه مربوطه،(مثل سوال‌هاي سياسي) پايبندي به اصول اخلاقي و حرفه‌اي، ريسك پذير بودن، غرور و تكبر نداشتن، متعصب نبودن، تحليل‌گر بودن.

ويژگيهاي محاصبه شونده: داشتن اطلاعات لازم، داشتن علاقه براي پاسخ‌گويي، احساس ذينفع بودن و به‌دست آوردن سود و درآمد.

5- شش مورد مصاحبه را نام ببرید.
۱. مصاحبه ی سیاسی در حوزه حکومتداری، دولت، مملکت داری
۲.
مصاحبه ورزشی در حوزه های ورزشی مثل فوتبال، والیبال ، تنیس،..
۳.
مصاحبه های ادبی مانند شعرا، ادبا، و شعر...
۴.
مصاحبه های علمی در حوزه دانشمندان، فیزیکدانان و ...
۵.
مصاحبه های اقتصادی در حوزه تورم.
۶.
مصاحبه های فرهنگی در حوزه جشنواره ها، آداب و رسوم...
۷.
مصاحبه های اجتماعی در رابطه با ازدواج و آسیب های اجتماعی
۸.
مصاحبه های پزشکی در حوزه سلامت انسان در جامعه
۹.
مصاحبه های آموزشی در حوزه کتابهای درسی
۱۰.
مصاحبه های پژوهشی که برای کشف ابهامات و حل مسئله به کار می رود.
مصاحبه چا ممکن است تلفیقی از چند مورد مذکور باشد مثل مصاحبه علمی، ادبی، هنری....

6- عوامل موثر در طراحی پرسش را شرح دهید.
شناخت قبلي مصاحبه شونده، هدف از مصاحبه، نوع مصاحبه، تكنيك‌و روش‌هاي مصاحبه، تجربه مصاحبه كننده، زمان، مكان و مدت مصاحبه.

7- شیوه های مصاحبه را نام برده و یکی را شرح دهید.
1. مصاحبه ی خبری برای کسب اطلاعات از رویدادهای وقایع
2. مصاحبه شخصی برای کسب اطلاعات فردی
3. مصاحبه چهره به چهره
4. مصاحبه تلفنی

5. مصاحبه از طریق الکترونیکی

8- ضعف های مصاحبه شونده و مصاحبه کننده را بنویسید.
الف) ضعف های ناشی از مصاحبه شونده
1. عدم تمایل به شرکت در مصاحبه
2. ضعف مدیریتی
3.عدم اعتماد متقابل
4.عدم اعلام نظر به خاطر حفظ امنیت شغلی، منافع گروهی یا فردی اعم از سیاسی یا غیر سیاسی
5. عدم وجود قانون که مصاحبه شونده را ملزم به ارایه اطلاعات کند.
ب) ضعف های ناشی از مصاحبه کننده
1. عدم تسلط بر موضوع
2. گم کردن هدف مصاحبه در نتیجه به بیراهه رفتن موضوع اصلی
3. عدم شناخت قبلی مصاحبه شونده
4. احساس حقارت و خود کم بینی
5. کم تجربگی مصاحبه کننده
6. عدم خلاقیت، سرعت انتقال، هوش و ذکاوت
7. عدم امنیت شغلی



9- نکات مهم در مصاحبه را بنویسید.
1. شناخت شیوه های مصاحبه و تسلط بر فنون مصاحبه
2. قبل از شروع مصاحبه باید از سلامت دستگاه ضبط مطمئن باشیم. حتما باطری آن را عوض کنیم.
3. خودکار داشته باشیم.

4. باید خوش برخورد باشیم و مصاحبه در فضای صمیمانه و بدون تملق صورت بگیرد.
5. اگر ابهامی در پاسخ وجود داشت مجددا سوال شود.
6. محل، زمان و تاریخ مصاحبه دقیقا مشخص شود.
7. علاوه بر رعایت ادب و نزاکت به صورت حرفه ای سوال شود.

10- زمان و مکان مصاحبه را شرح دهید.
مکان مصاحبه باید سکوت، آرامش و در روز باشد. جدی باشیم، البته در بعضی مواقع با تبسم و شوخی سر تکان دادن به منزله ی تایید سخنان مصاحبه شونده، به کار گیری زبان مناسب، پوشیدن لباس مناسب، محل نشستن باید در شرایط مساوی باشد. نور به اندازه کافی باشد.

11- اهداف مصاحبه را بنویسید.
1. جمع اوری اطلاعات: یکی از اهداف مصاحبه اخذ اطلاعا در خصوص موضوعات مرتبط که می تواند به صورت چهره به چهره یا تلفنی صورت بگیرد که هدف از آن کشف یک موضوع جدید می باشد که می تواند سیاسی، علمی، اجتماعی باشد.
2. جهت ارزشیابی: برای ارزشیابی میزان توانمندی های افراد از نظر جسمی، علمی می تواند صورت بگیرد.
3. جهت اقناعی برای تغیر رفتار: در این روش هدف قانع و راضی کردن طرف مقابل در حوزه های مختلف مذهبی و غیر مذهبی می باشد. مثل راضی کردن به ازدواج دختر و پسر.
4. جهت راهنمایی و مشاوره: در این گونه مصاحبه ها هدف هدایت، ارشاد و یا راهنمایی طرف مقابل می باشدو
5. تودیعی و معارفه ای: در این مصاحبه برای افرادی که از کار برکنار شده اند و یا جدید انتخاب شده اند که برنامه های آنها و یا علت برکناری و انتخاب آنها اعلام می شود.

6. مصاحبه استخدامی: این گونه مصاحبه ها برای ارزیابی توانمندی های علمی، جسمی و ... صورت می گیرد که در همه کشورها به تناسب انتخاب شغل مثل معلمی و ... صورت می گیرد.

اصول خبر نویسی استاد ملکی

به نام خدا

جلسه اول ۲۸/۱۱/۹۱

نکاتی که در اولین جلسه، استاد ملکی ضمن معرفی خود به آن اشاره کردند.

۱. بحث سیاسی در کلاس ممنوع

۲. غیبت با هماهنگی استاد یا نماینده کلاس موجه می باشد در غیر اینصورت بعد از ۴ جلسه مشروطه می شوید.

۳. آوردن تحقیق ضروری می باشد، ۵ نمره دارد و تحقیقی که منابع آن بیشتر باشد نمره بیشتری دارد. 
دانشجویان حداکثر تا تاریخ ۲۸ فروردین ۹۲ مهلت دارند که تحقیق خود را ارائه دهند. درتاریخ ۲۹  فروردین به هیچ وجه پذیرفته نمی شود.(التماس نکنید)
تحقیق باید به صورت کنفرانس ارائه شود.
در صورتی که تعداد دانشجویان ۳۰ نفر باشد، می توانید ۲نفره تحقیق را آماده کرده و ارائه دهید.

موضوعات تحقیق خبر نویسی:
۱- نقش خبرنگاری در اطلاع رسانی
۲- نقش خبرنگاری در پیشرفت و توسعه فرهنگ
۳- مصاحبه با یک شخصیت علمی اجتماعی، فرهنگی..
۴- بک موضوع دلخواه اما مرتبط با خبرنگاری و قبل از آماده کردن موضوع را با استاد در میان بگذارید.

موضوعات تحقیق فن مصاحبه:
۱- راهکارهای جلب اعتماد در مصاحبه
۲- ضرورت و اهمیت مصاحبه چهره به چهره یا رو در رو (فیس تو فیس) در گزینش و انتخاب افراد
۳- یک مورد مصاحبه با یک شخصیت علمی، مذهبی، خلاقیت یا کارآفرین
۴- بک موضوع دلخواه اما مرتبط با اصول و فن مصاحبه،  قبل از آماده کردن، موضوع را با استاد در میان بگذارید.

مواردی که در تحقیق باید رعایت شود:
ذکر منابع،
مقدمه،
نتیجه گیری و حداقل ۵ صفحه باید باشد. ۱۵ دقیقه وقت برای ارائه در اختیار دارید.

۴. امتحان از ۱۵ نمره می باشد و حداکثر ۵ تا سوال سه نمره ای خواهد آمد. مدت پاسخگویی ۴۵دقیقه می باشد.

کتابی لازم نیست تهیه کنید استاد خود به شما جزوه خواهند داد.  

 در صورت تمایل (البته اگر بتوانید ییدا کنید)  کتاب چهار مهارت اجتماعی (خواندن، گوش دادن، سخن گفتن و دیدن ) که نوشته خود استاد است را می توانید تهیه کنید و برای مطالعه خود از آن استفاده کنید. انتشارات تربیت در سال ۱۳۷۴

در رابطه با اصول و فن مصاحبه سوالی ندادند و فقط توضیحاتی در زمینه جلب اعتماد در بزرگسالان برای مصاحبه و ایجاد انگیزه در کودکان برای تشویق به مصاحبه اشاره کردند.

با آرزوی موفقیت همچون ترم های گذشته
رضوانی فر

۱- انواع خبر:
۱. خبر آموزشی ،این گونه خبر ها مرتبط با حوزه های آموزشی، تحصیلات، شیوه های آموزشی می باشد. بیشتر مکانهای این خبرها، مدارس، دانشگاه ها، مراکز علمی با محتوای آموزشی می باشد.
۲. خبر اجتماعی، بیشتر در حوزه تعاون و همکاری، ازدواج و طلاق و ... می باشد. حوزه فعالیت این خبرها می تواند در شهرها و روستا ها باشد.
۳. خبر سیاسی، این گونه خبرها بیشتر در حوزه حکومت، دمکراسی، قدرت و احزاب می باشد.
۴. خبر علمی،این گونه خبرها بیشتر در حوزه اختراعات، نوآوری ها، اکتشافات و ... می باشد.
۵. خبر ورزشی، در حوزه مسابقات ورزشی، نتایج مسابقات، شیوه مسابقات، اظهار نظر مربیان و مسئولین ورزشی می باشد.
۶. خبر هنری، حوزه فعالیت، هنرمندان، ابزارهای دستی، هنرهای دستی و تجسمی و...
۷. خبر اقتصادی، در حوزه داد و ستد، مبادلات کالا، خرید و فروش، تورم، اشتغال و بیکاری ... می باشد.
۸. خبر تبلیغی، حوزه فعالیت آنها به صورت بنر یا تیزرهای مطبوعاتی و تلویزیونی.. می باشد.
۹. خبر تلفیقی،(ترکیبی)، به طور کلی یک خبر می تواند همزمان علمی، اجتماعی،آموزش وپزشکی باشد.
۱۰. خبر پزشکی، این گونه خبرها بیشتر در حوزه سلامت جامعه، سلامتی فردی و احتماعی بیولوژیکی، و ژنتیکی بحث می کند.

۲- خبرها از نظر قلمرو جغرافیایی به دو صورت است.
۱. داخلی یا ملی که مرتبط با داخل کشور بوده که می تواند سیاسی، علمی، صنعتی.. باشد.
۲. خبرهای بین المللی یا فراملی که خبرها و اطلاعات فرا مرزی (خارج از کشور) را بازگو می کند. که هدف آن بیشتر اطلاع رسانی می باشد.

۳- رعایت موارد لازم در خبر: ۱. محتوای خبر یا پی دی اف  باید اهمیت داشته باشد. 2. خبر از نظر موضوع باید جذابیت داشته باشد 3. خبر باید کامل و جامع باشد 4. خبر باید کوتاه و فشرده (مختصر و مفید) باشد.

جلسه دوم ۵/۱۲/۹۱

۴- مفاهیم اساسی در خبرنویسی:
۱. درستی خبر، یکی از مسئولیت های مهم رسانه های خبری ارائه اطلاعات درست به مخاطبین می باشد تا بتواند اعتماد مخاطبین را نسبت به خبر و رسانه خود جلب بکند. خبرنگار باید اطلاعات و اخبار را همان گونه که اتفاق افتاده است گزارش کند نه آنکه خودش مایل هست به صورت نادرست اطلاع رسانی کند. کیفیت نباید فدای سرعت شود.
۲. روشنی خبر، بهتر است خبرها با صراحت و روشنی و با دقت صورت گیرد و ابهامی در گزارش و کلمات  وجود نداشته باشد. یعنی مفهوم باشد. کلمات تخصصی، پزشکی، عربی، ترکی، فنی باید برای عموم مخاطبین قابل درک، ساده، روان، و روشن باشد. شفاف سازی وظیفه اصلی خبرنگاری می باشد.
۳. جامعیت خبر، اخبار و اطلاعات باید کامل باشد و همه پرسشهای مخاطبین باید پاسخ داده شود. یا به اصطلاح خبرنگار باید خود را جای مخاطب بگذارد.

۵- تعریف خبر، رویدادی که وقوع آن صورت گرفته و یا ممکن است صورت نگرفته باشد. و یا احتمالا درست و یا کذب باشد و بعضا ممکن است این خبر برای یک نفر یا گروهی ارزش خبری داشته باشد.

۶- ارزش خبری، معیارهایی که به کمک آن می شود وقایع را برای مخاطبین ارزیابی کرد. مثل ارزش خبر ورزشی یا خبر علمی.

۷- معیارهای ارزش های خبری:
۱. دربرگیری، تعداد افراد در برگیرنده خبر در جامعه یکی از معیارهای مهم ارزش خبری می باشد. این گونه رویداد ها ممکن است به نفع یا به ضرر مستقیم یا غیر مستقیم مردم باشد.
۲. شهرت خبر، داشتن شهرت و مشهور بودن افراد حقیقی یا حقوقی از نظر علمی، مذهبی، سیاسی و همچنین رویداد و یا محله‌های مشهور می تواند ارزش خبری را بالا ببرد.
۳. برخورد ها، اختلافات و منازعه ها، برخوردهای فیزیکی یا فکری چون باعث به هم خوردن توازن در جامعه می گردد؛ دارای ارزش خبری بوده که ممکن است مثبت یا منفی باشد. و یا ممکن است باعث ایجاد رقابت هم بشود.
۴. شگفتی ها یا استثناها، اختراعات، ابداعات و کشفیات در حوزه های علمی و غیر علمی دارای ارزش خبری بالایی است
۵. بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار: مثل تصادف اتوبوس کشته شدن ۴۶ نفر ارزش خبری بیشتری نسبت به یک نفر دارد.
۵. مجاورت های جغرافیایی و یا معنوی، نزدیکی خبر از نظر جغرافیایی مثل خبر مهم در کرج و یا خبری در مکزیک که ارزش خبری کرج بیشتر از شهر مکزیک است. و از نظر معنوی خبری که از نظر مذهب، آداب و رسوم، مکتب و اعتقادات و باورها و حتی زبان که بیشتر جنبه غیر مادی دارد. دارای ارزش خبری هست.
۷. تازگی و نو بودن خبر، خبر باید نو و دست اول باشد. یعنی سوخته نباشد.

جلسه سوم ۹۱.۱۲.۱۲

۸- عناصر خبر 5W 1H:

what;who;where;when;why; & how

۱- چه خبر و رويدادي كه ارزش خبري دارد؟
۲- چه كسي اين خبر را داده است؟
۳- كجا اين خبر مطرح شده است؟
۴- چه زماني اين خبر ارسال شده است؟
۵- چرا اين خبر را داده است؟
۶- چگونه و چطور اين اتفاق افتاده است؟
مثلا: ماشين عروس در اتوبان كرج چپ كرد اما خوشبختانه عروس و داماد سالم هستند.

۲- Lead راهنما، عنوان خبر (صفحه اول روزنامه)
به معني خلاصه خبر و مهمترين موضوع خبر، چكيده خبر، كه حداكثر از يك يا چند جمله (سي تا ۴۰ واژه)تشكيل شده و خواننده را ترغيب به خواندن خبر داخل روزنامه مي كند. اين خبر مي‌تواند از نظر محتوايي: با محتوا، بي محتوا يا كم محتوا (متوسط) باشد.ليدها از نظر شكل و مدل متفاوت هستند.

 ۱۷/۱/۹۲جلسه چهارم استاد ملكي   سازمان‌هاي خبري

سازمان‌هاي خبري: گستردگي و نوع كار سازمان‌هاي خبري را از نظر تشكيلاتي مي‌توان تعريف كرد. مثل روزنامه همشهري، ايران يا خبرگزاري بي بي سي كه به صوت جهاني مي‌باشد.

چارت سازماني سازمان‌هاي خبري ( سازمان تحريريه):
-
مدير مسئول(سردبير)، صاحب امتياز بوده و بعد از ايشان سردبير مهمترين نقش، در حوزه اداره‌ي تمام قسمت‌هاي خبري را بر عهده دارد.
- معاون سردبير، جانشين و قائم مقام بوده و در غياب سردبير نظارت و مديريت را برعهده دارد.
- دبير سرويس، سازمان‌هاي تحريريه داراي سرويس‌هاي زير مي‌باشد.
۱. سرويس ورزشي ۲. سرويس اقتصادي ۳. سرويس آموزشي ۴. سرويس اجتماعي و فرهنگي ۵. سرويس سياسي ۶. سرويس امور شهرستان‌ها ۷. سرويس علمي ۸. سرويس حوادث و غيره...
دبير فني، مسئوليت صفحه آرايي، حروف چيني، صفحه بندي، تا مرحله چاپ و نظارت بر چاپ را برعهده دارد. يعني داراي سه وظيفه هماهنگي و همكاري، اجراء و توليد مي‌باشد.
- ويراستاري، ويرايش مطالب را در روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها بر عهده دارد.
- عكس، داراي خبرنگاراني كه فقط در حوزه سياسي، اقتصادي، هنري و غيره عكاسي مي‌كنند.
- آرشيو عكس و خبر، داراي مخزن و بايگاني اطلاعات اخبار در سازمان مي‌باشد.
- اتاق خبر، كه تلفن، فكس، و ايميل‌هاي خبري را دريافت مي كند.
- كتابخانه، كه مركز مطالعات تخصصي خبرنگاران مي‌باشد.

جلسه پنجم ۲۴/۰۱/۹۲

فرايند خبر از رويداد تا مخاطبان: هر خبري كه شروع مي‌شود، از زمان رويداد تا به صورت گزارش خبري براي مخاطبين، بايد از گزينش گرها و دروازه‌بان‌هاي متعدد عبور كند.

انواع دروازه‌بان و گزارش‌گر
: ۱
.عوامل درون‌سازماني مانند، مديرمسئول، سردبير، يك خبرگزاري كه تشخيص به عدم ارائه خبر مي‌دهد.
۲. عوامل برون سازماني مثل جامعه، قوانين موجود، اعمال نفوذ‌هاي اشخاص حقيقي و حقوقي، گروه‌هاي فشار، صاحبان ثروت و قدرت كه پارازيت يا اختلال در پخش خبر ايجاد مي‌كنند.

x1x2x3 +c1c2c3+b1b2b3   رویدادهای خبری + گزینشگران + مخاطبان

خبرنگار کیست؟ خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق و استعداد شخصی بعد از گذراندن دوره های آموزشی تخصصی نسبت به تهیه جمع آوری و تنظیم اخبار و انتشار آن از طریق رسانه های جمعی به مخاطبین اقدام می کند.

ویژگیهای خبرنگاران:
۱.انگیزه، علاقه (شم خبري)
۲. در مسير خبر بودن، خبرنگار بايد به دنبال خبر باشد.
۳. داشتن تخصص لازم به خصوص در حوزه‌هاي مربوطه اقتصادي، سياسي، علمي،
۴. تماس با مردم، خبرنگاران بايد به صورت صميمي و به صورت همبستگي هميشه در بين مردم و در صفوف اجتماعات باشند،
۵. خبرنگار بايد راز نگهدار باشد و جلب اعتماد كند.
۶. آراستگي ظاهري، لياقت و شايستگي براي ايجاد صميميت در بين مردم
۷. توانايي بررسي اسناد و مدارك را داشته باشد.
۸. داشتن معلومات عمومي بالا،
۹. سرعت عمل در تهيه و ارسال و انتشار خبر،
۱۰.رعايت بي‌طرفي 

سبك‌هاي خبر نويسي:
۱.سبك هرم وارونه (هرم را در نظر بگيريد و وارونه‌اش كنيد خبرهاي مهم و ليد خبر در بالا) در اين گونه سبك‌ها خبرنگاران مهمترين و جالبت‌ترين و با ارزش‌ترين خبرها را در قسمت فوقاني هرم قرار مي‌دهند. هر چه از هرم پايين تر مي‌اييم از ارزش خبري كاسته مي‌شود. مثل تيترهاي خبري روزنامه
مزاياي اين سبك:
- اصلي‌ترين و چكيده مهمترين مطالب مي‌باشد.
- زمان كمتري براي دريافت خبر لازم است.
- خواننده را بر‌مي‌انگيزاند كه خبر را بخواند و يا دنبال كند.
- جاي كمتري را اشغال مي‌كند.
معايب اين سبك:
- اعمال نظر خبرنگاران در برجسته كردن خبر
- تكرار دوباره آن در متن خبر
- حذف برخي از مطالب به خاطر برخي اطلاعات ديگر
۲. دلايل عمده‌ي فراگير شدن اين سبك:
-سرعت پخش و انتشار اخبار از طريق رسانه‌ها
- فرصت كوتاه مخاطبين در دريافت خبر

انواع خبرهاي ارسالي
۱- flash یا خبر فوری: اینگونه خبرها با علامت فلش مشخص و به خبرنگار مربوطه ارسال مي‌گردد؛ و آن خبرگزاري بايد در ۵ كلمه اطلاع رساني نمايد. خبر فوري يايد مستند و با منبع خبري معتبر ارسال شود.
۲. گزارش كوتاه يا بولتن: در اين گونه خبرها بايد عناصر شش‌گانه خبري مثل، كي، چرا، چگونه، چطور، كجا،چه مشخص شود.
۳. خبر تكميلي: اين گونه خبرها بعد از خبر فوري اعلامي مي گردد. به شرط آنكه بخشي از گزارشات قبلي حذف شود
۴. خبر تركيبي: در اين گونه خبرها، علت، با شش‌عنصر، هماهنگ و تركيب مي‌شود و هيچگونه شبه و ابهامي در خبر ارسالي براي مخاطبين باقي نمي‌ماند.

مراحل انتشار خبر: سه مرحله دارد:
۱. قبل از وقوع، مثل جلسات، سفر هيات دولت به شهرها و كشورهاي ديگر.
۲.خبرهاي روز وقوع، خبرهايي كه در همان روز اتفاق افتاده و مخابره شده.
۳. خبر بعد از وقوع: اين‌گونه خبرها جهت تكميل اطلاعات و يا دقيقتر شدن خبر صورت مي‌گيرد. و علت اين امر به خاطر ضد و نقيض بودن خبرها و يا به دست‌ آوردن اطلاعات جديد مي‌باشد.

خبرهاي ابتكاري:
شامل
:۱. خبرهاي انحصاري، خبرهايي است كه براي نخستين بار از طرف يك خبرگزاري به نام خودش مخابره مي‌شود.
۲. خبرهاي عادي و معمولي: خبرهايي هستند كه جزء ضروريات مردم بوده و غالبا در اكثر خبرگزاري‌ها مخابره مي‌شود. مثل مطبوعات، روزنامه‌ها، و يا خبرهاي تلويزيوني.
۳. خبرهاي خلاق و نوآورانه: بخشي از خبرها جنبه ضروري و عمومي نداشته و بنابر مصلحت امكان مخابره آن از طريق رسانه‌هاي عمومي وجود ندارد و لذا در سايتها و يا بخش‌هاي مختلف روزنامه‌ها به صورت خبر ويژه اطلاع رساني مي‌شود. كه مختص آن روزنامه و يا خبرگزاري مي‌باشد. مثل ستون روزنامه ايران، همشهري، سايت تابناك، خبرگزاري بيست و سي.

سبك‌هاي خبري

سبک تاریخی: در این سبک برخلاف سبک هرم وارونه در زمان وقوع خبر تا پایان رویداد باید به صورت دقیق و به ترتیب زمانی گزارش شود. مثل حوادث جنگ، کودتا، اخبار فضانوردی.
مزایای این سبک: مطالب کامل بیان می شود. اعمال نظر خبرنگار به مراتب کمتر است.
معایب این سبک: زمان بیشتری برای دریافت مهمترین مطالب لازم است.
چون مطالب طولانی است خواننده خسته می شود.
تراکم مطلب هم وجود دارد.
از لحاظ صفحه آرایی نگارش مشکل است.
این گونه سبک ها بیشتر در جلسات رسمی، گزارشات جلسات علنی و یا برخی مصاحبه‌های غیر خبری صورت می گیرد. که بیشتر جنبه تاریخی دارد.

سبک تاریخی همراه با لید: این گونه سبک ها بیشتر به دو صورت وارونه و تاریخی بوده و ابتدا به صورت خلاصه و یا سرخط آمده و سپس به صورت کامل، چکیده مطالب تشریح و تبیین می شود. مثل نزاع در روستا

سبک پایان شگفت انگیز: در این گونه سبک ها مخاطب همواره به دنبال نتیجه می باشد. مثل خبر تصادف پسر فرماندار که توسط پلیس پیگیری می شد و در پایان به این نتیجه رسیدند که پسر فرماندار ۱۸ ماهه بوده و ترمز دستی را خوابانده است.

منابع و مواخذ خبر: منبع ای که خبر را به عنوان سرچشمه ارائه می دهد منبع خبر بوده و خبر بدون منبع سندیت ندارد. و این منبع می تواند فرد ،گروه، سازمان ... باشد.

تیتر خبر: تعریف، تیتر راهنمای خواننده به سوي خبر است. با جمله و عباراتی که به خبر هویت می دهد. و خواننده را ترغیب به گوش دادن یا خواندن می کند. مثل سرخط خبرها که به آن خلاصه خبر هم می گویند.

اصول و ویژگی های تیتر نویسی در خبر:
۱.یتر باید خلاصه، مفید و مختصر باشد.
۲.از جملات منفی استفاده نشود.
۳. روشن و واضح باشد.
۴. کلمات تکراری نباشد
۵. ساده و روان باشد.
۶. حتی المقدور فعل داشته باشد.
۷. تیتر باید با شرح خبر تناسب داشته باشد. چون مشروح خبرها گزارشی از چکیده‌ی خبر محسوب می شود. مضاف بر اینکه تیتر خبری خودش یک لید خبر محسوب می شود.

انواع تیترها:
۱. تیترهای استنباطی، این گونه خبر ها برداشت‌های متفاوت و دارای اهمیت و ابهام آمیز برای مخاطبین هست. مثل سخنان وزیر کشور در مورد امنیت مرزهای کشور يا اخطار قوه قضائیه‌ی در مورد گرانفروشی

۲. تیتر اقناعی، این گونه تیترها به صورت غیر مستقیم قانع کننده و ترغیب کننده و تهییج کننده است.
مثل، توافق ایران با آمریکا برای مذاکره.

علامت گذاری در تیتر ها:

۱. (.)نقطه در پایان جمله قرار می گیرد و بیشتر برای مکث کردن است.
۲. ویرگول (،) برای مکث کوتاه
۳. (؛) نقطه ویرگول که برای مکث کوتاه تر
۴. (:) برای نقل و  قول
۵. (< >) گیومه ابتدا و انتهای نقل و قول مستقیم
۶. (-) خط فاصله که بیشتر برای جدا سازی آورده می شود.

انواع عكس هاي خبري:
۱.عكس‌هاي معمولي يا روزمره، اين عكسها به صورت معمولي و عادي از طرف عكاس گرفته مي‌شود. و بنابر ضرورت از آن استفاده مي‌شود. به شرط آن كه بعد از اخذ تصوير مشخصات زير يا پشت عكس نوشته شود. مثل تصوير دكتر حسابي در جمع دانشگاهيان آكسفورد كه فقط چهره ايشان را زير نويس مي‌كنند. (سومين نفر از راست)
۲. عكس با سوژه‌هاي متحرك، مثل سوانح طبيعي زلزله در حال ريزش ساختمان، يا در حينت گل زدن يك فوتباليست. به تيم مقابل، نا تصوير شاد و غمگين يك مادر
۳. عكس‌هاي شكار لحظه‌ها يا ناگهاني: اين گونه عكس‌ها از زيباترين و جالبترين عكسها بوده، كه به طوري طبيعي يك رويداد مهم را نشان مي‌دهد.عكاس اين گونه عكس‌ها بايد خيلي با تجربه و با مهارت باشد
۴. عكس‌هاي خيلي فجيع: اين گونه عكس‌ها بيشتر براي قتل  نزاع و درگيري صورت مي‌گيرد. كه بازتاب منفي در ذهن انسان ايجاد مي‌كند.
۵. عكس‌هاي آرشيوي: اين گونه عكس‌ها صرفا براي بايگاني‌است؛ و در مواقع ضروري استفاده مي‌شود. مثل تصاوير طبيعت و يا سران كشورها. 
۶. عكس‌هاي هنري يا تزئيني: اين گونه عكس‌ها براي زيبايي نگهداري مي‌شود. مانند عكس‌هاي عروسي

سلام دوستان در اینجا سوال هایی که استاد به اهمیت آنها در کلاس موقع درس دادن اشاره کردند، را به طور جداگانه گذاشتم. فراموش نکنید که خواندن این سوالها فقط باعث قبولی شما می شود اما اگر می خواهید نمره ۲۰ بگیرید بهتر است که همه جزوه را بخوانید. این سوالها را با تاکید بیشتر بخوانید

با آرزوی توفیق همه شما عزیران

سوالهای خیلی مهم مبانی خبر نویسی استاد ملکی

1- انواع خبر را بنویسید.
۱. خبر آموزشی ،این گونه خبر ها مرتبط با حوزه های آموزشی، تحصیلات، شیوه های آموزشی می باشد. بیشتر مکانهای این خبرها، مدارس، دانشگاه ها، مراکز علمی با محتوای آموزشی می باشد.
۲. خبر اجتماعی، بیشتر در حوزه تعاون و همکاری، ازدواج و طلاق و ... می باشد. حوزه فعالیت این خبرها می تواند در شهرها و روستا ها باشد.
۳. خبر سیاسی، این گونه خبرها بیشتر در حوزه حکومت، دمکراسی، قدرت و احزاب می باشد.
۴. خبر علمی، این گونه خبرها بیشتر در حوزه اختراعات، نوآوری ها، اکتشافات و ... می باشد.
۵. خبر ورزشی، در حوزه مسابقات ورزشی، نتایج مسابقات، شیوه مسابقات، اظهار نظر مربیان و مسئولین ورزشی می باشد.
۶. خبر هنری، حوزه فعالیت، هنرمندان، ابزارهای دستی، هنرهای دستی و تجسمی و...
۷. خبر اقتصادی، در حوزه داد و ستد، مبادلات کالا، خرید و فروش، تورم، اشتغال و بیکاری ... می باشد.
۸. خبر تبلیغی، حوزه فعالیت آنها به صورت بنر یا تیزرهای مطبوعاتی و تلویزیونی.. می باشد.
۹. خبر تلفیقی،(ترکیبی)، به طور کلی یک خبر می تواند همزمان علمی، اجتماعی،آموزش وپزشکی باشد.
۱۰. خبر پزشکی، این گونه خبرها بیشتر در حوزه سلامت جامعه، سلامتی فردی و احتماعی بیولوژیکی، و ژنتیکی بحث می کند.

2- مفاهیم اساسی در خبرنویسی را شرح دهید.
۱. درستی خبر، یکی از مسئولیت های مهم رسانه های خبری ارائه اطلاعات درست به مخاطبین می باشد تا بتواند اعتماد مخاطبین را نسبت به خبر و رسانه خود جلب بکند. خبرنگار باید اطلاعات و اخبار را همان گونه که اتفاق افتاده است گزارش کند نه آنکه خودش مایل هست به صورت نادرست اطلاع رسانی کند. کیفیت نباید فدای سرعت شود.
۲. روشنی خبر، بهتر است خبرها با صراحت و روشنی و با دقت صورت گیرد و ابهامی در گزارش و کلمات  وجود نداشته باشد. یعنی مفهوم باشد. کلمات تخصصی، پزشکی، عربی، ترکی، فنی باید برای عموم مخاطبین قابل درک، ساده، روان، و روشن باشد. شفاف سازی وظیفه اصلی خبرنگاری می باشد.
۳. جامعیت خبر، اخبار و اطلاعات باید کامل باشد و همه پرسشهای مخاطبین باید پاسخ داده شود. یا به اصطلاح خبرنگار باید خود را جای مخاطب بگذارد.

3- معیارهای ارزشی خبررا شرح دهید.
۱. دربرگیری، تعداد افراد در برگیرنده خبر در جامعه یکی از معیارهای مهم ارزش خبری می باشد. این گونه رویداد ها ممکن است به نفع یا به ضرر مستقیم یا غیر مستقیم مردم باشد.
۲. شهرت خبر، داشتن شهرت و مشهور بودن افراد حقیقی یا حقوقی از نظر علمی، مذهبی، سیاسی و همچنین رویداد و یا محله‌های مشهور می تواند ارزش خبری را بالا ببرد.
۳. برخورد ها، اختلافات و منازعه ها، برخوردهای فیزیکی یا فکری چون باعث به هم خوردن توازن در جامعه می گردد؛ دارای ارزش خبری بوده که ممکن است مثبت یا منفی باشد. و یا ممکن است باعث ایجاد رقابت هم بشود.
۴. شگفتی ها یا استثناها، اختراعات، ابداعات و کشفیات در حوزه های علمی و غیر علمی دارای ارزش خبری بالایی است
۵. بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار، مثل تصادف اتوبوس کشته شدن ۴۶ نفر ارزش خبری بیشتری نسبت به یک نفر دارد.
6. مجاورت های جغرافیایی و یا معنوی، نزدیکی خبر از نظر جغرافیایی مثل خبر مهم در کرج و یا خبری در مکزیک که ارزش خبری کرج بیشتر از شهر مکزیک است.

و از نظر معنوی خبری که از نظر مذهب، آداب و رسوم، مکتب و اعتقادات و باورها و حتی زبان که بیشتر جنبه غیر مادی دارد. دارای ارزش خبری هست.
7. تازگی و نو بودن خبر، خبر باید نو و دست اول باشد. یعنی سوخته نباشد.

4- عناصر خبر 5W 1H:

what ;who ;where ;when ;why & how

1. چه خبر و رويدادي كه ارزش خبري دارد؟
2. چه كسي اين خبر را داده است؟
3.
كجا اين خبر مطرح شده است؟
4.
چه زماني اين خبر ارسال شده است؟
5.
چرا اين خبر را داده است؟
6.
چگونه و چطور اين اتفاق افتاده است؟
مثلا: ماشين عروس در اتوبان كرج چپ كرد اما خوشبختانه عروس و داماد سالم هستند.

5- Lead راهنما، عنوان خبر را توضیح دهید.
به معني خلاصه خبر و مهمترين موضوع خبر، چكيده خبر، كه حداكثر از يك يا چند جمله (سي تا ۴۰ واژه) تشكيل شده و خواننده را ترغيب به خواندن خبر داخل روزنامه مي كند. اين خبر مي‌تواند از نظر محتوايي، با محتوا، بي محتوا يا كم محتوا (متوسط) باشد.ليدها از نظر شكل و مدل متفاوت هستند.

6- چارت سازماني سازمان‌هاي خبري (هیات تحريريه) را بکشید و یک مورد را شرح دهید.
- مدير مسئول، صاحب امتياز بوده و بعد از ايشان سردبير مهمترين نقش، در حوزه اداره‌ي تمام قسمت‌هاي خبري را برعهده دارد.
- معاون سردبير،
جانشين و قائم مقام بوده و در غياب سردبير نظارت و مديريت را برعهده دارد.
- دبير سرويس:
سازمان‌هاي تحريريه داراي سرويس‌هاي زير مي‌باشد.
۱. سرويس ورزشي ۲. سرويس اقتصادي ۳. سرويس آموزشي ۴. سرويس اجتماعي و فرهنگي ۵. سرويس سياسي ۶. سرويس امور شهرستان‌ها ۷. سرويس علمي ۸. سرويس حوادث و غيره...
- دبير فني، مسئوليت صفحه آرايي، حروف چيني، صفحه بندي، تا مرحله چاپ و نظارت بر چاپ را برعهده دارد. يعني داراي سه وظيفه هماهنگي و همكاري، اجراء و توليد مي‌باشد.
- ويراستاري
، ويرايش مطالب را در روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها بر عهده دارد.
- عكس
، داراي خبرنگاراني كه فقط در حوزه سياسي، اقتصادي، هنري و غيره عكاسي مي‌كنند.
- آرشيو عكس و خبر، داراي مخزن و بايگاني اطلاعات اخبار در سازمان مي‌باشد.
- اتاق خبر،
كه تلفن، فكس، و ايميل‌هاي خبري را دريافت مي كند.
- كتابخانه، كه مركز مطالعات تخصصي خبرنگاران مي‌باشد.


7- انواع دروازه ‌بان خبری را شرح دهید.
1.عوامل درون‌سازماني،
مانند مديرمسئول، سردبير، يك خبرگزاري كه تشخيص به عدم ارائه خبر مي‌دهد.
۲. عوامل برون سازماني، مثل جامعه، قوانين موجود، اعمال نفوذ‌هاي اشخاص حقيقي و حقوقي، گروه‌هاي فشار، صاحبان ثروت و قدرت كه پارازيت يا اختلال در پخش خبر ايجاد مي‌كنند.

8- انواع سبک خبرنویسی را نام ببرید و یکی را شرح دهید.
1.
سبك هرم وارونه (هرم را در نظر بگيريد و وارونه‌اش كنيد خبرهاي مهم و ليد خبر در بالا) در اين گونه سبك‌ها خبرنگاران مهمترين و جالبت‌ترين و با ارزش‌ترين خبرها را در قسمت فوقاني هرم قرار مي‌دهند. هر چه از هرم پايين تر مي‌اييم از ارزش خبري كاسته مي‌شود. مثل تيترهاي خبري روزنامه
مزاياي اين سبك:
- اصلي‌ترين و چكيده مهمترين مطالب مي‌باشد.
- زمان كمتري براي دريافت خبر لازم است.
- خواننده را بر‌مي‌انگيزاند كه خبر را بخواند و يا دنبال كند.
- جاي كمتري را اشغال مي‌كند.
معايب اين سبك:

- اعمال نظر خبرنگاران در برجسته كردن خبر
- تكرار دوباره آن در متن خبر
- حذف برخي از مطالب به خاطر برخي اطلاعات ديگر
-
دلايل عمده‌ي فراگير شدن اين سبك:
-سرعت پخش و انتشار اخبار از طريق رسانه‌ها
- فرصت كوتاه مخاطبين در دريافت خبر

2.سبک تاریخی: در این سبک برخلاف سبک هرم وارونه در زمان وقوع خبر تا پایان رویداد باید به صورت دقیق و به ترتیب زمانی گزارش شود. مثل حوادث جنگ، کودتا، اخبار فضانوردی.
مزایای این سبک
:
مطالب کامل بیان می شود. اعمال نظر خبرنگار به مراتب کمتر است.
معایب این سبک
:
زمان بیشتری برای دریافت مهمترین مطالب لازم است.
چون مطالب طولانی است خواننده خسته می شود.
تراکم مطلب هم وجود دارد.
از لحاظ صفحه آرایی نگارش مشکل است. این گونه سبک ها بیشتر در جلسات رسمی، گزارشات جلسات علنی و یا برخی مصاحبه های غیر خبری صورت می گیرد. که بیشتر جنبه تاریخی دارد.

3. سبک تاریخی همراه با لید: این گونه سبک ها بیشتر به دو صورت وارونه و تاریخی بوده و ابتدا به صورت خلاصه و یا سرخط آمده و سپس به صورت کامل چکیده مطالب تشریح و تبیین می شود. مثل نزاع در روستا

4.سبک پایان شگفت انگیز: در این گونه سبک ها مخاطب همواره به دنبال نتیجه می باشد. مثل خبر تصادف پسر فرماندار که توسط پلیس پیگیری می شد و در پایان به این نتیجه رسیدند که پسر فرماندار ۱۸ ماهه بوده و ترمز دستی را خوابانده است.

9- انواع تیترخبرنویسی را شرح دهید.
۱. تیترهای استنباطی، این گونه خبر ها برداشت های متفاوت و دارای اهمیت و ابهام آمیز برای مخاطبین هست. مثل سخنان وزیر کشور در مورد امنیت مرزهای کشور یا اخطار قوه قضائیه ی در مورد گرانفروشی

2. تیتر اقناعی، این گونه تیترها به صورت غیر مستقیم قانع کننده و ترغیب کننده و تهییج کننده است. مثل توافق ایران با آمریکا برای مذاکره.

10- انواع خبرهای ارسالی را نام برده و یکی را توضیح دهید.
1. خبرهای
flash یا فوری: خبرهایی که اختصاصی و به محض اطلاع از وقوع یک رویداد مهم و به صورت برق آسا و فوری ارسال گردد. با علامت فوری یا فلش و با منبع صد در صد موثق مثلا خبرنگار بی بی سی.
2. خبرهای کوتاه: در خبر کوتاه باید عناصر خبر مثل کی، چگونه، چه کسی؛ چرا، کجا، و کی؟ آورده شود.

3. خبر تکمیلی: خبرهای کوتاه و فوری غالبا ناقص بوده مثل خبر سقوط هواپیما که بعدا در خبر تکمیلی مقدار کشته شدگان، محل حادثه و غیره مشخص می گردد.
4. خبر ترکیبی: در این گونه خبرها بر اساس هماهنگی های انجام شده علت و عوامل آن مشخص می گردد مثل علت سقوط هواپیما
5. خبر خلاصه: که باید در سه سطر و چکیده خبر آورده شود.

 

 

افکار عمومی استاد مجیدی

به نام خذا

جلسه اول ۲/۱۲/۹۱
دوستان عزیز استاد مجیدی را همه می شناسید و با روش او کاملا آشنایی دارید. تنها مطلبی که در اینجا باید یاد آور شوم این است که ساعت شروع کلاس ۱۵ می باشد و دوستان در صورت تمایل می توانند کتاب "افکار عمومی و معیارهای سنجش" آقای سید محمد دادگران، را تهیه کنند. اما توصیه می کنند چون درک کتاب برای ما کمی مشكل است، کتاب نخریم و خودشان به صورت جزوه سوال می دهند.

 افکار عمومی را چگونه تعریف می کنند؟

۱- اصطلاح افکار عمومی: به معنای امروزی نخستین بار توسط "ژاک نکه" وزیر دارائی لویی شانزدهم در آغاز انقلاب فرانسه مطرح شده است. افکار عمومی برای او روح جامعه به حساب می اید. او می گوید: افکار عمومی قدرت ناپیدایی است که بدون گنج، و محافظ و ارتش برای شهر، برای دربار و حتی برای  پادشاهان قانون وضع می کند.

۲- مفهوم افکار عمومی: مفهوم افکار عمومی در گذر زمان دستخوش دگرگونی های عظیمی شده است.مثلا در گدشته های دور، معادل اراده، احساسات، باورهای دینی و تعصب ملی بود. اما امروزه افکار عمومی را ضمیر باطنی و پنهان یک ملت و ظهور آن را بازتاب طبیعی اکثریت یک جامعه در برابر پیامها و رویدادهایی که برای آنها جنبه حیاتی دارد می دانند.

۳- نظریه "چارلز هورتن کولی" در باره ماهیت افکار عمومی چیست؟ او می گوید افکار عمومی حاصل جمع قضاوت های فردی اکثریت نیست. بلکه قضاوت تبلور یافته همه اشخاص مستقل، جدا از تعلق آنها به اکثریت یا اقلیت است. یعنی حاصل جمع ساده نظر افراد جدا از هم نیست بلکه یک سازمان یک محصول همکاری مبتنی بر ارتباط و تاثیر متقابل است.

۴- "فردیناند تونیز" افکار عمومی را چگونه تعریف می کند؟ او افکار عمومی را مظهر اخلاقیات جامعه میداند و آن را در سطحی عالی تر از دولت قرار می دهد. وی معتقد است که تمدن شهری فعلی جامعه خود را در برابر تحرکی که افکار عمومی روشنگرانه از طریق وسایل ارتباط جمعی پدید می آید را افکار عمومی می داند.

۵- تعريفي از افكار عمومي:جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعي عموما افكار عمومي را از ديدگاه تعامل اجتماعي و ارتباطات مي‌نگرند. و بر اين امر تاكيد مي ورزند كه بدون ارتباط ميان افراد با يكديگر و از طريق ارتباط چهره به چهره و همچنين به واسطه رسانه‌هاي جمعي نظير مطبوعات، راديو و تلويزيون... در شكل گيري افكار عمومي نقش دارند. چرا كه افراد از طريق اين نوع ارتباطات است كه به طرز فكر و نگرش‌هاي ديگران پي مي‌برند. و در تصميم‌گيري‌هاي خود آنها را مورد توجه قراد مي‌دهند. روان شناسان اجتماعي افكار عمومي را پديده رواني اجتماعي مي‌دانند و با تكيه بر عواملي چون، جامعه پذيري، ويژگي‌هاي شخصيتي مخاطب، انگيزش‌هاي آگاه يا ناآگاه، الگوهاي رفتاري و ارزشي در گروه‌هاي كوچك اجتماعي كه فرد عضويت آن را دارد. افكار عمومي را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

۶- فيلسوفي به نام ژان ژاك روسو:
ژان ژاك روسو فيلسوف فرانسوي و يكي از بنيان‌گذاران انقلاب كبير فرانسه است. تحليل گسترده اي از افكار عمومي دارد. او نه تنها به رابطه بين سياست، حكومت و افكار عمومي پرداخته است، بلكه درك و شناخت جديدي نيز از افكار عمومي ارائه كرده است. او افكار عمومي را به عنوان قانون اكثريت مطرح مي‌كند. و بر اين باور است كه حكومت‌ها به افكار عمومي بيش از قانون و يا حتي اعمال زور متكي هستند، و در تغييرات اجتماعي، حكومت‌ها از عقايد مردمي جلوتر نيستند. روسو معتقد است كه همه قوانين اگر بر اساس افكار عمومي بنا نهاده شوند، دولت‌ها در اجراي آن موفق تر هستند.

۷- فرآیند شکل گیری افکار عمومی:
برخی بر این باورند که افکار عمومی تنها در حکومتهای مردم سالار وجود دارند. در حالیکه در واقعیت امر چنین نیست. زیرا در بسیاری از کشورها شاهدیم که حکومت های خودکامه نیز افکار عمومی دارند. به نظر می رسد تنها تمایز آن این است که افکار عمومی در کشورهای مردم سالار آشکار و علنی است و در کشورهای خودکامه پنهانی و در گوشی است.
افکار عمومی زمانی به عرصه ظهور می رسد که جامعه نسبت به یک پدیده مهم اجتماعی از خود مقاومت نشان می دهد. بنابراین هر چند مردم دارای اشتراک فکری از نظر فرهنگی و مذهبی هستند اما این مسئله افکار عمومی محسوب نمی شود. در جامعه ای که اشتراک عقیده کامل و اتفاق نظر مطلق وجود داشته باشد باز هم می توانیم بگوئیم افکار عمومی مطرح نیست. پس افکار عمومی در جوامعی آشکار می شود که حکومت ها قانونی بودن خود را از توافق با کسانی که بر آنها حکومت می کنند بدست می آورند.
سیاست عمومی در جوامعی که دموکراتیک باشد، یعنی حکومتها به طور قانونی و از درون صندوق های رای به قدرت برسند به خواست های مردم احترام می گذارند و آنها را می پذیرند و در قوانین آنها را لحاظ می کنند.
در جوامعی که حکومت ها در آن به بازی قدرت می پردازند، شاهدیم که سیاستمدارانی که به نقش رهبری عمومی می پردازند در می یابند که قدرتها نمی توانند از مردم جلوتر بروند. و ناگزیرند از مردم یعنی افکار عمومی پیروی کنند.
در یک حکومت مردم سالار نقش رسانه ها، خلق و ایجاد موضوعات مورد گفتگو میان مردم است. در چنین جوامعی بیشترین مسائلی که مورد توجه مردم است، مد نظر رسانه ها نیز می باشد. در جوامع مردم سالار رسانه ها در مرکز حوادث و امور قرار دارند. از این رو به بیان افکار عمومی می پردازند.

افکار عمومی و گروه های فشار:
گروه‌هاي فشار براي تسلط بر مردم از وسايل مشروع و نامشروع استفاده مي كنند.
۱. تدابير اقتصادي: گروه‌هاي فشار با در اختيار گذاردن وامهاي گوناگون و يا هداياي بي‌شمار و يا رشوه دادن افراد مورد نظر را تحت سرپرستي انقياد خود در مي‌آورند.
۲. تدابير حقوقي: گروه‌هاي فشار با تحت فشار قراردادن مسئولان و نمايندگان سعي مي‌كنند تا خواست‌ها و نظريات خود را به قوانين و مقررات تبديل كنند.
۳. اقدامات تخريبي: گروه‌هاي فشار به طور پنهان و آشكار براي درهم شكستن مقاومت مردم و مسئولين و نمايندگان به تخريب و انهدام افراد و تشكل‌ها و جماعت‌ها مي‌پردازند.
۴. تدابير تبليغاتي: گروه‌هاي فشار به علت توانمندي مالي با استفاده از بنگاه‌هاي تبليغاتي از طريق رسانه‌هاي داخلي (راديو و تلويزيون، روزنامه‌ها، ماهواره‌ها و غيره) به نفوذ بر افكار عمومي مي‌پردازند.

فرايند شكل گيري افكار عمومي:
۱.رسانه‌هاي جمعي در پالايش و شكل دادن افكار عمومي از طريق انتخاب موضوع و پررنگ كردن آن و تيتر كردن آن و مطرح كردن‌ آن سعي مي‌كنند عامه‌ي مردم را به سمت آن موضوع بكشانند. و با برجسته سازي موضوعات در مردم آگاهي ايجاد مي‌كنند.
۲. موضوعات و مسائلي كه بر اثر حوادث و اتفاقات در جامعه رخ مي‌دهد از طرف رسانه بازتاب پيدا‌ مي‌كند. در اين هنگام نوعي ارتباط و كنش متقابل ميان مردم پديد مي‌آيد. مردم و گروه‌هاي اجتماعي در باره‌ي موضوع خاص بحث گفتگو مي‌كنند و سرانجام افكار عمومي شكل مي‌گيرد و به دنبال راه حل و چاره كار مي‌شوند.

"جيمز گرونيك" سه طبقه براي تشخيص جماعت يا عامه ارائه مي‌كند.
الف) عامه‌ي خاموش، گروهي كه با موقعيت ناشناخته‌اي روبرو مي‌شوند اما آن ر به عنوان مشكل يا مسئله در نظر نمي‌گيرند.
ب) عامه‌ي آگاه، گروهي كه وجود مسئله يا مشكل را تشخيص مي‌دهند و به فقدان چيزي در جامعه يا آن موقعيت خود پي مي‌برند و آگاه مي‌شوند اما تصميم يا اقدام خاصي در مورد آن صورت نمي‌دهند.
ج) گروه فعال، گروهي كه به بحث در خصوص آن مشكل در جامعه يا موقعيت مي‌پردازند و به صورت سازمان‌دهي شده و نظام‌مند در مورد آن اقدام مي‌كنند. و خواستار حل آن مسئله يا مشكل هستند.

متقاعد سازي: متقاعد سازي به صورت يك ارتباط انساني و پيچيده‌اي است كه براي تاثير گذاري با اهداف تغيير در اعتقادات، ارزش‌ها يا نگرش‌ها انجام مي‌گيرد.
نگرش‌ها ارزيابي‌هاي پايداري از جنبه‌هاي مختلف دنياي اطراف ما هستند كه به هنگام مواجه با محرك در ذهن تداعي مي‌شوند. اين تداعي شدن موجب بيداري احساسات مثبت و يا منفي مي‌شوند.
در واقع تركيب شناخت‌ها، احساسات و آمادگي براي عمل نسبت به يك شئي معين، نگرش مشخص نسبت به آن شئي مي‌گويند. برا ي نمونه نگرش يك شخص نسبت به يك شخصيت سياسي ممكن است حاوي اين شناخت باشد كه او مردي است شيفته سخنراني و بسيار جذاب و شنوندگان خود را مسحور و مجذوب مي‌كند.

ويژگي‌هاي مشترك نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي: در نظر بگيريد وقتي فردي فرد ديگري را متقاعد مي‌كند چه اتفاقي رخ مي‌دهد؛ ابتدا مي‌گوييم فردي فرد ديگر را متقاعد كرد. معمولا در اين جمله نوعي تلاش موفقيت‌ آميز وجود دارد. چنانچه نمي‌توانيم بگوييم او را متقاعد كرده‌ام ولي موفق نشدم.

شناخت اينكه متقاعد سازي با موفقيت مرتبط است نياز به بررسي دو ويژگي دارد.
۱. وجود يك معيار يا هدف
۲. تلاش براي رسيدن به آن هدف. زماني كه از موفقيت به طور ضمني سخن مي‌گوييم معمولا معياري براي موفقيت به عنوان هدف و آرمان در نظر مي‌گيريم.
۳. سومين ويژگي مشترك نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي وجود ميزاني از آزادي از سوي متقاعد شونده است. مثال: اين ماجرا را تصور كنيد كه دزدي فردي را بيهوش مي‌كند و پولش را به سرقت مي‌برد. كسي‌نمي گويد كه مال باخته متقاعد شده پول خود را به دزد بدهد.
۴. چهارمين ويژگي نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي عبارت است از: مواردي كه در آنها تاثير گذاري از طريق ارتباط حاصل مي‌شود.
در اين جا مفهوم متقاعد سازي فرايندي است كه از طريق ارتباط فردي با فرد ديگر حاصل مي‌شود. براي مثال، بلند كردن و پرت كردن كسي از بام يك ساختمان با گفتگو و تشويق آن فرد متفاوت است.
۵. آخرين ويژگي نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي شامل ايجاد تغيير در حالت ذهني متقاعد شونده است. زيرا برخي از نمونه‌هاي متداول متقاعد سازي احتمالا فقط تغيير در حالت‌هاي ذهني را فرا مي‌گيرد.
براي مثال، من علي را متقاعد كردم كه به رسميت شناختن كشور X از سوي ايران كار درستي است. پس مي‌توان نتيجه گرفت كه متقاعد سازي عبارت است از  تلاشي عامدانه، موفق، در تاثيرگذاري و نگرش‌ ديگري از طريق ارتباط در شرايطي كه متقاعد شونده ميزاني از آزادي را دارا مي‌باشد. 

جلسه پنجم ۲۸/۱/۹۲

تکنیک های اقناع: فنون و شیوه های مختلفی برای اقناع وجود دارد که می توان در میان آنها:
۱.کاربرد تحقیق برای تعیین منشاء و انگیزه رفتار بشر را نام برد.
۲. استفاده از نمادهایی که تداعی دلپذیر و پاداش دهنده دارند.
۳. منابعی که به دلیل اعتبار بالاي آنان گفته می شود، مورد پذیرش و باور هستند.
۴. انتخاب دقیق رهبران فکری به عنوان کانالهای ارتباط با عموم نیز می تواند از شیوه های موثر اقناع تلقی شود.

نقش قدرت تلویزیون در اقناع از دیدگاه "ژان کارنو": ژان کازنو در کتاب خود تحت عنوان قدرت تلویزیون در کنار اعمال نفوذ رسانه و افکار مخاطبان با هدف تغییر عقیده تاکید دارد که :
۱. رسانه‌ها سعی در تقویت عقیده موجود در جامعه دارند.
۲. ساختن عقیده تازه در جامعه،
۳. اقناع کردن مردم.
کازنو می گوید: تاثیر رسانه بیشتر تقویت کننده عقیده موجود است. زیرا انسان میل به ثبات و  وزن موجود دارد. و برنامه ها نیز برای جلب رضایت اکثریت مخاطبان و بر اساس سلیقه آنان ساخته می شود.
پس رسانه ها سعی نمی کنند دگرگونی در عقیده ایجاد کنند. البته رسانه ها می توانند با تلاش هدفمند به اهداف اقناعی و ترغیبی خود دست بزنند و مردم را متقاعد نمایند که این رویداد ها درست هستند. مثلا گرانی یک پدیده‌ای است که با توجه به شرایط موجود ایجاد شده است؛ و مردم را قانع نمایند.

تکنیک های اقناع در مورد رسانه:
۱. متخصص‌ها بیشتر از غیر متخصص‌ها متقاعد کننده هستند.
۲. مبلغان جذاب از غیر جذاب در خصوص اقناع موثرترند.
۳. نوع صحبت کردن، یعنی افرادی که آرام و شمرده سخن می گویند بهتر می توانند متقاعد کنند.
۴. افرادی که دارای عزت نفس پایینی هستتند  راحت‌تر اقناع می شوند.

افکار قالبی: بسیاری از نویسندگان بدون اشاره به ایدئولوژوی، حضور کلیشه‌های فرهنگی را در افکار عمومی نشان داده‌اند.
مثل: مخالفت برخی از سفید پوستان ایالات جنوبی آمریکا، با پذیرش دانش آموزان سیاهپوست.
پیش داوری‌های قالبی در باره‌ی مسائلی عنوان می‌شود، که با افراد به عنوان اعضای یک گروه نژادی، مذهبی، ملی و یا اقتصادی مرتبط است.
برای مثال می توان از پیش داوری‌های ملت‌ها  و یا اقوام  که در باره‌ی هم صحبت می‌کنند. نقش افکار قالبی در شکل گیری افکار عمومی روشن و بدیهی است. زبان ما حاوی بسیاری از واژه‌هایی است که بیانگر این افکار قالبی است. و هنگام یادگیری زبان، بسیاری از این افکار قالبی را فرا می گیریم.
در واقع ما می توانیم در باره بسیاری از مسائل داوری کنیم که هیچکدام از ما نه تجربه مستقیمی از آنها داریم و نه تماس رو در رو، بلکه این کلمات قالبی زبان است که بر خورد ما را با بسیار ی از مسائل جهت می دهد.
مثلا وقتی می گو.ییم اصفهانی ها حسابگر هستند،
پس کلیشه یا افکار جانبی عبارت است از: تنزل انسانها به مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصیتی مبالغه آمیز و معمولا منفی.
کلیشه سازی همچنین با اتخاذ راهبرد تقسیم کردن ویژگی‌های به هنجار و قابل قبول را از نابه‌هنجار و غیر قابل پذیرش جدا می سازد. سپس هر چیزی را که در درون به‌هنجار نگنجد، رد می‌کند. مثلا پوشش این شخص جواد است.

"فوکو" فیلسوف فرانسوی کلیشه سازی را نوعی بازی قدرت- دانش می نامد.
کلیشه سازی مردم را طبق هنجارها طبقه بندی می‌کند و افراد طرد شده را به عنوان دیگری یا غیر خودی فرض می کند.
کلیشه سازی شیوه مرسوم  گروه‌های حاکم است که تلاش می‌کنند به کل جامعه طبق دیدگاه خود نظام ارزشی و احساسات و ایدئولوژی خود را شکل میدهند. مثلا غربی ها .. شرقی ها را افرادی تنبل زن باره و ... می بینند.

ویژگی های تفکر قالبی: تفکر قالبی یک گروه خارجی را مدنظر قرار دهید. تفکر قالبی در عقیده‌ی اشخاصی که دارای موقعیت اجتماعی مشابهی هستند شکل می‌گيرند. مثلا افغانی‌های مهاجر در ایران.
عقیده‌ی مطرح شده در مرحله بعدی به وسیله‌ی افرادی که تفکر قالبی به آنها مربوط می شود مورد تایید قرار می گیرد. مثلا با دیدن افغانی‌های تازه آمده به ایران آن تفکر تایید می‌شود.
تفکر قالبی الگویی از تفسیرها را فراهم می‌آورد. که موجب می‌شود تا رفتارهای گوناگون به یک علت خاص نسبت داده شود. تفکر قالبی از افراد منزوی گروه ویژگی فردی را بر می‌گزیند و آن را به عنوان یک ویژگی عمومی به همه‌ي افراد آن گروه نسبت می دهد.

سیر تاریخی افکار عمومی

۱. از آغاز تا قرون وسطی: در زمان های گذشته رسانه های جمعی وجود نداشتند. و می توانیم بگوییم افکار عمومی مطرح نبوده و افکار عمومی یک بحث تازه و مدرن می باشد. با این وجود از زمانی که یونانیان در میادین شهر برای بحث و گفتگو جمع شدند و یا در تمدن روم قدیم مردم در بازارها و میادین جمع می شدند با هم دیگر صحبت می کردند. و افراد دارای قدرت سخنوری و شیوایی بیان بودند. پس سعی می کردند مردم را به سمت خود جلب کنند. در واقع در یونان باستان مردم در پلیس مکانی که برای بحث در حوزه سیاست، عدالت، جنگ مردم جمع شده و به بحث می پرداختند. پلیس مکانی است سیاسی و هویت هر فرد یونانی منوط به حضور در پلیس است. ارسطو در کتاب خود مطرح می کند که چگونه در یونان از دل بحث و گفتگو افکار عمومی شکل می گیرد.

2. از قرون وسطی تا عصر رنسانس: درقرون میانه که حاکمیت کلیسا وجود دارد مردم در کلیسا جمع می شوند و به گفتگو می پردازند در واقع به دلیل محدود بودن کانالهای ارتباطی مردم شاهد این هستیم که کلیسا نه تنها منبع اصلی اطلاعات بلکه منبع کانالهای ارتباطی مردم نیز می باشد. در واقع اخبار مذهبی و غیر مذهبی از زمان روحانیون مطرح می شد. پس افکار عمومی در کلیسا به وجود می آمد.

3. از عصر رنسانس تا قرن نوزدهم: نخستین جوانه های فرهنگ انسانگرایی در ایتالیا مطرح شد و فرهنگ نو با کشف صنعت چاپ گسترش پیدا کرد.و دولتهای کلیسایی سقوط کردند و دولت های ملی به وجود آمدند. پس از این امر شرایط مناسبی برای ایجاد افکار عمومی به وجود آمد. ایجاد دولت های ملی زمینه ی اندیشه های سیاسی و افکار عمومی را مطرح کرد. مثلا ماکیاول می گوید صدای مردم صدای خداست و پادشاهان باید افکار عمومی را در نظر بگیرند و بعد در انقلاب کبیر فرانسه با آمدن مطبوعات افکار عمومی جدی تر مطرح شد. و مطبوعات در شکل دادن به افکار عمومی نقش داشتند. برای مثال روسو" در کتاب قراردادهای اجتماعی می کوشد آزادی افراد را حفظ کند و اراده و خواست مشترک افراد را معنای همه ی اقدامات می داند. که همان افکار عمومی است. ویا اینکه بن تام" تاکید می کند قانونگذاران نمی توانند وجود افکا رعمومی را نادیده بگیرند. در واقع می توانیم بگوییم در قرن 19 مفهوم افکار عمومی به طور جدی وارد جریان های اصلی تئوری سیاسی شده است.

4. از قرن 19 تا عصرحاضر: "والتر لیدمن" می توانیم بگوییم اولین فردی است که به صورت اصولی و علمی کتابی در باره ی افکار عمومی نوشته است. اومی گوید تا زمانی که پی نبرده اید که مردم به گمان خود بر مبنای چه دانسته هایی دست به عمل می زنند نمی توانید مفهوم اعمال آنها را کاملا درک کنید. و اگر این معنا صحیح باشد در این صورت برای انجام یک قضاوت عادلانه نه تنها باید دانسته هایی را که در حیطه ی اطلاعات آنهاست بلکه اذهانی را که وسیله دانسته های آنهاست می توانیم ارزیابی کنیم.

 "رایت میلز" چهار ویژگی برای جامعه توده ای ذکر می کند.
۱. تعداد کسانی که ابراز عقیده می کنند بسیار کمتر از شمار کسانی است که دریافت عقیده می کنند. 2. ارتباطات به نحوی سازمان می یابد که برای فرد مشکل و حتی غیر ممکن است که به طور فردی و یا به طرز موثری ادای پاسخ کند.
3. صورت عمل پذیرفتن افکار تحت نظارت مقامات است.
۴. توده ها در برابر نهادهای رسمی جامعه هیچگونه استقلالی ندارند.

"نیکوس یولانزا" رسانه ها افکار عمومی: او دانشمند یونانی- فرانسوی است که به سیاست در دوره بعد از جنگ جهانی می پردازد و معتقد است که رسانه ها همچون بسیاری از سازمان ها نظیر آموزش عالی و آموزش و پرورش، نهادهای کلیسایی ابزارهایی ایدئولوژیک و فکری دولت هستند. و دولت به وسیله آنها افکار عمومی را شکل می دهد و اطاعت را نهادینه می کند. در واقع به جای استفاده از قهر و غلبه و سرکوب عریان دولت سعی می کند از طریق رسانه ها به مردم حکومت کند.
"استوارت هال" و نقش رسانه ها در افکار عمومی: استوار هال انگلیسی در کتاب معروفش "خودبازیابی ایدئولوژی" که برای او شهرت جهانی آورد می‌نویسد رسانه ها نقش مهمی در آفرینش و تقویت تصور ما از جامعه خودی و دنیا را دارد. رسانه ها مردم را موافق و علاقمند به وضع عمومی، سیاسی و اقتصادی می سازد. و در واقع رسانه ها مستقل نبوده و نمی توانند ادعای مستقل بودن از دولت را داشته باشند. چرا که سعی می کنند مردم را موافق حکومت و دولت نمایند. و از مهمترین ابزارهای سرمایه قرن بیستم برای حفظ سرکردگی عقیدتی و فکر در جامعه هستند.
"یورگن هابرماس" و افکار عمومی: هابرماس دانشمند معاصر آلمانی است که در کتاب انتقال ساختاری بخش عمومی می نویسد: در شکل گیری افکار عمومی انسان غالبا شنونده و ناظر مباحث تکراری است. که ریشه در بدیهیات ساخته شده ی فن آوري دارد. که نتایج موقتی و بی دوام آن بمباران مداوم و قطع نشدنی افکار، توسط تولید کنندگان از طریق تبلیغات رسانه ها است. که بدین ترتیب مصرف کنندگان را به اسارت خود در می آوریم.


 با سلام و خسته نباشید به دوستان خوبم، سوالات خیلی مهم استاد مجیدی را جهت استفاده شما عزیزان در اینجا قرار می دهم. امید است که مفید واقع شود.
ضمنا لطف کنید جواب ها را با جزوه خود مقایسه کنید شاید بنده در اینجا یا خیلی خلاصه کرده باشم و یا برعکس جواب را طولانی نوشته باشم. به سلیقه خود اصلاح کنید. (بهتر است همه درس ها را مقایسه کنید)
با تشکر

 افکار عمومی استاد مجیدی

1- افكار عمومي را تعریف کنید. (از نظر جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعي)
جامعه شناسان و پژوهشگران اجتماعي عموما افكار عمومي را از ديدگاه تعامل اجتماعي و ارتباطات مي‌نگرند. و بر اين امر تاكيد مي ورزند كه بدون ارتباط، ميان افراد با يكديگر و از طريق ارتباط چهره به چهره و همچنين به واسطه رسانه‌هاي جمعي نظير مطبوعات، راديو و تلويزيون... در شكل گيري افكار عمومي نقش دارند. چرا كه افراد از طريق اين نوع ارتباطات است كه به طرز فكر و نگرش‌هاي ديگران پي مي‌برند. و در تصميم‌گيري‌هاي خود آنها را مورد توجه قراد مي‌دهند. روان شناسان اجتماعي افكار عمومي را پديده رواني اجتماعي مي‌دانند و با تكيه بر عواملي چون، جامعه پذيري، ويژگي‌هاي شخصيتي مخاطب، انگيزش‌هاي آگاه يا ناآگاه، الگوهاي رفتاري و ارزشي در گروه‌هاي كوچك اجتماعي كه فرد عضويت آن را دارد. افكار عمومي را مورد بررسي قرار مي‌دهند.

2- فرآیند شکل گیری افکار عمومی را به اختصار توضیح دهید.
افکار عمومی زمانی به عرصه ظهور می رسد که جامعه نسبت به یک پدیده مهم اجتماعی از خود مقاومت نشان می دهد. بنابراین هر چند مردم دارای اشتراک فکری از نظر فرهنگی و مذهبی هستند اما این مسئله افکار عمومی محسوب نمی شود. پس افکار عمومی در جوامعی آشکار می شود که حکومت ها قانونی بودن خود را از توافق با کسانی که بر آنها حکومت می کنند بدست می آورند. در جوامعی که حکومت ها در آن به بازی قدرت می پردازند، شاهدیم که سیاستمدارانی که به نقش رهبری عمومی می پردازند در می یابند که قدرتها نمی توانند از مردم جلوتر بروند. و ناگزیرند از مردم یعنی افکار عمومی پیروی کنند.
در یک حکومت مردم سالار نقش رسانه ها، خلق و ایجاد موضوعات مورد گفتگو میان مردم است. در چنین جوامعی بیشترین مسائلی که مورد توجه مردم است، مد نظر رسانه ها نیز می باشد. در جوامع مردم سالار رسانه ها در مرکز حوادث و امور قرار دارند. از این رو به بیان افکار عمومی می پردازند.

(فرايند شكل گيري افكار عمومي:
۱.رسانه‌هاي جمعي در پالايش و شكل دادن افكار عمومي از طريق انتخاب موضوع و پررنگ كردن آن و تيتر كردن آن و مطرح كردن‌آن سعي مي‌كنند عامه‌ي مردم را به سمت آن موضوع بكشانند. و با برجسته سازي موضوعات در مردم آگاهي ايجاد مي‌كنند.
۲
. موضوعات و مسائلي كه بر اثر حوادث و اتفاقات در جامعه رخ مي‌دهد از طرف رسانه بازتاب پيدا‌مي‌كند. در اين هنگام نوعي ارتباط و كنش متقابل ميان مردم پديد مي‌آيد. مردم و گروه‌هاي اجتماعي در باره‌ي موضوع خاص بحث گفتگو مي‌كنند و سرانجام افكار عمومي شكل مي‌گيرد و به دنبال راه حل و چاره كار مي‌شوند. )

 

3-"جيمز گرونيك" چند طبقه براي تشخيص جماعت يا عامه مطرح کرده نام برده و توضیح دهید.
سه طبقه براي تشخيص جماعت يا عامه ارائه مي‌كند
الف) عامه‌ي خاموش، گروهي كه با موقعيت ناشناخته‌اي روبرو مي‌شوند اما آن ر به عنوان مشكل يا مسئله در نظر نمي‌گيرند.
ب) عامه‌ي آگاه، گروهي كه وجود مسئله يا مشكل را تشخيص مي‌دهند و به فقدان چيزي در جامعه يا آن موقعيت خود پي مي‌برند و آگاه مي‌شوند اما تصميم يا اقدام خاصي در مورد آن صورت نمي‌دهند.
ج) گروه فعال، گروهي كه به بحث در خصوص آن مشكل در جامعه يا موقعيت مي‌پردازند و به صورت سازمان‌دهي شده و نظام‌مند در مورد آن اقدام مي‌كنند. و خواستار حل آن مسئله يا مشكل هستند.

 

منظور از گروه های فشار چیست؟ و چه رابطه ای با افکار عمومی دارد.
گروه‌هاي فشار براي تسلط بر مردم از وسايل مشروع و نامشروع استفاده مي كنند.
۱
. تدابير اقتصادي: گروه‌هاي فشار با در اختيار گذاردن وامهاي گوناگون و يا هداياي بي‌شمار و يا رشوه دادن افراد مورد نظر را تحت سرپرستي انقياد خود در مي‌آورند.
۲
. تدابير حقوقي: گروه‌هاي فشار با تحت فشار قراردادن مسئولان و نمايندگان سعي مي‌كنند تا خواست‌ها و نظريات خود را به قوانين و مقررات تبديل كنند.
۳
. اقدامات تخريبي: گروه‌هاي فشار به طور پنهان و آشكار براي درهم شكستن مقاومت مردم و مسئولين و نمايندگان به تخريب و انهدام افراد و تشكل‌ها و جماعت‌ها مي‌پردازند.
۴
. تدابير تبليغاتي: گروه‌هاي فشار به علت توانمندي مالي با استفاده از بنگاه‌هاي تبليغاتي از طريق رسانه‌هاي داخلي (راديو و تلويزيون، روزنامه‌ها، ماهواره‌ها و غيره) به نفوذ بر افكار عمومي مي‌پردازند.

5- ويژگي‌هاي مشترك نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي را بیان کنید و توضیح دهید.

شناخت اينكه متقاعد سازي با موفقيت مرتبط است نياز به بررسي چند ويژگي دارد.
۱
. وجود يك معيار يا هدف
۲. تلاش براي رسيدن به آن هدف. زماني كه از موفقيت به طور ضمني سخن مي‌گوييم معمولا معياري براي موفقيت به عنوان هدف و آرمان در نظر مي‌گيريم.
۳
. سومين ويژگي مشترك وجود ميزاني از آزادي از سوي متقاعد شونده است. مثال: اين ماجرا را تصور كنيد كه دزدي فردي را بيهوش مي‌كند و پولش را به سرقت مي‌برد. كسي‌نمي گويد كه مال باخته متقاعد شده پول خود را به دزد بدهد.
۴
. چهارمين ويژگي عبارت است از: مواردي كه در آنها تاثير گذاري از طريق ارتباط حاصل مي‌شود.
در اين جا مفهوم متقاعد سازي فرايندي است كه از طريق ارتباط فردي با فرد ديگر حاصل مي‌شود. براي مثال، بلند كردن و پرت كردن كسي از بام يك ساختمان با گفتگو و تشويق آن فرد متفاوت است.
۵
. آخرين ويژگي نمونه‌هاي الگويي متقاعد سازي شامل ايجاد تغيير در حالت ذهني متقاعد شونده است. زيرا برخي از نمونه‌هاي متداول متقاعد سازي احتمالا فقط تغيير در حالت‌هاي ذهني را فرا مي‌گيرد.
براي مثال، من علي را متقاعد كردم كه به رسميت شناختن كشور 
X از سوي ايران كار درستي است.

6- تکنیک های اقناع را بیان کنید.
۱.کاربرد تحقیق برای تعیین منشاء و انگیزه رفتار بشر.
۲. استفاده از نمادهایی که تداعی دلپذیر و پاداش دهنده دارند.
۳
. منابعی که به دلیل اعتبار بالاي آنان گفته می شود، مورد پذیرش و باور هستند.
۴
. انتخاب دقیق رهبران فکری به عنوان کانالهای ارتباط با عموم نیز می تواند از شیوه های موثر اقناع تلقی شود.

7-نقش قدرت تلویزیون در اقناع از دیدگاه "ژان کازنو" بنویسید.
1. رسانه‌ها سعی در تقویت عقیده موجود در جامعه دارند.
۲
. ساختن عقیده تازه در جامعه،
۳
. اقناع کردن مردم.
کازنو می گوید: تاثیر رسانه بیشتر تقویت کننده عقیده موجود است. زیرا انسان میل به ثبات و  وزن موجود دارد. و برنامه ها نیز برای جلب رضایت اکثریت مخاطبان و بر اساس سلیقه آنان ساخته می شود.
پس رسانه ها سعی نمی کنند دگرگونی در عقیده ایجاد کنند. البته رسانه ها می توانند با تلاش هدفمند به اهداف اقناعی و ترغیبی خود دست بزنند و مردم را متقاعد نمایند که این رویداد ها درست هستند. مثلا گرانی یک پدیده‌ای است که با توجه به شرایط موجود ایجاد شده است؛ و مردم را قانع نمایند.

8- تکنیک های اقناع در مورد رسانه را بنویسید.
۱. متخصص‌ها بیشتر از غیر متخصص‌ها متقاعد کننده هستند.
۲
. مبلغان جذاب از غیر جذاب در خصوص اقناع موثرترند.
۳
. نوع صحبت کردن، یعنی افرادی که آرام و شمرده سخن می گویند بهتر می توانند متقاعد کنند.
۴
. افرادی که دارای عزت نفس پایینی هستتند  راحت‌تر اقناع می شوند.

 

9- افکار قالبی چیست؟ توضیح دهید.
بسیاری از نویسندگان بدون اشاره به ایدئولوژوی، حضور کلیشه‌های فرهنگی را در افکار عمومی نشان داده‌اند.
مثل: مخالفت برخی از سفید پوستان ایالات جنوبی آمریکا، با پذیرش دانش آموزان سیاهپوست.
پیش داوری‌های قالبی در باره‌ی مسائلی عنوان می‌شود، که با افراد به عنوان اعضای یک گروه نژادی، مذهبی، ملی و یا اقتصادی مرتبط است.
در واقع ما می توانیم در باره بسیاری از مسائل داوری کنیم که هیچکدام از ما نه تجربه مستقیمی از آنها داریم و نه تماس رو در رو، بلکه این کلمات قالبی زبان است که بر خورد ما را با بسیار ی از مسائل جهت می دهد.
مثلا وقتی می گو.ییم اصفهانی ها مردمان حسابگر
ی هستند
.
پس کلیشه یا افکار جانبی عبارت است از: تنزل انسانها به مجموعه‌ای از ویژگی‌های شخصیتی مبالغه آمیز و معمولا منفی.

"فوکو" فیلسوف فرانسوی کلیشه سازی را نوعی بازی قدرت- دانش می نامد.
کلیشه سازی مردم را طبق هنجارها طبقه بندی می‌کند و افراد طرد شده را به عنوان دیگری یا غیر خودی فرض می کند.
کلیشه سازی شیوه مرسوم  گروه‌های حاکم است که تلاش می‌کنند به کل جامعه، طبق دیدگاه خود نظام ارزشی و احساسات و ایدئولوژی خود را شکل دهند. مثلا غربی ها .. شرقی ها را افرادی تنبل زن باره و ... می بینند.

10- ویژگی های تفکر قالبی را بیان کنید.
تفکر قالبی یک گروه خارجی را مدنظر قرار دهید. تفکر قالبی در عقیده‌ی اشخاصی که دارای موقعیت اجتماعی مشابهی هستند شکل می‌گيرند. مثلا افغانی‌های مهاجر در ایران.
عقیده‌ی مطرح شده در مرحله بعدی به وسیله‌ی افرادی که تفکر قالبی به آنها مربوط می شود مورد تایید قرار می گیرد. مثلا با دیدن افغانی‌های تازه آمده به ایران آن تفکر تایید می‌شود.
تفکر قالبی الگویی از تفسیرها را فراهم می‌آورد. که موجب می‌شود تا رفتارهای گوناگون به یک علت خاص نسبت داده شود. تفکر قالبی از افراد منزوی گروه، ویژگی فردی را بر می‌گزیند و آن را به عنوان یک ویژگی عمومی به همه‌ي افراد آن گروه نسبت می دهد.

11- افکار عمومی در یونان به چه صورتی بوده است؟

از آغاز تا قرون وسطی: از زمانی که یونانیان در میادین شهر برای بحث و گفتگو جمع شدند و یا در تمدن روم قدیم مردم در بازارها و میادین جمع می شدند و با هم دیگر صحبت می کردند؛ و افرادی که دارای قدرت سخنوری و شیوایی بیان بودند؛ سعی می کردند مردم را به سمت خود جلب کنند. در واقع در یونان باستان مردم در پلیس؛ مکانی که برای بحث در حوزه سیاست، عدالت، جنگ مردم جمع شده و به بحث می پرداختند. پلیس مکانی است سیاسی و هویت هر فرد یونانی منوط به حضور در پلیس است. ارسطو در کتاب خود مطرح می کند که چگونه در یونان از دل بحث و گفتگو افکار عمومی شکل می گیرد.

12- افکار عموم در دوره قرون وسطی (میانه) را توضیح دهید.
درقرون وسطی یا میانه، که حاکمیت کلیسا وجود دارد؛ مردم در کلیسا جمع می شدند و به گفتگو می پرداختند. در واقع به دلیل محدود بودن کانالهای ارتباطی مردم، شاهد این هستیم که کلیسا نه تنها منبع اصلی اطلاعات، بلکه منبع کانالهای ارتباطی مردم نیز می باشد. در واقع اخبار مذهبی و غیر مذهبی از زبان روحانیون مطرح می شد. پس افکار عمومی در کلیسا به وجود می آمد.

13- افکار عمومی در عصر رنسانس را بنویسید.
نخستین جوانه های فرهنگ انسانگرایی در ایتالیا مطرح شد و فرهنگ نو با کشف صنعت چاپ گسترش پیدا کرد. و دولتهای کلیسایی سقوط کردند و دولت های ملی به وجود آمدند. پس از این امر، شرایط مناسبی برای ایجاد افکار عمومی به وجود آمد. ایجاد دولت های ملی زمینه ی اندیشه های سیاسی و افکار عمومی را مطرح کرد. مثلا "ماکیاول" می گوید صدای مردم صدای خداست. و پادشاهان باید افکار عمومی را در نظر بگیرند. و بعد در انقلاب کبیر فرانسه با آمدن مطبوعات، افکار عمومی جدی تر مطرح شد. و مطبوعات در شکل دادن به افکار عمومی نقش داشتند.

14- "رایت میلز" چهار ویژگی برای جامعه توده ای ذکر می کند. بیان کنید.
۱. تعداد کسانی که ابراز عقیده می کنند بسیار کمتر از شمار کسانی است که دریافت عقیده می کنند.
2. ارتباطات به نحوی سازمان می یابد که برای فرد مشکل و حتی غیر ممکن است که به طور فردی و یا به طرز موثری ادای پاسخ کند.
3. صورت عمل پذیرفتن افکار تحت نظارت مقامات است.
۴. توده ها در برابر نهادهای رسمی جامعه هیچگونه استقلالی ندارند.

15- دیدگاه"استوارت هال" در باره نقش رسانه ها در افکار عمومی را دکر کنید.
استوارت هال انگلیسی در کتاب معروفش "خودبازیابی ایدئولوژی" که برای او شهرت جهانی آورد می‌نویسد؛ رسانه ها نقش مهمی در آفرینش و تقویت تصور ما از جامعه خودی و دنیا را دارند. رسانه ها مردم را موافق و علاقمند به وضع عمومی، سیاسی و اقتصادی می سازند. و در واقع رسانه ها مستقل نبوده و نمی توانند ادعای مستقل بودن از دولت را داشته باشند. چرا که سعی می کنند مردم را موافق حکومت و دولت نمایند. و از مهمترین ابزارهای سرمایه قرن بیستم برای حفظ سرکردگی عقیدتی و فکری در جامعه هستند.



 



 

مباني هنر، تصوير و تبليغ آقاي استاد كوثري

                                                                       به نام خدا
 
جلسه اول ۳۰/۱۱/۹۱
استاد كتاب "مديريت مراسم و تجمعات" نشر "هم‌پا" كه خودشان مولف آن هستند را معرفي كردند.
 
جلسه اول با چگونگي  تهيه تحقيق، شروع و با همان هم پايان گرفت. چرا كه مهمترين قسمت اين درس، تحقيق كه چه عرض كنم بهتر است بگويم (پايان نامه) است.
 
فهرست مطالب
 
عنوان                                                                                   صفحه
 
۱. پيش گفتار                                                                       يك يا دو صفحه
۲. مقدمه                                                                                       ۲-۱
۳. روش تحقيق، هدف و انگيزه تحقيق                                                 ۳
۴. پيشينه تحقيق (ادبيات تحقيق)                                                     ۵-۴
۵. تعريف مفاهيم                                                                            ۶
۶. سوالات تحقيق                                                                           ۷
۷. ارائه مطلب اصلي، به صورت دو يا سه فصل ۱۱-۸ و ۱۵-۱۲ و ۲۰-۱۶      ۲۰-۸
۸. تجزيه و تحليل مطالب اصلي                                                         ۲۱-۲۲           
۹. استنتاج يا نتيجه گيري                                                                 ۲۳
۱۰. فهرست منابع                                                                           ۲۴
۱۱. پيوستها (عكس، سي دي)
 
توضيحات روي جلد
 
موضوع:
 
-------------------
 
نام درس:
 
-------------------
 
نام دانشگاه:
 
-------------------
 
سال تحصيلي:
 
-------------------
 
رشته تحصيلي:
 
-------------------
 
نام دانشجو:
 
-------------------
 
نام استاد:
 
-------------------
 
 
 
ساير توضيحات:
 
تحقيق ۶ نمره  و ۱۴ نمره ورقه امتحاني دارد، نياز به ارائه (كنفرانس)  نيست. تا آخرين جلسه مهلت  داريم، جلد گرفته و مانند يك پايان نامه به استاد تحويل دهيم.
نمونه موضوع تحقيق: تبليغات،(بنر، تيزر تلويزيوني...) سينما، نقاشي، مجسمه سازي...

پيش گفتار، جزء تحقيق محسوب نمي‌شود در يك نيم صفحه يا تا دو صفحه در زمينه  مثلا اگر موضوع ما ( رابطه هنر با نگارگري) يا (تلويزيون در جهان امروز) باشد؛ نظر شخصي خودمان را در رابطه با "هنر" يا "تلويزيون" مي‌نويسيم. در واقع مانند انشاء مي‌نويسيم.
تعداد صفحات تحقيق از مقدمه شروع مي‌شود. كمتر از ۱۵ صفحه نباشد.
مقدمه، بايد بين ۱تا ۲ صفحه باشد، اگر نيم صفحه شد مطلب اصلي را از صفحه بعد شروع مي‌كنيم. در مقدمه خود موضوع را ( رابطه هنر با نگارگري) به اضافه قسمتي از نتيجه را مي‌نويسيم.
 روش تحقيق كه به دو روش "پيمايشي" يا "كتابخانه‌اي" كه ما از روش كتابخانه اي استفاده مي‌كنيم.
هدف از تحقيق (بايد مشخص كنيم كه هدف من از اين تحقيق چيست؟ و به چه نتيجه‌اي مي‌خواهم برسم، در نتيجه گيري بايد نتيجه آن ديده شود) هدف جمعي است، اما انگيزه شخصي است و بايد مشخص كنيم كه چه انگيزه اي داشتيم كه اين موضوع را براي تحقيق انتخاب كرديم.(چرا اين موضوع را انتخاب كرديم).
پيشينه تحقيق،حداقل بايد دو مورد از پيشينه تحقيق را با مشخصات ذكر كنيم. (نام نويسنده، نام كتاب يا مقاله، نام انتشارات، تاريخ نشر...) يكي دو سطر هم از نتيجه كتاب يا هر نوشته پيشين ديگر را هم بنويسيم.
تعريف مقاهيم: ۲۰تا كلمه كليدي از مطلب اصلي پيدا كنيم و با معني آنها بنويسيم.
سوالات تحقيق: ۵تا سوال از مطالب اصلي كه بتوانيم جواب آنها را هم در همان جا بدست بياوريم.
ارائه مطلب اصلي: كه كل تحقيق را شامل مي‌شود.
تجزيه و تحليل: تمام ۵تا سوال را با جواب در همين قسمت مي‌آوريم.
نتيجه گيري (استنتاج): در واقع چكيده قسمت ۸ را به اضافه نظر خود در اين قسمت مي‌آوريم.
فهرست منابع: تمام فاكتورهايي را كه در پيشينه آورديم را مي‌آوريم و همين طور منابع ديگر را.
پيوست‌ها: چنانچه پيوستي داشتيم در اين قسمت مي‌آوريم.

ارتباط با رسانه ، استاد ايمان نمديان‌پور

به نام خدا

جلسه اول ۳۰/۱۱/۹۱
استاد در جلسه اول در مورد كتابي كه تدريس خواهند كرد، توضيحاتي دادند و فصلهاي كتاب را گفتند و ما يادداشت كرديم. (چون در بازار اين كتاب موجود نيست) امتحان از ۱۵ نمره است و ۵ نمره هم فعاليت‌هاي كلاسي و تحقيق دارد.

فصل اول كليات:
۱. روابط عمومي چيست؟ اهداف روابط عمومي
۲. رسانه چيست؟
۳. روابط عمومي به مثابه رسانه

فصل دوم: روابط عمومي رسانه‌اي در مدلها و نظريه‌هاي ارتباطي،
۱. مدل ارتباطي چيست؟
۲. نظريه ارتباطي چيست؟

فصل سوم: روابط عمومي، رسانه و افكار عمومي
۱. افكار عمومي چيست؟
۲. روابط عمومي رسانه و شكل گيري افكار عمومي
۳. روابط عمومي رسانه و افكار قالبي
۴. روابط عمومي، رسانه و شفافيت افكار عمومي
۵. روابط عمومي، رسانه و انتشار افكار عمومي

فصل چهارم: روابط عمومي رسانه و اطلاع رساني
۱. حوزه‌هاي مشترك روابط عمومي و رسانه در اطلاع رساني
۲. خبر چيست؟
۳. مفاهيم اساسي در خبرنويسي
۴. عناصر خبر
۵. ارزش‌هاي خبري
۶. سبك‌هاي خبرنويسي
۷. ضرورت شناخت رسانه‌هاي گروهي براي روابط عمومي
۸. ساير فعاليت‌هاي مشترك روابط عمومي و رسانه
۹. پاسخگويي به رسانه‌ها

فصل پنجم: روابط عمومي، رسانه و تبليغات
۱. تبليغات چيست؟
۲. انواع تبليغات
۳. مرزهاي موجود بين روابط عمومي و تبليغات
۴. روابط عمومي، رسانه و تبليغات
۵. انتخاب مناسبترين رسانه براي پيام‌هاي تبليغاتي

فصل ششم: روابط عمومي، رسانه و مديريت بحران
۱. بحران چيست؟
۲. روابط عمومي و مديريت بحران

فصل هفتم: جايگاه ارتباط با رسانه ها در روابط عمومي
۱. جايگاه روابط عمومي در سازمان 
۲. جايگاه ارتباط با رسانه ها در روابط عمومي 

درس اول

۱- روابط عمومي را تعريف كنيد.
تعاريف متعددي از روابط عمومي وجود دارد كه هر يك جنبه‌هايي از اين حرفه را در بر مي‌گيرد. و يا به نكات ويژه‌اي از آن تاكيد مي‌كند. از اين نظر تعريف جامع و كاملي از روابط عمومي نمي‌توان ارائه داد.
نشريه اخبار روابط عمومي (پي آر نيوز)، روابط عمومي را كاري مديريتي مي‌داند كه به ارزيابي ديدگاه‌هاي عموم مي‌پردازد و با تدوين سياست‌ها و رويه‌هاي يك فرد يا يك سازمان به قصد دست‌يابي به منافع عموم مردم برنامه علمي براي كسب اقبال و توجه آنان طراحي و اجرا مي‌كند.
ويژگي‌هاي مورد نظر در اين نشريه عبارتند از: پايداري، صبر و حوصله، براي دستيابي به اهداف تعيين شده از سوي روابط عمومي‌ها.
"ادوارد برنيز" از پيشگامان روابط عمومي با تاكيد بر بخش‌هاي مختلف آن، تبليغات، اطلاع رساني، نمايندگي مطبوعات و ... ارتقاء فروش را بحث‌هاي محدودي از اين حرفه اعلام مي‌دارد.
ارتقاء فروش: بخش هاي محدودي از اين حرفه را معرفي مي كند؛ كه برخي از سياست ها و اهداف روابط عمومي ها را تعيين مي‌كند.
انجمن روابط عمومي انگليس، با تاكيد بر مقاهيمي همچون، آگاهي، برنامه ريزي و سنجيدگي در اين حرفه، روابط عمومي را مجموعه تلاش‌ها و اقدامات آگاهانه، برنامه ريزي شده و سنجيده براي استقرار و كسب تفاهم متقابل بين يك سازمان و گروه‌هاي مورد نظر آنها تعريف مي‌كند.
مفاهيم فوق به گونه اي ديگر در تعريف انجمن روابط عمومي امريكا نيز وجود دارد.
از ديدگاه "ركس هارلو" بنيان گذار و مدرس اين انجمن، روابط عمومي را مي‌توان كار مديريتي مشخصي دانست؛ كه به ايجاد و حفظ خطوط دو جانبه ارتباطي درك دو جانبه و همكاري متقابل بين يك سازمان و عموم مردم كمك مي‌كند. اين وظيفه مديريتي كه در صدد كاهش مشكلات و مسائل مردم است با بهره گيري از آگاهي نسبت به نظرات، ديدگاهها، خواسته‌هاي عمومي، احساس مسئوليت در قبال تامين منافع مردم و پذيرش ضرورت تحقيق در شيوه‌ها و روش‌هاي فعلي تلاش مي‌كند تا با اهداف برنامه ريزي شده و معقولي از طريق به كارگيري روش‌ها و تكنيك‌هاي ارتباطي و پژوهشي رابطه‌اي مستمر و پايدار با گروه‌هاي مورد نظر برقرار كنند. در اكثر تعريف‌هاي موجود مفاهيمي مانند ارتباط متقابل، منافع عموم، برنامه ريزي تحقيق، تفاهم متقابل، مديريت وجود دارد. به گونه‌اي كه اين مفاهيم را مي‌توان جزء مشخصه‌هاي رسمي روابط عمومي به شمار آورد.

۲- اهداف روابط عمومي:
الف- تعيين روابط موجود، در جوامع امروزي سازمان‌ها، موسسات اداري، مراكز علمي، يا نهاد‌هاي اجتماعي، سياسي، افتصادي و فرهنگي، ناچار از برقراري ارتباط و روابط گسترده‌اي با هم از يك سو و اقشار و گروه‌‌ها، صنف‌هاي متعدد از سوي ديگر هستند. به همين دليل شناخت و تعيين مهمترين و ضروري‌ترين نوع روابط با اشخاص حقيقي و حقوقي يكي از اهداف مشخص روابط عمومي‌ها محسوب مي‌شود.
ب- ارزيابي روابط عمومي، حيطه گسترده روابط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي موجود در جوامع امروزي بطور مداوم و مستمر نيازمند بازنگري و ارزيابي است؛ تا همواره بهترين نتايج را به همراه داشته باشد. براي تحقق اين هدف شاغلان روابط عمومي، متخصصان و كارشناسان اين حوزه از طريق تحقيق، پژوهش و مطالعه كمي و كيفي به بررسي روابط موجود با گيرندگان پيام خود مي‌پردازند؛ تا همواره بهترين بازدهي و نتيجه را از اين شرايط كسب كنند.
ج- طراحي سياست‌هاي آگاهانه، برنامه ريزي شده و سنجيده، براي بهبود روابط و تحقق برنامه‌ها و اهداف يك سازمان نه تنها مديريت هر سازماني نيازمند آموزش، داشتن تخصص لازم و دريافت جديدترين اطلاعات در حوزه‌هاي مختلف روابط عمومي است، بلكه با بهره گيري از خلاقيت و ايده‌هاي جديد ساير كاركنان، زمينه براي طرح ديدگاه‌ها و پيشنهادات ضروري‌تر و مناسب‌تر فراهم مي‌شود استفاده از دانش روز و برقراري سيستم باز ارتباطي، بين رده‌هاي بالاي مديريتي و كاركنان مي‌تواند بستر مشاركت و همفكري براي رفع نيازهاي داخلي يك سازمان و بهترين شيوه‌ي ارتباط با گروه‌هاي مورد نظر را فراهم سازد.
د- طراحي سياست‌هاي اجرائي: اجراي برنامه ها و تحقق اهداف يك سازمان در گروه ارتباط روابط عمومي با ساير نهاد‌ها، موسسات و از جمله سازمان‌هاي ارتباطي است. زيرا روابط عمومي‌ها براي رسيدن به مهمترين اولويت‌هاي خود تلاش مي‌كنند، تا هرچه بيشتر با مخاطبان ارتباط برقرار كنند و يكي از مهمترين ابزارهاي تحقق برنامه‌ها و اهداف آنها تعامل و ارتباط با رسانه‌هاي جمعي است. كه رويارويي با مخاطبان انبوه را در جوامع امروزي به سهولت امكانپذير مي‌سازد. به همين دليل طراحي سياست‌هاي اجرايي، ارزيابي واقع‌بينانه از شرايط شناخت درست و دقيق منافع و نيازهاي مخاطبان، بهره گيري از امكانات بالفعل و تبديل به امكانات بالقوه و هماهنگي با آخرين دستاوردهاي علمي و پژوهشي در حوزه افكار عمومي مي‌تواند بهترين نتايج كوتاه مدت و درازمدت را به همراه داشته باشد.

۳- رسانه چيست؟ فرهنگ معين رسانه را وسيله‌اي براي ابلاغ خبر يا پيام تعريف مي‌كند. در حاليكه در فرهنگ عميد علاوه بر ارائه تعريف مشابه به طور مشخص برخي از رسانه‌هاي گروهي، همچون راديو، تلويزيون، و مطبوعات را مورد اشاره قرار مي‌دهد.
در كتاب الفباي ارتباطات در تعريف رسانه آمده است: رسانه را دست كم به دو معنا مي‌توان تعريف كرد. نخست در معني عام، رسانه بر روش و ابزار فني يا مادي تبديل شكل پيام و علامتي دلالت مي‌كند كه مناسب انتقال از يك مجاري معين هستند. در رسانه‌هاي جمعي از قبيل سينما، تلويزيون مي‌توان ميان شيوه‌هاي ارتباطي هر يك از اين‌ها تمايز قائل شد. اما رسانه در معناي محدودتر به واسطه‌ي انتقال علائم دلالت مي‌كند. مثل كاغذ. به طور مشخص مي‌توان ارتباطي كه از طريق رسانه‌هاي گروهي برقرار مي‌شود، ارتباط جمعي است؛ شامل برنامه‌هاي سرگرم كننده، انتشار اخبار و اطلاعات، موسسات دولتي يا شركت‌ةاي خصوصي براي خيل عظيمي از مخاطبان خود پخش مي‌كند. به عنوان نمونه مي‌توان از روزنامه‌ها، مجلات، راديو، تلويزيون، كتاب، سينما، نواهاي موسيقي، نرم‌افزارهاي يارانه‌اي... نام برد.

"جان فيسك" در يك تقسيم بندي كلي رسانه‌ها را به سه گروه تقسيم مي‌كند:
خويش نمون، به نظر او صدا، چهره و بدن (رسانه‌هاي خويش نمون) محسوب مي شوند. در واقع به نظر جان فيسك هر انساني يك رسانه به شمار مي‌آيد. و در كنش ها و واكنش‌هاي ارتباطي براي توليد پيام‌هاي كلامي و غير كلامي به خود متكي است.
باز نمون، نوشتن، نقاشي، عكاسي، آهنگ‌سازي، معماري، و ... در زمره رسانه‌هاي باز نمون هستند. (به واسطه اين‌ها باز نمون مي كنيم) كه هريك از قواعد و فنون خاصي پيروي مي‌كنند. اين رسانه‌ها مي‌توانند كنش‌هاي ارتباطي حاصل از رسانه‌هاي خويش نمون را ثبت و ماندگار كنند. همان گونه كه نوشتن يك متن باعث ماندگاري و ثبت يك گفتار مي‌شود. 
مكانيكي،رسانه‌هاي مكانيكي نيز كه براي انتقال كنش‌ها به كار مي‌روند با اتكا بر فن آوري به تكثير پيام در بين انبوه مخاطبان پراكنده و متنوع مي‌پردازند. و با صرف هزينه‌اي نه‌ چندان زياد امكان دريافت پيام‌هاي مختلف و گوناگون را از راديو تلويزيون، سينما، مطبوعات، ويدئو و غيره را فراهم مي‌كنند.

جلسه چهارم ۱۹/۰۱/۹۲

روابط عمومي به مثابه رسانه: رسانه ها را مي‌توان يكي از مهمترين منابع اطلاعاتي موجود در هر جامعه دانست كه با توليد و تكثير و انتشار پيام اطلاعات لازم و ضروري را در زمينه‌هاي مختلف همراه با تحليل‌ها و تفسيرهاي متعدد در اختيار مخاطب قرار مي‌دهند.
برخي از صاحبنظران نيز با استناد به نقش روابط عمومي در جامعه به عنوان يك منبع اطلاعات معتقدند كه روابط عمومي نيز رسانه‌اي است كه اطلاعات سازمان را پيرامون مسائل و موضوعات گوناگون به مخاطبان منتقل مي‌كند. به همين دليل روابط عمومي را مي‌توان يك منبع اطلاعي يا يك رسانه به شمار آورد. با اين ويژگي كه برخلاف رسانه‌هاي جمعي ارتباط با مخاطبان انبوه، متنوع، نامتجانس و پراكنده تنها يك روابط عمومي محسوب نمي‌شود. و در كنار آن تحقق اهداف يك سازمان ايجاب مي‌كند كه روابط ميان فردي و گروهي نيز حوزه‌هاي ديگري از فضاي ارتباطي آن را تشكيل دهد.

فصل دوم، روابط عمومي رسانه‌اي در مدل‌ها و نظريه‌هاي ارتباطي

يك مدل ارتباطي چيست؟ استفاده از مدل‌ در رشته‌هایی همچون صنايع، عمران، معماري و غيره پيشينه ديرينه دارد. به طور كلي مدل‌ها، امكان بررسي منظم براي محققان را فراهم مي‌كنند تا، پيش از ساخت و توليد نمونه‌هاي اصلي، امكان آشنايي با نقاط قوت و ضعف مثلا يك هواپيما يك ساختمان تونل، سد... مهيا شود. مدل‌هاي ارتباطي به تشريح عناصر و ساخت اين عناصر در فراگرد ارتباط مي‌پردازند و همچون علوم تجربي در علوم ارتباطات نيز مورد استفاده علمي قرار مي‌گيرد.

الف) جريان دو مرحله‌اي اطلاعات: "پل لازر سدرت" و "كاتز" يكي از مدل‌هاي قديمي در توضيح ارتباطات را، ارائه كرده‌اندكه به محيط اجتماعي فراهم كننده اطلاعات براي مخاطبان از يك سو و رسانه‌هاي جمعي به عنوان مهمترين وسايل دريافت اين اطلاعات از سوي ديگر تاكيد مي كند. در اين فراگرد ارتباطي، پيامها به وسيله‌ي ارتباط جمعي و به كمك ارتباط ميان فردي، از منابع توليد كننده به مخاطبان منتقل مي‌شود.
براساس تحقيقي كه "لازر-سدرت" در سال ۱۹۴۴ در خصوص تاثير برنامه‌هاي راديويي بخش كشاورزي راديو امريكا انجام داد؛ به اين نتيجه رسيد كه رسانه‌هاي جمعي بيشتر از عامه مردم، رهبران فكري را تحت تاثير قرار مي‌دهند. و اين رهبران طي جريان دو مرحله‌اي ارتباط و به كمك ارتباط ميان فردي بر پيروان خود تاثير مي‌گذارند.
در اين مدل، رهبران فكري به افرادي اطلاق مي‌شود كه در حوزه‌هاي گوناگون به عنوان متخصص  و صاحب نظر شناخته شده‌اند. و مي‌توانند در ارائه راهكارهايي براي توليد پيامهاي مناسب با نيازها و درك اكثريت مخاطبان سودمند باشند. اين پيامها پس از عبور از رسانه‌هاي گروهي و يا انتقال از طريق روابط عمومي‌ها، در اختيار پيامگران قرار مي‌گيرد. توجه به اين نكته در روابط عمومي‌ها، به تسهيل ارتباط موثر آنها با مخاطبان كمك مي كند.

ب) مدل ارتباطي "وست لي و مك لين": اين مدل بر تشريح يك نظام ارتباطي متمركز است.
در اين مدل سه نقش وجود دارد.
نقش جانبداري يا (A) متعلق به شخصيت هاي حقيقي و حقوقي است كه در صدد هستند تا افراد محيط را به صورت مستقيم يا غير مستقيم تحت تاثير و نفوذ خود قرار دهند. از ويژگي‌هاي مهم اين نقش، هدفمند بودن آن است. نقش "A" يا جانبداري را در زندگي امروزي مي‌توان در قالب احزاب سياسي، روابط عمومي‌ها، سازمان‌هاي ارتباطي و يا افراد هدفمندي جستجو كرد. كه با برنامه‌ ريزي و مطالعه براي تحقق اهداف از پيش تعيين شده فعاليت مي‌كنند.
دومين نقش عموما به افراد حاضر در رسانه‌هاي جمعي يا سازمان‌ ارتباطي كه كار اطلاع رساني را به عهده دارند تعلق دارد. كه با عنوان نقش مجزا يا "C" مشخص مي‌شوند. اگر چه كار مهم افراد در نقش مجزا يا "C" فراهم كردن اطلاعات براي مخاطبان و در نتيجه آگاه كردن آنها نسبت به شرايط، رويدادها، حوادث و غيره است؛ اما در مقايسه با نقش صاحبان "A" به ميزان كمتري هدفمند است و از اين رو با تابعيت از احزاب سياسي، روابط عمومي، سازمان ها، موسسات و غيره به عنوان واسطه‌اي ميان "A" و "B" يا مخاطبان قرار مي‌گيرند و كار انتقال پيام را از "A" به "B" (از جانبداري به مخاطبان) بر عهده دارند.

جلسه پنجم ۲۶/۰۱/۹۲ ادامه مبحث قبل..

در يك فرايند ارتباطي اگر چه "C" در مقايسه با "A" از هدفمندي كمتري برخوردار است اما در ارتباط با "B" نيز به منافع فردي و خصوصي خود بهاي كمتري مي‌دهد. و در صدد حفظ اهداف و منافع خصوصي و شخصي خود نيست.
همانگونه كه گفته شد "B" يا مخاطبان مي‌توانند در جايگاه خواننده، بيننده و شنونده قرار گيرند و نقش يا نقش رفتاري را در اين مدل به خود اختصاص مي‌دهند.

مدل دروازه‌باني خبر: مفهوم دروازه باني خبر كه به طور پيوسته در مطالعات ارتباط جمعي مورد استفاده قرار گرفته مبتي بر اعمال نظر و سليقه سازمان‌هاي ارتباطي در انتخاب، تغيير و حذف جنبه‌هايي از خبر و اطلاعات است كه براي انتشار گزينش شدند؛ اولين بار توسط "لويت" به كار برده شد.
"لويت" معتقد بود كه مفهوم دروازه‌باني مي‌تواند براي موقعيت‌هاي ارتباطي به كار رود. و  در اين موقعيت مورد گزينش قرار بگيرد. در اين مدل، اطلاعات با عبور از كانال‌هايي كه داراي منطقه دروازه هستند و مخاطباني هستند كه در اين مناطق گزينشي بر اساس معيارها و مقررات درون سازماني و يا برون سازماني صورت مي گيرد. اگر چه همواره بر بي‌طرفي و عدم سو‌گيري مراكز و افراد تصميم گيرنده در گزينش اطلاعات تاكيد مي‌شود، اما همان گونه كه گفته شد سليقه‌هاي شخصي تصميم گيرندگان و عوامل درون سازماني علاوه بر خطوط قرمز و محدوديت‌هاي اجتماعي سياسي و فرهنگي در انتخاب اطلاعات موثرند.

"بايت" محقق امريكايي بعد‌ها به استفاده از اصطلاح دروازه‌باني به تشريح جريان اخبار در وسايل ارتباط جمعي پرداخت و با تمركز بر عمل كرد يك روزنامه محلي امريكايي در سال ۱۹۵۰ مدل دروازه‌باني خبر را بر اساس انتخاب آن بخش از اخبار و اطلاعاتي كه سرانجام در اختيار مخاطبان قرار مي‌گيرد ارائه كرد.

اخبار و اطلاعات ---------- رسانه‌هاي گروهي و روابط عمومي ------------ مخاطبان

نظريه ارتباطي چيست؟ در تعريف نظريه گفتند كه مجموعه يكپارچه از روابط است كه سطح معيني از اعتبار را بدست مي‌دهد. و در اصل روابط ميان فعاليت‌هاي مشاهده شده را تفسير و تبيين مي‌كند. به طور كلي نظريه‌هاي ارتباطي به درك، شناخت، برداشت و تفسير ما از ارتباط انساني و جمعي معنا مي‌بخشد. و مي‌تواند به عنوان راهنماي ما براي جذب بهتر و بيشتر پيام‌هاي رسانه‌اي و انساني عمل كند.

نظريه برچسب سازي چيست؟ براساس اين نظريه يك موضوع خبري از طريق رسانه‌هاي جمعي مردم و نخبگان سياسي، بيش از حد مورد توجه قرار مي‌گيرد و به عبارت ديگر دست‌اندركاران حوزه‌ي رسانه‌ها با گزينش و انتخاب موضوع هاي خبري و چگونگي تفسير و پوشش آنها به طور غير مستقيم اولويت‌هاي اطلاعاتي و خبري مردم را ظنين مي‌افكنند. و از ميان آنبوه رويدادهاي قابل ارائه، به كمك ابزارهايي همچون، انتخاب تيترهاي بزرگ و چاپ در صفحه‌ي اول، انتخاب عكس، استفاده از رنگ و غيره، رويدادهاي مورد نظر خود را در مطبوعات بررسي مي كنند.
"كپلر" معتقد است رسانه‌ها نمي‌توانند به مردم بگويند كه چگونه فكر كنند. اما مي‌توانند آنها را در مسيري قرار دهند ك براي آنها تعيين مي‌كنند به چه فكر كنند.

نظريه برجسته سازي سياسي، فراگردي است كه طي آن اعضاي دولت يا كارمندان رسمي، بنابر هدفي تعيين و انتخاب شوند. به طور كلي به نظر مي‌رسد كه برجسته سازي رسانه‌اي همگاني بر روي برجسته سازي همكاني و سياسي تاثير گذار است.

نظريه وابستگي رسانه‌اي، اين مطالعات نشان مي‌دهند تنها زماني راسانه‌ها مي‌توانند به مردم بگويند كه چگونه فكر كنند كه ذهن‌انان در مورد يك موضوع يا رويداد خالي از اطلاعات باشد. در اين گونه موارد علاوه بر اينكه رسانه‌ها به مردم مي‌گويند كه به چه موضوعي فكر كنند بلكه نحوه چگونه انديشيدن به آن موضوع را نيز تعيين مي‌كنند.

نظريه آرايشي، در اين نظريه به تمهيداتي كه رسانه‌ها براي نحوه‌ي ارائه انتخاب آمار، ارقام و اطلاعات، جلوه‌هاي آشكار و پنهان يك پيام، همچون نوع كلمات مورد استفاده، جنبه‌هاي بصري و آرايه‌هاي هنري و غيره دست مي‌زنند، اشاره مي‌‌شود. براساس آن اخبار و اطلاعات در نهايت در قالب يك سناريو از پيش تعيين شده در اختيار مخاطب قرار مي‌گيرد.

نظريه كاشت، در اين نظريه رسانه‌هاي گروهي به ويژه تلويزيون به ارائه پيامهايي همسو و زنجيرواري گرايش دارند تا بر نتايجي يكسان و مشابه به صورت مداوم و تكراري تاكيد كنند. از اين رو تلويزيون را مي‌توان در شكل‌گيري عقايد، انديشه‌ها و افق فكري مخاطبان بسيار موثر دانست.

نظريه مارپيچ سكوت، اين نظريه را نظريه‌اي براي شكل‌گيري افكار مي‌گويند. كه در آن رسانه‌ها قدرت تاثير گذاري زيادي دارند. به عقيده‌ي "نيومن" رسانه‌ها با ارائه تصويري منسجم از يك حادثه، رويداد يا اتفاق معمولا به توافق نظر مي‌رسند. به گونه‌اي كه در تصوير ارائه شده جزئيات و نكات كوچك نيز با موضوع رسانه‌ها منطبق و همسو است. اين تصوير ذهنيت مخاطبان را در موزد موضوع شكل مي‌دهد و از آن جايي كه رسانه‌ها با انبوه مخاطبان سر و كار دارند پس مي‌توان از شكل‌گيري يك نظر و ديدگاه مشترك در بين اكثر مخاطبان سخن گفت.

فصل سوم: رسانه‌ها و افكار عمومي

ابداع افكار عمومي را به "روسو" فيلسوف فرانسوي نسبت مي‌دهند. از نظر روسو بيان جمعي ارزش‌هاي اخلاقي و اجتماعي ملت، احساسات و اعتقادات مشترك را مي‌توان افكار عمومي نام برد. پيدايش افكار عمومي به عنوان نيروي سياسي با ايجاد و رشد طبقه متوسط نهادهاي دمكراتيك رشد سواد آموزي و رسانه‌هاي گروهي همراه بود. به عقيده هابر ماس" عمده‌ترين رويداد‌هايي كه در شكل‌گيري و تغيير افكار عمومي تاثير گذار بود؛ كشف و گسترش فن‌اوري چاپ كه شرط لازم و اصلي نشر آگاهي‌ها و افكار نو را امكان پذير كرد. هرماس" همچنين انتشار روزنامه‌ها را زمينه ساز شكل‌گيري فضاي تازه مي‌داند كه در آن مطبوعات به نهادهاي واقعي براي اقشار مختلف از جمله طبقه متوسط تقديم مي‌شود تا برخي از افراد متعلق به اين طبقه به عنوان نماينده وجدان عمومي با زبان نوشتاري و از طريق روزنامه‌ها، حرفها و نظرات مردم را منعكس كنند.

"تارد" به نظر تارد مطبوعات داراي قدرت زيادي هستند ك از صنعت چاپ و تلگراف ناشي مي‌شود. او اساسا حيات عموم را وابسته به مطبوعات مي‌داند. به نظر چارلز كولي افراد يك ملت براي شناسايي مشتركات فكري، افكار خود را با هم در ميان مي‌گذارند و به اين طريق تفكر يك گروه به مجموعه سازمان يافته‌اي تبديل مي‌شود.

رسانه و افكار قالبي: اين افكار اغلب بدون آن كه درستي و نادرستي آنها روشن شده باشد منتشر مي‌شود. و با پيشداوري ارتباط تنگاتنگ دارد. به نظر آنتوني گيلنز" مردم از طريق كاربرد افكار قالبي به تعصبات خود ميدان مي‌دهند. در اين گونه مواقع معقولات فكري آنها بيشتر بر پايه‌ي اطلاعات غلط و انعطاف ناپذير بنا مي‌شود. تفكر قالبي مي‌تواند در مورد يك نژاد، مذهب، قوميت، جنسيت و غيره در برهه‌‌اي از زمان شكل بگيرد و تداوم داشته باشد. افكار قالبي را مي‌توان در ايران جستجو كرد. به نظر مي‌رسد بيشترين عامل شكل گيري اين افكار تفاوت‌هاي عمومي و فرهنگي باشد. معمولا در قالب لطيفه‌ها بيان مي‌شود.

رسانه و شفافيت افكار عمومي: اگر در جامعة‌اي رسانه‌هاي متكثري وجود داشته باشد مي‌توان گفت افكار عمومي مي‌تواند نظر خود را در لواي نشريات بيان كند. و ايده‌هاي شفاف را مطرح سازد. ولي اگر در جامعه‌اي نشريات صرفا دولتي باشد. و از بودجه‌هاي دولتي استفاده كند، هيچگاه‌نمي‌تواند فضاي جامعه را به صورت شفاف بيان كند.

روابط عمومي رسانه و مديريت بحران:

 بحران چيست؟ بحران را مي‌توان امور قابل پيش بيني برنامه ريزي نشده توصيف كرد. كه در هر زماني ممكن است براي فرد يا سازمان روي دهد. با اين حال انتشار يك بحران جرياني است كه نياز به وقت كافي دارد. بحران يك شبه پديد نمي‌آيد بلكه مبسوق به گذشته مي‌باشد. و اكنون بحران خود را آشكار مي‌كند.

 

سوالهای خیلی مهم درس ارتباط با رسانه که هنگام درس دادن در کلاس استاد به اهمیت آنها اشاره می کردند و می گفتند که می تواند سوال امتحانی باشد. لطفا این قسمت را وقت بیشتر برایش بگذارید و با تاکید بیشتری بخوانید.

1- یکی از اهداف روابط عمومی را توضیح دهید.

الف- تعيين روابط موجود، در جوامع امروزي سازمان‌ها، موسسات اداري، مراكز علمي، يا نهاد‌هاي اجتماعي، سياسي، افتصادي و فرهنگي، ناچار از برقراري ارتباط و روابط گسترده‌اي با هم از يك سو و اقشار و گروه‌‌ها، صنف‌هاي متعدد از سوي ديگر هستند. به همين دليل شناخت و تعيين مهمترين و ضروري‌ترين نوع روابط با اشخاص حقيقي و حقوقي يكي از اهداف مشخص روابط عمومي‌ها محسوب مي‌شود.
ب- ارزيابي روابط عمومي، حيطه گسترده روابط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي موجود در جوامع امروزي بطور مداوم و مستمر نيازمند بازنگري و ارزيابي است؛ تا همواره بهترين نتايج را به همراه داشته باشد. براي تحقق اين هدف شاغلان روابط عمومي، متخصصان و كارشناسان اين حوزه از طريق تحقيق، پژوهش و مطالعه كمي و كيفي به بررسي روابط موجود با گيرندگان پيام خود مي‌پردازند؛ تا همواره بهترين بازدهي و نتيجه را از اين شرايط كسب كنند.
ج- طراحي سياست‌هاي آگاهانه، برنامه ريزي شده و سنجيده، براي بهبود روابط و تحقق برنامه‌ها و اهداف يك سازمان نه تنها مديريت هر سازماني نيازمند آموزش، داشتن تخصص لازم و دريافت جديدترين اطلاعات در حوزه‌هاي مختلف روابط عمومي است، بلكه با بهره گيري از خلاقيت و ايده‌هاي جديد ساير كاركنان، زمينه براي طرح ديدگاه‌ها و پيشنهادات ضروري‌تر و مناسب‌تر فراهم مي‌شود استفاده از دانش روز و برقراري سيستم باز ارتباطي، بين رده‌هاي بالاي مديريتي و كاركنان مي‌تواند بستر مشاركت و همفكري براي رفع نيازهاي داخلي يك سازمان و بهترين شيوه‌ي ارتباط با گروه‌هاي مورد نظر را فراهم سازد.
د- طراحي سياست‌هاي اجرائي: اجراي برنامه ها و تحقق اهداف يك سازمان در گروه ارتباط روابط عمومي با ساير نهاد‌ها، موسسات و از جمله سازمان‌هاي ارتباطي است. زيرا روابط عمومي‌ها براي رسيدن به مهمترين اولويت‌هاي خود تلاش مي‌كنند، تا هرچه بيشتر با مخاطبان ارتباط برقرار كنند و يكي از مهمترين ابزارهاي تحقق برنامه‌ها و اهداف آنها تعامل و ارتباط با رسانه‌هاي جمعي است. كه رويارويي با مخاطبان انبوه را در جوامع امروزي به سهولت امكانپذير مي‌سازد. به همين دليل طراحي سياست‌هاي اجرايي، ارزيابي واقع‌بينانه از شرايط شناخت درست و دقيق منافع و نيازهاي مخاطبان، بهره گيري از امكانات بالفعل و تبديل به امكانات بالقوه و هماهنگي با آخرين دستاوردهاي علمي و پژوهشي در حوزه افكار عمومي مي‌تواند بهترين نتايج كوتاه مدت و درازمدت را به همراه داشته باشد.

2- یکی از تقسیم بندی های جان فیسک را در باب رسانه ها بنویسید.

"جان فيسك" در يك تقسيم بندي كلي رسانه‌ها را به سه گروه تقسيم مي‌كند:
خويش نمون، به نظر او صدا، چهره و بدن (رسانه‌هاي خويش نمون) محسوب مي شوند. در واقع به نظر جان فيسك هر انساني يك رسانه به شمار مي‌آيد. و در كنش ها و واكنش‌هاي ارتباطي براي توليد پيام‌هاي كلامي و غير كلامي به خود متكي است.
باز نمون، نوشتن، نقاشي، عكاسي، آهنگ‌سازي، معماري، و ... در زمره رسانه‌هاي باز نمون هستند. (به واسطه اين‌ها باز نمون مي كنيم) كه هريك از قواعد و فنون خاصي پيروي مي‌كنند. اين رسانه‌ها مي‌توانند كنش‌هاي ارتباطي حاصل از رسانه‌هاي خويش نمون را ثبت و ماندگار كنند. همان گونه كه نوشتن يك متن باعث ماندگاري و ثبت يك گفتار مي‌شود. 
مكانيكي، رسانه‌هاي مكانيكي نيز كه براي انتقال كنش‌ها به كار مي‌روند با اتكا بر فن آوري به تكثير پيام در بين انبوه مخاطبان پراكنده و متنوع مي‌پردازند. و با صرف هزينه‌اي نه‌چندان زياد امكان دريافت پيام‌هاي مختلف و گوناگون را از راديو تلويزيون، سينما، مطبوعات، ويدئو و غيره را فراهم مي‌كنند.

3- نظریه ارتباطی را تعریف کنید.

در تعريف نظريه گفتند كه مجموعه يكپارچه از روابط است كه سطح معيني از اعتبار را بدست مي‌دهد. و در اصل روابط ميان فعاليت‌هاي مشاهده شده را تفسير و تبيين مي‌كند. به طور كلي نظريه‌هاي ارتباطي به درك، شناخت، برداشت و تفسير ما از ارتباط انساني و جمعي معنا مي‌بخشد. و مي‌تواند به عنوان راهنماي ما براي جذب بهتر و بيشتر پيام‌هاي رسانه‌اي و انساني عمل كند.

4- نظریه برچسب سازی را تعریف کنید.

براساس اين نظريه يك موضوع خبري از طريق رسانه‌هاي جمعي مردم و نخبگان سياسي، بيش از حد مورد توجه قرار مي‌گيرد و به عبارت ديگر دست‌اندركاران حوزه‌ي رسانه‌ها با گزينش و انتخاب موضوع هاي خبري و چگونگي تفسير و پوشش آنها به طور غير مستقيم اولويت‌هاي اطلاعاتي و خبري مردم را ظنين مي‌افكنند. و از ميان انبوه رويدادهاي قابل ارائه، به كمك ابزارهايي همچون، انتخاب تيترهاي بزرگ و چاپ در صفحه‌ي اول، انتخاب عكس، استفاده از رنگ و غيره،رويدادهاي مورد نظر خود را در مطبوعات بررسي مي كنند.

5- نظریه آرایشی را توضیح دهید.

در اين نظريه به تمهيداتي كه رسانه‌ها براي نحوه‌ي ارائه انتخاب آمار، ارقام و اطلاعات، جلوه‌هاي آشكار و پنهان يك پيام، همچون نوع كلمات مورد استفاده، جنبه‌هاي بصري و آرايه‌هاي هنري و غيره دست مي‌زنند، اشاره مي‌‌شود. براساس آن اخبار و اطلاعات در نهايت در قالب يك سناريو از پيش تعيين شده در اختيار مخاطب قرار مي‌گيرد.

6- در باب رسانه و شفافيت افكار عمومي توضیح دهید.

اگر در جامعة‌اي رسانه‌هاي متكثري وجود داشته باشد مي‌توان گفت افكار عمومي مي‌تواند نظر خود را در لواي نشريات بيان كند. و ايده‌هاي شفاف را مطرح سازد. ولي اگر در جامعه‌اي نشريات صرفا دولتي باشد. و از بودجه‌هاي دولتي استفاده كند، هيچگاه‌نمي‌تواند فضاي جامعه را به صورت شفاف بيان كند.

7- رابطه رسانه‌ و افكار عمومي را توضیح دهید.

ابداع افكار عمومي را به "روسو" فيلسوف فرانسوي نسبت مي‌دهند. از نظر روسو بيان جمعي ارزش‌هاي اخلاقي و اجتماعي ملت، احساسات و اعتقادات مشترك را مي‌توان افكار عمومي نام برد. پيدايش افكار عمومي به عنوان نيروي سياسي با ايجاد و رشد طبقه متوسط نهادهاي دمكراتيك رشد سواد آموزي و رسانه‌هاي گروهي همراه بود. به عقيده هابر ماس" عمده‌ترين رويداد‌هايي كه در شكل‌گيري و تغيير افكار عمومي تاثير گذار بود؛ كشف و گسترش فن‌اوري چاپ كه شرط لازم و اصلي نشر آگاهي‌ها و افكار نو را امكان پذير كرد. هابرماس" همچنين انتشار روزنامه‌ها را زمينه ساز شكل‌گيري فضاي تازه مي‌داند كه در آن مطبوعات به نهادهاي واقعي براي اقشار مختلف از جمله طبقه متوسط تقديم مي‌شود تا برخي از افراد متعلق به اين طبقه به عنوان نماينده وجدان عمومي با زبان نوشتاري و از طريق روزنامه‌ها، حرفها و نظرات مردم را منعكس كنند.

8- تشکیل ستاد خبری و روابط عمومي را تشریح کنید.

رسانه ها را مي‌توان يكي از مهمترين منابع اطلاعاتي موجود در هر جامعه دانست كه با توليد و تكثير و انتشار پيام اطلاعات لازم و ضروري را در زمينه‌هاي مختلف همراه با تحليل‌ها و تفسيرهاي متعدد در اختيار مخاطب قرار مي‌دهند.
برخي از صاحبنظران نيز با استناد به نقش روابط عمومي در جامعه به عنوان يك منبع اطلاعات معتقدند كه روابط عمومي نيز رسانه‌اي است كه اطلاعات سازمان را پيرامون مسائل و موضوعات گوناگون به مخاطبان منتقل مي‌كند. به همين دليل روابط عمومي را مي‌توان يك منبع اطلاعي يا يك رسانه به شمار آورد. با اين ويژگي كه برخلاف رسانه‌هاي جمعي، ارتباط با مخاطبان انبوه، متنوع، نامتجانس و پراكنده، تنها يك روابط عمومي محسوب نمي‌شود. و در كنار آن تحقق اهداف يك سازمان ايجاب مي‌كند كه روابط ميان فردي و گروهي نيز حوزه‌هاي ديگري از فضاي ارتباطي آن را تشكيل دهد.

9- در باره ی دروازه‌باني خبر توضیح دهید. مفهوم دروازه باني خبر كه به طور پيوسته در مطالعات ارتباط جمعي مورد استفاده قرار گرفته مبتي بر اعمال نظر و سليقه سازمان‌هاي ارتباطي در انتخاب، تغيير و حذف جنبه‌هايي از خبر و اطلاعات است كه براي انتشار گزينش شدند؛ و اولين بار توسط "لويت" به كار برده شد.
"لويت" معتقد بود كه مفهوم دروازه‌باني مي‌تواند براي موقعيت‌هاي ارتباطي به كار رود. و  در اين موقعيت مورد گزينش قرار بگيرد. در اين مدل، اطلاعات با عبور از كانال‌هايي كه داراي منطقه دروازه هستند و در اين مناطق، گزينشي بر اساس معيارها و مقررات درون سازماني و يا برون سازماني صورت مي گيرد. اگر چه همواره بر بي‌طرفي و عدم سو‌گيري مراكز و افراد تصميم گيرنده در گزينش اطلاعات تاكيد مي‌شود، اما همان گونه كه گفته شد سليقه‌هاي شخصي تصميم گيرندگان و عوامل درون سازماني علاوه بر خطوط قرمز و محدوديت‌هاي اجتماعي سياسي و فرهنگي در انتخاب اطلاعات موثرند.

10- در باره رسانه و افكار قالبي توضیح دهید.

اين افكار اغلب بدون آن كه درستي و نادرستي آنها روشن شده باشد منتشر مي‌شود. و با پيشداوري ارتباط تنگاتنگ دارد. به نظر آنتوني گيلنز" مردم از طريق كاربرد افكار قالبي به تعصبات خود ميدان مي‌دهند. در اين گونه مواقع معقولات فكري آنها بيشتر بر پايه‌ي اطلاعات غلط و انعطاف ناپذير بنا مي‌شود. تفكر قالبي مي‌تواند در مورد يك نژاد، مذهب، قوميت، جنسيت و غيره در برهه‌‌اي از زمان شكل بگيرد و تداوم داشته باشد. افكار قالبي را مي‌توان در ايران جستجو كرد. به نظر مي‌رسد بيشترين عامل شكل گيري اين افكار تفاوت‌هاي عمومي و فرهنگي باشد. معمولا در قالب لطيفه‌ها بيان مي‌شود. 11- چه رسانه ای در مواقع بحران مناسب می باشد؟
اگرچه در مواقع بحران رسانه ها به پوشش خبری موضوع می پردازند اما به نظر می رسد که از میان رسانه های موجود رادیو و اینترنت مناسبترند. رادیو به دلیل ارسال اطلاع رسانی سریع به گوشه و کنار و دورترین نقاط، و اینترنت به دلیل ارائه نامحدود اطلاعات، به روز کردن سریع آن و دکر جزئیات، مناسب هستند. البته نباید نقش مطبوعات و تلویزیون را نیز فراموش کرد. روابط عمومی ها تلاش می کنند از رسانه ها برای اطلاع رسانی استفاده کنند. به واسطه رسانه ها آنها می توانند بحران را کنترل کنند.

12- نظر خود را در باب ارتباط رسانه با توده مردم شرح دهید. 

کاربرد وسایل سمعی و بصری استاد ایمان نمدیان پور

به نام خدا
جلسه اول ۲۹/۱۱/۹۱

نكاتي كه قبل از شروع درس استاد نمديان‌پور يادآور شدند.
- نياز به تهيه كتاب نيست. استاد خود جزوه مي‌دهند.
- ورقه امتحاني داراي 13 نمره، تحقيق كه بايد به صورت كنفرانس ارائه شود با توجه به نوع ارائه و منابع از 1تا 4 نمره و 3 نمره هم به فعاليت هاي كلاسي (حضور فعال و مشاركت در بحث‌ها) دانشجويان داده مي‌شود، كه جمعا 20 نمره مي شود. تا آخرين جلسه فرصت براي ارائه تحقيق داريم. ضمن اين كه لازم نيست حتما بر روي كاغذ آورده شود. كسي كه مسلط است مي‌تواند با چند برگ يادداشت يا حتي بدون آن كنفرانس دهد و كمتر از ۵ صفحه نباشد دانشجويان مي‌توانند به صورت دو و سه نفره كنفرانس دهند. براي ارائه از يك هفته قبل با استاد هماهنگي لازم به عمل آيد.

ضمنا براي مطالعه مي‌توانيد كتاب "نشانه شناسي رسانه‌ها" اثر مارسل دانسي، با ترجمه گودرز ميراني و بهزاد دوران، انتشارات انيسه نما و يا نشر چاپار سال 1388 تهيه كنيد.

۱- انواع رسانه ها: رسانه ها را می توان به سه مقوله تقسیم کرد.
۱. رسانه طبیعی، رسانه ای است که از طریق آن ایده ها به شیوه ای زیست شناختی (از طریق صدا، حالات چهره، اشارات دست...) انتقال می یابد.
۲. رسانه ساخته شده، رسانه ای که از طریق آن ایده ها به وسیله برخی وسایل ساخته شده ( کتاب، نقاشی، مجسمه، نامه ...) بازنمایی و منتقل می شود.
۳. رسانه های مکانیکی، رسانه ای که از طریق آن ایده ها به وسیله اختراعات مکانیکی مانند، تلفن، رادیو تلویزیون، رایانه ... انتقال می یابد.

۲- تلگراف: نخستین وسیله الکتریکی برای انتقال پیامهای نوشتاری بود. سیستمی که می توانست سیگنالهای الکتریکی را به وسیله ی سیم از فاصله ی دور ارسال و دریافت کند.
نخستین سیستم های تلگرافی تجاری در انگلستان و در اوایل قرن ۱۹ راه اندازی شد. اندکی بعد در سال ۱۸۴۴ مخترع آمریکایی ساموئل اف بی مورس، رمزی را ارائه کرد که در همه دنیا پذیرفته شد. این رمز که منطقا به رمز مورس معروف است؛ برای نشان دادن حروف منفرد الفبا از سیگنالهای روشن و خاموش (on و off) استفاده می کرد. فرستنده تلگراف در یک انتهای خط با انگشت بر روی کلید الکتریکی ضربه می زد و گیرنده تلگراف در دیگر سوی خط ضربه های وارد شده را  رمزگشایی می کرد. و پیام به همان گونه اي که از سوی فرستنده ارسال شده بود؛ توسط گیرنده به صورت نوشتاری دریافت می شد. تلگراف در ابتدای قرن بیستم جای خود را به سیستم های تلکس داد. این سیستم به تدریج نیاز به استفاده از رمز نظیر رمز مورس را حذف کرد. استفاده کنندگان از تلکس می توانستند پیامی را تایپ کنند و همین پیام در طرف گیرنده پدیدار می شد.

تلفن: در سال ۱۸۷۶ مخترع اسکاتلندی الکساندر گراهام بل نخستین تلفن را به نام خود ثبت کرد. وسیله ای که قابلیت انتقال صدا را از طریق سیم داشت. در اصل بل معتقد بود که از اختراعش برای انتقال کنسرت های موسیقی، سخنرانی و موعظه ها استفاده می شود. اما پس از تاسیس شرکت خود به زودی دریافت که جذابیت تلفن بیشتر در این نهفته است که امکان گفتگوی افراد عادی را با یکدیگر فراهم می کند.
نزدیک به پایان قرن بیستم تلفن نقش اساسی در به وجود آوردن کهکشان دیجیتال ایفا کرد. و امکان دسترسی به اینترنت و وب جهان‌گستر را با استفاده از وسیله ای به نام مودم برای مشترکان فراهم ساخت. نیاز به گفتن نیست که موبایل کارکرد و نظم ارتباطات دور را در سیستم زندگی اجتماعی هر روزه ما ارتقاء داد.

رادیو: اولین سیستم بدون سیم برای ارسال سیگنالهای الکتریکی از طریق هوا در ابتدا بیسیم و اندکی بعد رادیو تلگراف نامیده شد؛ که رادیو مخفف آن است.
اصول علمی زیربنایی برای توسعه رادیو بوسیله فیزیکدان بریتانیایی "ماکس ول" توضیح داده شد. "مارکونی" مهندس برق ایتالیایی الاصل آمریکایی این اصول را برای اختراع اولین دستگاه رادیو بیسیم واقعی جهان در سال ۱۸۹۵ به کار برد.
در ایالت متحده اولین پخش رادیویی عمومی برنامه ریزی شده منظم، از ایستگاه کی دی کی اي در پیترزبورگ در سال ۱۹۲۰ صورت گرفت. در اواسط دهه ۱۹۲۰ رادیو در کنار فیلم به یک رسانه جمعی پرطرفدار تبدیل شد. و در زمینه موسیقی، نمایشنامه، تبلیغات و به طور کلی ارتباط کلامی جریان سازی می کرد. رادیو در مقایسه با چاپ به افراد بیشتری می رسید. نه تنها به این دلیل که بلافاصله فواصل بیشتری را تحت پوشش قرار میداد، بلکه به این خاطر که مخاطبان آن الزاما مجبور به داشتن سواد چاپی نبودند. بنابر این برنامه ریزی های آن براساس خواست توده ها انجام می گرفت. در نتیجه رادیو فرهنگ - پاپ، فرهنگی عامیانه که برای همه بود. نه فقط ادیبان صاحبنظران را به وجود آورد. رادیو ارزانتر و تهیه آن برای توده ها امکان پذیرتر بود.

جلسه دوم

تلويزيون: اصول علمي نهفته فناوري كه اختراع تلويزيون شد. بوسيله يك مهندس برق بريتانيايي به نام جان لاكي بيرد بنيان نهاده شد. دوربين تلويزيوني بوسيله مهندس روسي الاصل آمريكايي ولاديمير كي زوريگين در سال ۱۹۳۲ و مخترع آمريكايي فيلو در سال ۱۹۲۷ نخستين دستگاه‌هاي گيرنده تلويزيوني براي استفاده عموم در سال ۱۹۳۶ در انگلستان و در سال ۱۹۳۸ در ايالت متحده آمريكا ساخته شده. بعد از جنگ جهاني دوم به واسطه رفاه عمومي ميل به تلويزيون بيشتر شد. در ايالت متحده ابتدا ۶ ايستگاه تلويزيوني راه اندازي شد كه روزانه فقط چند ساعت برنامه داشتند. در سال ۱۹۴۸ در ۲۱ شهر بزرگ ۳۴ ايستگاه تمام وقت برنامه پخش مي‌كردند و حدود يك ميليون تلويزيون فروخته شد و در اواخر دهه ۱۹۵۰ شبكه هاي تلويزيون ملي در بيشتر كشورهاي صنعتي راه اندازي شد. در واقع تلويزيون پديد آمد. تا جايگزين راديو شود. هنگامي كه قرن ۲۰ به پايان خود نزديك مي شد تلويزيون با پيدايش تلويزيون ديجيتالي وارد كهكشان ديجيتال شد. با رشد گسترده تلويزيون كابلي در سال ۱۹۶۰ و سپس خدمات ماهواره‌اي پخش مستقيم در دهه ۱۹۹۰ كانال‌هاي جديد بسيار و انواع برنامه‌ها براي مردم سراسر دنيا قابل دسترس هستند. در نتيجه بحث در باره تاثير تلويزيون بر كودكان، فرهنگ جهان، سياست و زندگي اجتماعي معمول و فراگير شده است. از يك سو منتقدان مي‌گويند كه تلويزيون جريان مستمر از ايده‌هاي ساده شده و تصاوير احساسي را براي بينندگان نا‌آگاه فراهم مي‌كند كه به شكلي منفي بر سياست و الگوهاي راي دهي تاثير بگذارد. فرهنگ‌هاي محلي را به سمت فرهنگ‌هاي هاليود نابود مي كند. و منفعل بودن را در مردم تشويق مي‌كند. و از سويي ديگر مدافعان تلويزيون مي‌گويند كه تلويزيون برنامه‌هاي فرهنگي و آموزشي را با كيفيت بسيار بالا براي مردم فراهم مي‌كند و منبع اصلي اخبار محلي، ملي، و بين المللي براي بسياري از شهروندان امروزي است كه در صورت نبودن آن نا‌آگاه باقي مي‌مانند. مطمئنا نمي توان اين حقيقت را ناديده گرفت كه تلويزيون به اختراعي فناوري تبديل شده است كه دهكده جهاني مك لوهان را محقق بخشيده است.

جلسه سوم
رايانه‌ها: رياضي دان و مخترع بريتانيايي چارلز هابيج در دهه ۱۸۲۰ و ۱۸۳۰ ماشين‌هاي محاسبه مكانيكي را براساس اصول رايانه الكترونيك مدرن طراحي كرد. هنگامي كه فناوري رايانه به شكلي مستمر پس از جنگ پيشرفت كرد؛ ساخت رايانه‌هاي كوچكتر و ارزان براي همه نوع كار ممكن شد.
در دهه ۱۹۷۰ ساخت رايانه‌هاي شخصي عموما واژه‌پرداز بودند. يعني قابليت‌هاي پردازش رايانه‌اي را براي آسان ساختن و پيشرفته كردن نوشتن و تغيير دادن متون چاپي به دستگاه‌هاي تايپ افزودند. همزمان با سريعتر و قدرتمندتر و كوچك‌تر شدن رايانه‌ها و شبكه‌هاي ارتباط، آنها با يكديگر به وجود آمدند.
در دهه ۱۹۶۰ آژانس‌ پروژه‌هاي تحقيقاتي پيشرفته"arpa" (آرپا) متعلق به وزارت دفاع ايالت متحده آمريكا همراه با پژوهشگراني كه در پروژه‌هاي نظامي مراكز و دانشگاه‌هاي سراسر كشور كار مي‌كردند. شبكه‌اي به نام "آرپا نت" را براي اشتراك داده‌ها و زمان پردازش رايانه‌اي در رايانه‌هاي بزرگ در خطوط تلفن ارتباطات ماهواره‌اي كه به شكل ويژه مجهز شده بودند را راه اندازي كردند. آرپانت كه در ابتدا از آن براي مقاصد نظامي استفاده مي‌شد، درست پس از آن كه بنياد ملي علم دانشگاه‌ها و تحقيقات غير نظامي را به آن بستند؛ به اولين شبكه اصلي و كاركردي پست الكترونيك تبديل شد. آرپا نت به اينترنت تغيير نام داد. اصطلاحي كه مفهوم آن اين بود كه به عنوان يك شبكه به هم مرتبط، براي انجام كاركردهاي مختلف، نه فقط كاركرد نظامي طراحي شده است.
امروز اينترنت فراگيرترين شبكه رايانه‌اي در دنياست؛ و خدمات دهندگان تجاري "online" (آن لاين) از قبيل آمريكا آن لاين كامپيوتر و شبكه‌ "مايكروسافت" دسترسي به اينترنت را به فرد، فرد كاربران رايانه و شركت‌ها مي‌فروشد. شبكه‌هاي كوچكتر به شبكه‌هاي محلي "lan" (لن)ناميده مي‌شوند، كه قابليت نصب در يك ساختمان را دارد. و براي استفاده انحصاري براي يك سازمان واحد در نظر گرفته شده‌اند. از سويي ديگر شبكه‌هاي منطقه‌اي گسترده "wan" (ون)شبكه‌هاي خاص سازمان‌ها هستند كه در منطقه‌‌ي جغرافيايي وسيع  قابل استفاده هستند.
"lanها" و "wan‌ها" براي انتقال اطلاعات ديجيتالي در منطقه كوچكتر مانند محدوده‌ يك دانشگاه نيازمند خطوط تلفن، و كابل‌هاي رايانه‌اي هستند كه مي‌توانند كاربران را به اينترنت وصل كنند.
امروز اين شبكه‌ها مي‌توانند هر نوع سيگنال از جمله تصاوير ويدئويي، صدا، گرافيك، "animation"(اني ميشن) و متن را انتقال دهند.
مردم از رايانه‌ها براي طراحي گرافيك و فيلم‌هاي كاملا متحرك، ارسال نامه‌هاي الكترونيك، (ايميل، رزرو كردن بليط هواپيما، و هتل و ...) جستجوي همه نوع اطلاعات، انجام بازي‌ها، گوش دادن به راديو، تماشاي برخي برنامه‌هاي تلويزيون و حتي سرزدن به اتاق‌هاي الكترونيك (گپ زدن) با افراد ديگر در "web" جهان‌گستر استفاده مي‌كنند.

۱۸/۰۱/۹۲ جلسه چهارم

پيدايش موسيقي پاپ: منشا موسيقي پاپ را مي‌توان در امريكا، اواخر قرن ۱۸ يافت. در اين زمان موسيقي خوش آهنگ و دلچسب به وسيله موسيقي دانان كاركشته براي اجرا در پارك‌ها و در مقابل تجمعات بزرگ مردم ساخته مي‌شد. در اوايل قرن ۱۹ اپراي ايتاليائي نيز محبوبيت يافت و در پيدايش و تحول نوعي آواز خواندن ملايم و احساسي به نام "كرونينك" كه از اين قرن به بعد فراگير شد نقشي تاثير گذار داشت.
پيش از پيدايش ضبط صدا، رسانه اصلي براي انتشار اين موسيقي صفحات نت بود. در آستانه قرن بيستم محبوبيت روزافزون زبان موسيقي شغل پر رونق نشر موسيقي را به وجود آورد. كه مركز آن در شهر نيويورك پايين تر از منطقه منهتن توسط كوئين پان. نخستين ترانه كوئين پان كه يك ميليون نسخه فروش داشت؛ ترانه به دنبال توپ (Look for balls) سال ۱۸۹۲ اثر "چارلز كي‌ريست" بود كه باعث رشد سريع صنعت نشر موسيقي شد.
آواز‌هاي پاپ در آغاز ساده، حفظ كردني و از نظر احساسي جذاب بود و مخاطبان بسياري را جذب مي‌كرد. اين نوع موسيقي در بين جوانان و توده مردم طرفداران بسياري را جذب كرده بود.

تغييرات مهم در موسيقي پاپ: موسيقي پاپ بعد از جنگ جهاني دوم به تغييرات اجتماعي و فن‌آورانه گره خورد. مهاجرت وسيع موسيقي دانان و مخاطان به مناطق شهري و مخصوصا استفاده از گيتار برقي در تغيير پارادايم (الگو)موسيقي پاپ امريكايي تاثير گذار بود. اين موارد صحنه را براي گروه  "بلوز"  خشن شيكاگو به نام       "muddy of waters" (آب‌هاي گل‌آلود) سبك "هانكي تانك" در اواسط دهه ۱۹۵۰ و ظهور موسيقي "راك اند رول" آماده كرد. موسيقي راك از ادغام چندين جريان و سبك‌هاي موسيقي عامه پسند پس از جنگ و از جمله "ريتم اند بلوز" نوارهاي بلوز، از قبيل "بيگ جوترنر" سبك‌هاي آوازي مبتني بر ترانه‌هاي انجيلي (كليسايي) به وجود آمد.
عوامل زيادي به احياي اقتصادي موسيقي پاپ در اواسط دهه ۱۹۸۰ كمك كردند. پيدايش موسيقي ويدئوئي كه اولين اجراي آن در سال ۱۹۸۱ در شبكه "mtv" اتفاق افتاد و به ميان آمدن ديسك‌هاي فشرده‌اي كه به طور ديجيتالي ضبط شده بودند در سال ۱۹۸۳ تقاضا براي موسيقي عامه پسند را افزايش دادند.

موسيقي راك: موسيقي "سوينگ" بين سال‌هاي ۱۹۳۵-۱۹۴۵ مطرح شد. عمدتا توجه جوانان آن دوره را به خود جلب كرد. جواناني كه اين نوع موسيقي را راهي براي فراغت از واقعيت‌هاي اقتصادي سخت دوران پس از ركود اقتصادي و ويراني اخلاقي ناشي از جنگ مي‌ديدند.
موسيقي راك به عنوان آميزه‌اي از سبك آواز گروهي مشهور به "دووپ" سبك جاز ريتم دار مبتني بر پيانو مشهور به "بوگي" و سبك موسيقي "كانتري" معروب به "هانكي تانك" سبك موسيقيايي خاص خود را به وجود آورد. ويژگي‌هاي اين موسيقي، بلند و خشن، ريتم‌ و ملودي‌هاي تند و خشن و غزل‌هايي با ته مانده‌هاي جنسي.

پيدايش فرهنگ "هيپ هاپ": موسيقي "هيپ هاپ" معمولا بر غزليات و بازي با كلمات در ملودي و هارموني تاكيد دارد. و از طريق پيچيدگي‌ ريتم و ايجاد نوسان در تنظيم زمان غزل‌ها جذابيت ايجاد مي‌كند. فرهنگ هيپ هاپ در اواخر دهه قرن ۱۹۹۰ براي بسياري از جوانان به طور گسترده منبع ساخت هويت و تعريف از خود شد. يعني جنبش‌هايي را راه ‌انداختند.

۱/۲/۹۲  كاربرد وسايل سمعي بصري،
راديو و تبليغات: راديو و تبليغات، مانند مجلات، برنامه يا ژانر (سبك) راديويي با تبليغات انجام شده است. ژانر سريال حتي با نوع آگهي دهنده نام‌گذاري شد كه از آنها حمايت مالي مي‌كردند. در ايالات متحده بنگاه‌هاي تبليغاتي تقريبا همه‌ي نمايش‌هاي راديويي شبكه‌اي را قبل از پيدايش تلويزيون شبكه‌اي توليد مي‌كردند. ايستگاهها اغلب كل حمايت خود را به بنگاه‌ها مي‌فروختند كه شامل به كار بردن محصول در عنوان يك برنامه مي‌شد. محصولات با همه برنامه‌هاي راديويي همراه شدند. راديو، پيام بازرگاني را وارد تبليغات كرد. پيام بازرگاني روايتي حداقلي يا قطعه‌اي موسيقيايي كوتاهي است كه حول محصول يا خدمت و كاربردهايي مي‌گردد. پيام بازرگاني به شكل بسيار اقناعي به تبليغات تبديل شد. زيرا به صورتي آني از طريق قابليت اقناعي صداي انسان به توده‌هاي مشتريان بالقوه با سواد يا بي سواد مي‌رسد. صدايي كه مي‌توانست وسوسه‌انگيز، دوستانه، خبري، نشاط‌ بخش و يا نگران كننده باشد. پپسي با آگاهي بيشتر از توان اقتصادي نسل جوان، اين نسل را نسل پپسي نهاد و براي راديو آهنگ‌هاي تبليغاتي جذابي ساخت. آهنگ پپسي به نام "گرل واچرز" تماشاگران دختر" به يكي از چهل آهنگ برتر در راديو تبديل شد. ۱۹۹۶ شعار كارزار تبليغاتي پپسي "خنك بنوشش" كه بقيه را از دور خارج مي‌كند. ۱۹۶۹ پپسي جنبش هيپي‌ها و تاكيد آن را بر كمك به ديگران با اين شعار راديويي تصرف كرد. شما براي زندگي به خيلي چيزها نياز داريد. پپسي هم خيلي چيزها به شما مي‌دهد.

 تلويزيون: مطالعه تلويزيون براي درك نظام‌هاي دلالتي امروزي به نيازي بنيادي تبديل شده است. تلويزيون شكلي از مواد خاص خود را ايجاد كرده است كه افراد بيشتري را در مقايسه با هر رسانه‌ي ديگر در هر مقطعي از تاريخ آگاه و در گير مي‌سازد.
سه اثر تلويزيون:
۱. اثر اسطوره سازي، به اين پديده اشاره دارد كه تلويزيون شخصيتهايي مي‌سازد كه در مقايسه با شخصيت‌هاي زندگي معمولي بيشتر به عنوان شخصيت‌هاي اسطوره‌اي در ذهن مردم جاي مي‌گيرند. تلويزيون مانند هر نوع فضاي ممتاز ديگري (تريبون، منبع،..) به سادگي يا گنجاندن شخصيت‌ها در فضاي الكترونيك از آنها شخصيت اسطوره‌اي مي‌سازد. شخصيتها انگار در اين فضاي الكترونيك در فضا و زماني واقعي در دنياي اسطوره‌اي شدن معلق هستند. به اين دليل بسياري از افراد از ديدن بازيگران تلويزيون، ستارگان كمدي، دچار هيجان و شوق بسياري مي‌شوند.
۲. اثر تاريخ سازي، به اين واقعيت ارجاع دارد كه تلويزيون به شكل شفاهي از طريق القاي اين تفكر در بينندگان كه يك رويداد معمولي (رقابت انتخاباتي، مسائل عاشقانه يك بازيگر، روند مد و ...) واقعه‌اي حياتي و مهم است و به تاريخ‌سازي مي‌پردازد. مردم با تماشاي اخبار و مصاحبه‌ها در باره‌ي مجرم يا بي‌گناه بودن ديگران قضاوت مي‌كنند. در يك كلام تلويزيون به سازنده تاريخ و در عين حال به مستند ساز آن تبديل شده است. مردم اكنون تاريخ را از طريق تلويزيون تجربه مي‌كنند. و تنها به خواندن آن در كتاب يا آموختن آن در مدرسه بسنده نمي‌كنند. در نتيجه تلويزيون تاريخ را شكل مي‌دهد. افراد بسياري عروسي چارلز شاهزاده بريتانيا و شاهدخت ديانا و بعدها مراسم دفن ديانا را مشاهده كردند. رسوايي جنسي كلينتون و مونيكالومسكي، اين امكان را براي مردم عادي فراهم ساخت تا ضعف هاي جنسي يك شخصيت اسطوره‌اي معاصر را ببينند.
۳. اثر تراكم شناختي، به اين واقعيت اشاره مي‌كند كه رسانه تلويزيون اخبار، اطلاعات و مقالات خود را براي انتقال در زمان محدودي به شكلي فشرده ارائه مي‌دهد. در نتيجه بينندگان وقت اندكي براي فكر كردن در باره‌ي موضوعات، كاربردها و معنار‌هاي موجود در پيام‌هاي تلويزيوني دارند. تلويزيون مردم را به موقعيت‌هاي بسته بندي شده عادت مي‌دهد. يعني برنامه‌هاي آسان و ساده براي مردم مي‌سازد تا همگان بتوانند آن تصاوير را ببينند. ما مي‌توانيم تمام اين حجم اطلاعات را ببينيم. وسيله‌اي كه اثر تراكم شناختي را بيشتر ساخته دستگاه كنترل از راه دور است. كنترل از راه دور در سال ۱۹۵۶توسط "رابرت آدلر" اختراع شد. اما اين وسيله در دهه‌ي ۱۹۸۰ بود كه به عصاي دست تلويزيون تبديل شد. كنترل از راه دور تاثير شديدي بر چگونگي تماشاي تلويزيون گذاشت. هنگامي كه از برنامه‌اي در يك كانال خاص خسته مي‌شويم تمام كاري كه بايد از روي صندلي‌راحتمان انجام دهيم اين است كه كانالهاي مختلف را از ميان مجموعه‌ي مفصلي از گزينه‌‌ها به ميل خود و با سرعت يا كمترين تامل و انديشه عوض كنيم.

۸/۲/۹۲ نقش آموزشي  وسايل ارتباط جمعي

در ميان رسانه‌هاي جمعي، راديو و تلويزيون از لحاظ آموزش غير رسمي جايگاه وي‍ژه‌اي دارد. اگر از خصلت سرگرم كننده‌ي‌آنها بگذريم، اين وسايل به دليل برد وسيع‌شان يكي از بهترين وسايل آموزشي و فرهنگي هستند.
آموزش غير رسمي از طريق امواج تلويزيون و راديو مي‌تواند در تمامي ساعات شبانه‌روز، شيوه‌هاي صحيح كشاورزي، دامداري، بهداشت، حمل و نقل و ترافيك و غيره را در بر‌گيرد و در بهبود وضع جامعه موثر باشد.
در واقع وظيفه تلويزيون كمك به وقت مشكلات كمي آموزشي در شرايط كثرت شمار دانش آموزان، كمبود معلم با تجربه، كمبود تسهيلات و كمك در جهت انجام وظايف آموزشي و نظارت آن است.

"يونسكو" چهار ويژه‌گي عمده براي برنامه‌ي آموزشي راديو و تلويزيون قائل شده است.
۱. برنامه‌ها به صورت محموعه‌ي متوالي است تا به يادگيري تصاعدي كمك كند.
۲. طراحي و برنامه‌ ريزي آنها مشخصا با كمك مشاوران آموزشي صورت مي‌گيرد.
۳. اين برنامه‌ها معمولا با يادگيري انواع مواد آموزشي، همچون متون درسي و راهنماي مطالعاتي همراه است.
۴. استفاده از اين برنامه‌ها توسط معلم و شاگرد به نوعي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد.

"مك لوهان" اعتقاد دارد؛ اهميت نقش آموزشي تلويزيون هنگامي آشكار مي‌شود كه، مي‌بينيم كودكي سه ساله مي‌تواند در كنار پدر و پدر بزرگش كنفرانس مطبوعاتي رئيس جمهور را به آساني تماشا كند.
پس از اختراع تلويزيون، ديگر براي يادگيري زبان تنها به كتاب آموزشي زبان بسنده نمي‌كنند؛ بلكه همگان براين باورند كه بايد زبان را شيند و حرف زد؛ و اين باور نوين است كه، سبب پيدايش سريع برنامه‌هاي مختلف با اصول‌هاي جديد شده است.
مي‌توان نقش راديو تلويزيون را در امر آموزش به گونه‌ي زير خلاصه كرد:
۱. راديو و تلويزيون مي‌تواند دنياي خارج را به داخل كلاس آورده و علائق دانش آموزان را براي يادگيري برانگيزد و قدرت تصور آنها را تحريك كند.
۲. مي‌تواند براي تسهيل امر يادگيري با توجه به مشخص بودن هر برنامه، اطلاعات كلي و موجز را در باره‌ي آنها به دست دهد.
۳. راديو تلويزيون مي‌تواند زندگي روزانه كودكان را به صورت نمايش در‌آورد، كه در آن كودكان بتوانند در باره‌ي رويدادهاي روزانه‌شان به بحث بپردازند.

۴. راديو تلويزيون بر خلاف مدرسه كه تنها مي‌تواند قشر خاصي از انسانها را، آن هم به تعداد اندك و در زمان و ساعاتي محدود، زير پوشش خود بگيرد؛ همه‌ي انسانها را، در تمامي ساعات شبانه‌روز، در اختيار خويش داشته باشد.
۵. راديو تلويزيون برخلاف مدرسه كه صرفا سالهاي محدودي از حيات فرد را در برمي‌گيرد؛ مي‌تواند تمامي عمر افراد را تحت پوشش آموزش خود قرار دهد.

دوستان خوبم سوالهایی که استاد ضمن تدریس به اهمیت آنها اشاره می کردند و می گفتند می تواند سوال امتحانی باشد را، بنده در این جا یادداشت کرده ام . این سوالها را با تاکید بیشتری بخوانید. امیدوارم  موثمر ثمر باشد.

سوالات مهم احتمالا امتحانی درس کاربرد وسایل سمعی و بصری

1- رسانه را طبیعی را تعریف کنید.

رسانه ای است که از طریق آن ایده ها به شیوه ای زیست شناختی (از طریق صدا، حالات چهره، اشارات دست...) انتقال می یابد.

2- در باب تلفن بنویسید و توضیح دهید.
در سال ۱۸۷۶ مخترع اسکاتلندی "الکساندر گراهام بل" نخستین تلفن را به نام خود ثبت کرد. وسیله ای که قابلیت انتقال صدا را از طریق سیم داشت. در اصل "بل" معتقد بود که از اختراعش برای انتقال کنسرت های موسیقی، سخنرانی و موعظه ها استفاده می شود. اما پس از تاسیس شرکت خود، به زودی دریافت که جذابیت تلفن بیشتر در این نهفته است که، امکان گفتگوی افراد عادی را با یکدیگر فراهم کند.
نزدیک به پایان قرن بیستم، تلفن نقش اساسی، در به وجود آوردن کهکشان دیجیتال ایفا کرد. و امکان دسترسی به اینترنت و وب جهان‌گستر را با استفاده از وسیله ای به نام مودم برای مشترکان فراهم ساخت. نیاز به گفتن نیست که موبایل کارکرد و نظم ارتباطات دور را در سیستم زندگی اجتماعی هر روزه ما ارتقاء داد.

3- در باب تلویزیون و کارکردهای آن بنویسید.

تلويزيون: بوسيله يك مهندس برق بريتانيايي بنيان نهاده شد. دوربين تلويزيوني بوسيله مهندس روسي الاصل آمريكايي ساخته شد. نخستين دستگاه‌هاي گيرنده تلويزيوني براي استفاده عموم، در انگلستان و در ايالت متحده آمريكا ساخته شده. بعد از جنگ جهاني دوم به واسطه رفاه عمومي ميل به تلويزيون بيشتر شد. در ايالت متحده ابتدا ۶ ايستگاه تلويزيوني راه اندازي شد كه روزانه فقط چند ساعت برنامه داشتند. دیری نپایید که در ۲۱ شهر بزرگ ۳۴ ايستگاه، تمام وقت برنامه پخش مي‌كردند و حدود يك ميليون تلويزيون فروخته شد و شبكه هاي تلويزيون ملي در بيشتر كشورهاي صنعتي راه اندازي شد. در واقع تلويزيون پديد آمد تا جايگزين راديو شود.
اواخر قرن ۲۰ تلويزيون ديجيتالي، وارد كهكشان ديجيتال شد. با رشد گسترده تلويزيون كابلي و سپس خدمات ماهواره‌اي، پخش مستقيم ،كانال‌هاي جديد بسيار و انواع برنامه‌ها براي مردم سراسر دنيا قابل دسترسی هستند. در نتيجه بحث در باره تاثير تلويزيون بر كودكان، فرهنگ جهان، سياست و زندگي اجتماعي معمول و فراگير شده است. از يك سو منتقدان مي‌گويند كه تلويزيون جريان مستمر از ايده‌هاي ساده شده و تصاوير احساسي را براي بينندگان نا‌آگاه فراهم مي‌كند كه به شكلي منفي بر سياست و الگوهاي راي دهي تاثير بگذارد. فرهنگ‌هاي محلي را به سمت فرهنگ‌هاي هاليوود نابود مي كند. و منفعل بودن را در مردم تشويق مي‌كند. و از سويي ديگر مدافعان تلويزيون مي‌گويند كه تلويزيون برنامه‌هاي فرهنگي و آموزشي را با كيفيت بسيار بالا براي مردم فراهم مي‌كند و منبع اصلي اخبار محلي، ملي، و بين المللي براي بسياري از شهروندان امروزي است كه در صورت نبودن آن نا‌آگاه باقي مي‌مانند.

4- در باب رایانه ها و کارکردهای آن بنویسید و توضیح دهید.
رايانه‌ها
: رياضي دان و مخترع بريتانيايي ماشين‌هاي محاسبه مكانيكي را براساس اصول رايانه الكترونيك مدرن طراحي كرد. هنگامي كه فناوري رايانه به شكلي مستمر پس از جنگ پيشرفت كرد؛ ساخت رايانه‌هاي كوچكتر و ارزان براي همه نوع كار ممكن شد. قابليت‌هاي پردازش رايانه‌اي را براي آسان ساختن و پيشرفته كردن نوشتن و تغيير دادن متون چاپي به دستگاه‌هاي تايپ افزودند. همزمان با سريعتر و قدرتمندتر و كوچك‌تر شدن رايانه‌ها، شبكه‌هاي ارتباط آنها با يكديگر به وجود آمدند.
آژانس‌پروژه‌هاي تحقيقاتي پيشرفته"
arpa" (آرپا) متعلق به وزارت دفاع ايالت متحده آمريكا همراه با پژوهشگراني كه در پروژه‌هاي نظامي، مراكز و دانشگاه‌هاي سراسر كشور كار مي‌كردند. شبكه‌اي به نام "آرپا نت" را براي اشتراك داده‌ها و زمان پردازش رايانه‌اي در رايانه‌هاي بزرگ در خطوط تلفن ارتباطات ماهواره‌اي كه به شكل ويژه مجهز شده بودند را راه اندازي كردند. آرپانت كه در ابتدا از آن براي مقاصد نظامي استفاده مي‌شد، درست پس از آن كه بنياد ملي علوم دانشگاه‌ها و تحقيقات غير نظامي را به آن بستند؛ به اولين شبكه اصلي و كاركردي پست الكترونيك تبديل شد. آرپا نت به اينترنت تغيير نام داد.
امروز اينترنت فراگيرترين شبكه رايانه‌اي در دنياست؛ و خدمات دهندگان تجاري "
online" (آن لاين) از قبيل آمريكا آن لاين كامپيوتر و شبكه‌ "مايكروسافت" دسترسي به اينترنت را به فرد، فرد كاربران رايانه و شركت‌ها مي‌فروشد. شبكه‌هاي كوچكتر به شبكه‌هاي محلي "lan" (لن)ناميده مي‌شوند، كه قابليت نصب در يك ساختمان را دارد. و براي استفاده انحصاري براي يك سازمان واحد در نظر گرفته شده‌اند. از سويي ديگر شبكه‌هاي منطقه‌اي گسترده "wan
" (ون)شبكه‌هاي خاص سازمان‌ها هستند كه در منطقه‌‌ي جغرافيايي وسيع  قابل استفاده هستند.
مردم از رايانه‌ها براي طراحي گرافيك و فيلم‌هاي كاملا متحرك، ارسال نامه‌هاي الكترونيك، (ايميل، رزرو كردن بليط هواپيما، و هتل و ...) جستجوي همه نوع اطلاعات، انجام بازي‌ها، گوش دادن به راديو، تماشاي برخي برنامه‌هاي تلويزيون و حتي سرزدن به اتاق‌هاي الكترونيك (گپ زدن) با افراد ديگر در "
web" جهان‌گستر استفاده مي‌كنند.

5- موسیقی راک را به عنوان یک رسانه توضیح دهید.
موسيقي راك: موسيقي "سوينگ" بين سال‌هاي ۱۹۳۵-۱۹۴۵ مطرح شد. عمدتا توجه جوانان آن دوره را به خود جلب كرد. جواناني كه اين نوع موسيقي را راهي براي فراغت از واقعيت‌هاي اقتصادي سخت دوران پس از ركود اقتصادي و ويراني اخلاقي ناشي از جنگ مي‌ديدند.
موسيقي راك به عنوان آميزه‌اي از سبك آواز گروهي مشهور به "دووپ" سبك جاز ريتم دار مبتني بر پيانو مشهور به "بوگي" و سبك موسيقي "كانتري" معروف به "هانكي تانك" سبك موسيقيايي خاص خود را به وجود آورد. ويژگي‌هاي اين موسيقي، بلند و خشن، ريتم‌و ملودي‌هاي تند و خشن و غزل‌هايي با ته مانده‌هاي جنسي.

6- در باب رادیو و تبلیغات بنویسید.
راديو و تبليغات: در ايالات متحده بنگاه‌هاي تبليغاتي تقريبا همه‌ي نمايش‌هاي راديويي شبكه‌اي را قبل از پيدايش تلويزيون شبكه‌اي توليد مي‌كردند. ژانر سريال حتي با نوع آگهي دهنده نام‌گذاري می شد كه از آنها حمايت مالي مي‌كردند. مخصولات با همه برنامه‌هاي راديويي همراه شدند. راديو، پيام بازرگاني را وارد تبليغات كرد. پيام بازرگاني روايتي حداقلي يا قطعه‌اي موسيقيايي كوتاهي است كه حول مخصول يا خدمت و كاربردهايي مي‌گردد. پيام بازرگاني به شكل بسيار اقناعي به تبليغات تبديل شد. زيرا به صورتي آني از طريق قابليت اقناعي صداي انسان به توده‌هاي مشتريان بالقوه با سواد يا بي سواد مي‌رسد. صدايي كه مي‌توانست وسوسه‌انگيز، دوستانه، خبري، نشاط‌بخش و يا نگران كننده باشد. پپسي با آگاهي بيشتر از توان اقتصادي نسل جوان، اين نسل را نسل پپسي نهاد و براي راديو آهنگ‌هاي تبليغاتي جذابي ساخت. آهنگ پپسي به نام "گرل واچرز" تماشاگران دختر" به يكي از چهل آهنگ برتر در راديو تبديل شد. ۱۹۹۶ شعار كارزار تبليغاتي پپسي "خنك بنوشش" كه بقيه را از دور خارج مي‌كند. ۱۹۶۹ پپسي جنبش هيپي‌ها و تاكيد آن را بر كمك به ديگران با اين شعار راديويي تصرف كرد. شما براي زندگي به خيلي چيزها نياز داريد. پپسي هم خيلي چيزها به شما مي‌دهد.

7- یکی از اثرات تلویزیون اسطوره سازی است. آن را توضیح دهید.

اثر اسطوره سازي، به اين پديده اشاره دارد كه تلويزيون شخصيتهايي مي‌سازد كه در مقايسه با شخصيت‌هاي زندگي معمولي بيشتر به عنوان شخصيت‌هاي اسطوره‌اي در ذهن مردم جاي مي‌گيرند. تلويزيون مانند هر نوع فضاي ممتاز ديگري (تريبون، منبع،..) به سادگي يا گنجاندن شخصيت‌ها در فضاي الكترونيك از آنها شخصيت اسطوره‌اي مي‌سازد. شخصيتها انگار در اين فضاي الكترونيك در فضا و زماني واقعي در دنياي اسطوره‌اي شدن معلق هستند. به اين دليل بسياري از افراد از ديدن بازيگران تلويزيون، ستارگان كمدي، دچار هيجان و شوق بسياري می شوند

8- یکی از اثرات تلویزیون تاریخ سازی است. آن را توضیح دهید.

اثر تاريخ سازي، به اين واقعيت ارجاع دارد كه تلويزيون به شكل شفاهي از طريق القاي اين تفكر در بينندگان كه يك رويداد معمولي (رقابت انتخاباتي، مسائل عاشقانه يك بازيگر، روند مد و ...) واقعه‌اي حياتي و مهم است و به تاريخ‌سازي مي‌پردازد. مردم با تماشاي اخبار و مصاحبه‌ها در باره‌ي مجرم يا بي‌گناه بودن ديگران قضاوت مي‌كنند. در يك كلام تلويزيون به سازنده تاريخ و در عين حال به مستند ساز آن تبديل شده است. مردم اكنون تاريخ را از طريق تلويزيون تجربه مي‌كنند. و تنها به خواندن آن در كتاب يا آموختن آن در مدرسه بسنده نمي‌كنند. در نتيجه تلويزيون تاريخ را شكل مي‌دهد. افراد بسياري عروسي چارلز شاهزاده بريتانيا و شاهدخت ديانا و بعدها مراسم دفن ديانا را مشاهده كردند. رسوايي جنسي كلينتون و مونيكالومسكي، اين امكان را براي مردم عادي فراهم ساخت تا ضعف هاي جنسي يك شخصيت اسطوره‌اي معاصر را ببينند.

9- نقش آموزش، در وسایل ارتباط جمعی را توضیح دهید.

در ميان رسانه‌هاي جمعي، راديو و تلويزيون از لحاظ آموزش غير رسمي جايگاه وي‍ژه‌اي دارد. اگر از خصلت سرگرم كننده‌ي‌آنها بگذريم، اين وسايل به دليل برد وسيع‌شان يكي از بهترين وسايل آموزشي و فرهنگي هستند.
آموزش غير رسمي از طريق امواج تلويزيون و راديو مي‌تواند در تمامي ساعات شبانه‌روز، شيوه‌هاي صحيح كشاورزي، دامداري، بهداشت، حمل و نقل و ترافيك و غيره را در بر‌گيرد و در بهبود وضع جامعه موثر باشد.
در واقع وظيفه تلويزيون كمك به وقت مشكلات كمي آموزشي در شرايط كثرت شمار دانش آموزان، كمبود معلم با تجربه، كمبود تسهيلات و كمك در جهت انجام وظايف آموزشي و نظارت آن است.

10- نظر مک لوهان را در باب اهمیت نقش آموزش تلویزیون بنویسید

"مك لوهان" اعتقاد دارد؛ اهميت نقش آموزشي تلويزيون هنگامي آشكار مي‌شود كه، مي‌بينيم كودكي سه ساله مي‌تواند در كنار پدر و پدر بزرگش كنفرانس مطبوعاتي رئيس جمهور را به آساني تماشا كند.
پس از اختراع تلويزيون، ديگر براي يادگيري زبان تنها به كتاب آموزشي زبان بسنده نمي‌كنند؛ بلكه همگان براين باورند كه بايد زبان را شيند و حرف زد؛ و اين باور نوين است كه، سبب پيدايش سريع برنامه‌هاي مختلف با اصول‌هاي جديد شده است.

11- چهار ویژگی عمده، یونسکو برای برنامه آموزشی رادیو تلویزیون قائل است. دو مورد آن را بنویسید.
۱. برنامه‌ها به صورت محموعه‌ي متوالي است تا به يادگيري تصاعدي كمك كند.
۲.
طراحي و برنامه‌ريزي آنها مشخصا با كمك مشاوران آموزشي صورت مي‌گيرد.
۳.
اين برنامه‌ها معمولا با يادگيري انواع مواد آموزشي، همچون متون درسي و راهنماي مطالعاتي همراه است.
۴. استفاده از اين برنامه‌ها توسط معلم و شاگرد به نوعي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد.

12- نظر خودتان را در مورد تاثیرات تلویزیون در خانواده بنویسید.

 

موفق باشید

بخوانيد و بدانيد

صادق هدایت در کتاب بوف کور خود می نویسد

سی و هفت درد و عیب اساسی ما ایرانیان که هیچوقت درمان نشد..!
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورند و می زدایند،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1- اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2- منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3- با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5- نواقص را می بینیم اما در رفع آنها اقدامی نمی کنیم.
6- از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7- کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8- غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9- در گذشته بسر می بریم و آینده را فراموش می کنیم.
10- از برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی هستیم.
11- برای جبران  عقب افتادگی مان قدمی بر نمی داریم.
12- دائما دیگران را نصیحت می کنیم، ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13- همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14- غربی ها دانشمند پرورش داده اند ما شاعر و فقیه!
15- زمانی که ما مشغول کیمیا گری بودیم غربی ها علم شیمی را گسترش دادند.
16- زمانی که ما با رمل و اسطرلاب مشغول کشف احوال کواکب بودیم غربی ها علم نجوم را بنا نهادند.
17- هنگامی که به هدف مان نمی رسیم، آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم، ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم.
18- غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند، ولی ما آنها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
19- مرده ها را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
20- دشمنان ما، ما را بهتر از خودمان می شناسند.
21- در ایران کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.
22- فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
23- برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
24- همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
25- به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
26- چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
27- به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
28- وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
29- درغالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینکه به آنها احترام بگذارند.
30-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
31- اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
32- تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.
33- افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.
34- اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی، کابل کشی و غیره صد ها جای آن را خراب می کنیم.
35- وعده دادن و عمل نکردن عادت همه ما شده است.
36- قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از آن حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
37- شانس را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

--

سخن روز

هيچ بن بستي نيست ، يا راهي خواهم يافت ، يا راهي خواهم ساخت .

بخوانيد

هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ، نيمه آخر آن را به هيچ وجه نکشيد.


در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.


هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.
 چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.

 هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.


غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد.


  با حيوانات خانگي تعامل مثبت داشته باشيد. آنها ممکن است از خيلي از انسانها سالمتر و تميزتر باشند. عوامل مشترک زياد آنها با انسانها ميتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.


  هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد.


هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد.


لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد. سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.


موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد.مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.


هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد.


توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن ميباشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد.


اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد.


هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.


ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست. سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد.

 

توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات رواني ميگردد.


معجزه جواهر آلات براي خانمها را فراموش نکنيد. حتي اگر صرفا به ديدن آنها باشد.

هيچگاه به پهلو نخوابيد. سعي کنيد در جهت عمود بر محور مغناطيسي زمين (هم جهت با قبله) بخوابيد.

انتقاد هم مانند باران، بايد آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب كردن ريشه‌هاي آن فرد، موجب رشد او شود...

پدرم مي گفت :ديکتـاتـور اون بچّه ي دو ساله ست که بيست نـفر مجبورند به خاطــر اون کـارتون
نگاه کنند

لامارتین شاعر فرانسوی: تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .

مارتین لوتر کینگ: گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است...!

ژان پل سارتر: آنچه به بشر امكان زندگي مي دهد تنها عمل است. آنچه آدمي را سست عنصر مى سازد تسليم است.

خسرو گلسرخی: بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم...!

 

زنده یادحسین پناهی:تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت،زوووووووو.....

تمرین روزهای نفس گیر زندگی بود.

ناپلئون بناپارت :احمقها در فكر گذشته اند. ديوانگان نيز در روياي آينده بسر مي برند. تنها انسانهاي عاقل درحال زندگي مي كنند.

نظرگاندي درباره انتقام: چشم در مقابل چشم و آنگاه جهان نابينا خواهد شد.!

كارل ماركس: هيچكس مخالف آزادي نيست. نهايت امرمخالف آزادى ديگران است.

چارلی چاپلین: شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز...! 

حسین پناهي :قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..

ارنستو چه گوارا: دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...

اما هیچ کس فکر نکرد که شاید ... یک گل کاشته باشم ...!

حسین پناهی :این آینده، کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟

 

به قـــولِ والت ویتمن: زندگی به من آموخت؛ بودن با كسانی كه دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است.

 ژان پل سارتر:از همه اندوهگین تر شخصی است كه از همه بیشتر می خندد! 

مارک تواین :آنجا كه آزادي نيست،

اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد،

اجازه نمی دادند که رای بدهید!

برتراند راسل: مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،

در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند.

☺☺☺

يك متن طنز خواندني از زبان يك پسر بچه...

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک
زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج
تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم
آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد
تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و
ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز
فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر
هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که
کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم
اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان
در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را
بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می
شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی
کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم
که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه
تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش
خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک
زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما
خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید.
ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه
درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه
خاله با من قهر است
.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا
کند بعد کتک کاری میکند

بابا نان داد



می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟
.
.
.
… .
بابا آب داد بابا نان داد

می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بخوانم و بنویسم
.
.
.
می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بدوم
و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ریشه خراب است

فقـر یعنی اینکه ... !! ( جالب و خواندنی )

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما تاریخ کشور خودت رو ندونی؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛

فقر اینه که دم از دموکراسی بزنی ولی ، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت باشه؛


فقر اینه که به جای کمک به یه آدمی که نیازمند کمکه، موبایلت رو دربیاری و ازش فیلم و عکس بگیری؛

فقر اینه که تمامیِ ابزار مدرنِ آشپزی توی آشپزخونه ات باشه ولی فقط نیمرو درست کردن بلد باشی؛


فقر اینه که به زنت بگی که خودش رو بپوشونه ولی خودت منتظر باشی تا یه زنِ بی حجاب ببینی؛

و ...

آزمايشي که جهان را شوک‌زده کرد: روي تيره طبيعت آدمي

آزمايشي که جهان را شوک‌زده کرد: روي تيره طبيعت آدمي

تا به حال از خودتان پرسيده‌ايد که علت رخ دادن اين همه فجايع، نسل‌کشي‌ها و جنگ‌ها چيست؟ مگر ممکن است که اين فجايع بدون همکاري ميليون‌ها نفر از مردم يک جامعه به وقوع بيپوندند؟ مگر مي‌شود جنايات نازي‌ها را در جنگ جهاني دوم تنها به هيتلر و سران نازي نسبت داد؟ آيا ممکن است که فقط صدام را عامل اين هم بدبختي و کشتارهايي دانست که در دوران زمامداري او در خاورميانه رخ دادند و نپرسيد که نقش مردم عراق دراين ميان چه بود؟ چه مي‌شود که افراد عادي جامعه آمريکا در ويتنام و ابوغريب به هيولا تبديل مي‌شوند؟

چنين سؤالي دغدغه فيلسوف‌ها و نويسندگان و صاحب‌نظران زيادي بوده است. آنها هم از خود پرسيده‌اند که چه مي‌شود که يک جامعه از خود بي‌خود مي‌شود و تحت شرايطي با اطاعت بي‌چون و چرا، کارها و اعمالي بر خلاف اخلاقيات خود انجام مي‌دهد.

شايد هيچ جامعه‌اي به اندازه جامعه آلمان در سال‌ها و دهه‌هاي پس از پايان جنگ جهاني دوم به دنبال يافتن پاسخي براي اين سؤال نبوده است. نويسندگان و روشنفکراني مثل هاينريش بل، گونتر گراس و اووه تيم در آثار خود بارها به اين مسئله اشاره کرده‌اند و خواسته‌اند با روايت داستان آنچه بر آلماني‌ها در دوره تسلط نازي‌ها رفت، تفسير خود را از قضيه بيان کنند.

&&&

اما اين فقط فيلسوف‌ها و نويسندگان نيستند که درگير يافتن پاسخ براي اين معماي لاينحل شده‌اند، روانشناسان شايد صلاحيت‌دارترين دانشمندان براي بررسي اين موضوع باشند.

در اين پستي، آزمايشي را شرح خواهم داد که در دهه ۶۰ ميلادي توسط استنلي ميلگرم -روانشناس اجتماعي مشهور- انجام شد و موسوم به آزمايش ميلگرم است.

آزمايش ميلگرم Milgram experiment
آزمايش ميلگرم، يک آزمايش روانشاسي اجتماعي است که توسط استنلي ميلگرم انجام شد. اين آزمايش براي اين طراحي شده بود که ميل شرکت‌کنندگان در آزمايش را به اطاعت از قدرت و انجام اعمالي بر خلاف تمايلات و اخلاقياتشان را بسنجد.

&&&

نتايج اين آزمايش، نخستين بار سال ۱۹۶۳ ، در يک مجله روانشانسي چاپ شد و بعدا با جزئيات بيشتر در سال ۱۹۷۷ در کتابي با عنوان «اطاعت از صاحبان قدرت از منظر آزمايشي» Obedience to Authority: An Experimental View به چاپ رسيد..

اين آزمايش در جولاي سال ۱۹۶۱ ، ‌درست سه ماه بعد از شروع دادگاه آيشمن -جنايتکار نازي- به انجام رسيد. ميلگرم مي‌خواست به اين سؤال بغرنج آن سال‌ها پاسخ بدهد: آيا آيشمن و ميليون‌ها آلماني ديگر تنها از دستورات پيروي مي‌کردند يا مي‌توانيم آنها را همدست بدانيم؟ چگونه يک شهروند عادي تنها با اطاعت از دستورات مافوقش به موجودي متفاوت تبديل مي‌شود؟

نحوه انجام آزمايش
به کساني که داوطلب آزمايش ميلگرم مي‌شدند، گفته مي‌شد که هدف از آزمايش، تحقيق در مود حافظه و يادگيري در شرايط متفاوت است و به آنها چيزي در مورد هدف واقعي آزمايش گفته نمي‌شد.

هر شخص داوطلب به اتاقي برده مي‌شد که در آن فردي حضور داشت که خود را دانشمند محقق طرح جا مي‌زد، در اتاق ديگري که با يک ديوار حائل از آنها جدا مي‌شد، شخص ديگري بود (يادگيرنده) که تظاهر مي‌شد، شخصي است که آزمايش‌هاي مربوط به يادگيري بر روي او در حال انجام است.

&&&

نحوه انجام تست به اين صورت بود که سوژه اصلي آزمايش بايد يک سري کلمات جفتي را از روي کاغذ مي‌خواند، ‌مثلا: ديوار-پرنده، قرمز-ديروز، دانش-آب. سپس سوژه آزمايش بايد حافظه يادگيرنده را با گفتن کلمه نخست هر جفت کلمه تست مي‌کرد و از يادگيرنده مي‌خواست که از بين ۴ گزينه، جفت صحيح را انتخاب کند. مثلا بعد از شنيدن کلمه دانش، بايد مي‌گفت: آب.

در صورتي که يادگيرنده پاسخ نادرست مي‌داد، سوژه آزمايش موظف بود که با فشار دادن يک دکمه به يادگيرنده شوک الکتريکي وارد کند و اگر اشتباه يادگيرنده تکرار مي‌شد، سوژه مي‌بايست ۱۵ ولت بر شدت شوک مي‌افزود و اين کار را ادامه مي‌داد!

البته در اين آزمايش واقعا خبري از شوک نبود! از قبل صداهاي ناله‌اي متناسب با هر درجه شوک، روي نوار ضبط شده بود و همزمان با هر شوکي که معلم مي‌داد، صدايي متناسب با درجه شوک پخش مي‌شد..

براي دراماتيک کردن اين آزمايش به سوژه قبل از آغاز آزمايش گفته مي‌شد که يادگيرنده ناراحتي قلبي دارد! در ضمن وقتي درجه شوک خيلي زياد مي‌شد، کسي که نقش يادگيرنده را بازي مي‌کرد بايد به ديوار حائل بين اتاق سوژه و خودش بايد مي‌کوبيد و در صورتي که افزايش درجه شوک ادامه مي‌يافت، براي تظاهر به ناراحتي شديد فرد يادگيرنده، همه صداها قطع مي‌شد!

پيداست که بسياري از شرکت‌کنندگان وقتي درجه شوک بالا مي‌رفت، نگران مي‌شدند. بعضي‌ها وقتي شوک به ۱۳۵ ولت مي‌رسيد، کار را متوقف مي‌کردند و در مورد هدف آزمايش سؤال مي‌پرسيدند اما وقتي به آنها گفته مي‌شد که مسئوليتي متوجه آنها نخواهد شد، بيشتر آنها به کارشان ادامه مي‌دادند! تعداد کمي هم وقتي صداي ناله‌هاي يادگيرنده‌ها را مي‌شنيدند، خنده عصبي مي‌کردند و علايم تنش از خود بروز مي‌دادند.

اگر سوژه‌ها مي‌خواستند دست از کار بکشند به آنها نظير اين جملات گفته مي‌شد: لطفا ادامه بدهيد - آزمايش به عدم توقف شما نياز داد - شما انتخاب ديگري نداريد و بايد ادامه بدهيد - کاملا ضروري است که ادامه بدهيد.

با اين همه چنانچه با همه اين تاکيدات، باز هم سوژه‌ها سعي در توقف کار داشتند، آزمايش متوقف مي‌شد. در غير اين صورت تا رسيدن ولتاژ به ۴۵۰ ولت آزمايش ادامه داده مي‌شد.

نتايج آزمايش ميلگرم
قبل از انجام آزمايش، ميلگرم هم از دانشجويان سال بالايي ييل و هم از همکارانش نظرسنجي کرد و از آنها خواست که پيشبيني کنند، چند درصد افراد مورد آزمايش، به درجه شوک‌هاي بالا و خطرناک مي‌رسند، اکثريت افرادي که نظرشان خواسته شد، معتقد بودند که افراد بسيار کمي حاضر مي‌شوند، شوک‌هاي با درجه بالا بدهند. شايد شما هم اگر بار اول شرح چنين آزمايشي را مي‌شنيديد، نظر مشايهي مي‌داشتيد.

اما در کمال تعجب ۲۶ نفر از ۴۰ نفر فرد مورد آزمايش يعني ۶۵ درصد سوژه‌ها، به شوک‌هاي بالاي ۴۵۰ ولتي رسيدند! تنها يک شرکت‌کننده قبل از رسيدن درجه شوک به ۳۰۰ ولت آزمايش را متوقف کرد. البته عده زيادي کار به صورت موقت متوقف کردند و حتي صحبت از برگرداندن مبلغي کردند که براي شرکت در آزمايش به آنها داده شده بود، اما عملا بيشتر آنها به کار خود ادامه دادند.

شايد تصور کنيد که يک آزمايش چيزي را ثابت نمي‌کند، اما بعدها ميلگرم اين آزمايش را در جاهاي ديگري با اندک تفاوت‌هايي انجام داد و به نتايج مشابهي رسيد. يک متاآناليز که توسط يک دانشمند همکار ميلگرم، انجام شد نشان داد که درصد افرادي که به شوک‌هاي درجه بالا رسيدند، تقريبا ثابت و در حد ۶۱ تا ۶۶ درصد است.

نکته جانبي جالب ديگر در اين سري آزمايشات اين بود که هيچ يک از شرکت‌کنندگان، حتي آنهايي که آزمايش را ترک کردند، اصرار يا پيشنهادي بر موقوف شدن خود آزمايش مطرح نکردند و به علاوه هيچ يک اتاقشان را براي کنترل کردن سلامتي ياگيرنده ترک نکردند!

نتايج اين آزمايش بحث و جدل‌هاي بسياري را باعث شد، يک روزنامه نوشت که آزمايش ميلگرم نشان داد که چه خطراتي در کمين روي سياه طبيعت انسان است.

قسمت های مهم واژگان پایه (انگلیسی) استاد بنی اعمام

Reading phase 1صفحه 2 جزوه

Worrying about the environment نگرانی در مورد محیط زیست

Many people are worried about the environment.

بیشتر مردم در مورد محیط زیست نگران هستند.

They are afraid that people are making the air, water and land dirty.

آنها وحشت از این دارند که مردم هوا، آب و زمین را کثیف می کنند.

That is why we have so much pollution in the environment?

چرا ما آنقدر محیط زیست را آلوده می کنیم؟

They think it is not good for the future.

آنها فکر می کنند که این کار برای آینده خوب نیست.

They worry because companies that produce things aren’t careful and can harm the environment.

آنها نگران هستند برای اینکه شرکت ها چیزهایی که تولید می کنند مراقب نیستند و این کار می تواند به محیط زیست آسیب برساند.

They worry because people throw too much away.


آنها نگران هستند برای اینکه مردم می خواهند خود را از این موضوع آزاد کنند.

They worry when people don’t understand how to do little things to help the environment.

آنها نگرانند هنگامی که مردم نمی فهمند چگونه چیزهای کوچک به آلودگی محیط زیست کمک می کند.

They think that education will help people understand better.

آنها فکر می کنند که آموزش برای درک بهتر مردم کمک خواهد کرد.

One way people can help is to remember the saying: Reduce, Reuse, Recycle.

یک راه که به مردم می تواند کمک کند با گفتن به آنها یادآوری کنیم. کاهش، استفاده مجدد، بازیافت.

1. Environment: (n) natural surroundings, natural world of land, air, sea, plants and animals. محیط طبیعی، دنیای طبیعی تشکیل شده از زمین، هوا، دریا، گیاهان و حیوانات

2. Pollution: (n) dirt and harmful material which make the environment dirty.

مواد مضر و کثیفی که محیط را کثیف و آلوده می کنند.

3. Produce: (v) make تولید کردن

4. Harm: (v) damage, hurt. خسارت، صدمه، آسیب

5. Throw away: (v) get rid of, discard. دور انداختن، خلاص شدن از، پرتاب کردن

6. Education: (n) teaching and learning. آموزش و یادگیری

7. Saying: (n) a traditional sentence which people often say and that gives advice or information about life.

جملات سنتی که مردم اغلب می گن و می گیرند. مشورت و اطلاعاتی در باره زندگی.

8. Reduce: (v) make something less or smaller, decrease.

کاهش دادن یا کوچک کردن چیزی، کم کردن

9. Reuse: (v) use again.

دوباره استفاده کردن

10. Recycle: (v) make something reusable.

بازیافت کردن، قابل استفاده مجدد ساختن

Check your understanding 1صفحه 3 جزوه قسمت آ

A. Read the following sentences. Put "T" or "F".

1. Nobody cares about the environment. F

2. People pollute the environment. T

3. Companies can harm the environment carelessly. T

4. People have to do a lot to help the environment. T

5. Nothing can be done to help the environment. F

6. Education will help the environment. T

Reading phase 2 صفحه 4 جزوه هر دوقسمت

Where dose our garbage go?
زباله های ما به کجا می روند؟
you put your garbage can full of trash out in front of your house on a certain day every week.

شما سطل زباله را در یک روز معین هر هفته در جلوی خانه خود می گذارید.

The garbage collectors empty it into their garbage trucks.

رفتگران زباله ها را در کامیون مخصوص زباله خالی می کنند و می برند.

What happens to the garbage after that?

بعد از آن چه اتفاقاتی برای زباله ها می افتد؟

The trucks take the garbage to a landfill.

کامیون ها زباله را به محل دفن زباله میبرند

A landfill is a place where they bury garbage.

آن جا منطقه ای ست که زباله ها را با خاک می پوشانند.

They try to fix the landfill so the garbage won’t leak out.

آنها سعی می کنند که محل مورد نظر ثابت باشد و زباله دفن شده به بیرون درز نکند.

The garbage is covered with earth.

ضمنا زباله مدفون شده هم سطح زمین باشد

As a result, it is important not to put the things which are not recyclable such as plastic in the garbage can.

در نتیجه این مهمه که چیزهایی مثل پلاستیک را در سطل زباله قرار ندهیم.

At the same time it is better to separate the recyclable stuff such as paper to prevent cutting down trees.

همچنین بهتر است مواد قابل بازیافت مانند کاغذهای باطله جداسازی شوند تا از بریدن درختها جلوگیری شود.

1. Garbage can: (n) a container where you put garbage in, waste basket.

سطل زباله، مخزنی که شما زباله را در آن قرار می دهید. سبد ضایعات

2. Trash: (n) Garbage, rubbish, waste.

زباله، آشغال، ضایعات

3. Garbage Collector: (n) a person who collects garbage from houses.

کسی که زباله ها ار از جلوی خانه ها جمع آوری و حمل می کند.

4. Empty: (v) remove, throw out.

خالی کردن، دور ریختن

5. Garbage truck: (v) a truck which carries garbage out of city.

وسیله ای که با آن زباله ها را به بیرون شهر می برند.

6. Landfill: (n) a large deep hole where the garbage is buried in.

یک گودال عمیق و بزرگی که زباله را در آن دفن می کنند.

7. Bury: (v) put in a hole in the ground and cover up.

دفن کردن در گودال زمین و پوشاندن آن با خاک.

8. Leak: (v) have a hole or crack which lets the content out.

مقداری نشت کردن ازسوراخ یا ترک

9. Earth: (n) soil, dirt. زمین، خاک

10. Separate: (v) put apart, disconnect.جدا از هم قراردادن، جدا کردن

11. Prevent: (v) stop from happening, avoid. پیشگیری از اتفاق، پرهیز کردن

B. read the following paragraph about garbage and garbage collectors, written by a neighbor. Is he satisfied or is he complaining?

پاراگراف زیر که در مورد زباله و کسانی که زباله را جمع آوری می کنند را بخوانید. یکی از همسایه ها نوشته است. آیا راضی است یا شکایت دارد؟

Those garbage collectors used to collect the garbage at your home and carry the cans around, dump them and carry the cans back that was a thousand years ago.

افرادی که وظیفه جمع کردن زباله ها را برعهده داشتند بعد از جمع آوری آنها از جلوی خانه شما آنها را به خارج برده و پرت می کردند. این طرح حمع آوری به هزار سال قبل برمی گردد.

Then, they decided you should carry the smelly cans around.

سپس آنها تصمیم گرفتند که سطل های بو دار را شما بیرون ببرید 

There you are carrying the can around, slopping garbage on the driveway by yourself.

این شما هستید که در سراشیبی راه  در حین حمل زباله را می ریزید

You also have to take a shower before your wife would let you back in the house.

همچنین شما باید دوش بگیرید قبل از این که همسرتان اجازه دهد به خانه برگردید.

Those days, your neighbors didn’t really know much about your garbage.

آن روزها همسایگان شما واقعا راجع به زباله های شما زیاد نمی دانستند.

All they saw was a can. همه آنچه می دیدند یک قوطی بود

Was it full? Partly full? پر بود؟ نصفه بود

Now they just count the bags and the number of bags show your money and position?!

اکنون آنها فقط کیسه ها و شمارش تعداد کیسه ها و پول و موقعیت شما را نشان می دهد.

Now you have to separate the soda cans and the sheets of paper for recycling.

حالا شما باید قوطی های سودا و ورقهای کاغذ را برای بازیافت جدا کنید.

You’d think you’d get the money, but don’t be stupid.

شما فکر می کنید درآمد زیادی کسب می کنید. اما احمق نشوید.

The garbage men collect all the cans, Throw them in the follow-up cars and keep the money.

مردان جمع آوری زباله قوطی ها را پرتاب می کنند در ماشین های دیگر و پول ذخیره می کنند.

Exercises تمرین های صفحه 9

A. Put the words in order to make a sentence.

1. Always- early – sue – arrives.
Sue always arrives early.

2. Basket ball – at- we – play – school – often.
we often play basket ball at school

3. On- never- is- time- she.
She is never on time.

4. Must- listen – always- to you your parents.
You must always listen to your parents.

5. Earth- around- the- always- axis- rotates-its.
The earth always rotates around its axis.

Pre-reading phaseصفحه 10 جزوه

A. Match the following words with their meanings.

1. Lay (c) a. goal, aim

2. Involve (d) b. different

3. Task (f) c. put

4. Tools (g) d. need, require

5. Purpose (a) e. lie

6. Various (b) f. a piece of work
g. equipment, instruments

B. Match the following words with their definitions.

1. Connect (e) a. very big, large, great

2. Exchange (d) b. a professional/skillful person

3. Display (f) c. send, move

4. Expert (b) d. give and get something

5. Efficient (g) e. join, link

6. Huge (a) f. show, exhibit, present

7. Transfer (c) g. working well

Reading phase صفحه 19 جزوه

1. Trading: کسب و کار، تجارت

2. Program: برنامه

3. Driver:محرک و موثر، راننده

4. Link:پیوند، متصل شدن

5. Chat: گفتگو

6. Search:جستجو، تحقیق

7. Entertainment:سرگرمی

8. Video conferencing: مذاکره و تبادل نظر (تصویری)

9. E-mail:نامه الکترونیکی

10. Databases:بانک اطلاعاتی


The internet انتهای ص 19 فقط لغت ها را خواسته که این لغت ها در ص 20 آمده است.

1. Huge (adj) very big, large خیلی بزرگ، کلان

2. Network: (n) a closely connected group of people or computers that exchange informationرابطه نزدیک گروهی از مردم یا کامپیوترها که تبادل اطلاعات می کنند.

3. Stretch: (v) spread over an area, extend منبسط کردن، گسترش دادن در یک منطقه

4. Connect: (v) join, linkوصل شدن، ملحق شدن

5. Exchange: (v) give and receive somethingمبادله کردن چیزی

6. Efficient: (adj) doing something well with no waste of time or money
انجام دادن یک کاری به نحو احسن، بدون هدردادن وقت و یا پول

7. Own: (v) have something, possess داشتن، مالک چیزی

8. Massage: (n) a written or spoken piece of information that you send to somebody نوشته یا صحبت یا بخشی از خبر که شما برای کسی ارسال می کنید

9. Transfer: (v)move from one place to another, send
انتقال دادن از جایی به جای دیگر، ارسال کردن

10. Subject: (n) an area of knowledge, course حوزه معلومات، موضوع، دوره

11. Expert: (n) a person with special knowledge, skill, or training, scholar
کارشناس، کسی که در یک دانشی متخصص است. ماهر، دانشجو

12. Gradually: (adj) slowly, little by littleبه تدریج، کم کم، به آرامی

13. Through: (prep) by means of, because of با استفاده از، به خاطر


Reading phase 2
فقط لغت ها را خواسته که در صفحه22 همه آنها را آورده است.

1. Signal: (n)sign علائم، امواج

2. Growing: (adj)becoming more, increasing بیشتر، افزایش

3. Allow: (v)let, permit اجازه دادن

4. Store: (v) keep information or facts in a computer or in your brain
ذخیره سازی اطلاعات یا حقایق در کامپیوتر یا در مغزتان

5. Text: (n)a piece of writingمتن، بخش از یک نوشته

6. Browser: (n) a program that lets you look at or find and read
برنامه ای که به شما اجازه می دهد بگردید یا پیدا کنید و بخوانید.

7. Display: (v) show, exhibitنمایش دادن، نشان دادن


Exercises

A. Put the words in order.

1. New- live- house- they-a- in
they live in a new house.

2. Play- do- football- you- well
Do you play football well?

3. Hard- had- a- we- yesterday- exam
we had a hard exam yesterday.

4. Like- jacket- i- green- that
I like that green jacket

5. Hard- works- father- my
my father works hard

6. Always- is- James- in- late- class
James is late in class always

Check your understanding 1صفحه 28 جزوه

Complete the following sentences with a correct number.

1. A full-sized football match normally lasts 90 minutes.

2. Only 3 substitutes are allowed in a formal football competition.

3. There are 22 players in a full-sized football game.

4. When the two teams are level after ninety minutes, two 15 minutes of extra time are played.

5. For a football game, 2 goals and 1 round ball are necessary.

 

 

 

مردم شناسی

مردم شناسی سوال های خیلی مهم

۱- پیدایش فلزات چه تغییر و تحولاتی در جامعه ایجاد کرد؟ اگر پیدایش فلزات، در سیر تکامل و تحول «مدنیت» انسان با اهمیت تلقی می شود، و در تاریخ زندگی بشری، «عصرفلزات» با خطی درشت از «عصرسنگی» متمایز می گردد؛ تنها به این علت نیست که در شکار و کشاورزی، ابزار و ادوات فلزی به کمک ابزار و ادوات سنگی یا چوبی می شتابد- یا جای آنها را می گیرد – بلکه با ورود فلزات در قلمرو تکنولوژی تحول بارزی در همه ابعاد اجتماعی صورت گرفته و زمینه را برای ایجاد شهر به منزله «حوزه تمدن بشری» فراهم ساخت.
2- نقش فلزات را در تغییر و تحولات زندگی انسان بیان کنید. یکی از ویژگی های «عصرفلزات» پیدایش قشر صنعتگر است؛ که ابزار و ادوات شکار و کشاورزی و وسایل جنگی می ساخت و برای امرار معاش از مازاد فرآورده های کشاورزان و دامداران مزد می گرفت. این قشر جدید که فعالیتش مانند کشاورزان و دامداران به خشکسالی و ترسالی و چراگاه و بهار و پاییز وابسته نبود، به طرف منطقه و محله ثابت شهر کشیده شد. کشاورزان و دامداران هم وظیفه سنگین تری در تلاش برای تولید بیشتر پیدا کردند تا بتوانند خوراک و نیازمندی قشر صنعتگر را نیز فراهم نمایند. بدین ترتیب اندیشه انبار کردن محصول و افزودن به تولید و سرانجام ثروت اندوزی از راه فرآورده‌ها قوت گرفته و به تدریج قشرها و طبقات از یکدیگر متمایز گردید. و همزمان با مشخص شدن «قشرها و طبقات اجتماعی» مجموعه ای از روستاها و ده‌ها که با یکدیگر ارتباط داشتند، از نظر سازمانی به یک ده- که در حکم مرکز آن مجموعه بود- وابستگی پیدا کردند. در این مرکز، نخبه هایی از قدرتمندان و ثروتمندان، امور دینی و انتظامی مجموعه را در دست گرفتند.

3- مردم شناسي و سير انديشه آن را بيان كنيد. (مهم) دو اصطلاح انسان‌شناسي(آنتروپولوژي) و مردم شناسي (اتنولوژي) از نظر ريشه لغوي، تقريبا هم معنا و معادلند، ولي با مفاهيم متمايز و متفاوت به كار مي‌روند. در كشورهاي آنگلوساكسن، آنتروپولوژي به مجموعه مطالعات در باره انسان اطلاق مي‌شود. و در هريك از زمينه‌ها به صورت اضافه موضوع تصريح مي‌گردد. مثل انسان شناسي جسماني (زيستي) انسان شناسي اجتماعي، انسان شناسي فرهنگي. در زبان فرانسه اصطلاح آنتروپولوژي براي مطالعات جسماني و نژادي و زيستي به كار مي‌رود و اتنولوژي براي زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي. تحقيقات و نظرات متخصصان اين رشته نشان داده هر جا مطالعه در باره‌ي انسان به صورتي عمومي و كلي و همه جانبه است اصطلاح آنتروپولوژي و هر جا به صورت منطقه‌اي و محدود به يك زمينه، اصطلاح اتنولوژي به كار مي‌رود.

4- منظور از مردم شناسي بدون مردم شناس چيست؟ براي مورخان و انديشمندان گذشته دانش علوم اجتماعي بدين گونه كه امروز زندگي ما را در برگرفته مطرح نبوده و مردم شناسي را براساس موازين علمي امروز مورد نظر قرار نمي‌دادند؛ با اين همه در آثار آنها مطالبي ديده مي‌شود كه به اندازه كافي منابع در اختيار ما مي‌گذارد كه بتوانيم مردم شناسي و جامعه شناسي ادوار تاريخي گذشته را بشناسيم. به اين مناسبت مجموعه اين منابع را مردم شناسي بدون مردم شناس مي‌ناميم.

5- يونان و ايران را توضيح دهيد.
يونان: در سفرنامه هرودوت كه شرح تاريخ نبردهاي يونانيان با غير يونانيان و افسانه ها و حوادث عجيب و ديدني مصر و ايران را شامل مي‌شود؛ اطلاعاتي در باره‌ي فرهنگ بسياري از ملل غير يوناني را در برد دارد كه از نظر مردم نگاري تاريخي قابل ملاحظه است. اطلاعاتي مانند مراسم به خاك سپردن مردگان، وضع لباس، مسكن و زبان را كه موضوع تحقيقات امروز مردم شناسي است. منابع اطلاعات هرودوت مشاهدات وي در طي سفرهاي دور و دراز اوست.
ايران: از دانشمنداني كه آثارشان حاوي منابع تمدن و فرهنگ اقوام و جوامع ايراني است مي‌توان از ابن فضلان، مسعودي، ابن حوقل، الادريسي، ابن بطوطه، عنصرالمعالي قابوس بن وشمگير،صاحب تاريخ سيستان، ناصر خسرو، ابوريحان بيروني نام برد.

6- دلايل و انگيزه‌هايي كه باعث شد رشته مردم شناسي شكل بگيرد را بيان كنيد.
الف- كوشش دولت‌هاي اروپايي در به دست آوردن اطلاعات به منظور اعمال نفوذ در اجتماعات بومي.
ب- يادداشت كردن آداب و رسوم ناشناخته‌ي اقوام (غيرمتمدن) به عنوان سرگرمي اوقات فراغت.
ج- گزارش‌هاي مبلغان مسيحي، كه از فرصت‌هاي مناسبي براي تحقيق برخوردار بودند، در باره‌ي مردمان بومي.

7- دلايلي كه باعث شد تا رشته مردم شناسي با مشكلات روبرو شود و سپس شكل بگيرد را بيان كنيد.
1.انسان نمي‌خواست كه از سكوي افتخار «اشرف مخلوقات» پايين آيد و خود را مانند ساير موجودات طبيعت موضوع مطالعه قرار دهد.
2. فلاسفه و علماي كهن نه تنها انسان را در اعلا مرتبه مي‌دانستند كه قابل مقايسه با موجودات ديگر نبود؛ بلكه بردگان و كساني را كه خارج از دنياي متمدن آنها زندگي مي‌كردند را موجوداتي در حد حيوانات اهلي يا به شكل انسان مي دانستند.
3. علماي ديني، رسالت خود را در اين مي‌دانستند كه عامه‌ي مردم را معتقد به تشريفات مذهبي با‌رآورند. بنا بر اعتقادات قرون وسطايي، نقطه‌ي مبهم و تاريكي در حيات بشري وجود نداشت كه نياز به توضيح و تحقيق باشد.

8- باستان شناسان با توجه به سير تحولي و تكاملي و هنري، حيات فرهنگي پيش از تاريخ انسان را به چند دوره تقسيم مي‌كنند؟ چهار دوره
1. دوره پارينه سنگي، كه انسان از سنگهاي پيرامون خود ابزارهايي ساده و ناهنجار مي‌ساخت.
2. دوره ميانه سنگي، ساخت ابزارهاي سنگي در اين دوره متحول شده و جنبه‌هاي ابتكاري در آن ديده مي‌شود.
3. دوره نوسنگي، در اين دوره ساخت ابزارها تصادفي نيست و با توجه به نيازمنديها و تجربه ها همسان و متناسب صيقلي شده اند.
4. دوره فلزات،پس از گذشت قرن ها انسان به تدريج يه كشف فلزات، مس و مفرغ و آهن دست يافت.

9- سير تحولي نهادهاي انديشه نگاري (خط) را به 5 مرحله تقسيم مي‌كنند نام برده و توضيح دهيد.
1. خط شكل نگار، قديم‌ترين نوع انتقال انديشه است.(ظاهرا اين سوال حذف شده اما چون مطمئن نبودم، گذاشتم)
2. خط انديشه نگار، مرحله اي كه جهت تصوير مفاهيمي چون دوستي و خوبي و ... علامتي در نظر گرفته شده است. مانند خط (هيروگليف مصريان)
3. خط وا‍‍ژه نگار، براي هر واژه علامتي وضع شده مانند خط چين باستان
4. خط هجايي، براي هر هجا علامتي در نظر گرفته شده مانند خط عيلامي و بابلي باستان
5.خط الفبايي، براي هر يك از آواها علامتي اختصاص يافته است.
6. خط بري (بريل) كه براي نابينايان وضع گرديده است.

10- توانایی بکارایی یا کارکردگرایی را به اختصار توضیح دهید؟
به عبارت دیگر عمل یا نهاد وقتی به روشنی شناخته می شود که مناسبت و سهم و کارایی آن در قبال سایر اعمال و نهادهای مشخص شود مثلاً وقتی می توان گفت که یک جشن یا رسم مورد مطالعه قرار گرفته است که نحوه ی ارتباطش با اقتصاد، سیاست، خانواده و دین کاملاً مشخص باشد و همچنین بکارایی و وظیفه اش در سطوح مختلف معین شود و در عین حال علت موجودیتش روشن شود. بدین ترتیب نظریه ی بکارایی فرضیه ی مجموعه نگری و نظریه ی مفید بودن را با هم مطرح میکند. مالینفسکی که به علت طرفداری، دفاع و تبلیغ، تا حدودی به عنوان بنیانگذار اصلی و سخنگوی دبستان بکارایی در مردم شناسی معروف است کارایی را چنین تعریف میکند : " فونکسیون عبارت از برآورده شدن یک نیاز به وسیله ی یک عمل است".

11- انسان اندیشمند را تعریف کنید؟
کاوشها و تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد که انسان اندیشمند علاوه بر دقت و ظرافتی که در ساختن ابزارهای سنگی به کار می برده، آتش را می شناخته و از آن در کباب کردن گوشت حیوانات استفاده میکرده، در پناهگاه غارها مسکن داشته، مردگان را دفن می کرده و دارای مذهب بوده است .

12- انسان نه آندرتال را تعریف کنید ؟از نظر تاریخ کشفیات باستان شناسی نخستین (در 1856) و از نظر دوران زندگی، تقریباً آخرین نوع انسان، پیش از انسان عصر ما است . انسان نه آندرتال اروپا، که آن را در شمار "انسان اندیشمند" می دانند از 150 تا 35 هزار سال پیش از میلاد در اروپا زندگی می کرد. کاسه ی سر و جمجمه انسان نه آندرتال متعلق به سومین و چهارمین دوره آخرین یخبندان است. این جمجمه برجستگی زیادی در بالای ابرو و پیش آمدگی صورت و آواره قوی و برجستگی چانه و مغزی به اندازه مغز انسان امروز دارد . در شمال آفریقا نوعی دیگر از انسان نه آندرتال به دست آمد که مشخصه برجستگی بالای ابرو را نداشت و حدس می زنند که از طرف مشرق مهاجرت کرده است.

13- خانواده را تعریف کنید و خصوصیات آن را نام ببرید ؟
کوچکترین و ساده ترین واحد اجتماعی، خانواده ی زن و شوهری (هسته ای) است که مرکب از زن و شوهر و فرزندان نابالغ آنها است.
1. روابط جنسی و زادو ولد که باعث بقاء و تداوم حیات خانواده است
2. اقتصاد مشترک و وابستگی افراد به درآمد خانواده
3. کانونی برای پرورش فرزندان و تربیت فرهنگی و گاه آموزش شغلی کودکان

14- خانوار چیست ؟
یک نفر به تنهایی می تواند یک خانوار به شمار آید ولی اطلاق خانواده بر او مقدور نیست زیرا تنها دومین خصوصیت از سه ویژگی خانواده را که وابستگی فرد به درآمد است را دارا می باشد.

15- کلان را تعریف کنید ؟
واحد اجتماعی و در نتیجه محدوده ی خانواده در جوامع ابتدایی، الزاماً مبتنی بر خویشاوندی نیست و دارای سازمانی است که مردم شناسان به آن جوامع قومی می گویند، یعنی مجموعه های فرهنگی قبیله ای و عشیره ای که از چند تیره یا کلان تشکیل می شود که کلان عبارت است از تشکیل گروهی مردو زن که دارای اقتصادی مشترک و محیط فعالیتی واحد هستند و خود را از اعقاب یک توتم می دانند – کسانی که توتم مشترک دارند حق ازدواج با یکدیگر را ندارند و همسر خود را از کلانی دیگر (که از نسل توتم دیگرند) انتخاب می کنند .

16- چرا بحث در باره مردم شناسي ديني كاري دشوار است؟
الف- از آنجا كه محقق خود داراي معتقداتي است كه با تعصب بدان مي‌نگرد، هيچگاه نمي‌تواند در تحقيق بيطرف بماند. حتي اگر خود بخواهد تربيت، آداب و رسوم و مجموعه عواملي فرهنگي به او اين امكان را نمي‌دهد.
ب- شخص معتقد با خلوص نيت، دين خود را صحيح و برحق مي‌داند واديان ديگر را به عنوان صراط مستقيم نمي‌شناسد؛ در نتيجه نمي تواند معتقدات خود و ديگران را از يك ديدگاه مورد بررسي قرار دهد.
ج- در آثار و نوشته هاي ادبي و به طور كلي فرهنگي، به ندرت به مضموني كه نويسنده با بيطرفي به مسئله دين و معتقدات ديني پرداخته باشد برمي‌خوريم. مورخين هر جامعه معمولا دين ممالك و اقوام ديگر را «كفر» و «گمراهي» خوانده‌اند.
د- عوامل سياسي و اجتماعي و شكست‌ها و پيروزيهايي كه غالبا رنگ ديني داشته باعث شده است كه سياست و حكومت و دين به شدت در هم بياميزد و در نتيجه امكاني براي تحقيق بيطرفانه و خارج از تعريف و تبليغ يا تكذيب و تقبيح باقي نمانده است.

17- واژه هاي زير را تعريف كنيد.
مانا: بنابر عقيده اين اقوام در اشياء نيرويي نامرئي وجود دارد كه بر نيروي مادي اشياء تسلط دارد. اين نيرو كه آن را مانا گويند به هر نحو كه بخواهد اعمال قدرت مي‌كند. خواه براي كار نيك و خواه براي كار بد.
توتم: توتم عبارت است از يك حيوان (عقاب، روباه و ...) يا يك درخت، يا يك شي، كه افراد، اصل و منشاء خود را از آن مي‌دانند و با دخل و تصرف‌هايي آن را از چوب يا سنگ مي‌سازند.
تابو: اين اصطلاح از زبانهاي قبايل پلي‌نزي است و به معني ممنوع و حرامر- با مفهوم ديني آن - به كار مي‌رود. يعني عملي كه انجام آن باعث مجازات از جانب قواي نامرئي مي‌شود.

18- كولا و پتلاچ را توضيح دهيد.
كولا- عبارت از گردش دايمي اشيايي است كه فاقد هر نوع استفاده‌ي مادي و تكنيكي مي‌باشند. كه شامل دستبندها و گردنبدهايي از صدف دريايي مي‌شود. اين دستبندها و گردنبدها در جهت مخالف يكديگر در نزد طوايف دور مي‌زنند و معمولا دو تا ده سال طول مي‌كشد تا يك دور كامل بگردد. در اين گردش كامل همه خانواده‌ها براي مدتي مالك اين اشياء قيمتي كمياب هستند.
پتلاچ- عبارت از اين است كه رئيس قبيله مقدار زيادي از ثروت خود را در جشني به رئيس طايفه ديگر هديه مي‌كند. اين اقدام علاوه بر مبادله اقتصادي، بدين منظور است كه او را رهين منت خود سازد و برتري موقعيت خود را به ثبوت برساند. بنابر سنت جامعه طرف مقابل نيز براي دفاع از موقعيت و حفظ احترام، كالايي بيشتر را عرضه مي‌دارد. در اين پتلاچ يعني مسابقه و رقابت و دفاع از حيثيت قومي معمولا كار به آتش زدن و از بين بردن كالاها و گاه كشته شدن رؤسا و بزرگان قبيله مي‌انجامد. و رضايت خاطر توتم قبيله نيز فراهم مي‌شود. پتلاچ به عنوان يك جشن وظايف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و اعتقادي پيچيده‌اي دارد.

جمع آوری و پردازش اطلاعات

1- اهمیت فن آوری اطلاعات و ارتباطات در حیات بشری را تحلیل کنید.(مهم) انسان همواره از فن آوری استفاده نموده و کارنامه حیات بشریت مملو از ابداع فناوری های متعدد است که جملگی در جهت تسهیل زندگی انسان مطرح شده اند. در پنجاه سال گذشته بروز تحولات گسترده در زمینه کامپیوتر و ارتباطات تغییرات عمده ای در عرصه های مختلف حیات بشری به دنبال داشته و بیشترین تاثیر را درروند زندگی انسانها گذاشته است به طوري كه اطلاعات به سرعت در زمانی غیر قابل تصور به اقصی نقاط جهان منتقل و در دسترس عموم برای استفاده قرار می گیرد. در واقع فن آوری جدید باعث از بین رفتن مرزهای جغرافیایی شده و بعد زمان و مسافت را کاهش داده است.  البته همانند سایر تکنولوژی های جدید مشکلاتی هم به همراه داشته که باید از طریق مطبوعات رادیو تلویزیون و سایر رسانه ها، فرهنگ سازی شده و طریقه استفاده صحیح از این فناوری آموزش داده شود. مهمترین رسالت فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات، ارايه امکانات و زیرساخت لازم برای تولید و توزیع دانش می‌باشد.

2- بزرگترین پیشرفت در زمینه فن آوری اطلاعات و ارتباطات چیست؟

1-    ابداع "وب" بوده است. معنی واژه ای وب، تار است. و یکی از خدماتی است که روی اینترنت ارایه می‌شود. مانند پست‌الكترونيكي
3- وب توسط چه کسی و در چه سالی ابداع گردید؟ توسط دانشمند سویسی به نام تیم برنرزلی در اواخر سال 1980 در شهر سرن Cern.

4- منظور از ضریب نفوذ چیست؟(مهم)پس از ابداع هر فن آوری، مدت زمانی به طول می انجامد تا فن آوری مورد نظر در مقیاس عمومی مورد استفاده قرار گیرد. به این طول زمان ضریب نفوذ می گویند. مثلا تلفن پس از 74 سال، رادیو 38 سال، کامپیوتر های شخصی یا PC 16 سال، تلویزیون 13 سال و "وب" پس از 4 سال موفق به جذب پنجاه میلیون استفاده کننده شده اند.

5- در جامعه اطلاعاتی امروز چه مواردی نقش محوری دارد و تعیین کننده است؟ در جامعه اطلاعاتی امروز، دانایی و میزان دسترسی و استفاده مفید از دانش، دارای نقشی محوری و تعیین کننده است.

6- نماد های عصر اطلاعات در حوزه فناوری اطلاعات و فن آوری ارتباطات چیست؟ نمادهای این دو جریان که موازی با هم پیش می‌روند در حوزهء"فناوری اطلاعات‌"رایانه است و در حوزهء"فناوری‌ارتباطات‌،"اینترنت‌" است که با تلفیق این دو، تحول چشم‌گیری‌در جهان معاصر ایجاد شده است.

7- انقلاب ارتباطات چیست؟(مهم) و اثرات آن را نام ببرید. حضور این دو نماد یعنی "رایانه" و "اینترنت" در کنار هم،مقدمات انقلابی بزرگ را فراهم کرده است که زندگی یکایک ما،سازمان‌ها و کل جامعه‌را تحت تأثیر قرار داده است و به‌"انقلاب ارتباطات‌"معروف‌است.انقلاب ارتباطات همهء پدیدها و شئون زندگی اجتماعی را متحول کرده است. و عمق و گستردهء آن به نحوی است که حذف آن از زندگی انسان معاصر غیرقابل‌تصور است. دوسویه و تعاملی بودن، سرعت فوق العاده، چند رسانه ای بودن، جهان گرایی و فشردگی زمان و مکان، از آثار تغییرات عمیق در نظام ارتباطات است.

8- نظریات مختلف در بارهء فضای مجاری را نام برده و توضیح دهید.
نظریه های  خوشبینانه:مهم
فضايي مولد روابط نوين اجتماعي كه مبتني بر صميميت، دوستي و بي‌آلايشي است
فضايي فرصت‌زاست كه در آن اميدها و افق‌هاي جديد دنياي كنوني بارزتر است.
امكاني در جهت يكپارچگي و انسجام اجتماعي در مقياس‌ملي يا جهاني
فضايي نسبتاٌ باز، بي‌مركز و غیر قابل کنترل و نظارت
پذیرش نقش های متعدد و متفاوت در زمان های مختلف امتداد و بسط دهی ساخت ذهنی انسان در جهت تولید افکار شکل دادن به روابط شخصی از طریق گفتگو و داد و ستد احساسات انسانی

(نظریه های بدبینانه:
تشديد تمايزهاي اجتماعي و گسترش دهندة انزواي اجتماعي
فضايي تحت كنترل‌كنندگان نامرئي جهاني در نتیجه، آزادی در این فضا نوعی توهم است.
فضايي آسيب‌زا كه در آن بيم‌ها و مسائل نوين دنياي كنوني برجسته‌‌تر است.
محدودیت دوستی های شبکه مجازی نسبت به دوستی های متکی بر نزدیکی جسمی

نظریه های مرکب: مجموعه ای از رویکردهایی را در باب فضای مجازی در برمی گیرند که فرصت ها و تهدیدهای این جهان را به صورت تواما مد نظر دارند.)

9- فرآیند تولید اطلاعات و دانش را بر شمرده و يكي را توضیح دهید. داده ، اطلاعات، دانش، خرد و بینش.
داده ها: گروهی از نمادها، کلمات، اعداد، نمودارها و حقایق گسسته و بی مفهومی هستند که رخدادها را نشان می دهند. حقایقی که از طریق مشاهده و تحقیق بدست می آیند. مواد خامی که هنوز پردازش نشده است مانند تاریخ تولد ما، که پس از پردازش و اعلان سن به اطلاعات تبدیل می شود.
اطلاعات: مفهوم کلی است که به مجموعه ای از آگاهی ها، دانش، خبر، انواع دیتا (data) و فعالیت های مفز افزاری اطلاق می شود. در واقع داده ها با اضافه شدن پنج ویژگی (زمینه، طبقه بندی، محاسبه، اصلاح و جمع شدگی) به اطلاعات تبدیل می شوند.
دانش: برای تولید دانش در یک فرآیند نیاز به اطلاعات، نیروی انسانی و مدیریت دانش داریم. دانش از مهمترین نتایج این فرآیند است که باعث مزین رقابتی برای سازمان می شود.
خرد یا بینش: در برگیرنده مبانی، اصول و الگوی اولیه برای فهم و به کارگیری دانش مناسب برای یک منظور خاص است. دانش روش پیاده سازی و استفاده از اطلاعات و پاسخی برای سوال (چرا) است.

۱۰- ویژگی های اصلی اطلاعات را نام ببرید. (مهم)
- به موقع بودن
- مناسبت
- دقت
- جزئیات
- تکرار
- قابلیت فهم

۱۱- مدل کلی در تمام روابط (اینترنت، روزنامه ها...) ساماندهی اطلاعات ثبت شده را نام ببرید.
مدل کلی در تمام روابط ساماندهی اطلاعات ثبت شده، دارای شش سرفصل اصلی است.
1. تشخیص وجود انواع بسته های اطلاعاتی
2. شناسایی آثار موجود در یک اثر
3. گردآوری منظم بسته های اطلاعاتی به صورت مجموعه
4. تهیه فهرست بسته های اطلاعاتی
5. تهیه راه های دسترسی به اطلاعات از طریق نام، عنوان و موضوع
6. محیط های نگهداری اطلاعات

۱۲- عناصر تشکیل دهنده پایگاه اطلاعاتی را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.

1 . نیروی انسانی: مجموع افرادی که به تناسب نقش خود در ایجاد، حفظ و پویایی پایگاه اطلاعاتی موثرند.
2. تجهیزات: تکنولوژی اطلاعات تسهیلات اساسی در زمینه ذخیره، پردازش و انتقال اطلاعات، برای پایگاه های اطلاعاتی مهیا می نماید. یکی از کارکرد های مهم تجهیزات لازم، ایجاد امکان گسترش حوزه اشاعه اطلاعات در سطح وسیع است.
3. نرم افزار: پل ارتباطی است بین داده های ذخیره شده و کاربران سیستم.اعمال مدیریت بر روی داده ها و انتقال نیازهای کاربران به پایگاه اطلاعاتی، از طریق نرم افرارهای اطلاعاتی که به سیستم مدیریت داده ها معروف است.
4. داده ها: اصطلاح داده ها غالبا به عنوان مشاهدات یا واقعیت های خام، تعریف می شود. داده ها در صورت پردازش به وسیله فکر انسان به اطلاعات تبدیل شده و دانش را به وجود می آورد.

۱۳- نيازهاي روابط عمومي به بانك اطلاعاتي در سه حوزه (سازمان، رسانه و مخاطبين) را توضيح دهيد. (فقط رسانه را تحليل كنيد)
1. سازمان:
الف) در اختيار گذاردن اطلاعات كلي سازمان
ب) گزارش عملكرد سازمان به تفكيك وظايف و حوزه‌هاي عملياتي
ج) فرايندهاي كاري سازمان
د) مشخصات طرح ها و پروژه‌هاي در دست اجرا
ه) تسهيل در پاسخگويي سازماني
و) اطلاعات تخصصي از فعاليت‌هاي سازمان
2. رسانه (نيازهاي خارج سازمان)
الف) شناخت سازمان رسانه‌اي (اينكه مديران سازماني رسانه داراي چه سلايق و گرايش‌هايي هستند وداشتن اطلاعات پايه براي دسترسي به آنها)
ب) شناخت روزنامه‌نگاران حوزه خبري سازمان (اطلاعات پايه، نحوه برقراري ارتباط، سابقه شغلي و گرايش‌ها و علايق)
ج) سابقه خبر و گزارش (بريده جرايد رسانه‌ها و نتايج تحليل محتواي رسانه‌ها در موضوعات مختلف و نيز به تفكيك رسانه‌ها: راديو، تلويزيون، روزنامه، مجله، سايت‌هاي خبري، خبرگزاري)
3. مخاطبين
الف) اطلاعات پايه مربوط به مخاطبين براساس دسته بندي مخاطبين چه برون سازماني و چه درون سازماني
ب) گرايش ها و جهت گيري مخاطبين نسبت به سازمان
ج) شناخت كانال‌هاي ارتباطي مورد اعتماد مخاطب.

۱۴-منظور از بسته‌هاي اطلاعاتي چيست؟ بسته اطلاعاتي قالب يا فرمتي است كه مي‌تواند اخبار دانسته‌ها يا اطلاعات را در درون خود ذخيره يا پردازش نمايد. و از طريق: 1. تكنولوژي‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي،
2. شناسايي آثار موجود در يك اثر، (مجلات، كتابهاي مجموعه مقالات، كتاب، مجموعه داستان‌هاي كوتاه، مجموعه آثار و بانك‌هاي اطلاعاتي به ديگران منتقل كند.

۱۵- فهرست بسته‌هاي اطلاعاتي را نام ببريد؛ دو مورد را به دلخواه توضيح دهيد.
الف) كتاب شناسي
ب) نمايه‌ها
ج) فهرست كتابخانه: كتابهايي هستند كه حاوي اطلاعات تفكيلي كتابخانه‌هاي مختلف كشور مي‌باشند و از طريق آن مي‌توان به جزئيات مربوط به كتابخانه و مراكز اسناد دسترسي پيدا كرد.
د) ابزارهاي آرشيو:ابزارهايي هستند كه به كمك آنها اطلاعات و اسناد در داخل يك مجموعه طبقه بندي و نگهداري مي‌شود. اين ابزارها شامل انواع كاغذي و الكترونيكي مي‌باشند.
ه) دفاتر ثبت: دفاتري هستند كه فهرستي از آثار و اشياء نگهداري شده در موزه‌ها و گالري ها را در خود نگهداري مي‌كنند.
و) نرم‌افزارهاي رايانه‌اي

۱۶- سرويس‌هاي اينترنتي را نام برده و كاربرد آنها را در جمع‌آوري و پردازش اطلاعات، توضيح دهيد.(2مورد)
1. ايميل، شامل: خبرنامه الكترونيك گروه‌هاي خبري SPAMها
2. وب سايت
- انتشار سريع اطلاعات
- جمع‌آوري اطلاعات و ديدگاه‌ةا
- ارتباط با مخاطب يا مشتري
3. وبلاگ
- جمع‌اوري اطلاعات از طريق وبلاگ‌هاي منتشره
- تحليل محتوا بر اساس محتواي وبلاگ‌ها كه داراي دو بخش هستند. (نظرات نويسنده و كاربران)
- انتشار اطلاعات با زبان صميمانه‌تر و غير رسمي از طريق وبلاگ چت‌روم‌ها، فروم ها.
4. چت روم
- پي بردن به گرايشات افكار عمومي
- برگزاري جلسات و تبادل نظر
- تشكيل چت روم‌هاي تخصصي
- استخراج اطلاعات ايميل‌ها و فروم‌ها
5. فروم‌‌ها (تالارهاي گفتگو)

۱۷روش های جمع آوری داه ها را نام برده و توضیح دهید.(مهم)
1. استفاده از اطلاعات و مدارک موجود: محقق می تواند نسبت به جمع آوری اطلاعاتی که از قبل تهیه شده اند و در پرونده های (درمانگاهی، بیمارستانی، ثبت احوال، دانشجویی، دانش آموزی، و مراجعین به مراکز مختلف شهرداری ها و ...) موجود است. اقدام کند.
2. مشاهده: در این روش رفتار مشخصات موجودات زنده، اشیا و پدیده ها با استفاده از ویژگی های گوناگون آنها ملاحظه و ثبت می گردد.
3. مصاحبه: به صورت حضوری یا غیر حضوری از افراد یا گروهی از آنان پرسش می شود. سوالات مصاحبه از پیش تعین شده است.
4. پرسش نامه: شامل دسته ای از پرسش هاست که بر طبق اصول خاصی تدوین گردیده است و به صورت کتبی به افراد ارائه می شود و پاسخگو براساس تشخیص خود جواب ها را در آن می نویسد.

۱۸- مهمترین نوع مصاحبه را نام برده و مزایا و معایب آن را ذکر کنید.
مصاحبه انعطاف پذیر یا آزاد
مزایا: 1. قابلیت استفاده برای کم سوادان یا بی سوادان و کودکان و بیماران.2. امکان روشن کردن مفهوم سوالات. 3. در مقایسه با روش مشاهده، بدست آمدن درصد بیشتری از پاسخ ها.
معایب: . وقت گیر و پرهزینه. 2. در مقایسه با روش مشاهده، ثبت وقایع ناقص تر است. 3. طبقه بندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات در هنگامی که سوالات باز هستند مشکل است. 4. دخالت دادن نظرات شخصی.

۱۹- طبقه بندی پرسش نامه بر اساس ماهیت را توضیح دهید. (مهم)
پرسش نامه باز: در این نوع پرسش نامه با سوالات باز روبرو هستیم. در اینجا پاسخگو می تواند بدون محدودیت هر پاسخی را که مد نظرش باشد در مورد آن پرسش بنویسد و یا در آن زمینه توضیح دهد.
پرسش نامه بسته: در این نوع پرسش نامه، پرسش های بسته ارائه می شود. برای هر پرسش تعدادی گزینه و پاسخ انتخاب شده است که فرد پاسخ دهنده باید یکی از آنها را به عنوان پاسخ برگزیند.

۲۰- منظور از روایی وپایایی چیست؟ توضیح دهید. ابزاری که برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار می گیرد در مرحله نخست باید از روایی (اعتبار) برخوردار باشند و در مرحله دوم باید پایایی (اعتماد) داشته باشند. اعتبار بدین معناست که ابزار بکار رفته تا چه حدی قادر است خصوصیت مورد نظر را درست اندازه گیری نماید.
مثال: اگر بخواهیم شیوع کم وزنی هنگام تولد را در نوزادان یک زایشگاه بدانیم. باید همه نوزادان تولد یافته را وزن کنیم. برای این کار می بایست از ترازوی مخصوص توزین نوزاد و آنهم ترازوی استاندارد استفاده کنیم. اعتماد قابلیت تکرار روش یا ابزار اندازه گیری است. اگر روشی از پایایی برخوردا نباشد، داده های گردآوری شده روایی (اعتبار) نیز نخواهند داشت. در مثال بالا باید دید با چند بار وزن کردن آیا وزن یک کودک را در هر مرحله مشابه وزن قبلی نمایش می دهد؟

۲۱- سازمان دهی و پردازش اطلاعات به چند روش و شیوه خاص انجام می شود؟ نام برده و چکیده نویسی را تشریح کنید.
-
نمایه سازی
- چکیده نویسی: چکیده خلاصه ای از قسمت های مهم یک مقاله که به طور مختصر و روشن عرضه شود.
چکیده ی یک نوشتار، خلاصه ای است که از آن نوشته  تهیه می شود. و شامل تمام مطالب مهم آن یا فشرده قسمت های ویژه ای یا فهرستی از محتوای آن نوشته و گاهی شامل فهرست اصطلاحات و واژه هایی کلیدی آن است.
- فهرست نویسی
- ذخیره اطلاعات

۲۲- انواع نمایه سازی را نام برده و یک مورد را توضیح دهید. مهم
1
. نمایه سازی استخراجی (اشتقاقی)
2. نمایه سازی انتسابی (تخصیصی)
3. نمایه سازی کنترل شده
4. نمایه سازی اجباری (توکیلی یا حکمی)
5. نمایه سازی آزاد: در نمایه سازی آزاد، نمایه ساز هر اصطلاحی که به ذهنش برسد و آن را برای توصیف متن مناسب بداند؛ استفاده می کند و آن را به متن منتسب می کند. در عمل نمایه سازی آزاد منتهی به نمایه سازی استخراجی می شود.
6. نمایه سازی سازگار
7. نمایه سازی ترکیب

۲۳- مراحل نمایه سازی را نام برده و تجزیه و تحلیل را تشریح کنید.
1. آشنایی و شناخت
2. تجزیه و تحلیل: هر مدرک یک یا چند موضوع اصلی دارد. واضح است که این موضوع ها حتما باید نمایه شوند. اما نمایه سازی موضوع های فرعی مدرک تا حد زیادی بستگی به سیاست واحد نمایه سازی به استفاده ای دارد که در پایان کار از نمایه ها می شود. باید یه این نکته اشاره کرد که اصولا مفاهیم نمایه می شوند؛ نه واژه هایی که پدید آورنده مدرک به وسیله آنها، این مفاهیم را ارائه کرده است. زیرا پدید آورنده ممکن است زبانی مبهم، تخصصی، عامیانه، سنگین و یا غیر قابل قبول به کار برده باشد.
3. تشخیص اطلاعات قابل نمایه شدن
4. تبدیل مفاهیم به اصطلاحات نمایه یا ترجمه و انتقال مفاهیم قابل نمایه شدن به اصطلاحات پذیرفته شده.
۲۴-
تفاوت چكيده و خلاصه را بنويسيد. (خيلي مهم)
خلاصه گاه به معناي مباني است. خلاصه يك موضوع يعني بيان كليات آن موضوع و حذف جزئيات آن، در حالي كه در چكيده، ذكر جزئيات يك مدرك علمي اهميت خاص دارد. در خلاصه، گاه از مهمترين مباحث صرف نظر مي‌كنند؛ اما در چكيده ملزم هستيم كه حتما مهمترين مباحث را منعكس كنيم. خلاصه كردن يعني مطلب يا مدركي را براي گروه‌هايي كه از لحاظ سني، ذهني، علمي و فرهنگي در شرايط معيني هستند قابل استفاده كنيم. ولي چكيده براي سهولت در انتخاب و جستجوي مطالب است. خلاصه از يك كتاب يا يك گزارش صورت مي‌گيرد ولي چكيده از مقالات صورت مي گيرد.

با آرزوي توفيق براي تك تك شما دوستان عزيز

كارآفريني، سوالهایی که خيلي مهم است با جواب براي امتحان پايان ترم.

به نام خدا
1-    از مسائل حقوقی، قوانین و مقررات کسب و کار کوچک چه می دانید؟ توضیح دهید.
هرگونه فعالیت اجتماعی، اقتصادی طبق قوانین و مقررات هدایت و تنظیم می شود. کارآفرینان باید از مقرراتی که ممکن است نیاز باشد آگاهی داشته باشند. بنابراین کارآفرین برای ورود به بازار کار و رقابت باید در ابتدا شکل حقوقی نوع کسب و کار خود را مشخص کرده و آن را ثبت نماید.

2-    مالکیت اشتراکی چیست؟ شرکتها از نظر اهداف به چند دسته تقسیم می شوند.
زمانی که چندین نفر طبق توافق نامه ای با یکدیگر در مالکیت و مدیریت کاری شریک می شوند، این رابطه کاری "شراکت" نامیده می شود.
به دو دسته شرکت تجاری و شرکت غیر تجاری تقسیم می شوند.

3-    انواع شرکت ها را نام برده و دو مورد را به دلخواه توضیح دهید.
1. شرکت با مسئولیت محدود: شرکتی که بین دو یا چند نفر برای امور تجاری تشکیل شده و هریک از شرکا بدون این که سرمایه به سهام یا قطعات تقسیم شده باشد، فقط به میزان سرمایه خود در شرکت، مسئول تعهدات شرکت می باشند.
2. شرکت سهامی خاص: شرکتی است بازرگانی که تمام سرمایه آن به طور انحصاری توسط موسسین تامین گردیده و سرمایه آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمی سهام آن ها می باشد و تعداد سهام داران نباید از سه نفر کمتر باشد.
3.شرکت سهامی عام
4. شرکت های تعاونی
5. شرکت تضامنی

4-    ثبت شرکت وعلامت تجاری را توضیح دهید.
تقاضای ثبت شرکت باید از سوی مدیران شرکت صورت گیرد. آنها باید مدارک و اطلاعاتی مانند، مفاد شرکت نامه، اساس نامه، محل، نام، نوع، موضوع شرکت، مقدار سرمایه، اسامی مدیران و ... به همراه تقاضای خود به دایره ای که به ثبت شرکت مبادرت می نماید ارائه دهند. همچنین بایستی خلاصه شرکت نامه و ضمائم آن را پس از تشکیل شرکت، در روزنامه رسمی وزارت دادگستری و یکی از جراید کثیرالانتشار به خرج شرکت، به طریق "آگهی تاسیس شرکت" انتشار دهد.

علامت تجاری: عبارت است از هر نوع علامتی اعم از نقش، تصویر، رقم، حرف، عبارت و غیره که برای امتیاز و تشخیص محصول صنعتی، تجارتی یا کشاورزی اختیار شود. هر نشانه که کالا یا خدمات مشخصی را به وسیله اشخاص یا شرکت های خاص تولیدی یا خدماتی ارائه می گردند؛ معرفی و مشخص می کند را علامت تجاری گویند.
5-    مدیریت مالی و حسابداری را با هم مقایسه کنید. از مهمترین اطلاعات یک موسسه کارآفرین، اطلاعات مالی است. زیرا هدف اصلی موسسات بازرگانی و تولیدی کسب سود می باشد. و محاسبه سود و زیان به کمک اطلاعات مالی امکان پذیر است. یک سیستم اطلاعاتی مالی اطلاعات صحیح و به هنگام را در اختیار مدیران موسسات قرار میدهد و با شفافیت بخشیدن به وضعیت حساب ها، اطمینان سرمایه گذاران، شرکا، دولت، و موسسات مالی و اعتباری نظیر بانک ها را موجب می شود.
حسابداری زبان تجارت خوانده می شود زیرا از طریق گزارش های مالی که محصول نهایی فرایند حسابداری است اطلاعات لازم در باره هر واحد اقتصادی در اختیار اشخاص و موسسات ذینفع قرار داده می شود.

6-    دارائی ها به چند دسته تقسیم می شوند نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید.
به دو دسته جاری و غیر جاری تقسیم می شوند.

- دارائی های جاری: عبارتست از وجوه نقد یا سایر دارائی های که خیلی سریع به وجه نقد تبدیل می شوند. مانند، اوراق قرضه، طلب ها از دیگران، موجودی کالا، اسناد دریافتی کوتاه مدت، پیش پرداختها.

- دارائی های غیر جاری: به اقلامی گفته می شود که موسسه قصد نگهداری و استفاده از آن را برای سال های متمادی دارد. مانند، زمین، ساختمان، اثاثیه، وسایل نقلیه، ماشین آلات و ...

7-    بازاریابی را تعریف کرده و استراتژی بازاریابی و سیستم بازار را با یکدیگر مقایسه کنید. (مهم) بازار یابی منظم کردن سطح تقاضا، زمانبندی آن و ارائه مشخصات تقاضا برای دستیابی به اهداف سازمان است. به عبارتی دیگر مدیریت بازاریابی مدیریت تقاضاست.
استراتژی بازاریابی، عبارت است از یک منطق بازاریابی که سازمان امیدوار است به کمک آن بتواند به اهدافش برسد.
سیستم بازار، یک نظام اجتماعی است که در آن مبادلات و معاملات سودمند و رضایت بخش انجام می پذیرد.

8-    مدیریت بازاریابی را تعریف کرده و عوامل بازاریابی را فقط نام ببرید.
مدیریت بازاریابی مدیریتی است استراتژیک که باید در آن نقاط قوت و ضعف های درون سازمانی از یک طرف و فرصت ها و تهدیدات برون سازمانی از طرف دیگر با دقت، صحت و سرعت، بررسی و ارزیابی شود. تا بتوان با تطبیق قابلیت های درون سازمانی و فرصت های برون سازمانی به اهداف دست یافت.
1. محصول یا خدمت
2. قیمت
3. ترفیع
4. توزیع

9-    عوامل جمعیتی را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
شامل مطالعه جمعیت از نظر تعداد، تراکم، محل اسکان، جنسیت، سن، نژاد، شغل و موارد آماری دیگر.

10-    مراحل توسعه شرکت را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
فعالیت های آغازین،
رشد،
پایداری،
نوآوری یا افول
نوآوری یا افول: شرکت هایی که از انجام نوآوری باز می مانند محکوم به فنا می شوند. شرکت ها روی توسعه خدمات و یا محصولات جدید کار می کنند تا آنچه را که ارائه می دهند تکمیل تر کنند.
11-    عوامل کلیدی فعالیت های مدیریتی در مرحله رشد را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
کنترل،
مسئولیت پذیری،
تحمل شکست و تغییر.
مسئولیت پذیری: ایجاد حس مسئولیت پذیری بسیار مهم است. اگر حس مسئولیت پذیری توسعه یابد افراد می توانند فراسوی کار را ببینند. بنابراین مرحله رشد، از طریق مسئولیت پذیری مشترک کلیه اعضا شرکت، تقویت می شود.
12-     کارآفرینی در عصر الکترونیک را تحلیل کنید.
بسیاری از شرکت ها ابزار دیجیتالی را برای اداره کردن واحدهای بهره برداری، کنترل روند تولید، تهیه صورتحساب مشتریان، کارهای حسابداری و پرداخت مالیات به کار می گیرند. شبکه اینترنت بستری گسترده برای کارآفرینی مجدد است که سبک نوینی از زندگی معاصر را در جهان با ویژگیهای برجسته ای روبرو کرده و بستر فوق العاده جذاب و متنوعی برای نوآوری و کارآفرینی می باشد. یکی از اهرم های توسعه اقتصادی مدرن بهره گیری از صنعت ارتباطات و فن آوری است. تکنولوژی اطلاعات فرصت یکسان برای کارآفرینان ایجاد کرده تا با حداقل سرمایه و در زمان اندک، نسبت به گذشته به خلق کسب و کار بزرگ به صورت مجازی بپردازند.

13-    کسب و کار الکترونیکی و تجارت الکترونیک را با هم مقایسه کنید.
کسب و کار الکترونیک به مفهوم کلی شامل به کارگیری فنآوری های جدید برای برقراری ارتباطات زنجیره ای بین سازندگان، فروشندگان، عرضه کنندگان و به طور کلی ارائه دهندگان کالا و خدمات از یک سو و خریدار و مصرف کننده و یا به طور کلی مشتری از سوی دیگر است و نتیجه آن اتخاذ تصمیمات بهتر، بهینه سازی کالا، خدمات، کاهش هزینه ها و گشودن کانال های جدید است.
تجارت الکترونیک عبارتست از کلیه مفاهیم تجاری و فرآیندها و مبادلاتی که از طریق اینترنت معرفی می گردد. در تجارت الکترونیکی کلیه مبادلات تجاری از قبیل خرید و فروش آگهی، تبلیغات، خدمات پس از فروش، آموزش خریداران و مناقصه ها و ... از طریق اینترنت و با کیفیت مناسب صورت می گیرد.

14-     مزایای تجارت الکترونیک چیست؟ نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
جهانی نمودن تجارت،
حذف یا کاهش محدودیت های زمانی و مکانی،
افزایش درصد فروش،
کاهش قیمت محصول 
دسترسی آسان به اطلاعات.
جهانی نمودن تجارت: در تجارت الکترونیک با استفاده از امکانات اینترنتی و طراحی وب سایت مناسب امکان معرفی و ارائه محصول برای تمام مردم در نقاط مختلف جهان فراهم می گردد.

15-     مراحل تکامل جوامع را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
جامعه سنتی،
جامعه صنعتی 
جامعه فراصنعتی (اطلاعاتی)
جامعه سنتی: در این جامعه عمده نیازهای بشر از طریق شکار و کشاورزی تامین می گردید و توانایی عمده بشر به زور و بازو و کار یدی بستگی داشت. این دوره که به موج اول مشهور است بیشتر به حل مشکلات معیشتی و غذایی بشر اختصاص یافت.

16-     انقلاب های جامعه اطلاعاتی را نام برده و دو مورد را توضیح دهید.
انقلاب دیجیتالی: انتشار اطلاعات از طریق سیستم های ارتباطی مختلف
انقلاب اینترنتی: پست، روزنامه، مجله، تلفن، رادیو و تلویزیون همه را اینترنت در خود جای داده است.
انقلاب کارآفرینی: انقلابی در عرصه کسب و کار(تغییر در ماهیت و نوع کسب و کار...) است.
انقلاب جهانی شدن: جهانی شدن دریچه ای به سوی کارآفرینی است.

17-     راهکارهای توسعه فرهنگ کارآفرینی را نام برده و دو مورد را به دلخواه توضیح دهید.
1. اصلاح فرهنگی
2. فرهنگ پذیری
3. اصلاح مناسبات اجتماعی
4. آموزش و پرورش استعداد، قابلیت ها و مهارت های مورد نیاز
5. ایجاد ایمان و احترام نسبت به کار و کارآفرینان، در جامعه ای که سیستم اجتماعی ارزش بالایی برای کارآفرین قائل است نرخ شکل گیری سازمان های جدید و کارآفرین بیشتر خواهد بود.
6. اصلاح نگرش منفی نسبت به ثروت
7. تقویت فرهنگ کار گروهی، کارآفرینی فرهنگ کار گروهی را می طلبد و توجه به این امر و آموزش چگونگی کار گروهی و بیان اهمیت و ارزش آن می تواند در توسعه فرهنگ کارآفرینی در جامعه موثر باشد.
8. عوامل سیاسی و سیاست های دولت، اگر جو سیاسی مطلوب و سیاست های مالیاتی و اعطای مجوز مساعد باشد، جذابیت بیشتری برای کارآفرینی ایجاد می شود.

18-     فرهنگ کار در ایران و سایر کشورها را مقایسه کنید.
در جامعه ای مانند ایران با وجود عناصر مثبت بسیار در فرهنگ آرمانی دینی که در آن به کارارزش بسیار داده می شود و نیز با وجود سنت امامان در ارج نهادن به کار و تاکید بیشتر در ارزش اکتسابی، هنوز باورهایي در جامعه وجود دارد که اخلاق کار و به تبع آن کارآفرینی را تضعیف می کنند.
ایران و ژاپن تقریبا از اواسط قرن نوزدهم شروع به الگوبرداری از روش های جدید غرب کردند. اما با توجه به شرایط فرهنگی و سیاسی متفاوت حاکم بر دو کشور نتایج حاصله یکسان نبوده است. پیشرفت ژاپن بیش از همه مرهون بالا بودن بهره وری که در سایه تلاش زیاد واحساس مسئولیت حاصل شد.
در ژاپن "کار" مهم ترین عامل پیشرفت و توسعه است. ولی در کشورهای جهان سوم کم کاری، کاهلی، و عدم احساس مسئولیت در بین تعداد کثیری از مردم رایج است.

19-     اجزاء طرح تجاری را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.(مهم)
1. خلاصه اجرایی
2. شرح کسب و کار
3. بازاریابی
4. طراحی، تحقیق و توسعه
5. انتخاب مکان: انتخاب مکان از نظر دسترسی به نیروی کار، دستمزد، نرخ اجاره، نزدیکی به عرضه کنندگان و مشتریان، وضعیت مالیات ها و عوارض محلی، حمایت های مالی بانک ها و دسترسی از نظر حمل و نقل اهمیت دارد.
6. مدیریت
7. مالی
8. ریسک های مهم
9. برنامه زمان بندی
10. بخش ضمائم و فهرست مراجع

20-     انواع طرح های تجاری را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.
1. طرح تجاری یک صفحه ای
2. طرح تجاری خلاصه: تعداد صفحات آن حدود 10 صفحه و کاربرد اصلی آن ها برای گرفتن وام های بانکی و کمک به برنامه ریزی کسب و کارهای خانگی است.
3. طرح تجاری کامل
4. طرح تجاری عملیاتی: این طرح برای پاسخگویی به نیاز درونی است و مخاطب بیرونی ندارد. این طرح که در بیش از 50 صفحه تنظیم می شود، تمام برنامه های کاری به صورت دقیق بیان می شود.

روانشناسی اجتماعی

 

سوال های خیلی مهم روان شناسی اجتماعی که باید برای امتحان پایان ترم آن ها را جدی تر مطالعه کنیم.

1- روانشناسی اجتماعی را تعریف کنید. روان شناس اجتماعی رشته خود را کوششی می داند برای فهم و تبیین این مطلب که انکار احساسات یا رفتار افراد چگونه تحت تاثیر حضور واقعی یا تصوری دیگران قرار میگیرد.

2- تمایز بین روانشناسی اجتماعی و رشته های دیگر علوم انسانی را بیان کنید: روان شناسی خود علمی جوان است و روانشناسی اجتماعی از آن هم جوان تر، در سالهای اخیر صاحب نظران تلاش کردند تا تمایزهای آشکار بین روان شناسی اجتماعی با جامعه شناسی، مردم شناسی و روان شناسی عمومی قائل شوند و تا حد ممکن آنها را از آمیختگی برهانند.
تمایز بین روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی: جامعه شناسی اساسا به گروهها نظر دارد و روان شناسی اجتماعی با افراد در میان گروهها. جامعه شناسی به عوامل اجتماعی رفتار گروهی معطوف است، حال آنکه روان شناسی اجتماعی به اثرات گروه بر روی فرد توجه خاص دارد.
ارتباط بین روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی: جدا کردن روانشناسی اجتماعی از مردم شناسی دشوار است. چرا که بخش عمده ای از شواهد و مدارک مربوط به اثر گروه ها بر رفتار فردی از مردم شناسی اقتباس می شود. شاید بتوان وجه تفاوت این دو رشته را در آن دانست که روان شناسی اجتماعی علمی تر از مردم شناسی است. چرا که در آن از روش علمی و پژوهش های کنترل شده آزمایشگاهی بیشتری استفاده می شود. حال آن که مردم شناسی عمدتا جنبه توصیفی دارد.
تمایز بین روان شناسی اجتماعی و روان شناسی عمومی: به ندرت می توانیم رفتاری را مثال بزنیم که اجتماعی نباشد. به عنوان تمایز بین این دو رشته می توان گفت که متخصصان روان شناسی اجتماعی به اجتماعی ترین پدیده ها می پردازند و متخصصان روان شناسی عمومی به پدیده هایی توجه دارند که کمتر از پدیده های دیگر اجتماعی هستند.

3- روش تحقیق یا مراحل تحقیق در روان شناسی اجتماعی را توضبح دهبد:

سوال، فرضیه، جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل، نتیجه گیری
مراحل تحقیق: در روش علمی کار با طرح یک سوال آغاز می شود. که مسئله مورد نظر را بیان می کند. به عنوان مثال اگر پژوهشگری بخواهد تاثیر فشار گروه را بر میزان همرنگی فرد با گروه بسنجد، مسئله را بدین صورت مطرح کند. آیا فشار گروهی بر یک فرد می تواند سبب همرنگی او با جمع شود.
پس از بیان مسئله پژوهشگرجمله ای اثباتی(قابل اثبات) را نسبت به سوال ذکر شده عرض می کند. این جمله اثباتی فرضیه خوانده می شود. در مثال ذکر شده فرضیه می تواند چنین جمله ای باشد. فشار گروهی سبب همرنگی شخص با گروه می شود.
اکنون محقق به جمع آوری اطلاعات می پردازد تا بتواند فرضیه مورد نظر را بیان نماید. این جمع آوری به اشکال گوناگون انجام می شود. مثل مشاهده، مصاحبه،پرسشنامه، یا انجام یک آزمایش.
پس از جمع آوری اطلاعات گام بعدی تجزیه و تحلیل اطلاعات است. در این کار معمولا از روش های آماری کمک گرفته می شود. و در نهایت پس از تجزیه و تحلیل به مرحله نتیجه گیری می رسیم. در این مرحله است که می توانیم ببینیم نتایج بدست آمده تجزیه و تحلیل را تایید می کنند یا نه؟

4- گروه را تعریف کنید.
گروه عبارت است از دو فرد یا بیشتر که با هم تعامل دارند؛ به نحوی که هریک می تواند بر دیگری یا بر دیگران تاثیر گذاشته و از آنان متاثر شود. اعضای گروه در راستای این تعامل در پی رسیدن به هدف مشترکی هستند.

5- الگوی تاثیر اجتماعی چیست؟
1. تعداد افراد تماشاچی، همچنان که تعداد افراد در جمع تماشاچیان افزایش می یابد تاثیر آنها نیز رو به فزونی می رود. اما مقدار افزایش تاثیر با افزایش هر تماشاگر کاهش می یابد. به عنوان مثال تفاوت بین 3 و 4 تماشاگر بسیار بیش از تفاوت بین 30 و 31 تماشاگر است.
2. فاصله تماشاچیان: تماشاچیانی که حضور فیزیکی قابل رویت دارند تاثیر بیشتری نسبت به تماشاچیانی که از فرد دورتر هستند می گذارند.
3. نیرومندی پایگاه تماشاچیان: هر چه که افراد تماشا کننده پایگاه اجتماعی بالاتری داشته باشند، تاثیر بیشتری بر فرد می گذارند. همانگونه که مقدار نور تابیده شده بر روی یک سطح بستگی به تعدا لامپ ها، فاصله آنها از سطح مزبور و مقدار وات لامپها دارد؛ همانگونه نیز تاثیر اجتماعی برآیندی است از تعداد، نزدیکی و نیرومندی.6- الگوی انگیزشی تاثیر حضور دیگران بر فرد چگونه است؟
در بعضی موارد تماشاچیان باعث بالا رفتن سطح عملکرد فرد می شوند. آسان سازی اجتماعی، اصطلاحی است که به بهتر شدن عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اطلاق می شود. باز داری اجتماعی، برعکس به کاهش در عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اشاره دارد. الگوی انگیزشی توضیح می دهد که حضور دیگران یک منبع افزایش هیجان است. در مورد رفتارهایی که خوب آموخته شده باشد این افزایش هیجان منجر به افزایش سطح عملکرد می شود. و برعکس در مورد رفتارهایی که به خوبی آموخته نشده باشند افزایش هیجان با عملکرد تداخل می کند. به طور کلی می توان گفت : انگیختگی منجر به افزایش در سطح عملکرد در مورد پاسخ های خوب آموخته شده و کاهش در سطح عملکرد در مورد، پاسخهای خوب آموخته نشده؛ خواهد شد.

 7- مشخصه های گروه را نام ببرید.
1. ترکیب گروه
 2. ساختار گروه
 3. پویایی گروه
 4.عملکرد گروه

نمونه هايي از شبکه هاي ارتباطي (نقطه ها نماينده موقعيت افراد در شبکه خطوط نماينده کانالهاي مجاز براي ارتباط )

8- امكانات ارتباطی را توضیح دهید.
به الگوهاي تجويز شده ارتباط، شبكه‌هاي ارتباطي گفته مي‌شود. هر چند اين شبكه‌ها جنبه انتزاعي دارند. اما به راحتي مي‌توان نمونه هايي را به شكل عيني مجسم كرد.

شبكه ارتباطي چرخي: قدرت انتقال زيادي به فردي كه در مركز قرار گرفته است مي‌دهد.او مي‌تواند با هريك از چهار عضو ديگر ارتباط برقرار كند. اما آنها فقط مي‌توانند با شخص مركزي تماس بگيرند، نه با يكديگر. در چنين الگوي ارتباطي شخص قرار گرفته در موقعيت مركزي به عنوان يك رهبر تجلي خواهد كرد.
شبكه‌هاي زنجيري و
y شكل: هر دو منجر به سازمان متمركز مي شوند.

در گروه‌هايي كه داراي شبكه ارتباطي به شكل دايره هستند و در آن هر عضو مي‌تواند با اعضاي ديگر ارتباط برقرار كند. نمي توان پيش بيني كرد كه كداميك از موقعيت‌ها به تسلط منجر خواهد شد. در اين شبكه‌ها (هم پيوند و دايره‌اي) شخصيت‌هاي افراد و مهارتهاي اعضاي گروه عوامل تعيين كننده هستند.

9- انسجام گروهي را تعریف کنید.
1. ويژگي گروه كه در آن نيروهاي اعمال نشده بر اعضا براي ماندن در گروه بيش از كل نيروهايي است كه مي‌كوشد آنها را بر ترك گروه وادار كند. به عبارت ديگر گروهايي كه اعضا يكديگر را دوست دارند و مي‌خواهند در كنار يكديگر باشند؛ گروهاي منسجم هستند.

 10- همنوايي را تعریف کنید.
تسليم شدن به فشارهاي گروهي وقتي كه تقاضاي مستقيمي از سوي گروه در مورد همرنگ شدن فرد با گروه انجام نگرفته باشد، تعريف كردند.

11- ويژگي‌هاي فردي و شخصيتي فرد در همنوايي را نام برده و توضیح دهید.
1. تاريخچه موفقعيت: افرادي كه داراي تاريخچه موفقعيت غني تري هستند. بيشتر احتمال دارد كه با گروه همنوايي نكند نسبت به كساني كه چنين تاريخچه‌اي ندارند. 2. ميزان اضطراب: ميزان اضطراب هرچه بيشتر باشد احتمال اينكه فرد با گروه همنوايي كند بيشتر است نسبت به كساني كه ميزان اضطراب كمتري دارند. 3. نياز به تاييد اجتماعي: افرادي كه نياز شديد به تاييد اجتماعي دارند بيشتر نياز به همنوايي دارند. از طرف ديگر افرادي كه نياز كمتري به تاييد اجتماعي دارند و احساس استقلال بيشتري دارند؛ نسبت به قضاوت گروه خود كمتر نگرانند.
4. پايگاه فردي: مقام فردي در درون پايگاه اجتماعي تاثير مهمي بر ميزان همنوايي دارد. به طور كلي افراد داراي پايگاه متوسط، بيشترين ميزان همنوايي را نشان مي‌دهد. فردي كه از نظر اجتماعي در طبقه بالاست، اگردر جهت تازه‌اي حركت كند و درستي اين جهت تازه مورد تاييد قرار گيرد؛ در اين صورت مشروعيت پايگاه بالاتر او نيز معلوم مي‌شود. افراد داراي پايگاه پايين خود به خود در رده‌ي پايين قراردارند و بنابراين چيزي براي از دست دادن ندارند كه با ناهمنوايي از دست بدهند. و اگر به شكل متفاوتي عمل كنند و درستي عمل آنها ثابت شود مي‌تواند راهي براي بالا بردن پايگاهشان باشد. اما افراد داراي پايگاه متوسط گير افتاده‌اند. اگر همنوايي نكنند امكان دارد پايگاه خود را از دست بدهند.بنابراين همنوايي كامل آنها مكانيزمي است براي حفظ پايگاه فعلي خود.

12- انواع همنوايي را نام برده و توضیح دهید. دو نوع نفوذ وجود دارد كه هريك به نوعي از همنوايي منجر مي‌شود.
نفوذ اطلاعاتي (خصوصی): زماني صورت مي گيرد كه فرد فكر مي‌كند نظر جمع درست است و بر نظر خود او ارجعيت دارد. در اين صورت نفوذ اطلاعاتي منجر به همنوايي خصوصي مي‌شود كه مي‌توان آن را پذيرش حقيقي دانست. كه نه تنها رفتار آشكار شخص تغيير مي‌كند بلكه ذهن و درون او نيز عوض مي‌شود.
نفوذ هنجاري (عمومی): اگر شخص به اين دليل با گروه همنوايي كند كه از پيامدهاي منفي مخالف به نظر آمدن وحشت دارد در اين جا نفوذ هنجاري روي داده است. كه منجر به همنوايي عمومي مي‌شود. كه به آن گاهي اوقات تسليم نيز گفته مي‌شود. يعني فرد در برابر فشار هنجاري مسلط با اعلام اينكه با ديگران موافق است خود را از خطر مي‌رهاند در حاليكه باطنا با نظر جمع موافق نيست و رفتارش در خلوت متفاوت از رفتار او در جمع است.

13- كنترل را تعریف کنید. كنترل را توان اعمال قدرت، هدايت يا بازداري اعمال و رفتار ديگران يا خود، تعريف كرده‌اند.

 14 - روش‌هاي جلب اطاعت را نام برده و دو مورد را به دلخواه توضیح دهید.
1. جلب علاقه، در اين روش شخص ابتدا سعي مي كند ترتيبي بدهد تا مورد علاقه فرد مورد نظر قرار گيرد. مثلا ظاهر جذاب داشتن، استفاده از قرينه‌هاي مثبت غيركلامي نظير تبسم كردن، خوشرويي، تماس چشم در چشم وهمينطور چاپلوسي، موافقت با نظر ديگري يا دادن هديه اي به او. پژوهش ها نشان داده‌اند كه همه اين تدابير حداقل تا حدودي در جلب علاقه ديگري به شخص موثرند و افزايش علاقه شديد خود احتمال موافقت با تقاضايي را كه از سوي فرد انجام گيرد را بالا مي برد. 2. انجام خدمت و مدیون کردن فرد، روش دیگری که با ان می توان احتمال افزایش اطاعت و فرمانبرداری را افزایش داد ،استفاده از هنجارهای مربوط به عدالت اجتماعی و جبران خدمت است . مثلا ، اگر کسی خدمتی برای ما انجام داده باشد ، از نظر هنجارهای اجتماعی ما خود را به او مدیون میدا نیم و مترصد فرصتی هستیم که در مقابل ، خدمتی برای او انجام دهیم . همین احساس دین ، احتمال پذیرفتن تقاضایی از جانب وی را بوسیله ما بالا می برد . دراین زمینه چنانچه خدمت ان فرد به ما داوطلبانه و بدون چشمداشت باشد ، احتمال قبول تقاضای وی از سوی ما باز هم افزایش می یابد .
3. جای پا باز کردن در این
روش ابتدا از فرد یک خواسته کوچکي كه قبول آن از سوي ما باز هم آسان است مي شود وپس از اينكه آن تقاضاي كوچك پذيرفته شد تقاضاي بزرگتري مطرح مي‌شود. پژوهش ها نشان داده است كسي كه خواسته كوچك را مي‌پذيرد، تقاضاي بزرگ بعدي را نيز خواهد پذيرفت. چرا كه شخص سعي دارد در عمل خود ثباد داشته باشد.
4.
ایجاد احساس گناه در شخص، روش دیگربرای افزایش احتمال اطاعت و فرمانبرداری دریک فرد ، ایجاد احساس گناه در اوست .چنانچه ما زیان یا صدمه ای به کسی وارد کرده باشیم ، نسبت به عملی که انجام داده ایم در ما احساس گناه ایجاد می شود . وجود این احساس زمینه پذیرش تقاضا ازسوی فرد زیان دیده را در ما افزایش می‌دهد.
5. به مرگ بگير تا به تب راضي شود، در اين روش افرادي كه از قبول يك تقاضاي بزرگ قبلي امتناع كردن احتمال بيشتري دارد كه با تقاضاي كوچك بعدي موافقت كنند. روش به مرگ بگير تا به تب راضي شود بستگي به مجموعه‌اي از شرايط دارد. نخست اينكه تقاضاي اول بايد بسيار بزرگ باشد، آنقدر بزرگ كه فرد از پذيرش آن امتناع كند، نسبت به خود نتيجه گيري منفي پيدا نكند. دوم اينكه براي اين كه اين روش موثر باشد تقاضاي دوم بايد به وسيله همان شخص صورت گيرد كه تقاضاي اول را مطرح كرده بود. 

 15- نگرش را تعریف کنید.
نگرش نظامی با دوام است که شامل یک عنصر شناختی و یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل است.

 16- نگرش فرد در دوران کودکی براساس چه قوانینی شکل می گیرد.
دو عنصر اصلی تقویت و تولید در شکل گیری نگرش ها نقش احساسی را بازی می کند. کودک در معرض برخی اطلاعات در باره جهان اهداف خود قرار می گیرد. و با کسب نگرش ویژه ای مختص آن و شاید هم با انجام عملی در ارتباط با آن مورد تقویت قرار می گیرد و بدین ترتیب آن ها را می آموزد.

 17- اصل همسازی شناختی یا ثبات شناختی را توضیح دهید.
شکل گیری نگرش ها به صورت یک فرآیند یادگیری آغاز می شود. اما وقتی که نگرش شکل گرفت اصل همسازی شناختی اهمیت پیدا می کند. یعنی فرد دیگر منفعل نخواهد بود. او اطلاعات تازه رسیده را برحسب آنچه قبلا آموخته است تحلیل و تفکر می کند. در این راستا او اطلاعات ناهمساز و ناهمخوان را رد یا تحریف می کند و اطلاعات همساز و همخوان را به آسانی می پذیرد. نگرش ها همواره در معرض اطلاعاتی برای تغییر قرار دارند. اگر چه برخی از نگرش ها را می توان به آسانی تغییرداد. اما در عمل بعضی از نگرشی ها که خوب مستقر شده باشند در برابر تغییر شدیدا مقاومند.
(پایان)

روان شناسی اجتماعی، استاد خانم ذراتیجلسه اول  

روانشناسی اجتماعی چیست؟ روان شناس اجتماعی رشته خود را کوششی می داند برای فهم و تبیین این مطلب که انکار احساسات یا رفتار افراد چگونه تحت تاثیر حضور واقعی یا تصوری دیگران قرار میگیرد. به بیان ساده تر، روانشناسی اجتماعی اثرات حضور دیگران را بر رفتار فرد یا رفتار فرد را تحت تاثیر گروه مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. روشن است که تاثیر دیگران بر فرد مستلزم وجود روابط متقابل بین فرد یا دیگران است. بنابراین به یک طریق دیگر روان شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه رفتار متقابل بین انسانها یا علم مطالعه تعامل انسانها شناخته می شود.

تمایز بین روانشناسی اجتماعی و رشته های دیگر علوم انسانی: روان شناسی خود علمی جوان است و روانشناسی اجتماعی از آن هم جوان تر، در سالهای اخیر صاحب نظران تلاش کردند تا تمایزهای آشکار بین روان شناسی اجتماعی با جامعه شناسی، مردم شناسی و روان شناسی عمومی قائل شوند و تا حد ممکن آنها را از آمیختگی برهانند.

تمایز بین روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی: جامعه شناسی اساسا به گروهها نظر دارد و روان شناسی اجتماعی با افراد در میان گروهها.
جامعه شناسی به عوامل اجتماعی رفتار گروهی معطوف است، حال آنکه روان شناسی اجتماعی به اثرات گروه بر روی فرد توجه خاص دارد.

ارتباط بین روان شناسی اجتماعی و مردم شناسی: جدا کردن روانشناسی اجتماعی از مردم شناسی دشوار است. چرا که بخش عمده ای از شواهد و مدارک مربوط به اثر گروه ها بر رفتار فردی از مردم شناسی اقتباس می شود. روانشناسان اجتماعی برای تحویل یک رفتار خاص به کرات از مدارک جمع آوری شده توسط مردم شناسی استفاده می کنند. شاید بتوان وجه تفاوت این دو رشته را در آن دانست که روان شناسی اجتماعی علمی تر از مردم شناسی است. چرا که در آن از روش علمی و پژوهش های کنترل شده آزمایشگاهی بیشتری استفاده می شود. حال آن که مردم شناسی عمدتا جنبه توصیفی دارد.

تمایز بین روان شناسی اجتماعی و روان شناسی عمومی: کار ما وقتی دشوارتر خواهد بود که بخواهیم روان شناسی اجتماعی را از روانشناسی عمومی تفکیک کنیم. زیرا به ندرت می توانیم رفتاری را مثال بزنیم که اجتماعی نباشد. به عنوان تمایز بین این دو رشته می توان گفت که متخصصان روان شناسی اجتماعی به اجتماعی ترین پدیده ها می پردازند و متخصصان روان شناسی عمومی به پدیده هایی توجه دارند که کمتر از پدیده ]ای دیگر اجتماعی هستند.
سیر تاریخی روان شناسی اجتماعی: در تاریخ روان شناسی اجتماعی نیز مانند بیشتر رشته های علمی نخست از افلاطون و ارسطو به عنوان اولین روان شناسان اجتماعی یاد می شود. افلاطون در آثار خود نوعی طبقه بندی اجتماعی برای مردم جامعه قائل می شود. و آنها را به طلا و نقره و برنز تشبیه می کند. اگر چه افلاطون اشاره مستقیم به چگونگی رفتار افراد در وضعیت گروهی نمی کند. اما بدون شک اثرات تقسیم بندی اجتماعی فوق سبک رفتاری خاص را در مقابل اجتماعی بین افراد طبقات ذکر شده ایجاد می کند. ارسطو که انسان را حیوان اجتماعی می خواند اشاره سریع تری به روانشناسی اجتماعی دارد. چنانچه وی را نخستین روانشناس اجتماعی می داند. آغاز روان شناسی اجتماعی به مفهوم علم آزمایشی در سال 1898 که "نورمن تریپت" نخستین آزمایش روان شناسی اجتماعی را انجام داد. تحقق یافت.

جلسه دوم
سیر تاریخی از فلسفه افلاطون و ارسطو
سالهای 1936 تا 1945 را می توان دوره جهش روان شناسی اجتماعی تلقی کرد. در دوره قبل اگرچه نوزادی به نام روان شناسی اجتماعی متولد شده بود اما هنوز سوالات زیادی در باره ی این نوزاد مطرح بود. مثل این پرسشها: واقعا این علم جدید چه علمی بوده است؟ چه تفاوتهایی با سایر شاخه های روان شناسی دارد؟ این ها پرسشهایی بودت که از سوی بعضی از چهره های نامدار روان شناسی به آنها پاسخ داده شد. یکی از این چهره ها مظفر شریف روان شناس اجتماعی ترکیه ای اصل و تبعه آمریکا بود.
از 1946 تا 1960 را بعضی از روان شناسی اجتماعی دوران کلاسیک می دانند. پس از جنگ جهانی دوم کل روان شناسی یک جهش بزرگ پیدا کرد. با نشان داده شدن فواید روان شناسی در خانواده ارتش و غیره ... بودجه های تحقیقاتی روان شناسی افزایش یافت. روان شناسی اجتماعی نیز طبعا از این فواید بی نصیب نماند.

سالهای 1961 تا 1975 را  دوران اعتماد و بحران در روان شناسی اجتماعی گفته اند. با محکم شدن پایه های روان شناسی، این رشته وارد مرحله گسترش شد. دامنه پژوهش های روان شناسی اجتماعی گسترده تر شده و به مطالعه نحوه تفکر و احساس انسان ها کشیده شد. این دوره دوره بحران نیز بود. چرا که روش های تحقیق اعتبار یافته ها و قدرت تامین آنها زیر سوال رفت. پژوهش ها از لحاظ اخلاقی مورد اعتراض قرار گرفت. از 2976 به این طرف را می توان دوره کثرت گرایی یا پلورالیسم نامید. مجادله های ذکر شده در دوران قبل سرانجام به استاندارهای اخلاقی یکپارچه تری در روش های تحقیق منجر شد. و ایجاد روش های تحقیق متفاوت پاسخی بود به اشکالاتی که در دوره قبل به روان شناسی اجتماعی گرفته شد.

کثرت گرایی در روان شناسی اجتماعی امروز محدود به روشهای آن نیست. به عنوان مثال دو چشم انداز در باره ی طبیعت انسان وجود دارد. یکی به دیدگاه داغ مرسوم است. افراد را هدایت شده به وسیله نیازها و تمایلات و هیجانها می داند. طبق این دیدگاه، افراد می خواهند و احساس می کنند؛ پیش از آن که فکر کنند. این رویکرد بر هیجانات به عنوان تعین کننده های افکار و اعمال ما تاکید می ورزد.
دیدگاه دوم به دیدگاه سرد معروف است. که در نقطه مقابل دیدگاه داغ قرار دارد. و تاکید بر جنبه های معقول تر و تحلیلی تر رفتار انسان دارد. اعتقاد این دیدگاه آن است که چگونه تفکر افراد، خواسته و احساسات آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.

                                                        آزمایش (تجربی)       

ویژگیهای روان شناسی اجتماعی                  کاربردی    

                                                      تطبیقی

 دیدگاه معاصر: اول: روان شناسی اجتماعی علمی است آزمایشی، یعنی در آن از آزمایش و روش علمی استفاده می شود. در حال حاضر بسیاری از نظریه ها و اصول در روان شناسی اجتماعی مبتنی بر تجربه آزمایشگاهی بوده و هر روزه آزمایش های گوناگون در باره ی موضوع های مرتبط با روان شناسی اجتماعی انجام می گیرد.
دوم: روان شناسی اجتماعی علمی است کاربردی، منظور آن است که اصول و نتایج بدست آمده از آن به طور روزمره در زمینه های مختلف اجتماعی مانند سیاست، تبلیغات، آموزش و پرورش و به طورکلی شکل دهی به رفتار و افکار مردم مورد استفاده قرار می گیرد.
سوم: روان شناسی اجتماعی علمی است تطبیقی یعنی از یک طرف از اطلاعات و نتایج بدست آمده علوم دیگر نظیر جامع شناسی، مردم شناسی، و سایر رشته های علمی استفاده می کنند و از سوی دیگر اطلاعات، نتایج و اصول به دست آمده از روان شناسی اجتماعی در شاخه های دیگر علوم مورد استفاده قرار می گیرد.

روش تحقیق در روان شناسی اجتماعی: از آن جا که روان شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه رفتار فرد در گروه تعریف شده است. بنابراین در پژوهش های مربوط به روان شناسی اجتماعی بایستی از روش های علمی استفاده شود.

سوال          فرضیه        جمع آوری اطلاعات      تجزیه و تحلیل      نتیجه گیری

مراحل تحقیق: در روش علمی کار با طرح یک سوال آغاز می شود. که مسئله مورد نظر را بیان می کند. به عنوان مثال اگر پژوهشگری بخواهد تاثیر فشار گروه را بر میزان همرنگی فرد با گروه بسنجد، مسئله را بدین صورت مطرح کند. آیا فشار گروهی بر یک فرد می تواند سبب همرنگی او با جمع شود. پس از بیان مسئله پژوهشگرجمله ای اثباتی(قابل اثبات) را نسبت به سوال ذکر شده عرض می کند. این جمله اثباتی فرضیه خوانده می شود. در مثال ذکر شده فرضیه می تواند چنین جمله ای باشد. فشار گروهی سبب همرنگی شخص با گروه می شود. اکنون محقق به جمع آوری اطلاعات می پردازد تا بتواند فرضیه مورد نظر را بیان نماید. این جمع آوری به اشکال گوناگون انجام می شود. مثل مشاهده، مصاحبه،پرسشنامه، یا انجام یک آزمایش. پس از جمع آوری اطلاعات گام بعدی تجزیه و تحلیل اطلاعات است. در این کار معمولا از روش های آماری کمک گرفته می شود. و در نهایت پس از تجزیه و تحلیل به مرحله نتیجه گیری می رسیم. در این مرحله است که می توانیم ببینیم نتایج بدست آمده تجزیه و تحلیل را تایید می کنند یا نه؟

جلسه سوم
رفتار در گروهها
1- تعریف گروه: گروه عبارت است از دو فرد یا بیشتر که با هم تعامل دارند؛ به نحوی که هریک می تواند بر دیگری یا بر دیگران تاثیر گذاشته و از آنان متاثر شود. اعضای گروه در راستای این تعامل در پی رسیدن به هدف مشترکی هستند.

2- انبوه تجمع: ما می توانیم واژه انبوه را برای مجموعه هایی از افراد که با یکدیگر در تعامل نیستند به کار ببریم. نظیر اشخاصی که پشت چراغ قرمز در جلوی خط عابر پیاده ایستاده و منتظر سبز شدن چراغ برای عبورند. این افراد نوعا با یکدیگر تعامل یا اشتراک احساسات و عواطف به میزانی که یکدیگر را تحت تاثیر قراردهند ندارند اما در شرایطی که اعضای یک انبوه با یکدیگر تعامل معنادارپیدا کنند می توانند به گروه تبدیل شوند.

3- نفوذ اجتماعی: بررسی خود را با طرح یک سوال ساده آغاز می کنیم. حضور دیگران چگونه رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد؟ در موارد بسیاری ممکن است ما به صورت انفرادی عمل نکنیم اما در عین حال متوجه باشیم که دیگران در حال تماشای ما هستند؛ بسیاری از افراد در حضور یک عده تماشاگر احساس ترس و اضطراب می کنند. اما در بعضی موارد ممکن است حضور تماشاچیان به افراد انرژی اضافی نیز بدهند. به عنوان مثال: بازیگران تاتر و ورزشکاران هر چه تعداد تماشاچی بیشتر باشد عملکرد بهتری دارند.

4- الگوی تاثیر اجتماعی: نظریه ای که نقش تماشاچیان را بر عملگرد افراد توضیح داده است؛ نظریه ی تاثیر اجتماعی خوانده می شود. طبق این نظریه تاثیر و نفوذ تماشاچیان به چند عامل بستگی دارد> 1. تعداد افراد تماشاچی، همچنان که تعداد افراد در جمع تماشاچیان افزایش می یابد تاثیر آنها نیز رو به فزونی می رود. اما مقدار افزایش تاثیر با افزایش هر تماشاگر کاهش می یابد. به عنوان مثال تفاوت بین 3 و 4 تماشاگر بسیار بیش از تفاوت بین 30 و 31 تماشاگر است. 2. فاصله تماشاچیان: تماشاچیانی که حضور فیزیکی قابل رویت دارند تاثیر بیشتری نسبت به تماشاچیانی که از فرد دورتر هستند می گذارند.3. نیرومندی پایگاه تماشاچیان: هر چه که افراد تماشا کننده پایگاه اجتماعی بالاتری داشته باشند، تاثیر بیشتری بر فرد می گذارند. به طور کلی می توان الگوی تاثیر اجتماعی را به واسطه مثال لامپ توضیح داد. همانگونه که مقدار نور تابیده شده بر روی یک سطح بستگی به تعدا لامپ ها، فاصله آنها از سطح مزبور و مقدار وات لامپها دارد؛ همانگونه نیز تاثیر اجتماعی برآیندی است از تعداد، نزدیکی و نیرومندی.

الگوی انگیزشی تاثیر حضور دیگران: میخواهیم ببینیم تاثیر حضور دیگران (تماشاچیان) بر عملکرد فرد چگونه است؟ در بعضی موارد تماشاچیان باعث بالا رفتن سطح عملکرد فرد می شوند. آسان سازی اجتماعی، اصطلاحی است که به بهتر شدن عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اطلاق می شود. باز داری اجتماعی، برعکس به کاهش در عملکرد فرد به علت حضور افراد دیگر اشاره دارد. الگوی انگیزشی توضیح می دهد که حضور دیگران یک منبع افزایش هیجان است. چرا که تماشاچیان می توانند غیر قابل پیش بینی باشند. بدین ترتیب نوعی احساس عدم اطمینان در فرد ایجاد می کنند. در مورد رفتارهایی که خوب آموخته شده باشد (الگوی مسلط) این افزایش هیجان منجر به افزایش سطح عملکرد می شود. و برعکس در مورد رفتارهایی که به خوبی آموخته نشده باشند افزایش هیجان با عملکرد تداخل می کند. به طور کلی می توان گفت : انگیختگی منجر به افزایش در سطح عملکرد در مورد پاسخ های خوب آموخته شده و کاهش در سطح عملکرد در مورد، پاسخهای خوب آموخته نشده؛ خواهد شد.

جلسه چهارم 28/07/91
تماشاچیان فعال: تا اینجا تمرکز ما روی گروههای غیرفعال تماشاچی بوده است که در حین عملکرد افراد، صرفا تماشا گر بودند. اما در بعضی مواقع امکان دارد که تماشاچی همان تکلیف را با فرد انجام دهد. بیشتر افراد در چنین موقعیتی احساس می کنند که مسابقه ای در کار است و می کوشند که بهتر از نفرات دیگر عمل کنند. گروه هم کوش مبنایی برای مقایسه ایجاد می کند و ممکن است به ایجاد رقابت کمک کند.با مشاهده رفتار دیگران ما می توانیم مبنایی برای ارزشیابی عملکرد خود بیابیم.اگر شخص درسطح ما یا کمی بهتر يا بدتر از ما عمل كند، عملكرد او ممكن است براي ما به عنوان يك قرينه رقابت آميز عمل كرده و در نتيجه عملكرد ما را بهبود بخشد. اما اگر آن شخص بسيار بهتر با بدتر از ما عمل كند؛ احتمالا تاثير چنداني بر ما نخواهد داشت. فاصله بسيار زياد او از ما ممكن است او را به منبع غير معتبري براي مقايسه ما تبديل كند. و بنابراين سبب شود كه ما همچنان به عمل بر طبق معيار فردي خود ادامه دهيم. مشخصه هاي گروه: تركيب، ساختار، پويايي و عملكرد.
تركيب: در اين جا به ويژگي‌هايي نظير، رده‌بندي سني، تعداد نفرات، جنسيت اعضاء، قوميت و نژاد آنها و يا حتي پايگاه اقتصادي اجتماعي اعضاي گروه دقت مي كنيم.
ساختار: مثلا در داخل گروه چه كانالهاي ارتباطي برقرار است. چه كسي با چه كسي ارتباط برقرار مي‌كند. چه نوع نظامهاي طبقاتي در داخل گروه تشكيل مي‌شود. و رهبري گروه به دست كيست؟
پويايي: اين بدان معنا است كه اعضاي گروه چگونه بر يكديگر نفوذ و تاثير دارند. پيوندهاي عاطفي بين اعضا چگونه است.
عملكرد: يعني گروه در رسيدن به هدف خود تا چه اندازه خوب يا بد عمل مي‌كند.

اندازه يا تعداد نفرات گروه: اين امكان وجود دارد گروه را از نظر تعداد نفرات از يك زوج تازه ازدواج كرده تا كل نفرات يك دانشگاه در نظر بگيريم. در واقع گروه از دو نفر تا بي نهايت اعضا را شامل مي‌شود. اما بيشتر پژوهشهاي آزمايشي بر روي گروه‌هاي كوچك كه از سه تا ده نفر را شامل مي‌شوند متمركز بوده است.

 ويژگي هاي گروه

 

 

 

نمونه هايي از شبکه هاي ارتباطي (نقطه ها نماينده موقعيت افراد در شبکه، خطوط نماينده کانالهاي مجاز براي ارتباط)

شبكه هاي ارتباطي

 

امكانات ارتباط: به الگوهاي تجويز شده ارتباط، شبكه‌هاي ارتباطي گفته مي‌شود. هر چند اين شبكه‌ها جنبه انتزاعي دارند. اما به راحتي مي‌توان نمونه هايي را به شكل عيني مجسم كرد. شبكه هاي ارتباطي فرآيندهاي مختلفي را در گروهها ايجاد مي‌كنند.
شبكه ارتباطي چرخي: قدرت انتقال زيادي به فردي كه در مركز قرار گرفته است مي‌دهد.او مي‌تواند با هريك از چهار عضو ديگر ارتباط برقرار كند. اما آنها فقط مي‌توانند با شخص مركزي تماس بگيرند، نه با يكديگر. در چنين الگوي ارتباطي شخص قرار گرفته در موقعيت مركزي به عنوان يك رهبر تجلي خواهد كرد.
شبكه‌هاي زنجيري و y شكل: هر دو منجر به سازمان متمركز مي شوند.
در گروه‌هايي كه داراي شبكه ارتباطي به شكل دايره هستند و در آن هر عضو مي‌تواند با اعضاي ديگر ارتباط برقرار كند. نمي توان پيش بيني كرد كه كداميك از موقعيت‌ها به تسلط منجر خواهد شد. در اين شبكه‌ها (هم پيوند و دايره‌اي) شخصيت‌هاي افراد و مهارتهاي اعضاي گروه عوامل تعيين كننده هستند.

جلسه پنجم 19/8/91

انسجام گروهي: نزديك بودن يا عدم وجود آن در يك گروه مي‌تواند اثر مهمي بر رفتار اعضاي‌ آن داشته باشد. اصطلاحي كه براي توضيح اين نزديك بودن به كار رفته است انسجام است.
انسجام را اينگونه تعريف مي‌كنند.
1. ويژگي گروه كه در آن نيروهاي اعمال نشده بر اعضا براي ماندن در گروه بيش از كل نيروهايي است كه مي‌كوشد آنها را بر ترك گروه وادار كند. به عبارت ديگر گروهايي كه اعضا يكديگر را دوست دارند و مي‌خواهند در كنار يكديگر باشند؛ گروهاي منسجم هستند. گروهايي كه اعضاي آن به هم جذب نشدند و از هم پاشيده اند غير منسجم هستند. از آن‌جايي كه اعضايي كه جذب گروه شوند سخت تركار مي‌كنند تا به هدف شان برسند. انسجام معمولا به باروري بيشتر گروه منجر مي‌شود. البته اين در صورتي است كه هدف گروه باروري بيشتري باشد. اگر هدف گروه اجتناب از كار كردن باشد مي‌توان انتظار داشت كه گروه منسجم تر باروري كمتري داشته باشد.

 ويژگي بعدي، عملكرد گروه: عملكرد گروه اين است كه افراد وقتي به صورت گروهي كار مي‌كنند، عملكرد بهتري دارند؛ يا زماني كه به صورت فردي كار مي‌كنند؟ در مورد مسئله قضاوت مطالعات نشان داده است كه قضاوت گروهي به ندرت ممكن است، از قضاوت يك فرد به تنهايي نادرست تر باشد. بلكه غالبا بر آن برتري دارد. چون گروه به علت وجود اعضا، دانش و اطلاعات گسترده تري از مسائل دارد. ولي در مورد حل مسئله يا انجام يك تكليف خاص، مطالعات نشان داده است كه گروه ممكن است بهتر بتواند تكليف را انجام دهد. به شرطي كه بتوان آن تكليف را به تكاليف فردي تقسيم كرد و مهارت‌هاي هر فرد در گروه را با يك تكليف خاص هماهنگ كرد. اما زماني كه تكليف مبهم است؛ يا اعضا فاقد مهارت‌هاي لازم هستند، عملكرد گروه ممكن است پايين‌تر از عملكرد يك فرد به تنهايي باشد.

نفوذ اجتماعي: يكي از جنبه‌هاي بسيار مهم رفتار اجتماعي متقابل، نفوذ اجتماعي است. مفهوم نفوذ اجتماعي آن است كه كسي توان تحت تاثير قراردادن ديگران را چه با گفتار و چه با رفتار خود داشته باشد. اما در روان شناسي اجتماعي منظور از نفوذ اجتماعي توان همرنگ كردن فرد با گروه و كنترل فرد از توي گروه هست.

همنوايي: تسليم شدن به فشارهاي گروهي وقتي كه تقاضاي مستقيمي از سوي گروه در مورد همرنگ شدن فرد با گروه انجام نگرفته باشد، تعريف كردند. همنوايي با گروه و همچنين ناهمنوايي با گروه مي‌تواند هم مثبت باشد و هم منفي. به عنوان مثال: زماني كه گروه در حال انجام كاري مثبت و مفيد است؛ همنوايي با گروه مبت و ناهمنوايي منفي خواهد بود. از سوي ديگر اگر گروه در حال انجام كاري منفي باشدغ همنوايي با گروه منفي و ناهمنوايي با گروه مثبت خواهد بود.
عوامل موثر بر همنوايي:
نخستين كليد همنوايي آشكار سازي است. يعني اينكه رفتار يك فرد در يك موقعيت تا چه اندازه در معرض ديد ديگران قرار دارد. هرچه رفتار فرد بيشتر در معرض ديد باشد، چنانچه اين رفتار از انتظارات و هنجارهاي  او فاصله داشته باشد، ممكن است شخص مورد طرد و تنبيه واقع شود. به همين دليل امكان اين كه با گروه همنوايي كند بيشتر است.
دوم ميزان همانند سازي باگروه: هرچه فرد بيشتر با گروه همانند سازي كند احتمال هم نوايي او با گروه بيشتر مي‌شود.
سوم تصور فرد از نگرش گروه نسبت به ناهمنوايي: اگر تصور فرد اين باشد كه گروه نسبت به ناهمنوايي نظري منفي دارد، بيشتر احتمال دارد كه خود را با انتظارات گروه هماهنگ كند.
چهارم: تصوري كه شخص از ارتباط خود با گروه دارد و نقشي كه با گروه دارد. اگر فرد در گروه نقشي را به عهده داشته باشد كه مستلزم همراهي با گروه باشدف احتمال همنوايي او با گروه بيشتر مي‌شود.

پنجم ويژگي‌هاي فردي و شخصيتي فرد در همنوايي: علاوه بر عوامل موقعيتي و روحي بعضي از ويژگي‌هاي فردي نيز شناخته شدند كه با همنوايي همبستگي دارند.
1. تاريخچه موفقعيت: افرادي كه داراي تاريخچه موفقعيت غني تري هستند. بيشتر احتمال دارد كه با گروه همنوايي نكند نسبت به كساني كه چنين تاريخچه‌اي ندارند.
2. ميزان اضطراب: ميزان اضطراب هرچه بيشتر باشد احتمال اينكه فرد با گروه همنوايي كند بيشتر است نسبت به كساني كه ميزان اضطراب كمتري دارند.
3. نياز به تاييد اجتماعي: افرادي كه نياز شديد به تاييد اجتماعي دارند بيشتر نياز به همنوايي دارند. از طرف ديگر افرادي كه نياز كمتري به تاييد اجتماعي دارند و احساس استقلال بيشتري دارند؛ نسبت به قضاوت گروه خود كمتر نگرانند.

4. پايگاه فردي: مقام فردي در درون پايگاه اجتماعي تاثير مهمي بر ميزان همنوايي دارد. به طور كلي افراد داراي پايگاه متوسط بيشترين ميزان همنوايي را نشان مي‌دهد. فردي كه از نظر اجتماعي در طبقه بالاست، اگردر جهت تازه‌اي حركت كند و درستي اين جهت تازه مورد تاييد قرار گيرد؛ در اين صورت مشروعيت پايگاه بالاتر او نيز معلوم مي‌شود. افراد داراي پايگاه پايين خود به خود در رده‌ي پايي قراردارند و بنابراين چيزي براي از دست دادن ندارند كه با نا همنوايي از دست بدهند. و اگر به شكل متفاوتي عمل كنند و درستي عمل آنها ثابت شود مي‌تواند راهي براي بالا بردن پايگاهشان باشد. اما افراد داراي پايگاه متوسط گير افتاده‌اند. اگر همنوايي نكنند امكان دارد پايگاه خود را از دست بدهند.بنابراين همنوايي كامل آنها مكانيزمي است براي حفظ پايگاه فعلي خود.انواع همنوايي: دو نوع نفوذ وجود دارد كه هريك به نوعي از همنوايي منجر مي‌شود.
نفوذ اطلاعاتي: زماني صورت مي گيرد كه فرد فكر مي‌كند نظر جمع درست است و بر نظر خود او ارجعيت دارد. در اين صورت نفوذ اطلاعاتي منجر به همنوايي خصوصي مي‌شود كه مي‌توان آن را پذيرش حقيقي دانست. كه نه تنها رفتار آشكار شخص تغيير مي‌كند بلكه ذهن و درون او نيز عوض مي‌شود.
نفوذ هنجاري: اگر شخص به اين دليل با گروه همنوايي كند كه از پيامدهاي منفي مخالف به نظر آمدن وحشت دارد در اين جا نفوذ هنجاري روي داده است. كه منجر به همنوايي عمومي مي‌شود. كه به آن گاهي اوقات تسليم نيز گفته مي‌شود. يعني فرد در برابر فشار هنجاري مسلط با اعلام اينكه با ديگران موافق است خود را از خطر مي‌رهاند در حاليكه باطنا با نظر جمع موافق نيست و رفتارش در خلوت متفاوت از رفتار او در جمع است.
كنترل: كنترل را توان اعمال قدرت، هدايت يا بازداري اعمال و رفتار ديگران يا خود، تعريف كرده‌اند. باور چنين كنترلي دنيا را براي ما قابل پيش بيني تر مي‌كند. به طور كلي افراد در موقعيت‌هايي كه معتقدند بر آن كنترل دارند؛ واكنش مثبت تري دارند نسبت به موقعيت‌هايي كه چنين كنترلي را احساس نمي‌كنند. به طور مثال افرادي كه در موقعيت كاري خود احساس كنترل دارند؛ محيط كار را مناسب‌تر و لذت بخش تر توصيف كرده و كار خود را بهتر انجام مي‌دهند، نسبت به كساني كه چنين كنترلي ندارند.
تفاوت‌هاي فردي در درك كنترل: اگر چه عوامل موقعيتي مي‌توانند احساس ما را در مورد كنترل داشتن بر موقعيت ها تحت تاثير قرار دهند؛ اين امر نيز واقعيت دارد كه افراد از نظر باورهاي كلي خود در مورد كنترل تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند. اين مسئله را تحت عنوان مركز يا كانون كنترل توضيح مي‌دهند. اين مفهوم كه توسط "راتر" مطرح شد اساس بدين معناست كه مردم عقيده دارند كنترل رويدادها در زندگي آنان دروني يا بيروني است. افراد داراي مركز كنترل دروني به توانايي هاي خود در كنترل رويدادها اعتقاد دارند و افراد داراي مركز كنترل بيوني معتقدند كه افراد يا اتفاقات ديگر هستند كه بر اوضاع و احوال زندگي آنان تاثير مي‌گذارند.
واكنش در برابر از دست دادن كنترل: هر چند بيشتر ما مايل هستيم باور كنيم كه در رويدادها كنترل داريم؛ اما چنين كنترلي هميشه امكان پذير نيست. خيل اوقات ما با وقعيت‌هايي مواجه مي‌شويم كه به نظر مي‌رسد در آنها فرد يا چيز ديگري كنترل سرنوش ما را در دست دارد. فرد در برابر اين از دست دادن كنترل سه واكنش دارد.
1. عكس العمل: برطبق اين نظريه تهديد شدن آزادي فرد يك حالت روان شناختي عكس العمل به وجود مي‌آيد و اين حالت انگيزش به جلب مي‌شود كه شخص دست به اعمالي بزند كه به نظرش به او كمك مي كند تا كنترل خود را بر اوضاع به دست آورده و آزادي شخصي خود را باز يابد. يكي از مثالهاي كابردي عكس العملي سانسور كردن است. ذكر دونكته در مورد نظريه عكس العمل داراي اهميت است.
الف. رفتار عكس‌العملي ممكن است الزاما در همه موارد صورت نگيرد. يعني از دست دادن كنترل خيلي شخص را ناراحت نكند.
ب. هميشه به نفع ما نيست كه احساس كنيم كنترل اوضاع در دست ماست. به عنوان مثال وقتي كه صدمه جاني يا مالي، ما، يا اطرافيان مان را تهديد مي‌كند. به وجود كنترل در دست ديگران رضايت مي‌دهيم.
۲. درماندگي آموخته شده يا خود آموخته: نظریه  توسط سليگمن: از ديدگاه او درماندگي خود آموخته عبارت است از اعتقاد به اينكه نتايج به دست آمده از سوي فرد مستقل از اعمال انجام شده به وسيله او هستند. يك جنبه از اعتقاد ما به كنترل شخصي در اين واقعيت نهفته است كه نتايج قابل پيش بيني هستند. و قابليت پيش بيني و كنترل ارتباط نزديك با هم دارند. وقتي قابليت پيش بيني از دست برود؛ كنترلي موجود نيست و فرد، مبتلا به درماندگي خود آموخته و افسردگي مي شود. احساس از دست دادن كنترل ممكن است به وسيله عوامل ديگري نيز ايجاد شود.
۳. لانگر معتقد است كه تعدادي از موقعيت ها مي‌تواند توهم عدم توانايي ايجاد كند. به طور مثال ممكن است افراد ديگر به طور مستقيم يا غير مستقيم اشاره كنند كه شخص ناتوان است و اين باور تدريجا در خود شخص به وجود آيد. از ديدگاه وي بخشي از ناتواني افراد مسن مي‌تواند ناشي از ديگراني باشد كه به آنها برچسب ناتوان بودن مي‌زنند.
۹۱/۰۹/۱۰

اطاعت و فرمانبرداری: آزمایشها و طرح های پژوهشی گوناگون در محیط کنترل شده آزمایشگاهی به اجرا در آمده است تا به ریشه یابی و تجزیه و تحلیل موضوع اطاعت پرداخته شود. یک مورد بسیار معروف آزمایشی که به وسیله استانلی میلیگرم در دانشگاه ییل انجام گرفت؛ در این آزمایش چهل هفر آزمودنی از طریق یک آگهی روزنامه برای شرکت در آزمایش مربوط به یادگیری و حافظه انتخاب شدند. همه آزمودنیها مرد و از مشاغل مختلف بودند. به آنها برای شرکت در آزمایش 4/5 دلار پرداخت شده بود. هر آزمودنی وارد آزمایشگاه شده و به آزمایشگر و آزمودنی دیگری که در واقع همدست آزمایشگر بود معرفی می شد؛ و سپس به واسطه یک قرعه گشی تصنعی آزمودنی اصلی معلم می شد و همدست آزمایشگر شاگرد. در اتاقی که باید معلم در آن می نشست یک تابلو برق با کلیدهایی که هریک ولتاژ معینی را مشخص می کرد نصب شده بود. که از شوک ملایم یعنی 15 ولت تا شوک بسیار خطرناک یعنی 450 ولت درجه بندی شده بود کار معلم این بودت که از شاگرد سوالاتی را بپرسد و به ازای هر پاسخ اشتتباه به او شوک وارد کند. آزمایشگر برای اینکه به آزمودنی بفهماند که شوک واقعی است او را در صندلی شاگرد می نشاند و یک شوک خفیف به او وارد می کرد. سپس آزمایش اصلی آغاز می شد. وقتی معلم به شوک 300 ولت می رسید شگرد از آن سوی دیوار با مشت به دیوار می کوبید و فریاد اعتراض او بلند می شد. هر بار که معلم در دادن شوک تردید می کرد؛ آزمایشگر با لحنی تحکم آمیز به او می گفت ادامه بدهید شما پول گرفته اید که این کار را تا آخرادامه دهید. نتایج به دست آمده بسیار تکان دهنده بود. هیچ یک ازآزمودنی ها قبل از شوک سیصد ولت متوقف نشدند. یعنی 100% آنها تا مرحله 300 ولت پیش رفتند. در مجموع 26 نفر از چهل نفر یعنی 65% تا شوک 450 ولت کار را ادامه دادند.
عوامل موثر بر اطاعت:۱
۱. وضعیت قربانی، مجاورت قربانی و حضور او در مقابل چشم شوک دهنده اطاعت کورکورانه را تا حد قابل توجهی کاهش می دهد. ظاهرا این مواجه وجدان شوک دهنده را آزار می دهد و از صدمه اضافی جلوگیری می کند. بنابر این در جنگ های کنونی که خلبانان یا خدمه پرتاب موشک قربانیان خود را به چشم نمی بینند. عذاب و وجدان کمتری گریبانگیر آنهاست. و آسانتر دستور را قبول می کنند. نسبت به موردی که بتوانند ببینند بر سر قربانیان خود چه آورده اند.
۲. حضور یا عدم حضور دستور دهنده در صحنه، وقتی دستور دهنده در صحنه حضور داشته باشد میزان اطاعت بیشتر از زمانی است که از دور کنترل کند.
۳. وجود سرمشق و الگو یا نمونه اطاعت کننده باعث افزایش میزان اطاعت و وجود الگوی مخالفت کننده باعث کاهش اطاعت در سایر افراد می شود.

روش‌هاي جلب اعتماد:
1. جلب علاقه، در اين روش شخص ابتدا سعي مي كند ترتيبي بدهد تا مورد علاقه فرد مورد نظر قرار گيرد. مثلا ظاهر جذاب داشتن، استفاده از قرينه‌هاي مثبت غيركلامي نظير تبسم كردن، خوشرويي، تماس چشم در چشم وهمينطور چاپلوسي، موافقت با نظر ديگري يا دادن هديه اي به او. پژوهش ها نشان داده‌اند كه همه اين تدابير حداقل تا حدودي در جلب علاقه ديگري به شخص موثرند و افزايش علاقه شديد خود احتمال موافقت با تقاضايي را كه از سوي فرد انجام گيرد را بالا مي برد.
2. انجام خدمت و مدیون کردن فرد، روش دیگری که با ان می توان احتمال افزایش اطاعت و فرمانبرداری را افزایش داد ،استفاده از هنجارهای مربوط به عدالت اجتماعی و جبران خدمت است . مثلا ، اگر کسی خدمتی برای ما انجام داده باشد ، از نظر هنجارهای اجتماعی ما خود را به او مدیون میدا نیم و مترصد فرصتی هستیم که در مقابل ، خدمتی برای او انجام دهیم . همین احساس دین ، احتمال پذیرفتن تقاضایی از جانب وی را بوسیله ما بالا می برد . دراین زمینه چنانچه خدمت ان فرد به ما داوطلبانه و بدون چشمداشت باشد ، احتمال قبول تقاضای وی از سوی ما باز هم افزایش می یابد .
3. جای پا باز کردن در این روش ابتدا از فرد یک خواسته کوچکي كه قبول آن از سوي ما باز هم آسان است مي شود وپس از اينكه آن تقاضاي كوچك پذيرفته شد تقاضاي بزرگتري مطرح مي‌شود. پژوهش ها نشان داده است كسي كه خواسته كوچك را مي‌پذيرد، تقاضاي بزرگ بعدي را نيز خواهد پذيرفت. چرا كه شخص سعي دارد در عمل خود ثباد داشته باشد.
4. ایجاد احساس گناه در شخص، روش دیگربرای افزایش احتمال اطاعت و فرمانبرداری دریک فرد ، ایجاد احساس گناه در اوست .چنانچه ما زیان یا صدمه ای به کسی وارد کرده باشیم ، نسبت به عملی که انجام داده ایم در ما احساس گناه ایجاد می شود . وجود این احساس زمینه پذیرش تقاضا ازسوی فرد زیان دیده را در ما افزایش می‌دهد.
5. به مرگ بگير تا به تب راضي شود، در اين روش افرادي كه از قبول يك تقاضاي بزرگ قبلي امتناع كردن احتمال بيشتري دارد كه با تقاضاي كوچك بعدي موافقت كنند. روش به مرگ بگير تا به تب راضي شود بستگي به مجموعه‌اي از شرايط دارد. نخست اينكه تقاضاي اول بايد بسيار بزرگ باشد، آنقدر بزرگ كه فرد از پذيرش آن امتناع كند، نسبت به خود نتيجه گيري منفي پيدا نكند. دوم اينكه براي اين كه اين روش موثر باشد تقاضاي دوم بايد به وسيله همان شخص صورت گيرد كه تقاضاي اول را مطرح كرده بود.


روش تحقیق در علوم انسانی

روش تحقیق استاد جمالی آشتیانی


1-      علم را تعریف کنید. یعنی آگاهی و دانش نسبت به یک موضوع.

2-      علم به طور کلی به دو قسمت علم حضوری و علم حصولی تقسیم می شود.

3-      علم حضوری یعنی چه؟ یعنی اینکه واقعیت معلوم، پیش انسان حاضر باشد و واسطه ای در کار نباشد. مثل علم به خود، علم به ترس.

4-      علم حصولی یعنی چه؟ علمی که بر اساس مفهوم و واقعیت خارجی و با واسطه صورت ذهنی برای انسان حاصل شود. مثل علم انسان به اشیاء و پدیده های جهان خارج.

5-      توضیح دیدگاههای شناختی: دیدگاههای شناختی که دانشمندان و فلاسفه آنها را روش علمی شناخت و آگاهی نسبت به پدیده های جهان خلقت تلقی می کنند متفاوت است.

6-      چند مورد از دیدگاه های شناختی را نام برده و هریک را به اختصار توضیح دهید. مهم
1. دیدگاه تجربه گرایی(پوزیتیویسم): این دیدگاه در مقابل عقل گرایی سنتی و ارسطویی شکل گرفت و وسیله شناخت را حواس انسان می داند و معتقد است شناختی اعتبار دارد که به وسیله یکی از حواس قابل درک باشد و به همین لحاظ برای فهم جهان به تجربه و آزمایش و مشاهده اصالت می دهد. و از روش استقرایی برای دستیابی به کلیت ها استفاده می کند.
2. دیدگاه عقل گرایی: بر اساس روش استدلال قیاسی استوار است. در این روش می گویند به وسیله ی حواس نمی توان به کلیت رسید بلکه به وسیله عقل می توان به شناخت رسید.

7-      3. دیدگاه ساختاری: این دیدگاه شامل نظریه توماس کوهن که اعتقاد داشت شیوه ی پیشرفت یک علم را می توان به وسیله  طرح بی پایان ذیل خلاصه کرد.
پیش علمی     علم عادی      بحران علمی       انقلاب علمی       علم عادی جدید       بحران جدید علمی...
4. دیدگاه هرمنوتیک: هرمنوتیک به مفهوم تفسیر متون مذهبی و ادبی به ادبیات و زبان یونانی باز می گردد. در روش شناسی هرمنوتیکی با تفسیر و تاویل متن معنی و مفهوم نهفته در آن کشف و راز و رمز آن بازگشایی می شود.
(نمونه سوال و مهم) دیدگاههای شناخت علمی را نام برده و یک مورد را توضیح دهید.(جواب س مهم6)

8-      چرا تحقیق علمی انجام می شود و اساسا بشر چه نیازی به انجام دادن تحقیقات علمی دارد. تحقیقات علمی فلسفه ای روشن دارد زیرا نیاز بشر به تحقیقات علمی امری بدیهی است که به شرح زیر می باشد.
1. نیاز فطری انسان یعنی انسان فطرتا جستجوگر است.
2. پاسخ گویی به نیازهای حیاتی یعنی انسان از بدو تولد تا مرگ مسائل و مشکلات گوناگونی را پیش رو دارد که باید پاسخ گو باشد.

9-      پنج مرحله فرآیند تحقیق علمی را نام برده و توضیح دهید. مهم
مرحله اول: انتخاب، تحلیل و تبیین مسئله تحقیق، در این مرحله محقق مسئله را انتخاب می کند. نظریه ها و گفتارهایی که در باره آن از طریق مطالعه سوابق یا مشاهدات اولیه سازمان می دهد. متغیرهای علی یا توصیفی را مشخص می کند و مدلهای نظری را طراحی کرده فرضیه های تحقیق را تدوین می کند تا نهایتا پس از ارزیابی مجدد هر یک، به تبیین آنها بپردازد.
مرحله دوم: گزینش، طراحی و تشریح روشهای کار: در این مرحله محقق باید روش تحقیق،روش انتخاب نمونه و روشهای گردآوری اطلاعات و ابزارهای سنجش، روش استخراج و طبقه بندی، روش تجزیه و تتحلیل و استفاده از رایانه و آمار را مورد بررسی قرار داده و سپس اقدام به طراحی و اجرای آن نماید.
مرحله سوم: گردآوری اطلاعات و داده ها، در این مرحله محقق بر اساس طراحی انجام شده اقدام به انتخاب نمونه و اجرای پرسشنامه ها و ابزار سنجش نموده پس از اعمال اصلاحات لازم و اطمینان از روایی آنها اقدام به اجرای عملیات نهایی، گرد آوری اطلاعات می کند.
مرحله چهارم: طبقه بندی و تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها، در این مرحله داده ها و اطلاعات کدگذاری، استخراج، فشرده سازی و طبقه بندی شده شاخص ها محاسبه و آزمون های آماری مورد نیاز انجام می شود و نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل و تفسیر قرار می گیرد.
مرحله پنجم: تدوین گزارش تحقیق، در این مرحله مطابق طرح تهیه شده نسبت به تدوین گزارش تحقیق بر اساس الگوی متداول در دانشگاه یا سازمان کارفرماه اقدام و پس از ویرایش و تایپ مرحله نهایی انجام می شود.(انتشار)
(نمونه سوال خیلی مهم) فرآیند تحقیق علمی دارای چه مراحلی است نام برده و یک مرحله را توضیح دهید.
یا: در مرحله ....(یکی از مراحل).. تحقیق علمی، محقق چه عملیاتی را انجام می دهد.)

1- ویژگیها و قواعد تحقیق علمی: تحقیق علمی به عنوان فرایند کشف مجهول و یافتن پاسخ برای مسائل از قواعدی برخوردار است که در ذیل بیان می شود.
1. توسعه ای بودن،
2. قابلیت بررسی داشتن،
3. نظم داشتن،
4. تخصص طلبی،
5. قابلیت تعمیم،
6. دقت طلبی،
7. واقعی بودن،
8.قاعده تجاهل،
9. صبر طلبی،
10. جرات طلبی،
11. نیاز به مدیریت واحد،
12. رعایت اصل بی طرفی،
13. اجتهادی بودن تحقیق،
14. اتکا بر اطلاعات دست اول،


تعریف مقاهیم: در تحقیقات علمی مفاهیمی وجود دارد که دانستن آنها برای آشنایی با این درس مهم است. در ذیل به بعضی از این مفاهیم اشاره می شود.
1- تعریف علم: علم در لغت به معنی یقین، معرفت و دانش است.
2- تقسیم بندی علوم: همراه با افزایش حجم معلومات بشر و برخورداری آن از تنوع و گستردگی، مسئله طبقه بندی و تقسیم بندی این معلومات و معرفت ها و شناخت ها مطرح می شود.
3- تقسیم بندی علوم از دیدگاه کنت: 1. ریاضیات 2. هیئت 3. فیزیک 4. شیمی 5. زیست شناسی 6. جامعه شناسی.
4- هربرت اسپنسر علوم بشری را به گروه تقسیم کرد.
الف- علوم انتزاعی، شامل منطق و ریاضیات
ب- علوم نیمه انتزاعی و نیمه عینی، شامل، مکانیک، فیزیک و شیمی.
ج- علوم عینی، شامل، ستاره شناسی، زمین شناسی، زیست شناسی، روان شناسی و جامعه شناسی.

تعریف نظریه: در تحقیقات علمی نظریه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تعریف این مفهوم به دو صورت بیان شده است.
- برداشت عامیانه، که به عنوان نظر در جامعه مطرح است.
- برداشت صحیح و علمی از این مفهوم است؛ بدین معنا که نظریه جنبه ی تبیینی دارد و بنیاد هر فعالیت علمی را تشکیل می دهد.

انواع نظریه: به طور کلی نظریه به دو نوع تقسیم می شود.
1. نظریه های تبیینی: این نظریه ها موضوع علم هستند. یعنی آنها مدعی هستند که حقایق و واقعیت ها را تبیین کرده، توضیح می دهند.
2. نظریه های تجویزی و توصیه ای: این نظریه ها که عمدتا ماهیت سیاسی - اجتماعی دارند ممکن است بر اساس یک سری پیش فرض های اعتقادی، ایدئولوژیکی، فرهنگی ، سیاسی و حتی علمی ارائه شوند. این نظریه ها مدعی بهبود بخشی به زندگی فردی و اجتماعی بشرند. و گاه از سوی مصلحان اجتماعی توصیه و تجویز می شوند.

تعریف قانون علمی: قوانین علمی بیانگر رابطه ای کلی و عمومی بین حقایق و وقایع و پدیده هاست که از طریق مشاهده حقایق یا فرآیندهای منطقی بدست می آید. قانون علمی پس از بررسی فرضیه های مربوط به نظریه و تایید قطعی آنها حاصل می شود.
مشخصات قانون علمی:
1. کلی باشد و با تمام مصادیق خود منطبق گردد.
2.دقیق، روشن و مشخص بیان شود. دو پهلو نباشد.
3. در کلیه موارد و تمامی زمان ها و مکانها قابل اثبات باشد.
4. با آزمایشهای متعدد نتیجه ی واحد و یکسان بدهد.
5. بر اساس اطلاعات صحیح، وسیع و استدلال اصولی پایگذاری شده باشد.
6. رابطه علت و معلولی بین دو متغیرو یا پدیده را نشان دهد.

مفهوم متغیر: متغیر به ویژگی یا صفت عاملی گفته می شود که بین افراد جامعه مشترک بوده می تواند مقادیر کمی و ارزشهای متفاوتی داشته باشد. هر شئی از نظر ویژگی دارای وزن، حجم، طول، عرض، ارتفاع، رنگ و ... است و هر موجود زنده ای نیز از ویژگیهای مزبور و سایر ویژگیهای زیستی و عقلانی برخوردار است.

انواع متغیر: متغیرها انواع مختلفی دارند و بر اساس مبانی مختلفی نیز طبقه بندی می شوند.
الف- انواع متغیر بر اساس ارزش: این متغیر ها به سه دسته تقسیم می شوند:

1- متغیرهای کمی یا متغیر های قابل اندازه گیری، مانند قد، وزن، نمرات درسی، تعداد، در آمد، طول ، عرض و ارتفاع. این متغیرها شامل دو گروه  متغیرهای کمی متصل که مقادیری که می پذیرند اعشار پذیر است.مثل طول70/1 سانتیمتر... و گروه دیگر متغیرهای کمی منفصل که مقادیری که می پذیرند اعشار پذیر نیست. مثل تعداد دانش آموزان، کلاسها، درختان...

2- متغیرهای کیفی: این متغیرها مقادیر عددی به خود نمی گیرند بلکه ارزشهای کیفی را می پذیرند. مثل خوش خلقی، شجاعت، کوشابودن... اما می توان با جدول رتبه بندی آنها را قابل اندازه گیری کرد. جدول طیف ارزش گذاری یا رتبه ای متغیر کیفی

خیلی کم

کم

متوسط

زیاد

خیلی زیاد

1

2

3

4

5

3- متغیرهای دو وجهی: این متغیرها بین متغیرهای کمی و کیفی قرار دارند. یعنی می توانند هم ارزش کمی به خود بگیرند و هم ارزش کیفی مانند مدرک تحصیلی و درآمد.

 نمودار انواع متغیر ها بر اساس ارزشی که به خود می گیرند.

 

               کمی                          متصل (پیوسته): درآمد، سن، وزن

                   کیفی: کوشا بودن      منفصل (گسسته و ناپیوسته): تعداد دانشجوها، تعداد کلاسها

                                  دو وجهی: مدرک تحصیلی، درآمد

 

ب- انواع متغیرها بر اساس رابطه: متغیرها بر اساس رابطه ای که با یکدیگر دارند به سه گروه تقسیم می شوند.

1- متغیرهای مستقل: این متغیرها نقش علت را به عهده دارند و بر متغیرهای دیگر تاثیر می گذارند؛ منشاء بروز پدیده ها می شوند.
2- متغیر های تابع یا وابسته: این متغیرها تابع تغییرات مستقل هستند یا در واقع معلول آنها به حساب می آیند. مثلا در بررسی رابطه  هوش و پیشرفت تحصیلی یا بی سوادی با کمبود درآمد. می توان گفت که پیشرفت تحصیلی و کمبود درآمد به ترتیب متغیرهای تابع یا وابسته ای هستند که از متغیرهای مستقل هوش و بی سوادی تاثیر می پذیرند.

3- متغیرهای میانگر یا واسطه: متغیری که به عنوان رابطه بین متغیر مستقل و تابع قرار می گیرد. مثلا در رابطه بین افزایش نقدینگی و تورم می توان متغیرهای میانگر مثل قدرت خرید را نیز در نظر گرفت. برای مثال در رابطه بین محیط زیست آلوده و سوء تغذیه با فقر. متغیر واسطه یا میانگر به شکل زیر است.

متغیر مستقل          متغیرهای میانگر            متغیر تابع

محيط زيست آلوده ضعف سلامتي كاهش نيروي كار كاهش درآمد فقر
سوء تغذيه ضعف سلامتي كاهش نيروي كار كاهش درآمد فقر

بررسی ها نشان می دهد بین مسیر دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آن ها رابطه معنا داری وجود دارد.
                                               متغیر مستقل         متغیر وابسته
پیشبرد اهداف، توزیع تفویض قدرت  وابسته              مستقل

 ج- انواع متغیر بر اساس نقش: متغیرها بر اساس نقشی که در تحقیق بر عهده دارند به دو گروه تقسیم می شوند.
1. متغیرهای علی: این متغیرها در واقع همان متغیرهای مستقل یا غیر وابسته هستند که به عنوان عامل به وجود آورنده یک پدیده مورد مطالعه قرار می گیرند. مثل زلزله که باعث ویرانی خانه ها می شود.
2. متغیرهای توصیفی: این متغیرها بیان کننده صفات و ویژگیهای یک پدیده یا شئی و یا حالت هستند و در واقع وضع آن را توضیح می دهند و در تحقیقات توصیفی در شناخت وضعیت شیء نقش مهمی دارند.ممکن است هم از نوع کمی و هم کیفی باشند مانند وضع سنی، تحصیلی، درآمد، سواد...

د- انواع متغیرها براساس گزینه: این متغیرها بر اساس تعداد گزینه یا عددی که به خود می گیرند به دو دسته تقسیم می شوند.
1. متغیرهای دو گزینه ای مثل زن و مرد، مرگ و زندگی
2. متغیرهای چند گزینه ای مثل سطح تحصیلی که می تواند ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، کاردانی تا دکترای تخصصی باشد.

ه- متغیرهای جانبی: این متغیرها موضوع اصلی تحقیق را تشکیل نمی دهند بلکه در صحنه ی تحقیق به شکلهای مختلف حضور دارند و محقق اقداماتی را در مورد آنها انجام می دهد.
1. متغیرهای تعدیل کننده: این متغییر برای تغییر همبستگی بین متغیر مستقل و وابسته به کار گرفته می شود. اگر محقق بخواهد اختلاف هوشی و معدل دانشگاهی دانشجویان پسر و دختر را بررسی کند در اینجا جنس متغیر به عنوان متغیر تعدیل کننده مورد بررسی قرار می گیرد.
2. متغیرهای کنترل: توسط محقق کنترل می شوند در این تحقیق محقق به وسیله کنترل این متغیرها ارتباط بین متغیر مستقل و وابسته را می سنجد. اگر پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها با سوادند بیشتر از پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی باشد که والدین آنها سواد ندارند، هوش دانش آموزان به عنوان متغیر کنترل است که بوسیله محقق حذف می شود و یا ثابت نگه داشته می شود.(هوش متغیر کنترل است)
3. متغیرهای مداخله گر یا مزاحم: این گونه متغیرها به صورت فرضی و نظری در متغیر تابع اثر می گذارند؛ ولی عملا قابل مشاهده، اندازه گیری و دستکاری نیستند.

فصل دوم ص ۵۸

4-  انواع تحقیقات علمی: تحقیقات علمی براساس دو مبنا، هدف و ماهیت تقسیم بندی می شوند.

5- تقسیم بندی براساس هدف به دو دسته کلی تقسیم می شوند. 1. گروه بنیادی 2. گروه کاربردی

6- تحقیقات بنیادی: این تحقیقات که به نام مبنایی یا پایه ای معروفند، در پی کشف حقایق و واقعیتها و شناخت پدیده ها و اشیا هستند. این تحقیقات در پی انشا نظریه یا ایجاد نظریه می باشند.
مشخصات تحقیقات بنیادی: وقت گیربودن، هزینه بر بودن و توسط مراکز علمی و دانشگاهی انجام شدن، و به دو دسته بنیادی تجربی (از جزء به کل) و بنیادی نظری (از کل به جزء) تقسیم می شوند.

7-  تحقیقات کاربردی: این تحقیقات با استفاده از زمینه و بستر شناختی بدست آمده است. برای رفع نیازمندیهای بشر و بهبود و بهینه سازی ابزارها، اشیاء و الگوها در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی انسان مورد استفاده قرار می گیرند.

8- مشخصات تحقیقات کاربردی: وقت گیر نبودن، درآمدزا بودن، عمدتا سازمانهای دولتی و خصوصی و کارخانه ها آن را انجام می دهند و به دو دسته تقسیم می شوند.
الف- تحقیقات توسعه ای، به دو دسته عادی و استراتژیک تقسیم مس شود
ب- تحقیقات عملی

9- چند مثال از تحقیقات عملی: 1. بررسی تشخیص بیماری خاص و درمان آن. 2. پیدا کردن راههای کاهش خسارت و آسیب ناشی از بالا آمدن آب دریا. 3. یافتن علت افزایش بیکاری و راههای کاهش آن. 4. بررسی علت مردودی دانش آموزان یک مدرسه و راههای برطرف کردن آن.

10- تحقیقات علمی بر اساس ماهیت و روش (مهم): می توان به پنج گروه تقسیم کرد، تحقیقات تاریخی، توصیفی، همبستگی، علی و تجربی (آزمایشی).

11- تحقیقات تاریخی: با استفاده از اسناد و مدارک معتبر انجام می شود. مثلا به بررسی اوضاع و احوال دولتها و نحوه عمل آنها و نوع روابطشان با مردم می پردازد.

12- تحقیقات توصیفی: در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال چیستی و چگونه بودن موضوع است و می خواهد ماهیت پدیده را بداند و به توصیف منظم و نظام دار وضعیت فعلی آن می پردازد.

13- تحقیقات همبستگی یا همخوانی:  این تحقیقات برای کسب اطلاع از وجود رابطه بین متغیرها  انجام می پذیرد، ولی در آنها الزاما رابطه علت و معلولی مورد نظر نیست بلکه میزان همبستگی متغیرها را مشخص می کند.

14-  طیف همبستگی یا همخوانی:1+                                           *                                                    1-
همبستگی مثبت                           فقدان                             همبستگی منفی


افزایش شدت همبستگی   کاهش شدت همبستگی  کاهش شدت همبستگی  افزایش شدت همبستگی  
نمودار طیف و دامنه تغییر ضریب همبستگی

15-  تحقیقات علی (پس رویدادی): در این گونه تحقیقات کشف علتها یا عوامل بروز یک رویداد یا حادثه یا پدیده مورد نظر است. و پس از آنکه واقعه ای روی داد تحقیق در باره آن شروع می شود.

16-  تحقیقات تجربی: این گونه تحقیقات در سایر حوزه ها انجام می شود و برای شناخت تاثیر متغیرهای علی و کمک به درک روابط علت و معلولی بین متغیرها در حوزه علوم انسانی می باشد.

فصل سوم ص 97 19/8/91

1-      مبانی پیدایش مسئله تحقیق در ذهن محقق چیست؟ ص۹۹
- حس کنجکاوی
- تجارب شخصی
- مطالعه آثار مکتوب
-  منابع شفاهی
- متقاضیان تحقیق (معمولا سازمان ها و کسانی هستند که به مشکلی برخورد می کنند در جستجوی چاره آی برای حل آن مشکل هستند و برای این کار از پژوهشگران کمک می گیرند.

2-      ویژگیهای کلی که محقق باید با توجه به آنها مسئله مورد نظر خود را انتخاب کند کدامند؟- ادراکی بودن
- بسیط بودن
- میکرو بودن
- نو بودن
- مرتبط با رشته ی تخصصی محقق بودن
- شفاف بودن
- ابطال پذیری فرضیه ها

3-      روش های دستیابی به منابع و فهرست برداری کدامند؟ توضیح دهید.
با توجه به روش های فراوانی که برای دستیابی به منابع و متعاقبا فهرست برداری از آن ها و همچنین مطالعه و فیش برداری به کار می رود. به شرح زیر است:
الف- استفاده از کتاب شناسیها
ب- استفاده از فهرست مقالات
ج- استفاده از نمایه ها
د- استفاده از کتابخانه ها
ه- استفاده از فهرست تحقیقات
و- استفاده از چکیده ها
ز- استفاده از مجموعه مقالات
ح- استفاده از روش مصاحبه
ط- استفاده از آرشیوها
ی- استفاده از سیستمهای اطلاع رسانی رایانه ای

4-      مسائل و نکاتی که محقق در بیان مسئله و تشریح آن باید مورد توجه قرار دهد کدامند؟بایستی موارد و مسائل زیادی را مورد توجه قرار دهد که ذیلا به اهم آن اشاره می شود:
1. صورت مسئله باید به صورت سوالی باشد وعبارات کلی و جملات خبری در صورت مسئله نباید بیان گردد.
2. در بیان مسئله از اصطلاحات گنگ و دو پهلو استفاده نشود. باید روشن شفاف باشد.
3. از به کار بردن اصطلاحات و واژگان ارزشی خودداری شود.
4. اگر اصطلاحات و مفاهیم اختصاصی و تخصصی به کار برده شد باید تعریف شود.
5. سوالات ویژه تحقیق باید نوشته شود.

5-      محقق برای بیان تحقیق باید به ترتیب جدول زیر عمل نماید   ابتدا مقدمه ای کلی در باره ی این گونه مسائل و ضرورت انجام دادن تحقیق مورد نظر خود بنویسد.(درواقع ضرورت تحقیق خود را بیان کند). سپس ابعاد کمی و کیفی ویژگی ها وصفات و حدود مسئله مورد مطالعه را شرح دهد. سوم آنکه به ادبیات و سوابق مسئله در حد ضرورت اشاره کند. چهارم، فهرست متغیر ها و معرفهای مورد مطالعه و مدل نظری را به شرحی که گفته شد ذکر کند.پنجم اینکه، به هدف یا اهداف تحقیق خود اشاره نماید. ششم، در صورت امکان نتایج و دستاورد های پیش بینی شده تحقیق را اظها نماید.


جدول کنترل و ارزیابی نگارش مسئله تحقیق

شرح

بلی

خیر

ملاحظات

آیا صورت مسئله به شکل سوالی نوشته شده است؟




آبا در مقدمه توضیحی درباره مسئله و اهمیت و ضرروت تحقیق آورده شده است؟




آیا ابعاد ویژگیها و حدود مسئله تحقیق بیان شده است.




آیا ادبیات و سوابق مسئله ذکر شده است؟




آیا فهرست متغیرها و معرفها و مدل نظری مربوط به آن تهیه و بیان شده است؟




آیا در تعریف مسئله از جملات خبری استفاده شده است؟




آیا به هدف تحقیق و دستاوردهای آن اشاره شده است؟




آیا بیان مسئله از وضوح برخوردار است؟




آیا از کاربرد واژه های دوپهلو، شرطی وارزشی و داوریهای ایدئولوژیک پرهیز شده است؟




آیا اصطلاحات و مفاهیم به خوبی تعریف شده است؟




آیا بی طرفی محقق در تعریف مسئله رعایت شده است؟





فصل چهارم 26/8/91

30- تدوین فرضیه برای چیست؟
پس از انتخاب و تعریف و تبیین مسئله باید محقق تصویری ذهنی از چگونگی متغیرها و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر ارائه دهد تا بر اساس آن تلاش کاوشگرانه خود را آغاز کند و از صحت و سقم آن اطمینان حاصل نماید؛ بنابراین اقدام به تدوین و تبیین قضایای فرضی و پیشنهادی در چهار چوب مسئله تحقیق خود می نماید. به نحوی که چگونگی متغیر یا پدیده و نیز روابط آنها را با یکدیگر توضیح دهد.

31- فرضیه را تعریف کنید. فرضیه عبارت است از حدس یا گمان اندیشمندان در باره ماهیت، چگونگی و روابط بین پدیده ها، اشیا و متغیرها، که محقق را در تشخیص نزدیکترین و محتمل ترین راه برای کشف مجهول کمک می کند.

32- مبادی شکل گیری فرضیه را بنویسید.
- معلومات پیشین
- تجربیات پژوهشگر
- تجربیات دیگران
- تعامل با دیگران

33- نقش فرضیه در تحقیق علمی را توضیح دهید. باعث می گردند که:
- محقق تنها به مطالعه منابع و مستندات مربوط به موضوع تحقیق بپردازد. (جهت دار شود).
- پژوهشگر را نسبت به جنبه های معنادار تحقیق حساس تر می نماید.
- محقق مسئله پژوهش را بهتر درک کند و روشهای جمع آوری اطلاعات را بهتر تعیین کند.
- فرضیه چهار چوبی برای تجزیه و تحلیل و تفسیر اطلاعات جمع آوری شده و نتیجه گیری از آن ارائه می دهد.

34- انواع فرضیه در تحقیقات همبستگی و تجربی را توضیح داده و مثال بزنید. این فرضیه ها را به دو نوع تقسیم می کنند:
فرضیه تحقیق یا یک (H1) و فرضیه پوچ یا صفر(H0).
فرضیه تحقیق یا یک، از وجود رابطه یا اثر و یا تفاوت بین متغیر ها خبر می دهد. به دو نوع جهت دار و بدون جهت تقسیم می شود.
فرضیه صفر، این فرضیه بر خلاف فرضیه یک، وجود رابطه، یا اثر تفاوت بین متغیرها را رد کرده و انکار می کند.
مثالهایی از فرضیه ها:
الف) فرضیه تحقیق جهت دار: به نظر می رسد کارایی معلمان آموزش دیده بیشتر از معلمان آموزش ندیده است.
یا، به نظر می رسد در بازار X مانتوهای موجود با کیفیت تر است.
ب) فرضیه تحقیق بدون جهت: به نظر می رسد بین آموزش معلمان و کارایی آنها رابطه وجود دارد.
یا، به نظر می رسد در بازار X بین مانتوهای موجود رابطه وجود دارد.
فرضیه صفر: به نظر می رسد کارایی معلمان آموزش دیده و آموزش ندیده مساوی است.
یا، بین کیفیت مانتوها و بازار X رابطه ای وجود ندارد.

35- مطالعه چگونگی روابط بین دو متغیر سه حالت دارد توضیح دهید.
- بررسی و مقایسه تفاوت تاثیر دو یا چند متغیر بر یک یا چند متغیر است؛ مانند تفاوت دو روش تدریس بر شاگردان.
- محقق در پی مطالعه میزان همبستگی بین دو یا چند متغیر است؛ مانند بررسی همبستگی مشکلات روانی و گرایش به اعتیاد.
- محقق به دنبل کشف و تعیین رابطه علت و معلولی بین دو یا چند متغیر است؛ مانند تاثیر هوش در پیشرفت تحصیلی.
R= شامل واقعیت که مبین میزان حقیقی تفاوت یا همبستگی یا اثر است.
E= شامل خطاها و اشتباهات آماری و نمونه گیری است.
R+E>0= میزان تفاوت
R+E≠1= میزان همبستگی
R+E>0= میزان اثر

36- پنج مورد از ویژگیهای یک فرضیه خوب را نام برده و دو مورد را توضیح دهید.(مهم)
1. فرضیه باید قدرت تبیین حقایق را داشته باشد.
2. فرضیه باید بتواند پاسخ مسئله تحقیق را بدهد؛ یعنی آنچنان با مسئله تحقیق یا سوالات فرعی مرتبط باشد که اطلاعات گرد آوری شده پس از تجزیه و تحلیل پاسخگوی حل مسئله و قابل استفاده باشد.
3. فرضیه باید قابلیت حذف حقایق نامرتبط را مسئله تحقیق را داشته باشد.
4. فرضیه باید شفاف، ساده و قابل فهم باشد؛ محقق باید از به کاربردن عبارات مبهم، طولانی و دو پهلو در آن خود داری کند.
5. فرضیه باید قابلیت آزمون را داشته باشد.
6. فرضیه نباید با حقایق و قوانین مسلم و اصول علمی تایید شده و پذیرفته شده مغایرت داشته باشد.
7. فرضیه نباید از واژه ها و مفاهیم ارزشی استفاده کند.
8. فرضیه باید به مطالعه و پژوهش جهت بدهد و راهنمای فعالیتهای محقق باشد.
9. فرضیه باید به صورت جمله خبری باشد تا از نحوه ارتباط متغیرها خبر دهد.
10. در یک فرضیه خوب اصطلاحات و واژه های اختصاصی به طور جداگانه تعریف می شوند.
11. فرضیه ها با توجه به چهار چوب نظری تحقیق تدوین می شوند.
12. فرضیه ها باید مختص مطالعه موردی مسئله تحقیق باشند.
13. باید بین فرضیه ها و سوال های ویژه یا فرعی تحقیق تناظر صوری و محتوایی وجود داشته باشد.
14. فرضیه مبنای پردازش ابزار سنجش (گویه ها و مقیاسها) و طراحی ابزار گردآوری اطلاعات (پرسش نامه و غیره) می باشد.
15. چنانچه موضوع پژوهش فاقد سوالات فرعی یا ویژه باشد و به عبارتی فقط دارای یک سوال اصلی باشد، بنابراین، موضوع پژوهش فقط دارای یک فرضیه انفرادی یا زوجی خواهد بود.

37- P سوال اصلی تحقیق (مسئله)


q1 q2 q3 q4 . . سوال فرعی یا ویژه تحقیق
. . . . . .
. . . . . .
h1 h2 h3 h4 . . فرضیه ها


= = = = = = = = = سوالات پرسش نامه

فصل پنجم نمونه گیری 3/9/91 صفحه 143

  فصل پنجم نمونه گیری 3/9/91 صفحه 143

۳۸-  ابزارها و مقیاس های  اندازه گیری:(مهم) ابزارهای اندازه گیری واحدهایی هستند که برای سنجش متغیرها در ابزارهای گردآوری اطلاعات به کار می روند. مهمترین انواع مقیاس های اندازه گیری عبارت است از مقیاس های اسمی، ترتیبی، مقیاس های فاصله ای و مقیاس های نسبی.

۳۹-   مقیاس اسمی: مقیاس اسمی که به آن عددی نیز گفته می شود و به صورت دو ارزش و چند ارزش وجود دارد برای سنجش صفاتی مثل جنس، ملیت، مذهب... (چند ارزش، یهودی، مسلمان، مسیحی) (دو ارزش، بله و خیر)

۴۰-  مقیاس ترتیبی: با این مقیاس می ـوان علاوه بر تشخیص وجود یا عدم و جود صفت، شدت و ضعف آن را نیز سنجید. مثلا، اگر عملکرد سه نفر کارگر فنی را در حین ساخت قطعات یک ماشین مشاهده کنیم. می توانیم با توجه به زمانی که رای انجام دادن آن صرف می کنند، کیفیت کارشان را رتبه بندی کنیم. و رتبه های یک و دو وسه را در ساخت قطعات ماشین مشخص نماییم. مقیاس ترتیبی فقط ترتیب درجات را مشخص می کند و قادر نیست فاصله بین آنها را مشخص کند.

۴۱-  مقیاس فاصله ای: علاوه بر دارا بودن صفات مقیاس های اسمی و ترتیبی، فاصله ی بین نمرات را نیز مشخص می کند. یا به عبارتی آن را کمی می نماید. مثال: در مثال سه کارگر فنی علاوه بر تقسیم درجات به یک و دو و سه در مقیاس فاصله ای طول زمان انجام دادن کار هریک را به دقت مشخص می کند. مثلا اولی 5:20 دومی 3:40 و سومی 2:10 دقیقه فاصله کارشان را نیز اندازه می گیریم.

۴۲-  مقیاس های نسبی: مانند مقیاس های فاصله ای هستند با این تفاوت که دارای نقطه صفر مطلق می باشند که به عنوان مبدا سنجش مورد استفاده قرار می گیرد. مثلا زمان برحسب دقیقه یا طول با متر، و مسافت با کیلومتر، وزن بر حسب کیلوگرم که هر یک دارای نقطه صفر مطلق هستند. برای مثال سن عده ای دانش آموز بر مبنای نسبی مورد بررسی قرار می گیرد.

۴۳-  تعریف جامعه آماری: جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی مشخص (جهانی، منطقه ای، محلی و یا مکانی) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند.

۴۴-  مفهوم نمونه: عبارت است از تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابهت داشته و معرف جامعه بوده، از تجانس و هم گنی با افراد جامعه برخوردار باشند.

۴۵-  نمونه گیری چیست؟ نمونه گیری عبارت است از مجموعه اقداماتی که برای انتخاب تعدادی از افراد جامعه به نحوی که معرف آن جامعه باشند؛ انجام می پذیرد.

۴۶-  انواع نمونه: نمونه ها به دو روش کلی تقسیم می شوند.
1- نمونه های احتمالی: در این نمونه ها که به نمونه های اتفاقی یا تصادفی نیز مشهورند اصل شانس برابر برای انتخاب افراد جامعه جهت عضویت در نمونه رعایت می گردد. این نمونه ها خود به چند دسته تقسیم می شوند.
الف. نمونه های احتمالی ساده: از این نمونه ها معمولا در تحقیقات توصیفی زمینه یاب، همبستگی، علی و تجربی استفاده می شود و به سادگی قابل انجام است. برای انتخاب افراد نمونه از جامعه سه روش و جود دارد. قرعه کشی، استفاده از اعداد تصادفی و استفاده از روش منظم یا سیستماتیک.

۴۷-  روش منظم یا سیستماتیک را توضیح دهید. در این روش هماند روشهای قبل فرض بر این است که افراد جامعه متجانس هستند و از این رو به هریک از آنها از عدد 1 تا N شماره یا کد داده می شود. محقق سعی می کند فاصله عددی دو نمونه را به طور ثابت مشخص کند. و برای تعیین عدد ثابت فاصله از رابطه  استفاده می شود.
K= عدد ثابت فاصله بین دو نمونه
N= حجم یا تعداد افراد جامعه
n= حجم یا تعداد افراد نمونه
مثال: محقق می خواهد از بین افراد یک جامعه دانشجویی 500 نفری تعداد 50 نفر نمونه انتخاب نماید در صورتی که روش نمونه گیری وی k=s و n=50 و N=500 جامعه آماری باشد؛10

ب. نمونه گیری احتمالی طبقه بندی شده: افراد جامعه با توجه به صفات درون گروهی خود به طبقات مختلفی تقسیم بندی می شوند. و افراد نمونه به تناسب از بین تمامی طبقات انتخاب می گردند. مثلا اگر محقق به خواهد علائق مردم یک جامعه شهری یا روستایی را نسبت به یک امر سیاسی یا اجتماعی جویا شود، ناچار است این جامعه را بر اساس متغیر سن، جنس، سواد و... طبقه بندی کند. مثال: جغرافی دانی قصد مطالعه روستاهای یک شهرستان به تعداد 500 روستا را دارد و می خواهد در آنها دسترسی به امکانات، سطح توسعه یافتگی، تغییرات قیمت کالا، بهای زمین، اشکال مسکن و... را مطالعه کند. او در بررسی اولیه متوجه می شود که این روستاها از نظر موقعیت مکانی به سه گروه تقسیم می شود. 1. روستاها دشت 250 مورد. 2. وستاهای دامنه 150 مورد. 3. روستاهای دره ای 100 مورد. محقق قصد دارد از بین آنها 30 روستا را به عنوان نمونه مطالعه کند برای این کار باید نسبت درصد و سهم هر یک از آنها را در کل روستا ها محاسبه کند. (محاسبه را ننوشتم چون که در امتحان نمی آید).
ج. نمونه گیری گروهی یا خوشه ای: عبارتست از  انتخاب واحد تحلیلی و به عبارتی واحد اصلی مطالعه از طریق طی چند مرحله نمونه گیری پیوسته به دست می آید و در صورتی که امکان تعیین چارچوبی برای جامعه آماری وجود نداشته باشد از آن استفاده می شود. و به دو دسته تقسیم می گردد.
خوشه ای محض که مربوط به جامعه سلسله مراتبی در یک مکان خاص مانند دانشگاه یا سازمان اداری است.
خوشه ای فضایی که از الگوی ترکیبی سازمان سلسله مراتبی در چهارچوب تقسیمات کشوی تبعیت می کند.
د. نمونه گیری مکانی: این نمونه ها ماهیت جغرافیایی داشته و به سه دسته تقسیم می شوند.
اول، نمونه های سطحی نظیر تقسیمات کشوری
دوم، نمونه های نقطه ای مانند پراکندگی مکان و موقعیت روستاهای شهرستان، یا چادرهای عشایری و ...
سوم، نمونه های خطی، نظیر مسیر خیابانهای شهر، مسیر جاده ها و...
ه. سایر نمونه گیریها: نمونه های دیگری وجود دارد که فقط نام ببرید.
1. نمونه گیری مادر یا پایه.
2. نمونه برداری چند مرحله ای
2. نمونه گیری مختلط

2- نمونه های غیر احتمالی: این نمونه ها بر اساس رعایت اصل شانس برابر برای افراد جامعه انتخاب نمی گردد. بلکه با نظر محقق برگزیده می شود. بنابراین به آنها نمونه های غیر اتفاقی یا تورش دار می گویند. تقسیم بندی این نمونه ها:
الف) نمونه گیری سهمیه ای.
ب) نمونه گیری اتفاقی
ج) نمونه وضعی
د) نمونه موردی

25-  انواع ابزار اندازه گيري و گرد آوري اطلاعات را نام برده و توضيح دهيد.
الف- سوالات پرسش نامه: اين ابزار به صورت مجموعه سوالاتي مكتوب كه حول متغيرهاي يك مسئله تحقيق تنظيم شده و پاسخگو به شكل حضوري يا غير حضوري و مستقيم يا غير مستقيم آن را تكميل كند.
ب- سوالات كارت مصاحبه: ابزار مكتوبي است كه به عنوان راهنماي طرح سوالات و ثبت اطلاعات از آن استفاده مي‌شود.
ج- شاخصهاي كارت مشاهده: ابزار مكتوبي است كه محقق از آن براي ثبت مشاهدات مربوط به پديده مورد مطالعه استفاده مي كند.
د- نظر سنج: ابزار مكتوبي است كه محقق در اختيار فرد مي‌گذارد تا از آن نوع نگرش و قضاوت فرد و شدت و ضعف آن را نسبت به متغير يا موضوع يا پديده بسنجد.
ه- آزمونهاي پيشرفت تحصيلي: ابزارهايي هستند كه معلم به صورت سوال نامه آنها را در اختيار دانش آموز يا دانشجو قرار مي‌دهد.
و- آزمون استعداد.
ز- آزمون هوش.
ح- رغبت سنج: وسيله اي است مكتوب يا گرافيكي يا تصويري و معمولا استاندارد كه براي سنجش و تخمين علاقه و رغبت فرد نسبت به موضوع وپديده‌اي خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ط- آزمون فرافكن: ابزاري است كه باعث مي‌شود فرد طي آن احساسات دروني، عقايد و نگرشها، نيازها، آرزوها و ارزشهاي مورد علاقه خود را بروز دهد.

26-  طيف‌ چيست؟ محققان علوم اجتماعي براي سنجش نگرشها، تمايلات، گرايشها و آرزوها اقدام به طراحي و ابداع ابزارهايي نمودند كه به آن طيف مي‌گويند.(طيف‌ها مهم هستند)

27-  انواع طيف را نام ببريد. بوگاردوس، لي‌كرت، و گاتمن.

28-  توضيح طيف بوگاردوس: دراين طيف كه به طيف فاصله اجتماعي نيز معروف است سعي مي‌گردد ميزان پذيرش يا طرد يك فرد يا گروه به وسيله افراد يا گروههاي ديگر مورد سنجش قرار گيرد. اساس اين طيف را شدت و ضعف علاقه و جاذبه تشكيل مي‌دهد. در اين طيف سه وضعيت با هفت درجه وجود دارد. كه فرد مي‌تواند تمايل يا عدم تمايل خود را نسبت به فرد يا موضوعي در يكي از درجات طيف مشخص كند.








در اين مقياس ترتيب افزايش تمايل يا برعكس كاهش آن مورد سنجش قرار مي‌گيرد.
مثال: فرض كنيد محققي بخواهد درجه تمايل يا عدم تمايل فرد يا افرادي از گروه «الفـ» را نسبت به افراد گروههاي اجتماعي ديگر بسنجد. براي اين كار طيف نظر خواهي زير در اختيار وي قرار مي‌گيرد.
- حاضرم از راه ازدواج با وي نسبت فاميلي داشته باشم.
- حاضرم او را به عنوان همبازي در تيم خودم بپذيرم.
- حاضرم به عنوان همسايه در يك محله با وي زندگي كنم.
- حاضرم به عنوان يك همكار در اداره با او كار كنم.
- حاضرم به عنوان همشهري او را بپذيرم.
- بايد او از شهرمان خارج شود.







29-  توضيح طيف لي‌كرت: اين طيف از پنج قسمت مساوي تشكيل شده و محقق متناسب با موضوع تحقيق تعدادي گويه در اختيار پاسخگو قرار مي‌دهد تا گرايش خود را در باره‌ي آن مشخص نمايد. طيف از گرايش كاملا موافق تا گرايش كاملا مخالف كشيده مي‌شود.





محقق مي تواند به هر يك از قسمتهاي طيف شماره‌هايي از 1 تا 5 اختصاص دهد، مثلا به گرايش كاملا موافق شماره 5 و به گرايش كاملا مخالف شماره 1 بدهد؛ سپس نمره هر يك از عبارتها را محاسبه كند.


30-   توضيح طيف گاتمن: اين طيف محقق را قادر مي‌سازد كه از روي نمره‌ پاسخگو به دقت و با حداكثر 10 درصد خطا در كل نمونه، بتواند عبارات مورد تاييد پاسخگو را دريابد. عبارات مقياس گاتمن داراي ويژگيهاي ترتيب پذيري و تجمع پذيري است؛ يعني اينكه عبارتها از ترتيب منطقي برخوردار بوده در آغاز عبارتي قرار مي‌گيرد كه مبين شديدترين حالت گرايش مثبت يا منفي باشد و در عبارات بعدي به تدريج از شدت آن كاسته مي‌شود. مثال: فرض كنيد قرار است نظر و گرايش افرادي نسبت به افراد گروه اجتماعي ديگري سنجيده شود. در اين صورت محقق مي‌تواند نظير طيف بوگاردوس اقدام به طراحي تعدادي عبارت يا گويه بنمايد به نحوي كه از ترتيب منطقي افزايش يا كاهش تدريجي گرايش مثبت و منفي برخوردار باشد. آنگاه آن را در اختيار افراد قرارداده نسبت به تكميل آن براساس خاصيت تجمع پذيري اقدام كند و در پايان تعداد پاسخهاي بلي را جمع ببندد.     عبارات                           گزينه ها                                   
1. حاضرم از طريق ازدواج با او نسبت فاميلي داشته باشم.            بلي         خير
2. حاضرم او را به عنوان همبازي در تيم خود بپذيرم.                 بلي         خير
3. حاضرم به عنوان همسايه در يك محله با او زندگي كنم.             بلي         خير
4. حاضرم به عنوان يك همكار در اداره با او كار كنم.                 بلي         خير
5. حاضرم به عنوان يك ميهمان او را در شهرم بپذيرم.                بلي         خير

31-  روايي ابزار سنجش:(مهم) منظور از روايي اين است كه مقياس و محتواي ابزار يا سوال مندرج در ابزار گردآوري اطلاعات، دقيقا متغيرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد؛ يا به عبارت ديگر عين واقعيت را به خوبي نشان دهد. مثلا آزمونهايي همچون تست هوش يا آزمون پيشرفت تحصيلي اگر نتواند بهره هوش و ميزان معلومات دانش آموز را اندازه گيري كند؛ روايي نخواهد داشت.

32-   پايايي ابزار سنجش:(مهم) پايايى ابزار که از آن به اعتبار، دقت و اعتمادپذيرى نيز تعبير مى‌شود، عبارت است از اينکه اگر يک وسيلهٔ اندازه‌گيرى که براى سنجش متغير و صفتى ساخته شده در شرايط مشابه در زمان يا مکان ديگر مورد استفاده قرار گيرد، نتايج مشابهى از آن حاصل شود؛ بعبارت ديگر، ابزار پايا يا معتبر ابزارى است که از خاصيت تکرارپذيرى و سنجش نتايج يکسان برخوردار باشد.

فصل هفتم روشهاي گردآوري اطلاعات ص 189

25-  روشهاي گردآوري اطلاعات: گردآوري اطلاعات مورد نياز تحقيق يكي از مراحل اساسي آن است و به لحاظ اهميت آن گاه به اشتباه روشهاي گردآوري اطلاعات را روشهاي تحقيق مي‌نامند. مرحله گردآوري اطلاعات آغاز فرايندي است كه طي آن محقق يافته‌هاي ميداني و كتابخانه اي را گردآوري مي‌كند. و براي حفظ اعتبار اطلاعات و داده‌هاي گردآوري شده محقق بايد دست كم دومسئله اساسي اصل صحت و اصل دقت را مورد توجه خاص قرار دهد.

26-  انواع روش‌هاي گردآوري اطلاعات را بيان كنيد. روشهاي گردآوري اطلاعات به طور كلي به دو دسته كتابخانه‌اي و ميداني تقسيم مي‌شوند. اين روشها در دو فضاي واقعي و مجازي قابل انجام و كاربرد مي‌باشند.
روشهاي فضاي واقعي همان روشهاي سنتي است كه محقق با استفاده از روشهاي كتابخانه‌اي و يا ميداني به جمع‌اوري اطلاعات مي پردازد. روش فضاي مجازي روش جديدي است كه با توسعه شبكه‌هاي اينترنت و فناوري اطلاعات در اختيار پژوهشگران قرار دارد و آنها مي‌توانند روشهاي كتابخانه‌اي و ميداني سنتي را براي گردآوري اطلاعات در فضاي مجازي اينترنت مورد استفاده قرار دهند. روش‌هاي كتابخانه‌اي مورد استفاده در فضاهاي واقعي و مجازي عبارتند از متن خواني و فيش برداري، آمار خواني و بهره گيري از جداول آماري، تصويرخواني و استفاده از عكسها و نقشه‌ها، سندخواني و استفاده از مدارك و مستندات و بالاخره روش تركيبي كه شامل كليه روش‌هاي فوق است. جدول در كتاب ص 195

27-  چند نكته در باره كتابخانه ها:
- آشنايي با نظامها و سيستم‌هاي طبقه بندي كتابخانه‌ها
- آشنايي با شيوه ‌جستجو و منابع مورد نياز در كتابخانه‌ها
- آشنايي با آيين نامه و مقررات خاص كتابخانه ها
- عضو شدن در كتابخانه‌ها جهت ارائه خدمات به محقق
- بدانيم كه كتابخانه علاوه بر تحويل كتاب سرويس و خدمات جانبي نيز دارد.
- كتابداران ماموريت راهنمايي متقاضيان را دارند.
- محقق ملزم به رعايت آداب و ظوابط حاكم بر كتابخانه است.

28-  انواع كتابخانه ها از نظر دسترسي محقق به منابع؟ باز، بسته، نيمه باز

29-  انواع گوناگون اسناد تصويري: نقاشيها، كروكي‌ها، طراحي ها، عكس‌هاي معمولي، تصاوير ماهواره‌اي، عكسهاي هوايي، فيلمها، گرافيك.

30-   ابزار گردآوري اطلاعات در روش كتابخانه‌اي: فيش، جدول و فرم، پرسش‌نامه استخراج اطلاعات، نقشه، كروكي و فايل رايانه‌اي

31-  پرسش نامه استخراج اطلاعات: نوع خاصي از ابزار حاوي تعداد سوال در مورد يك مسئله يا موضوع است كه پاسخ سؤالات از طريق مطالعه سوابق و پرونده‌ها و منابع مربوط به مسئله يا موضوع تحقيق به دست مي‌آيد.

32-  انواع سوالات پرسش نامه به چهار گروه تقسيم مي‌شود. باز، بسته، تركيبي، تعاقبي
- باز: پاسخگو را محدود به انتخاب پاسخ‌هايي از پيش طراحي شده نمي كند بلكه دست پاسخگو باز است.
- بسته: پاسخگو از بين پاسخ‌هاي فرضي تعيين شده پاسخ را انتخاب مي‌كند و علامت مي‌زند.
- تركيبي: از دو گروه سوالات باز و بسته تشكيل شده است.
- تعاقبي: اين سوالات معمولا به صورت پي در پي و مرتبط با يكديگر مطرح مي‌شود.

مردم شناسی

مردم شناسی استاد مجیدی (در ادامه سوالهاي خيلي مهم نيز به تفكيك در آخر همين فايل آمده است).
1-    سه مورد از داستان ها و اسطوره ها در خصوص انسان شبیه به حیوان را بیان کنید.1. سگ اصحاب کهف  که به قول سعدی«پی نیکان گرفت و مردم شد» 2. در داستان درخت آسوریک سخن از انسان هایی می رود که در نقاطی دوردست زندگی می کنند و سری چون کله حیوانات دارند.3. پیری ریس دریانورد ترک در نقشه ای که در سال 1513 میلادی رسم می کند، درقسمت قاره ی آمریکا، میمون هایی را با خصوصیات انسان نشان می دهد.
2-    نظریه لرواگوران را بیان کنید. لرواگوران تکیه بر کوچک و بزرگ شدن مغز انسان را که از اواخر قرن نوزدهم تا کنون موضوع بحث علمای علوم طبیعی است در شناسایی انسان اندیشمند در درجه دوم اهمیت قرار می دهد و از نقطه نظر سلسله مراتب تکامل، راست ایستادن را مقدم می شمارد و بزرگی مغز، کوتاه بودن صورت و سایر جنبه های تکامل را متاثر از آن می داند.
به نظر لرواگوران کوتاه بودن صورت و آزاد بودن دست باعث به وجود آمدن امکانات مساعد برای پیدایش زبان و ابزار می شود و با پیدایش این دو، انسان اندیشمند به طرف مرحله بعدی یعنی ایجاد "کالبد اجتماعی" که ادامه "کالبد جسمانی" است؛ می رود. این کالبد اجتماعی با توجه به سرزمین های متفاوت و امکانات گوناگون، پیدایش اقوام را باعث می شود و سرانجام تکامل ابزار و تکنیک وزبان در مراحل بعدی صورت می پذیرد.
3-    در باره دامپروری و کشاورزی هر چه می دانید بنویسید. یکی از اکتشافات، که مسیر زندگی اقتصادی و اجتماعی جوامع اولیه را تغییر داد و می بایست آن را از مراحل مهم تمدن انسانی شمرد؛ پیدایش یا دست یافتن انسان بر کشاورزی، زراعت و دامداری است که بین هشت تا ده هزار سال قبل از این، در سرزمینهای پیرامون مدیترانه رواج یافت. آندره لرواگوران نخستین مراکز گله داری و کشاورزی را بین بحر خزر و مدیترانه می داند.
4-    پیدایش فلزات چه تغییر و تحولاتی در جامعه ایجاد کرد؟ اگر پیدایش فلزات، در سیر تکامل و تحول «مدنیت» انسان با اهمیت تلقی می شود، و در تاریخ زندگی بشری، «عصرفلزات» با خطی درشت از «عصرسنگی» متمایز می گردد؛ تنها به این علت نیست که در شکار و کشاورزی، ابزار و ادوات فلزی به کمک ابزار و ادوات سنگی یا چوبی می شتابد- یا جای آنها را می گیرد – بلکه با ورود فلزات در قلمرو تکنولوژی تحول بارزی در همه ابعاد اجتماعی صورت گرفته و زمینه را برای ایجاد شهر به منزله «حوزه تمدن بشری» فراهم ساخت.
5-    نقش فلزات را در تغییر و تحولات زندگی انسان بیان کنید. یکی از ویژگی های «عصرفلزات» پیدایش قشر صنعتگر است؛ که ابزار و ادوات شکار و کشاورزی و وسایل جنگی می ساخت و برای امرار معاش از مازاد فرآورده های کشاورزان و دامداران مزد می گرفت. این قشر جدید که فعالیتش مانند کشاورزان و دامداران به خشکسالی و ترسالی و چراگاه و بهار و پاییز وابسته نبود، به طرف منطقه و محله ثابت شهر کشیده شد. کشاورزان و دامداران هم وظیفه سنگین تری در تلاش برای تولید بیشتر پیدا کردند تا بتوانند خوراک و نیازمندی قشر صنعتگر را نیز فراهم نمایند. بدین ترتیب اندیشه انبار کردن محصول و افزودن به تولید و سرانجام ثروت اندوزی از راه فرآورده‌ها قوت گرفته و به تدریج قشرها و طبقات از یکدیگر متمایز گردید. و همزمان با مشخص شدن «قشرها و طبقات اجتماعی» مجموعه ای از روستاها و ده‌ها که با یکدیگر ارتباط داشتند، از نظر سازمانی به یک ده- که در حکم مرکز آن مجموعه بود- وابستگی پیدا کردند. در این مرکز، نخبه هایی از قدرتمندان و ثروتمندان، امور دینی و انتظامی مجموعه را در دست گرفتند.
6-    مردم شناسي و سير انديشه آن را بيان كنيد. (مهم) دو اصطلاح انسان‌شناسي(آنتروپولوژي) و مردم شناسي (اتنولوژي) از نظر ريشه لغوي، تقريبا هم معنا و معادلند، ولي با مفاهيم متمايز و متفاوت به كار مي‌روند. در كشورهاي آنگلوساكسن، آنتروپولوژي به مجموعه مطالعات در باره انسان اطلاق مي‌شود. و در هريك از زمينه‌ها به صورت اضافه موضوع تصريح مي‌گردد. مثل انسان شناسي جسماني (زيستي) انسان شناسي اجتماعي، انسان شناسي فرهنگي. در زبان فرانسه اصطلاح آنتروپولوژي براي مطالعات جسماني و نژادي و زيستي به كار مي‌رود و اتنولوژي براي زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي. تحقيقات و نظرات متخصصان اين رشته نشان داده هر جا مطالعه در باره‌ي انسان به صورتي عمومي و كلي و همه جانبه است اصطلاح آنتروپولوژي و هر جا به صورت منطقه‌اي و محدود به يك زمينه، اصطلاح اتنولوژي به كار مي‌رود.
7-    منظور از مردم شناسي بدون مردم شناس چيست؟ براي مورخان و انديشمندان گذشته دانش علوم اجتماعي بدين گونه كه امروز زندگي ما را در برگرفته مطرح نبوده و مردم شناسي را براساس موازين علمي امروز مورد نظر قرار نمي‌دادند؛ با اين همه در آثار آنها مطالبي ديده مي‌شود كه به اندازه كافي منابع در اختيار ما مي‌گذارد كه بتوانيم مردم شناسي و جامعه شناسي ادوار تاريخي گذشته را بشناسيم. به اين مناسبت مجموعه اين منابع را مردم شناسي بدون مردم شناس مي‌ناميم.
8-    يونان و ايران را توضيح دهيد.
يونان: در سفرنامه هرودوت كه شرح تاريخ نبردهاي يونانيان با غير يونانيان و افسانه ها و حوادث عجيب و ديدني مصر و ايران را شامل مي‌شود؛ اطلاعاتي در باره‌ي فرهنگ بسياري از ملل غير يوناني را در برد دارد كه از نظر مردم نگاري تاريخي قابل ملاحظه است. اطلاعاتي مانند مراسم به خاك سپردن مردگان، وضع لباس، مسكن و زبان را كه موضوع تحقيقات امروز مردم شناسي است. منابع اطلاعات هرودوت مشاهدات وي در طي سفرهاي دور و دراز اوست.
ايران: از دانشمنداني كه آثارشان حاوي منابع تمدن و فرهنگ اقوام و جوامع ايراني است مي‌توان از ابن فضلان، مسعودي، ابن حوقل، الادريسي، ابن بطوطه، عنصرالمعالي قابوس بن وشمگير،صاحب تاريخ سيستان، ناصر خسرو، ابوريحان بيروني نام برد.
9-    دلايل و انگيزه‌هايي كه باعث شد رشته مردم شناسي شكل بگيرد را بيان كنيد.
الف- كوشش دولت‌هاي اروپايي در به دست آوردن اطلاعات به منظور اعمال نفوذ در اجتماعات بومي.
ب- يادداشت كردن آداب و رسوم ناشناخته‌ي اقوام (غيرمتمدن) به عنوان سرگرمي اوقات فراغت.
ج- گزارش‌هاي مبلغان مسيحي، كه از فرصت‌هاي مناسبي براي تحقيق برخوردار بودند، در باره‌ي مردمان بومي.
10-    دلايلي كه باعث شد تا رشته مردم شناسي با مشكلات روبرو شود و سپس شكل بگيرد را بيان كنيد.
1.انسان نمي‌خواست كه از سكوي افتخار «اشرف مخلوقات» پايين آيد و خود را مانند ساير موجودات طبيعت موضوع مطالعه قرار دهد.
2. فلاسفه و علماي كهن نه تنها انسان را در اعلا مرتبه مي‌دانستند كه قابل مقايسه با موجودات ديگر نبود؛ بلكه بردگان و كساني را كه خارج از دنياي متمدن آنها زندگي مي‌كردند را موجوداتي در حد حيوانات اهلي يا به شكل انسان مي دانستند.
3. علماي ديني، رسالت خود را در اين مي‌دانستند كه عامه‌ي مردم را معتقد به تشريفات مذهبي با‌رآورند. بنا بر اعتقادات قرون وسطايي، نقطه‌ي مبهم و تاريكي در حيات بشري وجود نداشت كه نياز به توضيح و تحقيق باشد.
11-     باستان شناسان با توجه به سير تحولي و تكاملي و هنري، حيات فرهنگي پيش از تاريخ انسان را به چند دوره تقسيم مي‌كنند؟ چهار دوره
1. دوره پارينه سنگي، كه انسان از سنگهاي پيرامون خود ابزارهايي ساده و ناهنجار مي‌ساخت.
2. دوره ميانه سنگي، ساخت ابزارهاي سنگي در اين دوره متحول شده و جنبه‌هاي ابتكاري در آن ديده مي‌شود.
3. دوره نوسنگي، در اين دوره ساخت ابزارها تصادفي نيست و با توجه به نيازمنديها و تجربه ها همسان و متناسب صيقلي شده اند.
4. دوره فلزات،پس از گذشت قرن ها انسان به تدريج يه كشف فلزات، مس و مفرغ و آهن دست يافت.
12-     سير تحولي نهادهاي انديشه نگاري (خط) را به 5 مرحله تقسيم مي‌كنند نام برده و توضيح دهيد.
1. خط شكل نگار، قديم‌ترين نوع انتقال انديشه است.
2. خط انديشه نگار، مرحله اي كه جهت تصوير مفاهيمي چون دوستي و خوبي و ... علامتي در نظر گرفته شده است. مانند خط (هيروگليف مصريان)
3. خط وا‍‍ژه نگار، براي هر واژه علامتي وضع شده مانند خط چين باستان
4. خط هجايي، براي هر هجا علامتي در نظر گرفته شده مانند خط عيلامي و بابلي باستان
5.خط الفبايي، براي هر يك از آواها علامتي اختصاص يافته است.
6. خط بري (بريل) كه براي نابينايان وضع گرديده است.

13-    توانایی بکارایی یا کارکردگرایی را به اختصار توضیح دهید؟
به عبارت دیگر عمل یا نهاد وقتی به روشنی شناخته می شود که مناسبت  و سهم و کارایی آن در قبال سایر اعمال و نهادهای مشخص شود مثلاً وقتی می توان گفت که یک جشن یا رسم مورد مطالعه قرار گرفته است که نحوه ی ارتباطش با اقتصاد، سیاست، خانواده و دین کاملاً مشخص باشد و همچنین بکارایی و وظیفه اش در سطوح مختلف معین شود و در عین حال علت موجودیتش روشن شود. بدین ترتیب نظریه ی بکارایی فرضیه ی مجموعه نگری و نظریه ی مفید بودن را با هم مطرح میکند. مالینفسکی که به علت طرفداری، دفاع و تبلیغ، تا حدودی به عنوان بنیانگذار اصلی و سخنگوی دبستان بکارایی در مردم شناسی معروف است کارایی را چنین تعریف میکند : " فونکسیون عبارت از برآورده شدن یک نیاز به وسیله ی یک عمل است".
14-    انسان اندیشمند را تعریف کنید؟
کاوشها و تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد که انسان اندیشمند علاوه بر دقت و ظرافتی که در ساختن ابزارهای سنگی به کار می برده، آتش را می شناخته و از آن در کباب کردن گوشت حیوانات استفاده میکرده، در پناهگاه غارها مسکن داشته، مردگان را دفن می کرده و دارای مذهب بوده است .
15-    انسان نه آندرتال را تعریف کنید ؟از نظر تاریخ کشفیات باستان شناسی نخستین (در 1856) و از نظر دوران زندگی، تقریباً آخرین نوع انسان، پیش از انسان عصر ما است . انسان نه آندرتال اروپا، که آن را در شمار "انسان اندیشمند" می دانند از 150 تا 35 هزار سال پیش از میلاد در اروپا زندگی می کرد. کاسه ی سر و جمجمه انسان نه آندرتال متعلق به سومین و چهارمین دوره آخرین یخبندان است. این جمجمه برجستگی زیادی در بالای ابرو و پیش آمدگی صورت و آواره قوی و برجستگی چانه و مغزی به اندازه مغز انسان امروز دارد . در شمال آفریقا نوعی دیگر از انسان نه آندرتال به دست آمد که مشخصه برجستگی بالای ابرو را نداشت و حدس می زنند که از طرف مشرق مهاجرت کرده است.
16-    خانواده را تعریف کنید و خصوصیات آن را نام ببرید ؟
کوچکترین و ساده ترین واحد اجتماعی، خانواده ی زن و شوهری (هسته ای) است که مرکب از زن و شوهر و فرزندان نابالغ آنها است.
1. روابط جنسی و زادو ولد که باعث بقاء و تداوم حیات خانواده است
2. اقتصاد مشترک و وابستگی افراد به درآمد خانواده
3. کانونی برای پرورش فرزندان و تربیت فرهنگی و گاه آموزش شغلی کودکان
17-    خانوار چیست ؟
یک نفر به تنهایی می تواند یک خانوار به شمار آید ولی اطلاق خانواده بر او مقدور نیست زیرا تنها دومین خصوصیت از سه ویژگی خانواده را که وابستگی فرد به درآمد است را دارا می باشد.
18-    کلان را تعریف کنید ؟
واحد اجتماعی و در نتیجه محدوده ی خانواده در جوامع ابتدایی، الزاماً مبتنی بر خویشاوندی نیست و دارای سازمانی است که مردم شناسان به آن جوامع قومی می گویند، یعنی مجموعه های فرهنگی قبیله ای و عشیره ای که از چند تیره یا کلان تشکیل می شود که کلان عبارت است از تشکیل گروهی مردو زن که دارای اقتصادی مشترک و محیط فعالیتی واحد هستند و خود را از اعقاب یک توتم می دانند – کسانی که توتم مشترک دارند حق ازدواج با یکدیگر را ندارند و همسر خود را از کلانی دیگر (که از نسل توتم دیگرند) انتخاب می کنند .
در ادامه سوالهاي خيلي مهم براي امتحان پايان ترم  

1-    پیدایش فلزات چه تغییر و تحولاتی در جامعه ایجاد کرد؟ اگر پیدایش فلزات، در سیر تکامل و تحول «مدنیت» انسان با اهمیت تلقی می شود، و در تاریخ زندگی بشری، «عصرفلزات» با خطی درشت از «عصرسنگی» متمایز می گردد؛ تنها به این علت نیست که در شکار و کشاورزی، ابزار و ادوات فلزی به کمک ابزار و ادوات سنگی یا چوبی می شتابد- یا جای آنها را می گیرد – بلکه با ورود فلزات در قلمرو تکنولوژی تحول بارزی در همه ابعاد اجتماعی صورت گرفته و زمینه را برای ایجاد شهر به منزله «حوزه تمدن بشری» فراهم ساخت.
2-    نقش فلزات را در تغییر و تحولات زندگی انسان بیان کنید. یکی از ویژگی های «عصرفلزات» پیدایش قشر صنعتگر است؛ که ابزار و ادوات شکار و کشاورزی و وسایل جنگی می ساخت و برای امرار معاش از مازاد فرآورده های کشاورزان و دامداران مزد می گرفت. این قشر جدید که فعالیتش مانند کشاورزان و دامداران به خشکسالی و ترسالی و چراگاه و بهار و پاییز وابسته نبود، به طرف منطقه و محله ثابت شهر کشیده شد. کشاورزان و دامداران هم وظیفه سنگین تری در تلاش برای تولید بیشتر پیدا کردند تا بتوانند خوراک و نیازمندی قشر صنعتگر را نیز فراهم نمایند. بدین ترتیب اندیشه انبار کردن محصول و افزودن به تولید و سرانجام ثروت اندوزی از راه فرآورده‌ها قوت گرفته و به تدریج قشرها و طبقات از یکدیگر متمایز گردید. و همزمان با مشخص شدن «قشرها و طبقات اجتماعی» مجموعه ای از روستاها و ده‌ها که با یکدیگر ارتباط داشتند، از نظر سازمانی به یک ده- که در حکم مرکز آن مجموعه بود- وابستگی پیدا کردند. در این مرکز، نخبه هایی از قدرتمندان و ثروتمندان، امور دینی و انتظامی مجموعه را در دست گرفتند.

3-    مردم شناسي و سير انديشه آن را بيان كنيد. (مهم) دو اصطلاح انسان‌شناسي(آنتروپولوژي) و مردم شناسي (اتنولوژي) از نظر ريشه لغوي، تقريبا هم معنا و معادلند، ولي با مفاهيم متمايز و متفاوت به كار مي‌روند. در كشورهاي آنگلوساكسن، آنتروپولوژي به مجموعه مطالعات در باره انسان اطلاق مي‌شود. و در هريك از زمينه‌ها به صورت اضافه موضوع تصريح مي‌گردد. مثل انسان شناسي جسماني (زيستي) انسان شناسي اجتماعي، انسان شناسي فرهنگي. در زبان فرانسه اصطلاح آنتروپولوژي براي مطالعات جسماني و نژادي و زيستي به كار مي‌رود و اتنولوژي براي زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي. تحقيقات و نظرات متخصصان اين رشته نشان داده هر جا مطالعه در باره‌ي انسان به صورتي عمومي و كلي و همه جانبه است اصطلاح آنتروپولوژي و هر جا به صورت منطقه‌اي و محدود به يك زمينه، اصطلاح اتنولوژي به كار مي‌رود.

4-    منظور از مردم شناسي بدون مردم شناس چيست؟ براي مورخان و انديشمندان گذشته دانش علوم اجتماعي بدين گونه كه امروز زندگي ما را در برگرفته مطرح نبوده و مردم شناسي را براساس موازين علمي امروز مورد نظر قرار نمي‌دادند؛ با اين همه در آثار آنها مطالبي ديده مي‌شود كه به اندازه كافي منابع در اختيار ما مي‌گذارد كه بتوانيم مردم شناسي و جامعه شناسي ادوار تاريخي گذشته را بشناسيم. به اين مناسبت مجموعه اين منابع را مردم شناسي بدون مردم شناس مي‌ناميم.

5-    يونان و ايران را توضيح دهيد.
يونان: در سفرنامه هرودوت كه شرح تاريخ نبردهاي يونانيان با غير يونانيان و افسانه ها و حوادث عجيب و ديدني مصر و ايران را شامل مي‌شود؛ اطلاعاتي در باره‌ي فرهنگ بسياري از ملل غير يوناني را در برد دارد كه از نظر مردم نگاري تاريخي قابل ملاحظه است. اطلاعاتي مانند مراسم به خاك سپردن مردگان، وضع لباس، مسكن و زبان را كه موضوع تحقيقات امروز مردم شناسي است. منابع اطلاعات هرودوت مشاهدات وي در طي سفرهاي دور و دراز اوست.
ايران: از دانشمنداني كه آثارشان حاوي منابع تمدن و فرهنگ اقوام و جوامع ايراني است مي‌توان از ابن فضلان، مسعودي، ابن حوقل، الادريسي، ابن بطوطه، عنصرالمعالي قابوس بن وشمگير،صاحب تاريخ سيستان، ناصر خسرو، ابوريحان بيروني نام برد.

6-    دلايل و انگيزه‌هايي كه باعث شد رشته مردم شناسي شكل بگيرد را بيان كنيد.
الف- كوشش دولت‌هاي اروپايي در به دست آوردن اطلاعات به منظور اعمال نفوذ در اجتماعات بومي.
ب- يادداشت كردن آداب و رسوم ناشناخته‌ي اقوام (غيرمتمدن) به عنوان سرگرمي اوقات فراغت.
ج- گزارش‌هاي مبلغان مسيحي، كه از فرصت‌هاي مناسبي براي تحقيق برخوردار بودند، در باره‌ي مردمان بومي.

7-    دلايلي كه باعث شد تا رشته مردم شناسي با مشكلات روبرو شود و سپس شكل بگيرد را بيان كنيد.
1.انسان نمي‌خواست كه از سكوي افتخار «اشرف مخلوقات» پايين آيد و خود را مانند ساير موجودات طبيعت موضوع مطالعه قرار دهد.
2. فلاسفه و علماي كهن نه تنها انسان را در اعلا مرتبه مي‌دانستند كه قابل مقايسه با موجودات ديگر نبود؛ بلكه بردگان و كساني را كه خارج از دنياي متمدن آنها زندگي مي‌كردند را موجوداتي در حد حيوانات اهلي يا به شكل انسان مي دانستند.
3. علماي ديني، رسالت خود را در اين مي‌دانستند كه عامه‌ي مردم را معتقد به تشريفات مذهبي با‌رآورند. بنا بر اعتقادات قرون وسطايي، نقطه‌ي مبهم و تاريكي در حيات بشري وجود نداشت كه نياز به توضيح و تحقيق باشد.

8-     باستان شناسان با توجه به سير تحولي و تكاملي و هنري، حيات فرهنگي پيش از تاريخ انسان را به چند دوره تقسيم مي‌كنند؟ چهار دوره
1. دوره پارينه سنگي، كه انسان از سنگهاي پيرامون خود ابزارهايي ساده و ناهنجار مي‌ساخت.
2. دوره ميانه سنگي، ساخت ابزارهاي سنگي در اين دوره متحول شده و جنبه‌هاي ابتكاري در آن ديده مي‌شود.
3. دوره نوسنگي، در اين دوره ساخت ابزارها تصادفي نيست و با توجه به نيازمنديها و تجربه ها همسان و متناسب صيقلي شده اند.
4. دوره فلزات،پس از گذشت قرن ها انسان به تدريج يه كشف فلزات، مس و مفرغ و آهن دست يافت.

9-     سير تحولي نهادهاي انديشه نگاري (خط) را به 5 مرحله تقسيم مي‌كنند نام برده و توضيح دهيد.
1. خط شكل نگار، قديم‌ترين نوع انتقال انديشه است.(ظاهرا اين سوال حذف شده اما چون مطمئن نبودم، گذاشتم)
2. خط انديشه نگار، مرحله اي كه جهت تصوير مفاهيمي چون دوستي و خوبي و ... علامتي در نظر گرفته شده است. مانند خط (هيروگليف مصريان)
3. خط وا‍‍ژه نگار، براي هر واژه علامتي وضع شده مانند خط چين باستان
4. خط هجايي، براي هر هجا علامتي در نظر گرفته شده مانند خط عيلامي و بابلي باستان
5.خط الفبايي، براي هر يك از آواها علامتي اختصاص يافته است.
6. خط بري (بريل) كه براي نابينايان وضع گرديده است.

10-    توانایی بکارایی یا کارکردگرایی را به اختصار توضیح دهید؟
به عبارت دیگر عمل یا نهاد وقتی به روشنی شناخته می شود که مناسبت  و سهم و کارایی آن در قبال سایر اعمال و نهادهای مشخص شود مثلاً وقتی می توان گفت که یک جشن یا رسم مورد مطالعه قرار گرفته است که نحوه ی ارتباطش با اقتصاد، سیاست، خانواده و دین کاملاً مشخص باشد و همچنین بکارایی و وظیفه اش در سطوح مختلف معین شود و در عین حال علت موجودیتش روشن شود. بدین ترتیب نظریه ی بکارایی فرضیه ی مجموعه نگری و نظریه ی مفید بودن را با هم مطرح میکند. مالینفسکی که به علت طرفداری، دفاع و تبلیغ، تا حدودی به عنوان بنیانگذار اصلی و سخنگوی دبستان بکارایی در مردم شناسی معروف است کارایی را چنین تعریف میکند : " فونکسیون عبارت از برآورده شدن یک نیاز به وسیله ی یک عمل است".

11-    انسان اندیشمند را تعریف کنید؟
کاوشها و تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد که انسان اندیشمند علاوه بر دقت و ظرافتی که در ساختن ابزارهای سنگی به کار می برده، آتش را می شناخته و از آن در کباب کردن گوشت حیوانات استفاده میکرده، در پناهگاه غارها مسکن داشته، مردگان را دفن می کرده و دارای مذهب بوده است .

12-    انسان نه آندرتال را تعریف کنید ؟از نظر تاریخ کشفیات باستان شناسی نخستین (در 1856) و از نظر دوران زندگی، تقریباً آخرین نوع انسان، پیش از انسان عصر ما است . انسان نه آندرتال اروپا، که آن را در شمار "انسان اندیشمند" می دانند از 150 تا 35 هزار سال پیش از میلاد در اروپا زندگی می کرد. کاسه ی سر و جمجمه انسان نه آندرتال متعلق به سومین و چهارمین دوره آخرین یخبندان است. این جمجمه برجستگی زیادی در بالای ابرو و پیش آمدگی صورت و آواره قوی و برجستگی چانه و مغزی به اندازه مغز انسان امروز دارد . در شمال آفریقا نوعی دیگر از انسان نه آندرتال به دست آمد که مشخصه برجستگی بالای ابرو را نداشت و حدس می زنند که از طرف مشرق مهاجرت کرده است.

13-    خانواده را تعریف کنید و خصوصیات آن را نام ببرید ؟
کوچکترین و ساده ترین واحد اجتماعی، خانواده ی زن و شوهری (هسته ای) است که مرکب از زن و شوهر و فرزندان نابالغ آنها است.
1. روابط جنسی و زادو ولد که باعث بقاء و تداوم حیات خانواده است
2. اقتصاد مشترک و وابستگی افراد به درآمد خانواده
3. کانونی برای پرورش فرزندان و تربیت فرهنگی و گاه آموزش شغلی کودکان

14-    خانوار چیست ؟
یک نفر به تنهایی می تواند یک خانوار به شمار آید ولی اطلاق خانواده بر او مقدور نیست زیرا تنها دومین خصوصیت از سه ویژگی خانواده را که وابستگی فرد به درآمد است را دارا می باشد.

15-    کلان را تعریف کنید ؟
واحد اجتماعی و در نتیجه محدوده ی خانواده در جوامع ابتدایی، الزاماً مبتنی بر خویشاوندی نیست و دارای سازمانی است که مردم شناسان به آن جوامع قومی می گویند، یعنی مجموعه های فرهنگی قبیله ای و عشیره ای که از چند تیره یا کلان تشکیل می شود که کلان عبارت است از تشکیل گروهی مردو زن که دارای اقتصادی مشترک و محیط فعالیتی واحد هستند و خود را از اعقاب یک توتم می دانند – کسانی که توتم مشترک دارند حق ازدواج با یکدیگر را ندارند و همسر خود را از کلانی دیگر (که از نسل توتم دیگرند) انتخاب می کنند .

16- چرا بحث در باره مردم شناسي ديني كاري دشوار است؟
الف- از آنجا كه محقق خود داراي معتقداتي است كه با تعصب بدان مي‌نگرد، هيچگاه نمي‌تواند در تحقيق بيطرف بماند. حتي اگر خود بخواهد تربيت، آداب و رسوم و مجموعه عواملي فرهنگي به او اين امكان را نمي‌دهد.
ب- شخص معتقد با خلوص نيت، دين خود را صحيح و برحق مي‌داند واديان ديگر را به عنوان صراط مستقيم نمي‌شناسد؛ در نتيجه نمي تواند معتقدات خود و ديگران را از يك ديدگاه مورد بررسي قرار دهد.
ج- در آثار و نوشته هاي ادبي و به طور كلي فرهنگي، به ندرت به مضموني كه نويسنده با بيطرفي به مسئله دين و معتقدات ديني پرداخته باشد برمي‌خوريم. مورخين هر جامعه معمولا دين ممالك و اقوام ديگر را «كفر» و «گمراهي» خوانده‌اند.
د- عوامل سياسي و اجتماعي و شكست‌ها و پيروزيهايي كه غالبا رنگ ديني داشته باعث شده است كه سياست و حكومت و دين به شدت در هم بياميزد و در نتيجه امكاني براي تحقيق بيطرفانه و خارج از تعريف و تبليغ يا تكذيب و تقبيح باقي نمانده است.

17- واژه هاي زير را تعريف كنيد.
مانا: بنابر عقيده اين اقوام در اشياء نيرويي نامرئي وجود دارد كه بر نيروي مادي اشياء تسلط دارد. اين نيرو كه آن را مانا گويند به هر نحو كه بخواهد اعمال قدرت مي‌كند. خواه براي كار نيك و خواه براي كار بد.
توتم: توتم عبارت است از يك حيوان (عقاب، روباه و ...) يا يك درخت، يا يك شي، كه افراد، اصل و منشاء خود را از آن مي‌دانند و با دخل و تصرف‌هايي آن را از چوب يا سنگ مي‌سازند.
تابو: اين اصطلاح از زبانهاي قبايل پلي‌نزي است و به معني ممنوع و حرامر- با مفهوم ديني آن - به كار مي‌رود. يعني عملي كه انجام آن باعث مجازات از جانب قواي نامرئي مي‌شود.

18- كولا و پتلاچ را توضيح دهيد.
كولا- عبارت از گردش دايمي اشيايي است كه فاقد هر نوع استفاده‌ي مادي و تكنيكي مي‌باشند. كه شامل دستبندها و گردنبدهايي از صدف دريايي مي‌شود. اين دستبندها و گردنبدها در جهت مخالف يكديگر در نزد طوايف دور مي‌زنند و معمولا دو تا ده سال طول مي‌كشد تا يك دور كامل بگردد. در اين گردش كامل همه خانواده‌ها براي مدتي مالك اين اشياء قيمتي كمياب هستند.
پتلاچ- عبارت از اين است كه رئيس قبيله مقدار زيادي از ثروت خود را در جشني به رئيس طايفه ديگر هديه مي‌كند. اين اقدام علاوه بر مبادله اقتصادي، بدين منظور است كه او را رهين منت خود سازد و برتري موقعيت خود را به ثبوت برساند. بنابر سنت جامعه طرف مقابل نيز براي دفاع از موقعيت و حفظ احترام، كالايي بيشتر را عرضه مي‌دارد. در اين پتلاچ يعني مسابقه و رقابت و دفاع از حيثيت قومي معمولا كار به آتش زدن و از بين بردن كالاها و گاه كشته شدن رؤسا و بزرگان قبيله مي‌انجامد. و رضايت خاطر توتم قبيله نيز فراهم مي‌شود. پتلاچ به عنوان يك جشن وظايف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و اعتقادي پيچيده‌اي دارد.

کارآفرینی

کارآفرینی

برخی از تعاریف کارآفرینی:

1- "پیتر دراکر" معتقد است کارآفرین کسی است که فعالیت های اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می کند. ارزش ها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید.
به عنوان مثال کشور سوئد از زباله برق تولید می کند یا در کشور ما ایران از زباله ها انواع کود شیمایی و غیر شیمیایی تولید می شود.
پس کار آفرین یعنی: ارتقاء بازده منابع از سطحی به سطح بالاتر.
به نظر "شومپیتر" چون کارآفرینی نیروی محرکه و موتور توسعه اقتصادی است؛ ریسک پذیر بوده و عدم حمایت در اول راه را به دنبال دارد. مهم
1. کارآفرینان کسانی هستند که فرصتهايي را تشخیص می دهند که در نظر دیگران ممکن است بغرنج جلوه کند. مهم
2. کارآفرینان پیشگامان موفقیتهای تجاری کنونی هستند. پس انقلاب کارآفرینان به اندازه انقلاب صنعتی اهمیت دارد.
3. کارآفرینی خلق و ایجاد چیزهای ارزشمند از هیچ است.
4. کارآفرینی عامل مزیت رقابتی ملت ها  و یکی از شاخص های عمده توسعه می باشد.

2- انواع کارآفرینی:
ابتدا چنین به نظر می رسد که فقط سرمایه دار می تواند کارآفرین باشد؛ اما در فرآیند کارآفرینی می بینیم که یک کارمند جزء هم می تواند کارآفرین باشد. بنابراین انواع کارآفرینی عبارت است از:
1. کارآفرینی انفرادی: که شامل کارآفرینی مستقل و کارآفرینی سازمانی
2. کارآفرینی گروهی: از افراد کارآفرین در قالب و چهارچوب سازمانی مساعد، تعهد و همکاری به وجود می آید. افراد کارآفرین باید روحیه کار تیمی داشته باشند. شامل کارآفرینی شرکتی و کارآفرینی اجتماعی می باشد.
کارآفرینی شرکتی- فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریعتر و راحتتر در شرکت انجام پذیرد.
کارآفرینی اجتماعی: که در آن سازمانها افراد را در شروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می دهند.

3- ویژگیهای کارآفرینی: (براي امتحان 5 مورد) مهم
1- افرادی هستند که تفاوت ایجاد می کنند و فرصتهایی را برای کسب و کار ایجاد می کنند.
2- افرادی هستند که به موقع فرصتها را تشخیص داده و از آن استفاده مطلوب می کنند.
3- افرادی هستند که با هدف دستیابی به منابع مورد نیاز به شدت تلاش می کنند.
4- از طریق ارائه محصولات، خدمات یا شیوه های جدید ارزش ایجاد می کنند.
5- ایجاد کننده شبکه های اجتماعی مطلوب بوده و اهل مذاکره هستند.
6- از چگونگی و چرایی فرصت ها و جایگاه خود شناخت دقیق دارند.
7- خود سرمایه ایجاد می کنند و در ایجاد سرمایه اجتماعی و ملی نقش مهمی دارند. البته سرمایه های اجتماعی و مولفه های آن مهمترند. (سرمایه های اجتماعی: آگاهی اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت رسمی و غیررسمی، اعتماد سیاسی)
8- کار آفرینان ریسک پذیرند.
9- کارآفرینان در مقابل سختی ها و مشکلات خویشتن دار و مقاوم هستند.
10- کار آفرینی مستلزم خلاقیت و نوآوری است.

4- ویژگیهای کارآفرینان از نظر تئوریسین ها (نظریه پردازان): مهم
1- مرکز کنترل درونی دارند. یعنی به خود ایمان داشته و معتقدند که شکست و پیروزی را در کنترل خود دارند و به شانس و اقبال و سرنوشت نسبت نمی دهند.
2- استقلال طلبی دارند. یعنی کار را به شیوه خود و برای خود انجام می دهند. نیاز به استقلال، عامل دستیابی به اهداف است.
3- مخاطره پذیری (خطر کردن)
4- آینده نگری (برنامه ریزی دارند و آینده را می بینند).
5- خلاقیت و نوآوری دارند.
(عناصر کارآفرینی) (خلاقیت بعنی: توانایی گسترش ایده جدید و کشف راههای جدید به صورت بالقوه).
(نوآوری) نوآوري یعنی: عملی ساختن محصول یا خدمت از ایده ای خلاق به صورت بالفعل).
6- خوش بینی یا عدم پارانوئید(بدبینی). کارآفرینان مشکلاتی هم دارند؛ دچار تردید و تزلزل می شوند. اما اعتماد به نفس بالایی دارند.
7- تحمل ابهام ( پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی؛ آمادگی مقابله با شرایط مبهم، ناقص و غیر قطعی، تهدید فرصت.
8- تحمل شکست، شکست یک تجربه جدید است. به واقع بینی به شکست می نگرند و افسرده نمی شوند.
9- توانایی ساخت تیمهای کاری(میل به استقلال رقبت او را مسدود نمی کند و روحیه کار تیمی دارد.

5- فرآيند كارآفريني: ايجاد شركت جديد نتيجه‌ي فرآيند است كه عوامل زيادي برآن تاثير دارند. اين فرآيند چهار مرحله دارد. 1. شناسايي و ارزيابي فرصتها 2. تدوين طرح تجاري 3. تامين منابع مورد نياز 4. اداره‌ي بنگاه تاسيس شده. مهم

6- عوامل موثر بر فرآيند كار آفريني: 1. شريك اقتصادي و بازاري (منابع مالي- نيروي كار- تسهيلات فيزيكي- زيرساختهاي اقتصادي- خدمات تخصصي) 2. ساختار و پويايي صنعت (اندازه بازار- رشد بازار- ساختار بازار) 3. ساختار قوانين و مقررات (سيستم مالياتي- سيستم حقوقي- قوانين كنترل قيمت- سيستم حمايتي) 4. سرمايه هاي اجتماعي (سلسله مراتب اجتماعي- ميزان محروميت اجتماعي- حركت افراد بين طبقات اجتماعي- آگاهي اجتماعي- مشاركت‌هاي رسمي و غير رسمي- اعتماد اجتماعي) 5. فرهنگ ( احترام به كارآفرينان- احترام به استقلال- ديدگاه نسبت به شكست در كار- شبكه كارآفريني- اعتماد) 6. سيستم آموزشي (تدريس كارآفريني در دوره‌ةاي تحصيلي- توجه به يادگيري براي عمل)7. جنبه‌هاي فرد مربوط به كارآفريني- تجربه كاري- تجربه مديريتي- مشاغل قبلي) تحصيلات (سوابق آكادميك- رشته و گرايش تحصيلي) ظرفيت كارآفريني (تمايل به مخاطره، ريسك پذيري- تحمل كار سخت- انعطاف پذيري)8. عوامل جمعيت شناسي (سن- جنس- شغل والدين) اين موارد در جوامع مختلف يكسان نيست. مهم

7-كارآفريني تكنو لوژيك: كارآفريني تكنو لوژيك يعني توسعه يافته، به روز، مدرن، پيشرفت جهاني باشد- نوآوري با استراتژي دانش ارتباط مستقيم دارد. راه رسيدن به هدف را استراتژي مي‌گويند. راهبرد يعني هدف.

8- تاثيرات كارآفريني: بهترين تاثير توسعه اقتصادي است و تاثيرات ديگر آن، 1. بهبود كيفيت زندگي 2. افزايش بهره وري (نوآوري مي‌تواند در زمينه توليد- ارائه خدمات، رضايت مشتري، اشتغال، انتقال تكنولوژي- توليد رفاه، ثروت و سرمايه و رقابت نقش مهم و به سزايي داشته باشد) از نظر فاكس وبر فرهنگ كارآفريني در سطح تعامل انسانها (ارتباط دونفره) با يكديگر شكل مي‌گيرد. شخصيت، ارزشها، نگرشها و باورهاي فرد نسبت به كارآفريني تحت تاثير تعامل وي با ساير افراد جامعه شكل مي‌گيرد.

9-نقش كارآفرينان: ايجاد اشتغال، انتقال تكنولوژي، عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذار، شامل شناخت فرصتها، ايجاد بازارهاي جديد، عامل كاهش بروكراسي اداري، روان كننده تغيير، عامل رفع تنگناهاي بازار.
جلسه چهارم سوال از كتاب كارآفريني

10-عناصر خلاقيت (مهم): آمابل سه عنصر زير را اجزاي اصلي خلاقيت مي‌داند:
1. مهارت‌هاي مربوط به موضوع
2. مهارت‌هاي مربوط به خلاقيت
3. مهارت‌هاي مربوط به انگيزه (بيروني و دروني)

11- مهارت‌هاي مربوط به موضوع: اين مهارت‌ها عبارتند از دانش و شناخت ما نسبت به حقايق، اصول ونظريات آن موضوع كه از طريق استعداد، تجربه و آموزش  در آن حوزه بدست مي‌آيد.

12- مهارت‌هاي مربوط به خلاقيت: شكستن عادات، كنارگذاشتن روش‌هاي فكري گذشته و استفاده از روش‌هاي نوين، به تعويق انداختن قضاوت و ارزيابي ايده‌ها، درك مسائل پيچيده به هنگام مواجه شدن با آن‌ها و تلاش براي حل اين مسائل، وسعت فكر و برقراري ارتباط ميان ايده‌هاي متفاوت.

13- مهارت‌هاي مربوط به انگيزه: آمابلي در طي تحقيقات خود بيان مي‌كند كه انگيزه دروني مهم‌ترين نقش را در خلاقيت ايفا مي‌كند. ولي در يك طرح پژوهشي به اين نتيجه رسيده كه نوع ويژه‌اي از انگيزه بيروني مي‌تواند در خدمت انگيزه دروني قرار گيرد. هرنوع عامل بيروني كه احساس كفايت فرد را حمايت كند به انگيزه دروني خواهد افزود.

14- ويژگي‌هاي افراد خلاق: نظم زياد، پشتكار مواجه با مشكلات و شكست، استقلال، تحمل ابهام، ريسك‌ پذيري، اعتماد به نفس. مهم

15- موانع خلاقيت را نام ببريد و يكي را توضيح دهيد. مهم
الف)
موانع فردي خلاقيت، آن دسته از عواملي هستند كه ناشي از ويژگي‌هاي شخصيتي فرد مي‌باشند. نداشتن اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شكست پذيري، تمايل به همرنگي و همگوني، عدم تمركز ذهني، عدم تمايل به ارتباط اجتماعي، عدم انعطاف پذيري، عادت زدگي، منفي نگري به خود و جامعه.
ب) موانع محيطي، 1. موانع اجتماعي 2. موانع سازماني 3. موانع اقتصادي 4. موانع فرهنگي 5. موانع تاريخي 6. موانع كلان ساختاري 7. موانع بتليغاتي.

16- الگوي معروف حل خلاق مسائل «اسبورن- پارنز» را بنويسيد.
- حقيقت يابي، ايده يابي، راه حل يابي، پذيرش يابي.

17- الگوي آلبرشيت (مهم): آلبرشيت معتقد است كه شخص خلاق اطلاعات پيرامون خود را جذب مي‌كند و براي بررسي مسائل، راههاي مختلفي را مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ زماني كه ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد شروع به كار مي‌كند و پس از تجزيه و تحليل و تركيب اطلاعات، رهيافتي براي مسائل ارائه مي كند. او معتقد است خلاقيت پنج مرحله را شامل مي‌شود: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالايش و عرضه.

18- تكنيك طوفان ذهني (مهم): اين تكنيك يكي از شيوه‌هاي برگزاري جلسات و مشاوره و دستيابي به انبوهي از ايده‌ها براي حل خلاق مساله مي‌‌باشد كه توسط «الكس اس اسبورن» ابداع شد. و فقط شيوه‌اي براي توليد ايده (مرحله دوم حل خلاق مسئله) و آغاز راه مي‌باشد. اينترنت ابزار بسيار مفيد وكارايي در تكنيك طوفان ذهني است. ايده دهي افراد بدون هيچ ترسي از انتقاد و خجالت به خاطر نبود حضور فيزيكي با آرامشي بيشتر وخيالي آسوده تر انجام مي شود.

19- تعريف كردن مسئله (مهم): در اين مرحله به وسيله تمركز بيشتر و كامل تر بر موضوع و نيزدرك عميق‌تر و بسط و گسترش آن مي‌توان به تعريف درست تر و كامل‌تري از موضوع رسيد. تعريف و درك صحيح از مسئله به قدري در حل خلاق مسئله اهميت دارد كه گفته مي‌شود 90% حل مسئله است.

20- تكنيك دلفي جزء كدام گروه است؟ نام ببريد و به صورت تحليلي توضيح دهيد(خيلي مهم): اين تكنيك از نام معبد دلفي در يونان گرفته شده است. وافراد در اين روش به صورت كلامي و رو در رو درگير بحث نمي‌شوند. بلكه ابتدا رئيس گروه، موضوع را به همه اعلام مي‌كند سپس هر يك از افراد به طور جداگانه ايده‌هايشان را به صورت كتبي براي رئيس گروه ارسال مي‌كنند. رئيس گروه ايده‌ها را براي تك تك اعضا مي‌فرستد. و از آنها مي‌خواهد كه نسبت به ايده‌هاي ديگران فكر كنند و اگر ايده جديدي به نظرشان مي‌رسد به آن‌ها اضافه كنند. اين عمل چندين با تكرار مي‌شود؛ تا در نهايت اتفاق آراء بدست آيد. تكنيك دلفي يك روش غير تعاملي گروهي است و براي جمع‌آوري ايده‌ها از كارشناسان در مناطق جغرافيايي است.

21- اصول نوآوري (مهم): عمل گرا باشيد، محصول، سرويس يا فرايند را ساده و قابل درك كنيد،به محصول، سرويس يا فرايند، جهت گيري مشتري پسند بدهيد، با كم شروع كنيد، اهداف عالي داشته باشيد، امتحان و آزمايش كنيد و بازبيني نماييد. از شكست‌ها درس بگيريد، يك زمان بندي معين را دنبال كنيد، به فعاليت‌هاي قهرمانانه پاداش دهيد، كار كنيد و كار كنيد.

22-  انواع نو‌آوري (نسبتا مهم):1. نوآوري در منابع و مواد خام اوليه،2. نوآوري در محصول 3. نوآوري در روش‌ها و فرايند توليد 4. نوآوري در تشكيلات وسازمان اداري و اجرايي 5. نوآوري در بازار(ورود به بازارهاي جديد)

23- موانع نوآوري (مهم): 5مورد،
- عدم تشويق و حمايت از پيشتازان و حاميان نوآوري
- دسترسي نداشتن به منابع امكانات و تجهيزات
- نداشتن وقت آزاد براي فكر كردن در باره ايده نو
- عدم اطمينان از سرقت ايده‌ها
- عدم آگاهي از معيارهاي ارزيابي ايده‌هاي نو
- دسترسي نداشتن به اطلاعات موثق، شفاف، مرتبط و به موقع
- اطلاعات بيش از حد
- تعارض تنش و نارضايتي كاركنان
- فقدان دورنماي مشترك نسبت به نوآوري
- افق زماني كوتاه مدت براي سودآوري

24- سطوح نوآوري (مهم): «آلتشولر» دانشمند روسي طي سالهاي متمادي تحقيقات، انواع نوآوري را به پنج سطح تقسيم كرد:
1. سطح استاندارد، راه حل‌هاي معمولي و بديهي
2. سطح بهبود، نوآوري هاي كوچك در يك موضوع
3. اختراع در حوزه فن‌آوري موجود، نوآوري بزرگ در يك تكنولوژي
4. اختراع خارج از حوزه فن‌آوري موجود، نوآوري خارج از محدوده تكنولوژي
5. اكتشاف، اين سطح به خارج از محدوده دانش زمان تعلق دارد.

25- اهداف كسب و كار را نام ببريد و شامل چه فعاليتهايي مي‌شوند؟ مهم
1.
اهداف اجتماعي: شامل توليد و ارائه كالاها و خدمات كيفي، رعايت عدالت اجتماعي، برخورد منصفانه با عرضه كنندگان، نشاط، شادابي و پويايي اجتماعي و كاهش ناهنجاري‌ها.
2. اهداف اقتصادي: شامل سود رضايت بخش، ايجاد و حفظ مشتريان، ايجاد نوآوري‌ها، ايجاد توسعه رفاه و استفاده كارآمد از منابع.

26- گامهاي ضروري براي كسب و كار را نام ببريد و دو مورد را توضيح دهيد.
۱- یافتن ایده ای برای ارائه خدمات یا تولید محصولات به گونه ای متفاوت از دیگران
2- در نظر گرفتن منابع مورد نیاز برای پیاده سازی اهداف
3- شناختت خویشتن
4- شناخت محیط اطراف
5- ایجاد مهارت و توسعه ویژگی ها
6- محاسبه ریسک ها و نترسیدن از شکست
7- تعیین اهداف مهم
8- برقراری ارتباط از طریق ایجاد شبکه ارتباطی
9- برخورداری از حمایت مطمئن

27- سازمان دهي را تعريف كنيد. عبارت است از شناسايي و گروه بندي فعاليت ها، تعيين اختيار و مسئوليت‌هاي شاغلين، تعيين مراتب سطوح و ايجاد هماهنگي بين وظايف و فعاليتها.(هركاري را چه كسي، چه زماني، چگونه و زيرنظر چه كسي و با چه اختياراتي انجام مي‌دهد.)

28-  فرآيند سازمان دهي شامل چند مرحله است؟ توضيح دهيد. شامل سه مرحله است.
- طراحي كارها و فعاليت‌هاي مورد نظر
- دسته بندي فعاليت ها در قالب پست‌هاي سازماني
- برقراري رابطه بين مشاغل و پست‌هاي سازماني به منظور دستيابي به اهداف مشترك

مهمترين سوال‌هاي کارآفرینی براي امتحان نيم ترم تاريخ امتحان 25/8/91

 

1- خلاقيت چيست؟ عناصر آن را نام برده و يكي را به دلخواه تحليل كنيد.
 
خلاقيت به معناي خلق يك چيز جديد از چيزي ديگر است؛ به طوري كه فارغ از قالب و روش‌هاي گذشته باشد. هر پديده خلاقانه اي بايستي داراي "تازگي و نو بودن" باشد.

عناصر خلاقيت: «آمابلي» سه عنصر زير را اجزاي اصلي خلاقيت مي‌داند:
1. مهارت‌هاي مربوط به موضوع
2. مهارت‌هاي مربوط به خلاقيت
3. مهارت‌هاي مربوط به انگيزه (بيروني و دروني)

مهارت‌هاي مربوط به موضوع:
اين مهارت‌ها عبارتند از دانش و شناخت ما نسبت به حقايق، اصول ونظريات آن موضوع كه از طريق استعداد، تجربه و آموزش  در آن حوزه بدست مي‌آيد.
مهارت‌هاي مربوط به خلاقيت:
شكستن عادات، كنارگذاشتن روش‌هاي فكري گذشته و استفاده از روش‌هاي نوين، به تعويق انداختن قضاوت و ارزيابي ايده‌ها، درك مسائل پيچيده به هنگام مواجه شدن با آن‌ها و تلاش براي حل اين مسائل، وسعت فكر و برقراري ارتباط ميان ايده‌هاي متفاوت.
مهارت‌هاي مربوط به انگيزه:
آمابلي در طي تحقيقات خود بيان مي‌كند كه انگيزه دروني مهم‌ترين نقش را در خلاقيت ايفا مي‌كند. ولي در يك طرح پژوهشي به اين نتيجه رسيده كه نوع ويژه‌اي از انگيزه بيروني مي‌تواند در خدمت انگيزه دروني قرار گيرد. هرنوع عامل بيروني كه احساس كفايت فرد را حمايت كند به انگيزه دروني خواهد افزود.

2- موانع خلاقيت كدامند؟ به نظر شما راههاي غلبه بر موانع خلاقيت چيست؟
الف)
موانع فردي خلاقيت: آن دسته از عواملي هستند كه ناشي از ويژگي‌هاي شخصيتي فرد مي‌باشند. نداشتن اعتماد به نفس، ترس از انتقاد و شكست پذيري، تمايل به همرنگي و همگوني، عدم تمركز ذهني، عدم تمايل به ارتباط اجتماعي، عدم انعطاف پذيري، عادت زدگي، منفي نگري به خود و جامعه.
ب) موانع محيطي: 1. موانع اجتماعي 2. موانع سازماني 3. موانع اقتصادي 4. موانع فرهنگي 5. موانع تاريخي 6. موانع كلان ساختاري 7. موانع تبليغاتي.
- راههاي غلبه برموانع خلاقيت: كسب اطلاعات زياد، تحمل ابهام، ريسك پذيري، خوش بيني و مثبت انديشي، تغيير برداشت‌ها، پشتكار زياد، تمركز حواس، قانع نبودن به يك جواب، يادداشت كردن ايده‌ها و نگهداري آنها، پيروي نكردن از قواعد معمول گذشته،

3- نظر"آلبرشيت" در باره‌ي خلاقيت را تحليل كنيد. آلبرشيت معتقد است كه شخص خلاق اطلاعات پيرامون خود را جذب مي‌كند و براي بررسي مسائل، راههاي مختلفي را مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ زماني كه ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد شروع به كار مي‌كند و پس از تجزيه و تحليل و تركيب اطلاعات، رهيافتي براي مسائل ارائه مي كند. او معتقد است خلاقيت پنج مرحله را شامل مي‌شود: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالايش و عرضه.

4- تكنيك‌هاي خلاقيت را نام برده و تكنيك طوفان ذهني يا دلفي را تعريف كنيد. اين تكنيك‌ها به سه گروه تقسيم مي‌شوند:
1.
تكنيك‌هاي خلاقيت فردي شامل: توهم خلاق – Do it و...
2. تكنيك هاي خلاقيت گروهي شامل: طوفان ذهني، شش كلاه، تكنيك دلفي و...
3. تكنيك هايي كه هم به صورت فردي و هم به صورت جمعي انجام پذير مي‌باشد شامل: اسكمپر- در هم شكستن مفروضات- چرا- مورفولوژيك و...

تكنيك طوفان ذهني: اين تكنيك يكي از شيوه‌هاي برگزاري جلسات و مشاوره و دستيابي به انبوهي از ايده‌ها براي حل خلاق مساله مي‌‌باشد كه توسط «الكس اس اسبورن» ابداع شد. و فقط شيوه‌اي براي توليد ايده (مرحله دوم حل خلاق مسئله) و آغاز راه مي‌باشد. اينترنت ابزار بسيار مفيد وكارايي در تكنيك طوفان ذهني است. ايده دهي افراد بدون هيچ ترسي از انتقاد و خجالت به خاطر نبود حضور فيزيكي با آرامشي بيشتر وخيالي آسوده تر انجام مي شود.
تكنيك دلفي: اين تكنيك از نام معبد دلفي در يونان گرفته شده است. وافراد در اين روش به صورت كلامي و رو در رو درگير بحث نمي‌شوند. بلكه ابتدا رئيس گروه، موضوع را به همه اعلام مي‌كند سپس هر يك از افراد به طور جداگانه ايده‌هايشان را به صورت كتبي براي رئيس گروه ارسال مي‌كنند. رئيس گروه ايده‌ها را براي تك تك اعضا مي‌فرستد. و از آنها مي‌خواهد كه نسبت به ايده‌هاي ديگران فكر كنند و اگر ايده جديدي به نظرشان مي‌رسد به آن‌ها اضافه كنند. اين عمل چندين با تكرار مي‌شود؛ تا در نهايت اتفاق آراء بدست آيد. تكنيك دلفي يك روش غير تعاملي گروهي است و براي جمع‌آوري ايده‌ها از كارشناسان در مناطق جغرافيايي است.

5- نوآوري يعني چه؟ فرآيند نوآوري با چه موانعي روبروست تحليل كنيد. راه غلبه بر موانع چيست؟  به كارگيري ايده‌هاي نو ناشي از خلاقيت كه مي‌تواند به صورت يك محصول يا خدمت جديد يا روشي نوين براي انجام كارها باشد را نوآوري گويند.
موانع نوآوري: 5مورد،
- عدم تشويق و حمايت از پيشتازان و حاميان نوآوري
- دسترسي نداشتن به منابع امكانات و تجهيزات
- نداشتن وقت آزاد براي فكر كردن در بارهِ‌ي ايده نو
- عدم اطمينان از سرقت ايده‌ها
- عدم آگاهي از معيارهاي ارزيابي ايده‌هاي نو
- دسترسي نداشتن به اطلاعات موثق، شفاف، مرتبط و به موقع
- اطلاعات بيش از حد
- تعارض تنش و نارضايتي كاركنان
- فقدان دورنماي مشترك نسبت به نوآوري
- افق زماني كوتاه مدت براي سودآوري
راه غلبه بر موانع نوآوري:
- داشتن وقت كافي و آزاد براي فكر كردن در باره‌ي ايده نو،
- آگاهي از معيارهاي ارزيابي ايده‌هاي نو،
- برخورداري از منابع، امكانات و تجهيزات
- دسترسي داشتن به اطلاعات موثق و شفاف و مرتبط
- از حمايت و پشتيباني كافي برخوردار بودن

6- سطوح نوآوري را نام برده و يكي را به دلخواه تحليل كنيد.
1. سطح استاندارد،
2. سطح بهبود،
3. اختراع در حوزه فن‌آوري موجود،
4. اختراع خارج از حوزه فن‌آوري موجود،
5. اكتشاف، تحليل: اين سطح به خارج از محدوده دانش زمان تعلق دارد. براي رسيدن به اين سطح به تعداد كثيري ايده نياز است. اين راه حل‌ها وقتي به وجود مي‌آيند كه پديده‌اي جديد كشف و براي يك مسئله ابتكاري به كار گرفته شود.

7- كارآفريني را تعريف كرده و انواع آن را با توضيح ذكر كنيد. کارآفرینی خلق و ایجاد چیزهای ارزشمند از هیچ است. کارآفریني فرايند ايجاد و دستيابي به  فرصتها و دنبال كردن آن‌ها بدون توجه به منابعي است كه در حال حاضر در دست داريم.  کارآفرینی عامل مزیت رقابتی ملت ها  و یکی از شاخص‌های عمده توسعه می باشد. كارآفريني عبارت است از فرايند خلق چيزي با ارزش و متفاوت.
انواع کارآفرینی عبارت است از:
1. کارآفرینی انفرادی: که شامل: کارآفرینی مستقل و کارآفرینی سازمانی است.
كارآفريني مستقل، حالتي كه در آن فرد مستقلا فعاليت كارآفرينانه را از مرحله ايجاد ايده تا اتمام فرايند عهده دار مي‌شود.
كارآفريني سازماني، فرد كارآفرين در درون يك سازمان و تحت حمايت آن، فعاليت‌هاي كارآفرينانه خود را انجام مي‌دهد.
2. کارآفرینی گروهی: گروهي از افراد کارآفرین، در قالب و چهارچوب سازمانی مساعد، تعهد و همکاری به وجود می آید. كه شامل كارآفريني شركتي و كارآفريني اجتماعي است.
کارآفرینی شرکتی- فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریعتر و راحتتر در شرکت انجام پذیرد.
کارآفرینی اجتماعی: يك زمينه نوظهوري است كه شامل سازمان‌هاي غير انتفاعي است. که در اين سازمانها افراد را در شروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می دهند.

8- ويژگيهاي كارآفرينان را ذكر كرده و دو ويژگي نيز با نظر شخصي خود بيان كنيد. (5مورد)
1
- افرادی هستند که تفاوت ایجاد می کنند و فرصتهایی را برای کسب و کار ایجاد می کنند.
2- افرادی هستند که به موقع فرصتها را تشخیص داده و از آن استفاده مطلوب می کنند.
3- افرادی هستند که با هدف دستیابی به منابع مورد نیاز به شدت تلاش می کنند.
4- از طریق ارائه محصولات، خدمات با شیوه های جدید ارزش ایجاد می کنند.
5- ایجاد کننده شبکه های اجتماعی مطلوب بوده و اهل مذاکره هستند.
6- از چگونگی و چرایی فرصت ها و جایگاه خود شناخت دقیق دارند.
7- خود سرمایه ایجاد می کنند و در ایجاد سرمایه اجتماعی و ملی نقش مهمی دارند.
8- کار آفرینان ریسک پذیرند.
9- کارآفرینان در مقابل سختی ها و مشکلات خویشتن دار و مقاوم هستند.
10- کار آفرینی مستلزم خلاقیت و نوآوری است.

9- ویژگیهای کارآفرینان از نظر تئوریسین ها (نظریه پردازان): مهم
1- مرکز کنترل درونی دارند. یعنی به خود ایمان داشته و معتقدند که شکست و پیروزی را در کنترل خود دارند و به شانس و اقبال و سرنوشت نسبت نمی دهند.
2- استقلال طلبی دارند. یعنی کار را به شیوه خود و برای خود انجام می دهند. نیاز به استقلال، عامل دستیابی به اهداف است.
3- مخاطره پذیری (خطر کردن)
4- آینده نگری (برنامه ریزی دارند و آینده را می بینند).
5- خلاقیت و نوآوری دارند.
6- خوش بینی یا عدم پارانوئید(بدبینی). کارآفرینان مشکلاتی هم دارند؛ دچار تردید و تزلزل می شوند. اما اعتماد به نفس بالایی دارند.
7- تحمل ابهام ( پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی؛ آمادگی مقابله با شرایط مبهم، ناقص و غیر قطعی، تهدید فرصت).
8- تحمل شکست، شکست یک تجربه جدید است. با واقع بینی به شکست می نگرند و افسرده نمی شوند.
9- توانایی ساخت تیمهای کاری(میل به استقلال رقبت او را مسدود نمی کند و روحیه کار تیمی دارد).

10- چه عواملي بر فرآيند كار آفريني موثر هستند؟ چرا؟
1. شريك اقتصادي و بازاري (منابع مالي- نيروي كار- تسهيلات فيزيكي- زيرساختهاي اقتصادي- خدمات تخصصي)
2. ساختار و پويايي صنعت (اندازه بازار- رشد بازار- ساختار بازار)
3. ساختار قوانين و مقررات (سيستم مالياتي- سيستم حقوقي- قوانين كنترل قيمت- سيستم حمايتي)
 4. سرمايه هاي اجتماعي (سلسله مراتب اجتماعي- ميزان محروميت اجتماعي- حركت افراد بين طبقات اجتماعي- آگاهي اجتماعي- مشاركت‌هاي رسمي و غير رسمي- اعتماد اجتماعي)
5. فرهنگ ( احترام به كارآفرينان- احترام به استقلال- ديدگاه نسبت به شكست در كار- شبكه كارآفريني- اعتماد)
6. سيستم آموزشي (تدريس كارآفريني در دوره‌ةاي تحصيلي- توجه به يادگيري براي عمل)
7 . جنبه‌هاي فردي مربوط به كارآفريني- تجربه كاري- تجربه مديريتي- مشاغل قبلي) تحصيلات (سوابق آكادميك- رشته و گرايش تحصيلي) ظرفيت كارآفريني (تمايل به مخاطره، ريسك پذيري- تحمل كار سخت- انعطاف پذيري) عوامل جمعيت شناسي (سن- جنس- شغل والدين) اين موارد در جوامع مختلف يكسان نيست.

11- فرآيند كارآفريني از چه مراحلي تشكيل شده است آنها را تحليل كنيد. سه مرحله
- مرحله مقدماتي، شامل: تصميم گيري مقدماتي، تشخيص فرصت و شكل گيري ايده، تهيه طرح تجاري، تصميم گيري.
- مرحله تاسيس، شامل مرحله تدارك و سازماندهي منابع براي يك شركت نوپا مي‌باشد.تامين منابع مالي، سرمايه انساني و تسهيلات فيزيكي.
- مرحله توسعه،اين مرحله شامل دو بخش است:
الف- نفوذ در بازار، عمليات توليد محصول يا ارائه خدمات را آغاز نموده و با ايجاد كانال ارتباطي به بازار وارد شود.
ب- توسعه بنگاه، تامين سرمايه در گردش، تامين مواد اوليه، ايجاد شبكه در بازار، مديريت منابع انساني، عمليات و مديريت امور اداري صورت مي پذيرد.

12- كارآفريني چه تاثيري بر فرد و جامعه دارد؟ و نقش شما به عنوان كارآفرين چيست؟ - بهترين تاثير توسعه اقتصادي است. 
- بهبود كيفيت زندگي
- افزايش بهره وري (در زمينه توليد، ارائه خدمات، رضايت مشتري، اشتغال، انتقال تكنولوژي، توليد رفاه، ثروت و سرمايه و رقابت)
- از نظر فاكس وبر، فرهنگ كارآفريني در سطح تعامل انسانها (ارتباط دونفره) با يكديگر شكل مي‌گيرد. شخصيت، ارزشها، نگرشها و باورهاي فرد نسبت به كارآفريني تحت تاثير تعامل وي با ساير افراد جامعه شكل مي‌گيرد.
نقش كارآفرينان: ايجاد اشتغال، انتقال تكنولوژي، عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذار، شامل شناخت فرصتها، ايجاد بازارهاي جديد، عامل كاهش بروكراسي اداري، روان كننده تغيير، عامل رفع تنگناهاي بازار.

13-  منظور از كسب و كار چيست؟ كسب و كار به زبان ساده عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت‌هايي است كه توليد و خريد كالاها و خدمات يا هدف فروش آن ها را به منظور كسب سود در بر‌ميگيرد.بنابراين كسب و كار با خريد و فروش كالاها يا عرضه خدمات به منظور كسب سود، سر و كار دارد.

14- ساختار كسب و كار را نام ببريد و تحليل كنيد.1. بيانيه آرمان هاي كارآفرين (آينده مطلوب خود را ترسيم مي‌كند. بدون محدوديت در عالم خيال پرواز كرده و آرزوهاي خود را بيان مي‌دارد).
2. ايده ياب (عبارت است از پژوهش سيستماتيك براي پيدا كردن ايده‌هاي جديد و توليد محصولي جديد).
3. غربال كردن ايده‌ها (به حداقل رساندن تعداد ايده‌هاي جمع‌آوري شده، ايده هاي خوب از ايده‌هاي ضعيف جدا مي‌شود).
4. امكان سنجي اوليه و انتخاب ايده ( براي روشن شدن اين موضوع كه آيا يك پروژه يا كسب و كار، قابل اجرا هست يا نه؟
5. تعريف و معرفي ايده (شامل معرفي محصول مورد نظر و اين كه چرا فكر مي‌كنيم كه ايده خوب است؟ و چه تفاوتي با كسب و كارهاي مشابه دارد...)؟
6.تعريف چشم انداز كسب و كار (كارآفرين وضعيت مطلوبي را كه براي آينده در نظر دارد را بيان مي‌كند).
7. تحليل SWOT كسب و كار (كارآفرين موقعيت رقابتي خود را براي ورود به كسب و كار و دستيابي به آرمان‌هايش را ارزيابي مي‌كند).

15- اهداف كسب و كار را نام ببريد و تحليل كنيد.
1.
اهداف اجتماعي: شامل توليد و ارائه كالاها و خدمات كيفي، رعايت عدالت اجتماعي، برخورد منصفانه با عرضه كنندگان، نشاط، شادابي و پويايي اجتماعي و كاهش ناهنجاري‌ها.
2. اهداف اقتصادي: شامل سود رضايت بخش، ايجاد و حفظ مشتريان، ايجاد نوآوري‌ها، ايجاد توسعه رفاه و استفاده كارآمد از منابع.

۱۶- سازمان دهي در كسب و كار يعني چه؟ فرايند سازمان دهي شامل چه مراحلي است فقط نام ببريد. سازمان دهي عبارت است از شناسايي و گروه بندي فعاليت ها، تعيين اختيار و مسئوليت‌هاي شاغلين، تعيين مراتب سطوح و ايجاد هماهنگي بين وظايف و فعاليتها.(هركاري را چه كسي، چه زماني، چگونه و زيرنظر چه كسي و با چه اختياراتي انجام مي‌دهد.)
فرآيند سازمان دهي: شامل سه مرحله است.
- طراحي كارها و فعاليت‌هاي مورد نظر
- دسته بندي فعاليت ها در قالب پست‌هاي سازماني
- برقراري رابطه بين مشاغل و پست‌هاي سازماني به منظور دستيابي به اهداف مشترك

تحقيق در زمينه كارآفريني

کارآفرینی و توسعه

مقدمه: کارآفرین کسی که خطر و پاداش یک داد وستد تجاری را سنجیده و به سرعت به کار پرداخته تا آنرا سازماندهی و مدیریت نماید. مدیر کار آفرین باید یابنده فرصت و بهره گیرنده آن باشد.

- داشتن دورنمای ذهنی

- چشمانی تیز بین برای شکار فرصت ها

- طالب آموختن و از چیزی نترسیدن

- عشق کارکردن خستگی ناپذیر

- توان تلفیق داد و ستد با لذت زندگی

- سخت تر کار کرده و مایوس نمی شود،

-از خودش بیشتر انتظار دارد.

از خودتان جدی بپرسید آیا: برای شما ، وقت این کارها رسیده؟

- رئیس خود شدن،

- ترک شغل فعلی،

- ترک چک حقوق ماهانه،

- ترک منشی توانا،

- ترک احساس امنیت شغلی همراه با نقش سازمانی

مواجهه با چالش و تغییر فضای دائمی

- مسئولیت هر چیزی را پذیرفتن

- هرگز راکد نایستادن

- چطور بر قوی تر از خودت فائق آمدن؟

قانون اول کار آفرینی :

1-خلایی پیدا کرده آنرا پر کن

- فرصت های کوچک،اغلب آغاز کارهای متهورانه ‌است

- چقدر در خودتان شهامت می بینید که استعفانامه از شغل جاری تان را بنویسید؟

-آیا تمایل دارید به جایی بروید که اکثر مردم تمایل  ندارند به آنجا بروند؟

- به کفاشی که کنار خیابان کار میکند نگاه کنید چرا اونجاست؟

- هتل جدیدی که راه افتاده را ببینید؟ چرا کارش گرفته؟

- نرم افزار نویس، چرا این طور در طراحی موفق میشود؟

جواب ساده به همه این سئوالات چیست:

------ این حرفه ها هستند،    چون به آنها نیاز هست -----

- موفقیت در داد وستد ، مبتنی بر این اصل است: باید خلایی را به دقت یافت و آنرا پر کرد.

- ایساک مریت سینگر : چرخ خیاطی

- هنری فورد: روش مونتاژ اتومبیل معمولی

- جورج ایستمن: دوربین عکاسی پرتابل ساده

بعضی ها سعی  در اصلاح کالاها و خدمات موجود کرده اند. مثل:

- استیفن جابز، کامپیوترها را چنان ساده کرد که همه بتوانند کامپیوتر استفاده کنند.(خدارحمتش كند)

منشا بروز ایده های کارآفرینی

1-   کاری که تاکنون انجام می داده اید.

2-   علایق و تمایلات بیرون از کار – احساس طبیعی

3-   مشاهدات گذری کوچه و خیابان

-لئوگراستنزانگ زمانی گوش پاک کن را ابداع کرد که، زنش با، کتان پیچی روی چوب گوش بچه را پاک  کرد

-کینگ سی ژیلت، روزی که ریش تراش او  کند شد تیغ یک بار مصرف را ابداع کرد. او در جستجوی محصولی بود که استفاده كرده و آنرا دور بریزند.

-لی کا- شینگ، با ایده گل مصنوعی، جهان گیر شد.

اکثر کارآفرینها خیلی خوب زندگی کرده خوب فرصت ها را می بینند،

 

تمایل دارید شرکتی برای نظافت شیشه های موسسات راه بیاندازید؟

لازم نیست حتما معرکه و خارق العاده باشید، برای توسعه یافتن و تنظیم شدن زمان هست.

قانون دوم کارآفرینی:

- مشق خودت را انجام بده.

- موفقيت با مغزهایی است که آماده اند.

- فکر و طرح قبل از عمل، کلید پيروزيست.

- باید وقت بگذارید و موضوع بیایید.

- ایده ی برنده نیاز به آماده سازی، تحقیق و توان فکر کردن جانبی دارد.

- مردم اساسا همه جای دنیا مثل هم اند.

- همه دلشان می خواهد چیزهای جدید را بیازمایند

جهانی سازی Globalization

1-   کوچک شدن جهان

2-   کم شدن فاصله فرهنگی با رشد سریع زبانها

3-   تبلیغات

4-   تلویزیون ماهواره ای

5-   سفر سریعتر و ارزان تر هوایی

6-   بهبود ارتباطات مثل اینترنت

کارهای لازم برای آماده شدن:

- از کوچک و ساده شروع کنید.

- نیازمند به توسعه تدریجی در تلاشها

- افزایش مستمر فروش

- محدوده زمانی برای کسب نتیجه

- مشکلات را در بازار کار شناسایی کنید.

- هزینه های شروع، هزینه های اجرا، رقابت

- تحقیق خودتان را انجام دهید.

- محل جدید را بررسی کنید.

- تعداد عابرین، اتومبیلها و رستورانها را بررسی کنید.

- کسانی که میخواهند پول خرج کنند را بشناسید.

- از مردمی که در اطراف زمین خریده اند بپرسید.

آنها به امید رشد کردن قیمت ها آنجا سرمایه گذاری کرده اند.

- به اطراف هم فکر کنید.

- کارهای مکمل  را بشناسید، هتل- مرکز خرید

- منابع و تواناییهای لازم را تعیین کنید.

- به کسانی که نیاز خواهید داشت فکر کنید.

- موفقیت و شکست بستگی به اولین افراد دارد.

- سرپرست کار، خوب در اجرا برای خود بیابید.

- به جای تکیه بر رزومه بر عملکرد تکیه کنید.

- ابعاد اقتصادی کار را برجسته کنید.

- برای شروع چقدر پول و امکانات احتیاج درید؟

- چه وقتی به سود بردن نزدیک خواهید شد؟

- چه قدر برای نتیجه کار، قیمت گذاری کنید؟

- همواره سعی کنید هزینه های خود را حداقل کنید، در گذر زمان که توسعه می یابید این اصل را تغییر ندهید تا موفقیت را همراه داشته باشید.

- به قانون بقا به شدت اعتقاد داشته باشید.

قانون سوم کارآفرینی:

- اگر از کار لذت نبرید متعهد نخواهید شد.

- دوست داشتن تنها راز شادمانی نیست، بلکه وصل شدن به آنچه انجام می دهید راز موفقیت است.

- اگر کارتان را دوست نداشته باشید، سرمایه و وقت لازم صرف آن نمی کنید.

- کارآفرین، عصر و تعطیلات کار میکند.

- هرگز برای پول و قدرت کار نکنید، شما را ارضا نخواهد کرد.

- اگر به سمت آنچه در موردش چیزی می دانید بروید حتما موفق تر میشوید.

- علاوه بر لذت بردن از آنچه انجام می دهید، باید به آن متعهد باشید.

- لحظه دست برداشتن از جدل، وقت بازنشستگی است.

- اگر در رده اول موفقیت قرار گرفتید؛ باید سعی کنید باقی بمانید.

قانون چهارم کار آفرینی:

- کار سخت، ایفای نقش سخت

قانون پنجم کار آفرینی:

-.با مغزهای دیگران کار کنید.

-.وقتی آدم های تیزتر از خودتان را استفاده می کنید، نشان دهید که تیزند.

 

قانون ششم  کار آفرینی:

- اهداف تنظیم کنید، ولی روی منظر کار، ساده برخورد کنید.

قانون هفتم کار آفرینی:

- به شعار خودتان اعتماد کنید.

- لذت بزرگ در زندگی، انجام کاری است که مردم می گویند؛ شما نمی توانید آنرا انجام دهید.

قانون هشتم کار آفرینی:

- حداقل یک بار به اوج برسيد.

-آینده مال کسانی است که اعتقاد به زیبایی رویاهای خود داشته‌اند.

- جالب این است که، اگر چیزی کمتر، از بهترین را قبول نکنید؛ همواره به آن میرسید.

قانون نهم کار آفرینی:

- یاد بگیرید که چگونه به دیگران بفروشید.

- برای متقاعد کردن دیگران اول خود را متقاعد کنید.

قانون دهم کار آفرینی:

- سعی کنيد راهبر و پیشرو شوید.

-راهبری، توانایی بکارگیری مردم به آنچه دوست نداشته و نمی‌خواهند آنرا انجام دهند، است.

الگو برداری از کار آفرین

1- سعی کنید به اشکال گوناگون افراد را برانگیزید.

2- به دقت وبا عمق وجود به گفتار افراد گوش فرا دهید.

3- به گونه های مختلف، اعتماد واقعی خویش را نسبت به آنها نشان دهید.

4-از تلاش هایی که انجام می دهند، با راهکارهای گوناگون قدردانی کنید.

5-گوشی تیز داشته باشید که، جزئی ترین نجواها را نیز بشنوید.

7- سعی کنید بطور منطقی، در کارها با انعطاف باشید.

8- در شرایطی که تحت فشار قرار میگیرید، آرم باقی بمانید و واکنشهای تند و سریع از خود نشان ندهید.

9- برای افراد خود نمونه بوده، برای آنها دلیلي برای الگو برداری ازخویش داشته باشيد.

10- در کار خود از کفایت و شایستگی برخوردار بوده و متخصص آن کار و مسلط به آن باشید.

11- به سلامت خویش علاقمند بوده، و سعی کنید، ورزیده باشید.

12- با دیگران به مناسبت های ضروري احساس همدردی کنید.

13- موقعیت های موفقیت آمیزی که به مدد همراهان شما پدید می آید را، با آنها جشن بگیرید.

قانون یازدهم کار آفرینی:

- شکست یا از کار افتادگی در کار را شناخته و به کار باز هم ادامه بدهيد.

- شکست وضعیتی غیر منتظره است که نیاز به انتقال، به چیزی مثبت دارد.

قانون دوازدهم کار آفرینی:

- از موفقیت هایی که بروز می کند حداکثر استفاده را ببريد.

- بخت وقتی باز می شود که، تدارکات و فرصت ها به هم می‌رسند.

قانون سیزدهم کار آفرینی:

- تغییر پذیری را به عنوان طریق زندگی انتخاب كنيد.

- قبرستان داد و ستد مملو از شرکتهایی است که نتواستند نیاز به تغییر را دریابند.

- فردی که پیشنهاد تغییر را میدهد، دارای بیشترین انرژی، ایده ها و درک نیازها برای انجام کاراست.

قانون چهاردهم کار آفرینی:

- رابط های هر چه بیشتر پدید آوريد.

- وقتی کسی را ملاقات می‌کنید که قدر شما را می‌داند، از او طلب کمک کنید.

قانون پانزدهم کار آفرینی:

- زمان خود را عاقلانه استفاده کنيد.

- همه، شبانه روزشان 24 ساعت است، فرق در نحوه صرف آن است.

قانون شانزدهم کار آفرینی:

- فقط در جهان دو نوع کیفیت است، کارایی و عدم کارایی، مردم دو نوع اند، کارا و غیر کارا

- حرف حرف  است، توضیح توضیح، قول قول، تنها عملکرد واقعیت است.

- وقتی می توانی چیزی را که درباره اش حرف می زنی اندازه بگیری و به عدد اعلام کنی، چیزی درباره اش می دانی، وقتی نمی توانی، آگاهی‌ات ناقص است.

قانون هفدهم کار آفرینی:

- با طناب متوسط نه خوب نه بد بالا نرويد.

- حفظ افراد با عملکرد متوسط، از بین بردن کار آفرینی است.

قانون هیجدهم کار آفرینی:

-کیفیت را پی بگیر نه کسب پول را.

-کیفیت یک اتفاق نیست، همواره نتیجه نیت والا تلاش مخلصانه، جهت گیری هوشیارانه، اجرای ماهرانه است.

کیفیت نمایناگر گزینش عاقلانه بین گزینه های متعدد است.

قانون نوزدهم کار آفرینی:

- در بحرانها سریعا اقدام کنيد. (مديريت بحران)

- حدی برای اینکه کارها چقدر بد خواهند شد، وجود ندارد.

قانون بیستم کار آفرینی:

-        پس از افتادن سریعا برگرد روی مسند کار

کار آفرین کسی است که متعهد می شود ریسک های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. او نوآور یا توسعه دهنده‌ای است که، فرصت ها را شناسایی و از آنها استفاده میکند. فرصت ها را به ایده های عملی قابل عرضه تبدیل می نماید و از طریق زمان، تلاش، پول و مهارت  بر ارزش میافزاید.

ابعادی از افراد کار آفرین:

1- ابتکار شخصی                            2- توانایی تلفیق منابع

3- مهارتهای مدیریتی                        4- تمایل به خود مختاری

5-تمایل به ریسک پذیری                    6- رفتار هدف گرا

11- رفتار فرصت گرا                      12- اعمال مبتنی بر واقعیت

13- توانایی آگاهی یافتن از اشتباهات

14-توانایی بکار گیری مهارت های روابط انسانی

اهمیت ویژگی های کار آفرین

خود باوری                                            میل به نتیجه

1-اعتماد به نفس،                                 1- ایستادگی و اراده

2-شخصیت فردی                                 2-نیاز به کامیابی

3-استقلال رای                                    3- شوق و انرژی پیشقدمی

4- خوش بینی                                      4- منفعت طلبی

1- رفتار هدایت گرایانه                         1-نوآوری و ابتکار

2- مردم داری                                    2-دانایی و  کاردانی

3- انتقاد پذیری                                   3- تغییر پذیری

4-واکنش نسبت به پیشنهاد                      4- انعطاف پذیری

کارآفرین ها موفقیت خویش را اینگونه ابراز کرده اند:

- سرنوشت خود را کنترل کردم.

- تولیداتی را عرضه کردم  که مورد قبول و نياز جامعه است.

- پروژه ای توسعه دادم که مال خودم بود.

- سازمانی ایجاد کردم که ارزشهایم را نشان می دهد.

موارد موفقیت از نظر کار آفرینان

- استقامت و اصول کار                          - ترکیب کار و علم یا مهندسی

- آموزش تجربی                                  - صلاحیت فنی

- مهارت ارتباطات فردی                         - مهارت رهبری

- صداقت و درستکاری                           - خوش بینی و بردباری

- کارآفرین به این کارها باید عنایت ویژه داشته باشد:

- نیروهایی که فرصت را پدید می آورند.

- تحولات تکنولوژیک

- مقررات دولت‌ها

- تغییر تقاضا در بازار

- ابعاد چشم انداز فرصت کدام اند؟ اندازه بازار، رشد بازار، ساختار بازار و افق زمانی

- آیا فرآورده یا خدمات نیاز واقعی را برآورده می کند؟ ریسک های اصلی کدامند؟

بازار                                      رقابت

مدیریت                                   تکنولوژی

-        ارزش فرصت چیست؟ بازده مالی آن کدام است؟

- پاداش شخصی و غیر مالی ناشی از فرصت چیست؟ گسترش   تنوع بخشی


روش های تحلیلی مورد استفاده کارآفرین

1- روش های ارزیابی

2- تجزیه و تحلیل ریسک در پاداش

3-   تحلیل اقتصادی

4-تحلیل صنعت

4-   تحلیل استراتژی گروهی

تحلیل رقبا،نقاط قوت و ضعف


بخشهای عمده فعالیت در هر سازمان:

- امور فنی (ساخت و جابه جایی فرآورده ها)

- امور بازرگانی (خرید و فروش)

- امورمالی (تامین و بکار گیری سرمایه )

-امور ایمنی (نگهداری و حمایت  از اموال ، افراد)

- امور حسابداری (نگهداری حسابهای سود و زیان، تراز نامه)

- امورمدیریتی  (برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل)

مدل دیوان سالاری

- تقسیم کار (تخصص و مهارت)

- جهت گیري غیر شخصی (منطقی بودن)

- سلسله مراتب اداری (اطلاعات آگاهانه)

- قوائد و مقررات (روند درست کار)

- جهت گیری شغلی (پاداش و پیشرفت)

اصول مدیریت از نظر فایول:

1- تقسیم کار                                            2- اختیار

3- انضباط                                          4- وحدت فرماندهی

5-وحدت مدیریت و همسویی                    6-برتری داشتن

7-منافع سازمانی و منافع فردی                 8- حقوق و مزایای کارکنان

9-تمرکز و عدم تمرکز                           10- سلسله مراتب

11- نظم و ترتیب                                   12- عدالت و برابری

13- ثبات و امنیت شغل                            14- ابتکار و نوآوری

15- روحیه یگانگی گروهی

-        تصمیم گیری مبتنی بر رضایت و توافق

-        مسئولیت جمعی

-        ارزشیابی و ترفیع

-        کنترل غیر رسمی (ضمنی)

-        زمینه غیر تخصصی

-        توجه به تمام جنبه های زندگی کارکنان

این ویژگی ها خلاقیت  و کارآفرینی را به همراه دارند:

1-   آزردگی از انجام  کارهای روزمره و تکراری،

2-   توان فکر کردن و پرداختن به چند ایده در یک زمان،

3-   ایجاد شرایط نشاط و علاقه به موضوع

4-   علاقه به صحبت درباره آن چیزهایی که در یافته است،

5-   فراتر رفتن در انجام تکالیف

6-   همواره در جستجوی انجام کارها با رروشهای غیر معمول،

7-   عدم نگرانی از اینکه نسبت به دیگران متفاوت به نظر آیند،

8-   صاحب قدرت پافشاری و دنبال کردن اید ه خود،

9-   درک سریع و صحیح از روابط بین پدیده ها،

10-دارای تخیل نسبتا بهتر از دیگران،

ویژگی های کلیدی

1-   علاقه به آزمایش و تجربه دایمی،

2-   توسعه دایمی دانش و اگاهی خود،

3-   شوخ طبعی و بذله  گویی،

4-    تسریع و تبحر در تداعی،

5-   جهت دار بودن انگیزه ها و شوقها

6-   میل به ریسک کردن،

7-   دارای پشتکار و تلاش مستمر،

8-   توجه به زمان و وقت شناسی ،

9-   علاقه به یادگیری، کنجکاو بودن،

11- گرایش به مقولات و کارهای پیچیده،

12- دانش و بینش ژرف تر نسبت به محدوده زندگی ،

13- قدرت و آمادگی پذیرش افکار نامتعارف و تحمل ابهام

14- تبحر بیشتر در استفاده از قوای فکری خود،

15- وقار و خود انگیختگی

16- شجاعت در پذیرش عیوب خود، توانایی تشخیص آنها و قدرت در ترک عادات  ناپسند،

20- قدرت تجسم آینده و برنامه ریزی حتی بلند پروازانه‌تر.   و در نهايت...

مدیران در  مرحله نخست باید عواملی از قبیل آرامش، رضایت و استقلال را در کار برای افراد فراهم آورده تا زمینه برای تحرک و تغییر پایدار مساعد شود.

 به اميد روزي كه جامعه ما بهترين و لايق ترين و مديرترين كارآفرينان را داشته باشد و ما در كشور خود هيچ جوان بيكار یا پي جوي كار نداشته باشيم.

 
منبع اينترنت و بطور خيلي خلاصه كتاب كارآفريني استاد زهرا فتحعلي نائيني

با تشکر رضوانی فر

تحقيق روانشناسي اجتماعي موضوع (ترس)

به نام خدا

موضوع ترس

مقدمه:

ترس را بعنوان یکی از مهمترین مشکلات جامعه بشری معرفی کرده اند ، مساله مهم و نگران کننده که بسیاری از والدین و مربیان در رابطه با خود و فرزندان خود با آن مواجهند و هم بسیاری از نابسامانی های رفتاری کودکان و نوجوانان ، سوء عمل ها ، بی تصمیمی ها ، ضعف اراده ها ، عدم توان اندیشیدن درست و حتی لغزش ها و سقوط های اخلاقی آنان به این امر مربوط می شود.

معرفی ترس بطور خلاصه :

-    ترس حالتی است هیجانی ناشی از یک احساس نا امنی . احساسي كه آدمی را در مبارزه با مشکلات و رفع موانع دچار آسیب کرده و توان تلاش را از انسان مي‌گيرد.

-         حالتی است روانی- احساسی که در اثر روبرو شدن با خطری برای فرد پدید می آید.

-         واکنشی است در برابر عوامل تهدید کننده ای که، فرد قدرت مقابله مستقیم با آن را ندارد.

فرق ترس با اضطراب و خشم و هیجان:

گاهی ترس و اضطراب را مترادف هم بکار می برند در صورتی که بین این دو تفاوتهاست. ترس پاسخی است به خطری آنی و آشکار، درباره پدیده ای که قابل رویت و تصور است. ولي اضطراب پاسخی است به خطری احتمالی که ریشه آن در وجود آدمی ناپیدا و نامعلوم است.

در ترس علتی واقعی ، پنهان یا آشکار وجود دارد. ولی در اضطراب علت ناشناخته و ریشه آن مبهم و ناپیدا ست.

ترس از علتی خارجی نشئت می گیرد. در حالیکه اضطراب ریشه  داخلي دارد.

در فرق آن با خشم گفته اند : پاسخ ناشی از ترس، اجتناب ، گریز و ترک صحنه است . در صورتیکه پاسخ ناشی از خشم حمله ، تجاوز و تعدی است.

اساس و ماهیت آن :

مکانیسمی دفاعی است که در آدمی احساس رمندگی بوجود آورده و زمینه را برای سلامت و امنیت آدمی فراهم می آورد.

اساس آن احساس یک صدمه بدنی ، یک آسیب روانی است که آدمی را وا می دارد نسبت به آن یک حالت دفاعی به خود بگیرد. در واقع پاسخی است به تهدیدهای واقعی یا تصوری، که روانکاوان آن را مایه نخستین تداعی های ذهنی فرد ذکر کرده اند.

تجلی آن :

ترس زماني در انسان ظهور می کند که آدمی خود را در معرض یا احتمال آسیب و نابودی ببیند. میل و علاقه او به ادامه زندگی و رغبت او به حفظ وجود ، او را وامیدارد که خود را از آن دور دارد.

بروز و ظهور آن :

بروز و ظهور ترس در افراد به صورتهای مختلف است و ما از طریق ظاهر افراد می توانیم به مساله ترس و میزان آن پي ببریم .

الف- لرزش بدن

ب- پریدگی رنگ یا مات شدن آن

ج- گرد شدن چشم و برجسته شدن آن

د- پیدایش عرق بر چهره

ه- (سیخ شدن) مو بر بدن

و- سستی و ضعف در بدن

ترس در عضلات آدمی نیز اثر می گذارد و به علت اختلال در گردش خون و نرسیدن مواد قندی و سوخت و ساز در بدن قدرت عضلات و توان فعالیت او را بحداقل می رساند.

الف- عضلات صورت به وضع مشهودی به لرزش می افتد.

ب- مردمک چشم فراخ می شود.

ج- عضله قلب تندتر می شود.

د- عضلات غدد عروقي بی اختیار منبسط می شوند

ه- عضلات فک گشوده شده و دهان باز و لبها متشنج می شود

و- ابرو ها به بالا کشیده می شود

پ- گاهی آدمی قوز می کند و دولا می شود

ی- انقباض عضلات و گرفتگی در آن

در درون بدن نیز تحولات و دگرگونی هایی پدید مي‌آيند که اهم آنها عبارتند از :

الف- احساس گرفتگی در گلو

ب- خشک شدن دهان و مخاط آن

ج- احساس گرفتگی در تنفس و اختلال در آن

ه- در مواردی به نفس نفس افتادن و یا بند آمدن نفس

و- امواج مغز تا حدودی متوقف می گردد و فهم و ادراک اندک می شود.

در وضع سخن : ترس در وضع کلام و سخن نیز اثر می گذارد مثلا :

الف – دهان خشک می شود و زبان در کام نمی گردد

ب- گاهی لکنت زبان پدید می آید

ج- ممکن است بی اختیار و به صورتی عادی و وحشتناک فریاد بزند

ه- انقباض تارهای صوتی سبب می شود که آهنگ صدا عوض شوند.

و- در عبارات و بیانات او نوعی حالت عصبی به چشم می خورد.

در ذهن و خرد: ترس در ذهن و عقل آدمی نیز اثر می گذارد :

الف- حافظه تا سرحد محو شدن و پاک شدن افت می کند

ب- هوشمندی و زیرکی تقریبا از دست میرود

ج- ترس سبب ضعف در یادگیری می شود

ه- در موارد حاد ممکن است اراده خود را از دست بدهد

و- اختلال در فهم و درک علائم و تصاویر

در عواطف : ترس سبب می شود که افراد مهر و محبت خود را نسبت به فردی فراموش کنند.

در احساس : ترس در مواردی موجب احساسهای جدید است و زمانی از بین برنده آنها ،

الف- احساس خستگی مفرط و ناراحتی در بدن

ب- احساس فشار در سینه

ج- احساس درد در دل و قسمت قلب

د- احساس سیری و بی اشتهایی

و- احساس درماندگی و بی پناهی

در مواضع : مواضعی که فرد ترسو در حال ترس  به خود می گیرد.

الف- فرار و گریز از محل ترس آور به نقطه ای که گاهی ممکن است مبهم و نامعلوم باشد.

ب- پنهان کردن خود

ج- موضع حمله و تهاجم به خود گرفتن

ه- اقدام به برخی از کارها از روی شتاب و عجله

د- پوشاندن چهره خود با دست تا صحنه ترسناک را نبیند

ی- گریستن و اشک ریختن پنهان و آشکار

ن- دست به دامان کسی شدن ، کمک خواستن ، غش و ضعف و بیهوشی

 در ترسهای مزمن :

برای آنها که دچار ترسهای مزمن هستند آثار و ظواهر به شرح زیر به چشم می خورد :

1-     مکیدن انگشت ، جویدن لب ، جویدن ناخن ، کندن مو و ...

2-     بروز و ظهور شورش به اشکال و صور مختلف

3-     کمروئی و پریشانحالی ، کم حرفی، پنهان شدن از جمع و نجوشیدن با انهاست

4-     آشفتگی درون ، دلشکستگی ، یاس از زندگی و دلسردی از تلاش و انجام وظیفه

5-     بدخوابی و اختلال در خواب که جلوه دیگر آن در اضطراب به چشم می خورد.

6-     میل به دروغ برای فریب دادن و نجات خود از مخمصه ها که در اثر ترس های دائم و مزمن پدید می آیند.

انواع دسته بندی های ترس :

دسته بندیهای متعددی از سوی صاحبنظران عرضه شده که ذکر همه آنها در اینجا میسر نیست.

1-     ترسهای فطری:


 الف- ترس از بی پناهی

ب- ترس از فریاد و صداهای هولناک

ج- ترس از عدم تعادل

و- ترس از افتادن و سقوط ، ترس از درد ، ترس از افراد ناآشنا ، ترس از ارتفاع

2-     ترسهای مدرسه ای چون ترس از امتحان و معلم و مدرسه

3-     ترسهای بهداشتی

4-     ترسهای خانوادگی

5-     ترسهای اقتصادی

6-     ترسهای اجتماعی چون ترس از افراد نامانوس ، جمعیت ، فشارهای اجتماعی

7-     ترسهای روانی و عاطفی

8-     ترس های اکتسابی ناشی از بدآموزی های اطرافیان کودک که بیشترین ترس را تشکیل می دهد

9- ترس از اشیاء و حیوانات و پدیده ها مثل ترس از مار و طوفان

 

برخی از ترسها صورت آموختنی دارند مثل ترس از تکرار تجارب تلخ گذشته مثل ترس از آمپول و ترس از ازدواج برای افرادی که شاهد تیره روزیهای والدین خود بوده اند ، ترس از مدرسه ، از شکست ، از تحقیر و طرد و .... که اغلب اینها یادگیری دارند و برخی از آنها صورت شرطی دارند.

1- منطقی و موهوم : برخی از ترسها منطقی هستند و برخی موهوم .

- ترسی را منطقی می خوانیم که عقل خردمندان آن را تایید کند مثل ترس از درنده ای که گرسنه و خشمگین است و ما وسیله ای برای نجات و یا گریز و دفاع و مبارزه با آن را نداشته باشیم

- ترسی را موهوم می خوانیم که ریشه در خیالات و اوهام آدمی داشته باشد و طبیعی است که اینگونه ترس ها را ما معقول نمی دانیم زیرا عقل آن را تایید نمی کند.

2- ترس های عادی و مرضی :

الف) ترسی را عادی می گوییم که در اغلب افراد بعلت بد آموزی ها ، تجربه های تلخ از سوابق   زندگی ، سرخوردگی ها و صدمه دیدن ها پدید آید . طفلی که از گربه ای صدمه دیده اگر از آن بترسد عادی است

 ب)  ترسی را مرضی می خوانیم که ناشی از یک نوع بیماری و یا اختلال در دستگاه اعصاب و زیست و یا به علت اختلالات روانی باشد.

3 – ترسهای غیر طبیعی

4- ترسهای وسواسی همانند ترس از آلودگی

5- ترس هراسی مثل هراس از حیوان

6- ترس از یک شیء خطرناک مانند ترس از چاقو

7- ترس از پیشامدهای ناگوار که نکند او به سرطان گرفتار گردد

8- ترسهای عصبی از نوع دلهره ها که ممکن است بر فرد چیره شود و قرار و آرام را از او بگیرد

روانشناسان حدود سی نوع از اینگونه ترسها را شناخته و معرفی کرده اند ، و اغلب معتقدند که این ترسها ریشه ناآگاهانه در فرد داشته و مربوط به دوران کودکي و حتی دوران تولد است و علت شخصی خاصی برای آن نمی توان شناخت.

9- ترس واقعی و خیالی :

برخی از ترسها واقعی هستند و برخی خیالی : ترسی را واقعی گوئیم که ناشی از دیدن شنیدن یا لمس کردن اشیاء ترسناک باشد مثل ترس از گرگ یا یک درنده .

ترسی را خیالی می گوییم که ناشی از قدرت تخیل و خیالپردازی و خیالبافی کودک باشد که برخی از آنها حتی ممکن است صورت مرضی داشته باشند.

10- روزانه و شبانه : برخی از ترسها روزانه و برخی شبانه هستند :

ترسهای روزانه ریشه در حیات روزمره و جریانات عادی حیات دارد مثل ترس از تنبیه ، ترس از دست دادن محبوبیت و ...

ترسهای شبانه ریشه در وسوسه ها و تخیلات و اوهام دارند . و بصورت کابوس خود را نشان می دهند.

11- ترسهای اختصاصی و عمومی : ترسها گاهی اختصاصی هستند و زمانی عمومی.

ترسی را اختصاصی گویند که فقط مربوط به یک مساله باشد. مثلا ما افرادی را می شناسیم که نسبتا شجاع و دلیرند ولی از سوسک یا از موش می ترسند.

ترسی را عمومی گویند که از بسیاری از عوامل خارجی وحشت داشته و از ان نگران باشد مثل اغلب افراد ترسو که هم از رعد و برق می ترسند ، هم از جن و پری

12- ترس پنهان و آشکار : ترسها ممکن است بصورت آشکار باشند یا پنهان

ترس پوشیده و پنهان در افرادی است که غروری دارند و می خواهند آن را از نظرها مخفی دارند. در اندرون آنها وحشت و آشوبی برپاست ولی سعی دارند آنها را کتمان کنند.

13- ترس مفید و مضر : و بالاخره برخی از ترسها مفیدند و برخی زیانبخش .

ترسی را مفید می خوانیم که محرک آدمی به کار و فعالیت باشد و زمینه را برای حفظ و بقای آدمی فراهم اورد.

ترسی را مضر می خوانیم که برای آدمی خطر آفریده و او را از واقعیتها دور نگه دارد و یا موجب نگرانی و اضطراب و دشواریهای جدید گردد.

ترسهای دیگری هم وجود دارد مثل :

الف) ترسهای موقت که پس از مدتی زائل می شود

ب)ترسهای خود ساخته مثل ترسهای ناشی از آیه یاس را بر خود قبولاندن

ج) ترسهای ناشی از سنن و طرز فکر غلط

د)ترسهای ناشی از تلقینات

مقدمه ای بر ترس در دوران نوزادی و کودکی :

دوران نوزادی

بررسی های بالینی روانپزشکان بیانگر این است که نوزادان چون کودکان و نوجوانان و حتی بزرگتر ها می ترسند هر چند نوع  ترس و دلهره نوزادان با برزگترها  تفاوت های آشکار دارند ترس همراه نوزاد زاده می شود نوزادان در حالت جنینی نیز با ترس آشنا می شوند ترس مادر  از حادثه غیر مترقبه و رویدادی وحشت انگیز در دوران جنینی به آنان انتقال می یابد.

ترس در افراد مختلف هم متعددند و هم متنوع. در سنین مختلف ترس های ویژه ای در آدمی پدید می آیند که برخی از آنها تا پایان عمر در او تداوم می یابند.

 روانشناسان معتقدند بسیاری از ترس های بزرگسالان ریشه در دوران کودکی آنها دارد.

 کودکان از یک چیز می ترسند ، نوجوانان از چیز دیگری و بزرگترها از موضوعات دیگر.

در اینجا سعی داریم به طور خيلي خلاصه ترس را در مراحل مختلف زندگی کودک بررسی کرده و انها را طبقه بندی کنیم تا عرصه پیشگیری و درمان بتوانیم به نتایجی دست پیدا کنیم.

اگر چه در میان کودکان ترس امری رایج است اما ترسهای شدید چندان متداول نیست. بسیاری از ترسهای كودك غیر قابل فهم است.. مثلا برای ما مبهم است که چگونه طفلی ترس از پزشک را تعمیم داده و از هر کس که روپوش سفیدی دارد می ترسد.

 در کودکان خردسال گاهی به خاطر رفتارهای نادرست بزرگترها و والدین ترس چنان در کودک رخنه می کند که او از دیدن شکلهای مشابه به عوامل ترس، نیز شدیدا می ترسد. ولی می توان گفت که بیشترین ترس کودک از موجودات خیالی و تاریکی است.

کودکان هر یک عکس العمل خاص خود را در مقابل موقعیت های ترسناک و ناراحت  کننده بروز می دهند. به طور کلی دختران نسبت به پسران ترس بیشتری دارند.

اصولا کودک از هر چیزی که امنیت او را مورد تهدید قرار دهد می ترسد و از هر چه که بدان ناآگاه است وحشت دارد.

برخی از کودکان وقتی صدای غرش هواپیما را می شنوند خود را می بازند تا حدی که تنها در اثر نوازش آرام می شوند . البته رعد و برق هم برای آنها مهم است و گاهی اگر در چنان وضعیتی مادر را در کنار خود نبیند ممکن است گريه سر دهند.

در مورد انگیزه اینگونه ترسها نظرات بسیاری است که مهمترین آن همان احساس ناامنی و از دست دادن پناهگاه است و این امر در بزرگسالان هم صادق است.

- اگر والدین بخواهند که فرزندانشان ترسو بار نیایند خود باید الگوی شجاعت باشند.

- ترسها در کودکان تاحدودي قابل پیش بینی هستند و هر کس می تواند درک کند که در هر مرحله از سن چه نوع ترسهایی برای کودکان پدید می آید ترسها در کودکان دوام و ثبات ندارند ممکن است زود پدید آیند و زود هم از میان بروند.

- ترس در کودکان قابل سرایت است و زود از یک فرد به فرد دیگری منتقل می شود اگر کودکی بترسد ممکن است طفل دیگر هم از ترس او بترسد.

- ترس در کودکان بویژه در سنین 3-5 که توان تخیل در آنان قوی است و در ذهن خود مساله کوچکی را بزرگ کرده و از آن می ترسند مثلا ممکن است یک سوسک را در عالم خیال به حیوانی عظیم الجثه مبدل کند و از آن بترسد.

- ترسها در محیط نامانوس و در موقع خواب کودکان بیشتر است تا در محیط آشنا و در موقع روز و این امر گاهی سبب می شود که طفل جرات خوابیدن را از دست بدهد

به طور کلی می توان گفت که هر مرحله سنی ترسهای خاص خود را دارد و فرار از  محرکهای ترس آور یک پاسخ طبیعی است .

ترس در چه کسانی بیشتر است :

1-  از نظر جنسیت : چون دختران عاطفی ترند بیش از پسران می ترسند و این امر در تمام مراحل عمر و در تمام سنین صادق است در کل مردان کمتر از زنان می ترسند و شاید وضع کار و اشتغالشان چنین موقعیتی را ایجاب می کند.

2- از نظر وابستگی و تعلق :

کودکانی که وابستگی عاطفی شان شدید تر است ترسوتر از دیگران هستند

3- از نظر حساسیت ها :

کودکانی که عاطفی ترند بیش از دیگر کودکان ترس دارند و آن ها که حساسیت و زود رنجیشان بیشتر است بیشتر می ترسند.

4- از نظر آگاهی : بررسیها نشان می دهند آن ها که داناترند کمتر از آنها که نسبت به مساله ای ناآگاهند می ترسند البته ترس عاقلانه در افراد دانا بیشتر است تا در افراد نادان زیرا یک نادان نمی تواند از فرجام واقعه ای سر در آورد و بی باکانه و یا بصورت طبیعی در رابطه با حادثه ای به پیش می رود.

5- از نظر هوش :

تجارب و بررسیها نشان داده اند کودکان با هوش تر بسی ترسوتر از کودکان کم هوش و کودنند ما حتی افرادی کودن و عقب مانده ذهنی داریم آنچنانند که گویی هیچ نمی ترسند.

6- از نظر سن :

کودکان به تناسب سن ممکن است ترسشان کم و زیاد شود و حتی نوع ترسشان با دیگران متفاوت باشد.

7- تجربه :

بررسیها نشان می دهد کودکانی که در زندگی با تجربه کمتری مواجهند ترس انها بیشتر است کودکانی را در نظر آورید که اهل صحرا و بیابان و گردش در طبیعت و کوهستانند و یا زندگی عادی شان ایجاب می کند که در تاریکی امد و شد داشته باشند طبیعی است اینگونه افراد با جرات تر و با شهامت تر از دیگر افرادی باشند که در چنین شرایطی نیستند.

8- نوع تربیت کودک :

خانواده هایی هستند که خود افرادی شجاع و از نظر ترس طبیعی هستند در مواجهه با دشواریها و مشکلات زندگی خونسردی خود را حفظ می کنند

و به احتمال قوی فرزندان آنها هم همین وضع و شرایط را برای خود حفظ می کنند. 

همچنین میزان ترس و نوع کیفیت آنها در رابطه است با عواملی چون توان جسمی ، رشد ذهنی ، نوع ارزشها ، جنبه های فرهنگی ، نوع معاشرتها، وسایل ارتباط جمعی ، تصادفات و تصادمات ، طبقه اجتماعي ، خود ساخته بودن ، قدرت اراده و ...

و یا ترس در رابطه ای با وضع ساختمان بدن ، ظهور محرک و شدت ان ، خستگی ، گرسنگی ، آشفتگی ذهنی ، توانایی درک ، ارتباطات و دامنه آن ، شرایط و اوضاع زندگی ، شرایط روز و جو سیاسی فرهنگی و ... بستگي دارد.

هم چنین ترس در رابطه است با  قدرت تخیل ، سوابق ناخوشایند زندگی ، تجربه های نامناسب، تحمل تلخی ها و نامرادیها ،

ریشه های ترس از دید روانکاوان :

آنچه که روانکاوان در مورد ریشه و منشاء ترس ذکر می کنند جدای از مباحثی نیست که ذکر شد. بلکه آنها مدعی هستند که برای مساله ترس باید عمیق تر نگریست و ریشه های پنهانی که این امر در درون آدمی دارد باید کشف کرد. در مورد ریشه و منشاء ترس کلا دو نظریه عمده وجود دارد :

1- نظریه تحلیل روانی

2- نظریه رفتاری : که روانشناسان به آن اتکا دارند

در نظریه تحلیلی روانی سعی بر این است همه عوارض و از جمله عارضه ترس را با اندیشه تعارض مطرح کنند. در نظریه رفتاری ، تکیه بر مساله شرطی شدن در امر ترس و یا دیگر مسائل از این قبیل است چه در آنها به ریشه های زیستی و ارثی و ... هم اشاراتی دارند.

 اما این اتفاق نظر در هر گروه وجود دارد که بخشی از ریشه های ترس مربوط به درد و رنج و ناشی از تجربه ناخوشايند است که از دوران کودکی در آدمی پدید می آید و در طول جریان رشد در او ریشه دار و استوار مي‌گردد. در این زمینه مخصوصا از فروید می توان یاد کرد که ترس مرضی را، ناشی از تجربه نا مطبوع کودک از زندگي دوران کودکی ذکر کرده است.

این جریان به خوبی روشن و است. گربه ای دست کودک را گاز می گیرد ، زنبوری به طفل نیش می زند ، سیم برقی او را از جای می پراند ، همه اینها چون درد آور است سبب ترس کودک از این امور می شوند.

3- تنهایی و ترس :

برخی از روانکاوان ریشه و اساس ترس در دوران کودکی را که بعدا به دوران نوجوانی و جوانی کشانده می شود تنهایی ذکر کرده اند . توضیح اینکه طفل در ساعاتی از روز دچار تنهایی و در خود و دنیای خیالات خود فرو رفته است .

برخی از روانکاوان رابطه ای بین ترس و تحقیر قائلند و گمانشان این است احساس حقارتهای ناشی از دوران کودکی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم برایشان افتاده است؛ خود زمینه ساز بسیاری از ترسهاست. به عنوان مثال کودکی را در نظر اورید که دائما از پدر و مادر خود فریاد می شنود و آنها به علت عصبی بودن و یا داشتن حالت خشم و پرخاشگری دائما بر سر کودک فریاد می کشند و غرور و جرات او را می کشند . طفل کم کم به این وضع عادت کرده و شخصست تحقیر شده ای برای خود احساس خواهد کرد . و این منشاء و مصدر بسیاری از نابسامانیها و وحشتهای دوران بعد و حتی در بزرگسالی است. "درمان ترس"

برای درمان ترس نخست باید ریشه شناسی به عمل آید تا انگیزه و علل آن کاملا مشخص شود.

باید دید ترس کودک در چه مرحله ای است گاهی کودک ترسوست ولی میزان ترس در حد و درجه ای نیست که طفل از آن در رنج باشد. زمانی ممکن است درجه ترس به حدی باشد که خواب و آرام او را از میان برده باشد.

حذف ترس : در این مرحله باید تلاشی بعمل آید که ریشه و پایه آن خشک شود و از بين برود. و جرات و شجاعت جای آن قرار گيرد.

نکاتی در رابطه با نوع برخورد ما با ترس كودك:

1- همیشه ترس کودک را بپذیریم و از اینکه طفل از چیزی می ترسد به او نخندیم

2- با او در زمینه ترسش همدردی کنیم و بگوییم که می فهمم چقدر ناراحت هستی

3- با عاملی که سبب ترس او شده برخوردی آرام و غیر تهدید کننده داشته باشیم

4- تلاش بر این باشد که عامل ترس را در فرد از بین ببریم و ریشه آن راخشک کنیم

5- او را مجبور نکنیم با چیزی که میترسد حتما تماس و ارتباط برقرار کند

6- او را تشویق کنیم با شی ء ترسناک تدریجا مواجهه شود

7- در ترسهای شدید او را از محل ترس آور دور کنیم.

8- گاهی با دادن غذا یا اسباب بازی فکر او را از ترس منحرف کنیم.

9- به او وعده حمایت دهیم او بگوییم به پیش برو ما هم به دنبال تو هستیم

10-روابط او را با دیگران ، با دوستان ، بستگان ، همکلاسیهای او وسیع تر کنیم. اصولا زندگي جمعی، خود موجب احساس قدرت و آرامش و سببی برای احساس اطمینان است.

11-براي كودكاني كه از تاريكي مي‌ترسند، حتما چراغ خواب روشن كنيم ويا مثلا شب در کنار تخت او یا زیر متکایش چراغ قوه قرار دهیم و به او متذکر شویم هر گاه که ترسید و یا چیزی را در تاریکی ديد چراغ را روشن کند و از این طریق دریابد که خطری متوجه او نیست

12-امنیت محیط خانه : اختلاف و درگیری با همسر و يا ساير افرادخانواده را كنار بگذاريم.

13-گاهی بدون اینکه از ترس او حرفي بزنيم؛ داستانهای افراد شجاع در حد فهم و درك آنها را بخوانيم ويا تعريف كنيم.

دادن آموزشهای لازم :

راه مبارزه و دفاع را به او بیاموزیم به او یاد بدهیم که چگونه آرامش خود را حفظ کند.

کوچک گرفتن مساله :

 از فنون مهم در درمان و کاهش ترس این است که ابهت مساله را در برابر او بشکنیم و سعی کنیم که او موضوع ترس را در ذهن خود مهم بحساب نیاورد.

کودک را واداریم که خودش را مورد تلقین قرار دهد با خود حرف بزند و برای خود دلیل درست کند و با استدلال خود را قانع کند كه مثلا آمپول كه ترس نداره و يا اينكه مرتب تمرين و تكرار كند (كه من از هيچي نمي‌ترسم).

در مواردی برای کنترل و درمان ترس می توان کودک را به تجربه و لمس وادار کرد

گاهی برای ترس کودک می توانید از شیوه های زیر استفاده کنید :

در حین خواب در کنارش بنشینید و برای او داستانهای جالب بگوئید

ويا با خواندن لالايي او را نوازش کرده و با دلگرمی به خوابانيم.

دست او را بگیرید و با خود به اطاق تاریک ببرید و از اوبخواهید دیوار و کف اطاق را لمس کند.

در مواردی موجبات انس او را با پزشک و یا اشخاص مورد ترس او فراهم كنيم و مثلا پزشک به او یک شکلات بدهد.

والدیني که در صدد ایجاد رابطه با کودک برای از بین بردن ترس او هستند باید خود را در ذهن کودک فردی قدرتمند جا بزنند طوری که طفل آنها را افرادی توانا و قوي تصور كند.

مراقبت در تهدیدها :

براي كودكي كه از تاریکی مي ترسد و یا از حبس شدن در انبار و زیرزمین وحشت دارد، اگر قصد تنبیهی درباره اوست از این امور باید پرهیز کرد که در آن صورت ترس او شدیدتر خواهد شد.

از شوخیهای ترس آور پرهيز كنيد

عدم تحریک مجدد :

بهنگامی که طفلی قول داد دیگر از چیزی معین نترسد سعی نکنید در همان لحظه و روز و ساعت اورا در معرض امتحان و تحریک مجدد قرار دهید.

غذای شب او را سبکتر کنید که با شکم کاملا پر نخوابد که این خود در دیدن خوابهای بد اثر دارد.

روشهای خشن و تکان دهنده نمی توانند ترس را اصلاح کنند. پرهيز كنيد.

کودک را بخاطر ترسش نباید شرمنده کرد. بررسیهای علمی نشان می دهند که ترساندن و یا خجالت دادن نه تنها ترس را از بین نمیبرد بلکه آن را شدید تر می سازد.

پند و اندرز افراطی و نصیحت را باید کم کرد و در عوض باید ریشه ترس را شناخت وآن را از بين برد. فرد ترسو مثل يك بیمار است، بیمار را با نصیحت نمی توان درمان کرد.

الگو بودن والدین :

پدر و مادر  باید خود الگوی جرات و قدرت باشند این خطاست که پدری ترسو  به کودک فرمان شجاعت دهد و یا مربی ترسو از افراد بخواهد با جرات و شجاع باشند.

به کودک درس زندگی بدهید – سطح فکری و فرهنگی او را بالا آورید و به او بیاموزید که در برابر وقایع و جریانات چگونه موضع بگیرد.

کودکان نباید با صحنه های ترسناک و یا دلخراش مواجه شوند. او را با زمینه های شاد و فرحبخش مانوس کنیم و اگر داستانی برای او نقل می کنیم از نمونه های شجاعان و یا افراد با جرات باشند.

 و در آخر، در مواردی بطور مکرر لازم است کودکان را تحت القائات گوناگون قرار دهیم و به طور مرتب در گوش او بخوابانیم تو بزرگی ، تو با جراتی ، تو می توانی فلان مشکل را حل کنی ، با فلان دشواری مواجه شوی و .... غيره                 خسته نباشيد.

با تشكر از اينكه حوصله كرديد و با سپاس از استاد عزيزم خانم ذراتي

رضواني فر پاييز 91

سرفصل دروس رشته روابط عمومی پودمانی با توضیحات کامل

دوستان خوبم!
 به اطلاع تان می رسانم؛ که چنانچه تمایل دارید با سرفصل پودمان های بعدی خود آشنا و از منابع و کتابهای معرفی شده آن بهره مند شوید؛ می توانید از اینجا لینک شوید و آن را که، به صورت PDF می باشد. دانلود کنید. امیدوارم مفید واقع شود.
رضوانی فر

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز

1. در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند و گاهی اوقات
پدران هم.

2.  در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت
انجام شود.

3. در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته
و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.

4. در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

5. در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛
بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.


6. در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه
دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست
داشته باشیم.

7. در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای
انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.

8.  در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه
بدترین دشمن وی است.

9.  در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات
بزرگ را با قلب.

10. در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار
هرگز نمی توان عشق ورزید.

سخن روز

در سقوط هم می توان سهمگین،باشکوه،با صلابت و زیبا بود این را آبشار به من آموخت.

سخناني از مهاتما گاندي

به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.

منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.

تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.

لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.

و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.

و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.

ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.

مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.

مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.

چرا که ما هر دو انسانيم.

اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.

تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.

قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.

دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.

حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.

دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.

چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.

من قابل ستايشم و تو هم.

يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.

به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.

همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.

نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.

مهاتما گاندی




قابل توجه دانشجویان هم رشته ای عزیزم

با تبریک عید سعید فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما خوبان

دوستان! مطالب خلاصه شده کتاب شیوه نگارش را برای استفاده شما عزیزان در بخش شیوه نگارش قرار دادم. شما عزیزانی که تا حالا نتوانستید کتاب را بخوانید می توانید خلاصه مطالب و نمونه سوالات را از این قسمت برداشته و مطالعه فرمایید.
با آرزوی موفقیت روزافزون

نمونه سوالات درس " شیوه نگارش در روابط عمومی " و خلاصه درس

 

شیوه نگارش، نشانه گذاری ص 42

 نشانه ها به چه علایمی گفته می شود؟ به علایمی گفته می شود که پیام گیرنده را کمک می نماید تا آنچه که پیام دهنده منظور  نظر داشته است به راحتی دریافت نماید.
 نشان گذاری چیست؟ به کاربردن علایم و نشان ها در نوشتن به منظور جلوگیری از لغزش در خواندن و درک مفاهیم به طور کامل، نشان گذاری نامیده می شود.

محقق ایتالیایی به نام آلدوس مانیوشیوس در تکمیل نشان گذاری نقش مهمی بر عهده داشته است.

حضرت علی (ع) به ابواسود دوئلی (یکی از بانیان نحو عرب) چه چیزی را تکلیف فرمودند؟ فرمودند: که قواعدی برای درست خواندن عبارت و اصول نحو زبان عرب تدوین نماید. تا به کمک آن ضوابط، تحریفی در قرائت و مفاهیم آیات پیدا نشود.

علایم و نشانه ها بیش از صد سال است که با تاثیر نوشته های اروپایی در نوشته های فارسی معمول شده است.

ادامه نوشته